[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۴
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

چه خواهد شد؟

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

انگار زباله‌ها درست و حسابی بدست سایت بازیافت زباله شهرداری شیراز نمی‌رسد. این موضوع را می‌توان در مشاهدات عینی متوجه شد. جمعیت قابل توجهی از شهروندان این روزها در سطل‌های زباله درحال جستجو هستند. اگر فیلم‌های مربوط به جنگ جهانی دوم (‌1939 تا 1945 میلادی‌)را دیده باشید در آن سال‌ها به دلیل قحطی مردم دچار چنین وضعی شده بودند. آیا باید باور کرد که دوباره ایران به سمت قحطی در حال حرکت است که البته باور آن با داشتن این همه منابع مشکل است. اعمال سیاست‌های غلط در حوزه اقتصادی و ندانم‌کاری‌ها و اینک در این وضعیت بحرانی پی بردن به بکارگیری مدیران ناکارآمد، کار را به اینجا کشانده که حتی کارگران افغان هم متوجه نابسامانی اقتصادی در ایران شده‌اند و درحال ترک خاک کشورمان هستند.از هیچ منبعی درآمدی تولید نمی‌شود. حتی قادر نیستیم شیر گاو و گوسفند را مدیریت کنیم. بزرگی می‌گفت: شیر این حیوانات و نحوه نگهداری آنان که به خارج مربوط نمی‌شود. قصابی در شیراز از وضعیت بد دام سخن می‌گفت و اظهار نگرانی می‌کرد که انگار یک نفر همه دام‌ها را خریده و احتکار کرده است. مردم برای خرید گوشت منجمد خارجی در دکان من صف می‌کشند. گوشتی که متقاضی نداشت حالا برایش صف می‌کشند! صاحبان دیگر مشاغل هم از وضعیت بد تولید و قیمت‌ها گلایه دارند. همه از هم و گاهی از مشتریان سؤال می‌کنند چه خواهد شد؟ 
حالا یکی از نمایندگان شیراز سری به حوزه شیر و لبنیات زده، آن هم وقتی که کار از کار گذشته و طی هشداری از استاندار فارس خواسته مداخله کند! انگار همه خود را به بی‌خبری زده‌اند. 
به‌یاد دارم زمانی که دولت نهم در رأس کار قرار گرفت جناح مخالف و مغلوب در انتخابات، بورس را خالی کرد.یک شبه همه‌ی سهام بورس رفت آن طرف آب چراکه اصلاح‌طلبان دستی در آن‌سو داشتند و سرمایه‌های خود را منتقل کردند. دولت نهم با مشکلات سختی مواجه شد و گرانی گریبان مردم را گرفت. از آنجا که رئیس دولت نهم اهل شوخی بود و هیچکدام از مسائل کشور را جدی نگرفت و با کاستی‌های بسیار امور را  تحویل دولت یازدهم داد در برنامه‌های تلویزیونی خود قیمت گوجه‌فرنگی را از سبزی‌فروشی سر خیابان منزلش استعلام می‌کرد و می‌گفت در محله ما ارزانی است! 
دولت نهم و دهم با مشکلات بسیاری قانون یارانه‌ها را اجرا کرد آن هم نه از دلسوزی و برای کسب درآمد کافی از قِبل آن برای صنایع کوچک و بزرگ؛ چراکه اجرای ناقص این طرح و تزریق پول به جیب مردم امتیازی بود برای گرفتاری دولت آینده. طبق محاسبات دولت نهم و دهم، اصلاح‌طلبان با شعارهای فریبنده خود پیروز انتخابات یازدهم و دوازدهم خواهند بود و باید پاپیچی اساسی داشته باشند و آن هم از نوع تأمین منابع پرداخت یارانه به 80میلیون ایرانی!
حالا با این وضعیت همه در اقتصاد دستی پیدا کرده‌اند و سیاسیون بر این باورند که در هر دوره هشت ساله باید بار هشت سال آینده را بست. از این جهت است که داستان فساد درون دستگاهی پایانی ندارد و کار حتی تا حد معاون اول رئیس‌جمهور که ریاست ستاد مبارزه با فساد را برعهده دارد کشیده می‌شود. قبضه قدرت دامنه خود را تا حد مجلس و سپس شوراها و شهرداری‌ها گسترش می‌دهد. حزب حاکم هیچ امتیازی برای جناح حریف قائل نیست. کار تا حدودی انتحاری است و برای اختلاس باید بعضی هم‌حزبی‌ها قربانی شوند و جالب آنجاست این افراد خود را کاندیدای حملات انتحاری اقتصادی با اسم رمز اختلاس می‌کنند. کار در سطوح بالا در حال انجام است، اگر رئیس کل بانک مرکزی باشید و یا معاون ارزی آن. 
غافل از آنکه این «ببر ببر‌ها» اعتماد مردم را خدشه‌دار می‌کند و اگر واقعاً اعتماد و اعتقاد مردم خدشه‌دار شود و این سرمایه‌های اجتماعی از بین برود، احزاب چگونه خواهند توانست در انتخابات آینده وجه قانونی خود را با رأی مردمی‌ کسب کنند. بنظر می‌رسد انتخاب شدن با 10درصد آرا و یا کمتر در شأن نمایندگان احزاب نباشد. 
نقطه سر خط؛ خیلی‌ها فقیر شدند حتی طبقه متوسط. چه باید کرد وقتی سکان اداره امور بدست ناکارآمدان است. همین ناکارآمدی، بسیاری را تا کمر داخل سطل زباله خم کرده است. دیروز با اطلاعیه وزارت اطلاعات پیرامون مفاسد اقتصادی و اخلال در نظم اقتصادی و احتکار مواجه شدیم. واقعیت این است بعضی اهالی بازار با علم به افزایش قیمت‌ها نه به منظور احتکار بلکه با هدف پیشگیری از گران خریدن کالا و ضعف در سرمایه در گردش خود، اقدام به پیش‌خرید کالاهای مورد نظر و انبار آن می‌کنند. از طرفی باید به آنان حق داد چرا که دیروز در استهبان کلوچه انجیری یافت نمی‌شد و علت آن عدم تولید بود. اما و آیا می‌توان پذیرفت که کار تا حد کلوچه انجیری تنزل یافته است. یعنی مسافران عبوری از شهر استهبان قادر نبودند کلوچه انجیری بخرند!
حالا کار به جایی رسیده که مردم اگر اطلاعی از انبارهای پنهان محتکران دارند، محل احتکار را به دستگاه‌های ذی‌ربط اعلام کنند. سؤال اینجاست بخش‌های نظارتی و تعزیراتی تاکنون چه گزارشی از برخورد‌های گذشته خود با عوامل گران‌فروشی به مردم داده‌اند. برخورد قانونی و مؤثر توأم با فرهنگ‌سازی، فرهنگ‌سازی که مانع از اقدام به عمل دوباره شود. 
مسلماً گزارشی ارائه نشده چراکه کار تا آنجا خراب است که فلان مرغ‌فروش در فلان بازارچه شهرداری روز روشن حدود یک ماه قبل مرغ گرم را هر کیلو 11هزار تومان فروخت و کسی کاری به کارش نداشت. پرسش اینجاست که چرا یک واحد صنفی تحت نظارت شهرداری شیراز به خودش جرأت می‌دهد گرانفروشی کند؟ ضعف در نظارت‌ها و عدم برخورد مؤثر باعث این رخداد تلخ می‌شود. حالا دستگاه‌های نظارتی از مردم می‌خواهند تا گزارش تخلفات اقتصادی را بدهند. در مقابل این پیشنهاد باید گفت، تخلف در مرکز درحال اتفاق است حاشیه‌ها امن است. ما متولی گران خریدن هستیم نه گران کردن.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی