[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۹۷
  • دوره جدید

نگاهی به واژه «درود» در زبان پارسی، روزنامه شیراز نوین

مجید دهقانی - پژوهشگر تاریخ و فرهنگ
واژه درود در فارسی امروزی معادل دقیقی ندارد. امروزه معمولاً به جای سلام به کار می‌رود و در ادبیات قدیم نیز معانی سلام، آفرین و صلوات داشته، اما خود واژه سلام در عربی به معنای صلح و آتش‌بس موقت است. بر اساس همین معنی، در جمله یا شعر گاهی با «ها» جمع بسته می‌شود تا تأکیدی بر ارادت بیشتر باشد.
ستا زن برآورده بانگ سرود // سرودی نوآیین‌تر از صد درود
(نظامی)
هر دم از ما صد درود و صد سلام // بر رسول و آل و اصحابش تمام
(عطار)
ز یزدان تو را باد چندان درود //  که آن را نداند فلک تار و پود
(فردوسی)
ز یزدان و از ما هزاران درود // مر او را و یارانش برفرود
(اسدی)
هزاران درود و دوچندان تحیت // ز ایزد بر آن صورت روح‌پرور
(ناصرخسرو)
در تمامی این مثال‌ها، «هزارن درود»، «چندان درود» و «صد درود»، درواقع شبه‌جمله‌هایی هستند که بخش دوم آنها به قرینه معنوی حذف گردیده است. اگر قرار باشد در نظم از جمع درودها استفاده شود، حتماً باید از پیشوندهای کثرت نیز استفاده کرد، مانند این بیت از اوحدی:
جدِّ تو را اگر ز جمالت خبر شود // ای بس درودها که فرستد به آل خویش
در هیچ‌کدام از فرهنگ‌های فارسی، مدخل مجزایی به عنوان «درودها» نداریم که نشان دهد این واژه به تنهایی دارای معنای خاصی بوده است. در نوشته‌های سال‌های اخیر و در برخی اشعارمعاصران، واژه درودها به معنای ظاهری احترام و ارادت و سپاسگزاری آمده که گاهی به تنهایی در مقابل جمله‌ای بیان می‌گردد. بنابر ادبیات کلاسیک فارسی، به کار بردن این واژه به تنهایی، هیچ سابقه‌ای در نظم نثر ندارد که مثلاً شخصی به شخصی رسیده و به تنهایی با اصطلاح «درودها» از وی استقبال کند، جز آن که در جمله به کار برده شود. اما بنابر زایا بودن زبان، می‌توان این موضوع را پذیرفت، چون امروزه کابرد آن به حدی گسترده شده که نمی‌شود آن را غلط دانست. در اینجا مجبوریم به حکم گفته رابرت‌ هال گردن نهیم که: درست آن است که مردم جامعه بپذیرند. این نیز یک غلط مصطلح است که بسیاری پذیرفته‌اند و گویا گریزی از آن نیست. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی