[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۴۸
  • دوره جدید

سینمای خام، سینمای مخاطب‌گریز، روزنامه شیراز نوین

یاسمن خلیلی‌فرد
شناسنامه فیلم
عنوان: مرداد
کارگردان: بهمن کامیار
تهیه‌کننده: محمود فلاح
نویسنده: بهمن کامیار
بازیگران: محمدرضا فروتن، رعنا آزادی‌ور، بهنوش بختیاری، بابک بهشاد، اندیشه فولادوند، مهتاب کرامتی
موسیقی: حامد ثابت
فیلم‌برداری: فرشاد محمدی
تدوین: سپیده عبدالوهاب
توزیع‌کننده: آفتاب عالمتاب
مدت زمان: ۷۵دقیقه
فروش گیشه: ۱۱۱،۵۳۸،۰۰۰تومان
داستان مرداد
در میان اتوبان‌های شهر، چند انسان هستند که هرکدام به گرفتاری‌هایی مبتلا شده‌اند. یکی بچه‌دار نمی‌شود، آن یکی رفتاری مشکوک با همسایه دارد و مردی که با همسرش بدرفتاری می‌کند و این گمان می‌رود که سرش جای دیگری می‌جنبد. زوج جوان پرستاری بعد از سال‌ها زندگی مشترک می‌خواهند صاحب فرزند شوند، اما به علت سابقه سقط جنین از نظر پزشکی فعلاً امکان آن فراهم نیست و درمان‌های خاصی را می‌طلبد. آن‌ها به سختی در حال فراهم کردن هزینه درمان ناباروری و سفر به لندن هستند تا اینکه اتفاقاتی باعث تردید زن برای ادامه مسیر درمان می‌شود.
سرگشتگی مخاطب
«مرداد» فیلمی به کارگردانی بهمن کامیار است؛ فیلم‌سازی که از قضا فیلم دیگرش «در وجه حامل» نیز هم‌زمان به اکران عمومی درآمده است. «مرداد» یک درام معمولی است با فراز و نشیب‌های معمولی. اشکال بزرگ کار مقدمه کند و ناملموس آن است. به عبارتی، فیلم آن‌قدر دیر آغاز می‌شود و مسئله اصلی‌اش را بیان می‌کند که مخاطب در یک‌سوم آغازین درام کاملاً گیج است و نمی‌داند فیلم قرار است چه مسئله‌ای را بیان کند. اینکه کامیار با این ترفند قصد ایجاد حس تعلیق در کار را داشته یا نه، پرسشی است که خود کارگردان باید به آن پاسخ دهد، اما آنچه از ظاهر امر برمی‌آید، نوعی ناپختگی و عدم آمادگی فیلم‌ساز برای آغاز روایتش است که هرگز نمی‌توان آن را با هیچ بهانه‌ای منطقی و توجیه‌پذیر تلقی نمود. «مرداد» می‌توانست آمیزه منسجمی از عشق، تعلیق، توطئه، پنهان‌کاری و درماندگی در داستانی با روایت مدرن باشد، اما نبود انسجام درونی رویدادها و گره‌های متعددی که در میانه راه خود را لو می‌دهند به متن کار ضربه زده و آن را به الگوی متوسطی در سینمای اجتماعی ایران بدل ساخته است. پس از ورود سوگل (مهتاب کرامتی) به داستان و پرده برداشته شدن از نوع و میزان ارتباط او با امیر (محمدرضا فروتن) و با توجه به داده‌هایی که پیش‌تر فیلم‌نامه در اختیار تماشاگر قرار داده است، می‌توان به آسانی دریافت که داستان از چه قرار بوده و از جایی که مخاطب رازهای روایت را درمی‌یابد، از میزان تعلیق کار کاسته می‌شود و جذابیت‌های دراماتیک آن کاهش می‌یابند.«مرداد» فیلم متوسطی است که در صورت بهره‌جویی از ساختاری مرتبط با ژانرش و همچنین تطابق بیشتر رخدادهای درونی‌اش با همدیگر، می‌توانست به اثر متفاوتی در سینمای ایران تبدیل شود.
موسیقی خودنمایی می‌کند
 فیلم قرار است مایه‌هایی از ژانر تریلر را به معرض نمایش بگذارد، اما بیش از آنکه برای تحقق این هدف از پتانسیل درونی فیلم‌نامه و چیدمان درست منطق روایی بهره گرفته شده باشد، از عناصر جانبی آن هم به شکل پررنگ استفاده شده است که احتمالاً بارزترین نمونه‌اش، موسیقی متن پررنگ و پرحجم اثر است که بافتش با بافت فیلم هماهنگ است، اما گاه این موسیقی است که بر کار سوار می‌شود و بیش از آن چه لازم است خودنمایی می‌کند. شاید این انتخاب به سلیقه فیلم‌ساز بازگردد؛ اما نگارنده، در جایگاه تماشاگر، ترجیح می‌دهد فیلمی واقع‌گرا را با همان عناصر درونی خود و مؤلفه‌های سبکی‌اش تماشا کند و موسیقی، عمده توجه مخاطب را به خود اختصاص ندهد. شاید به همین دلیل است که فیلم‌های بی‌موسیقیِ متن اصغر فرهادی بعضاً باورپذیرتر از بسیاری دیگر از نمونه‌های مشابهشان از فیلم‌سازان دیگر از آب درمی‌آیند.
نقش‌آفرینی‌های مقبول
«مرداد» با بازی‌های غالباً مقبولی همراه است. این به معنای آن نیست که کامیار در «مرداد» نقش نامتعارفی را به بازیگر نامتعارفی داده باشد! بازی‌های مرداد اساساً شما را غافلگیر نمی‌کنند؛ اما در حد و اندازه فیلم هستند و هماهنگی بازیگران با یکدیگر شاید از ویژگی‌های مثبت کار به حساب بیاید. با این وجود گمان می‌کنم محمدرضا فروتن، باید در انتخاب نقش‌های خود تغییرات جدی لحاظ کند؛ زیرا شباهت نقش‌هایش به یکدیگر منجر به بازی‌هایی تکراری از سوی او می‌شوند. فروتنِ «مرداد» همچون فروتنِ «عادت نمی‌کنیم» و فروتنِ بسیاری دیگر از فیلم‌های اخیرش، مردی آرام، مرموز، بداخلاق و کم‌حرف است که با آنکه بدذات نیست، این سوءتفاهم را در شخص مقابلش به وجود می‌آورد که دارد کار بدی می‌کند و این کار بد عموماً خیانت در نظر گرفته می‌شود! حرف نزدن، سکوت‌های طولانی، بازی‌های به شدت درونی و واکنش‌های بسیار کمرنگ، از ویژگی‌هایی‌ست که این سال‌ها در بازی فروتن و البته به تناسب نقش‌هایی که به عهده می‌گیرد، بارها دیده شده است. همچنین، کاراکتر سحر (بهنوش بختیاری) می‌توانست به راحتی از فیلم‌نامه کنار گذاشته شود بی آنکه کار را دچار نقص کند.شاید چند بار بازنویسی بیشتر فیلم‌نامه و تدوین مجدد کار می‌توانست تا حدودی به بهتر شدن «مرداد» کمک کند؛ اما در شکل فعلی، این فیلم اثری با طرح اولیه‌ جذاب و متفاوت است که به جهت نقصان در قصه‌گویی و عدم انسجام ساختار درونی‌اش، در اندازه ایده‌ای «خام» باقی مانده است.  
رکود مخاطب‌مداری
غالباً بسیاری از فیلم‌هایی که با مسئله «بارداری»، «زایمان»، «سقط جنین» و... سر و کار دارند، در پرداخت نمی‌توانند به اندازه ایده‌هایی که آن‌ها را شکل داده است موفق باشند. شاید بارزترین نمونه چنین فیلم‌هایی، «دعوت» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا (1386) باشد که با وجود هزینه‌های گزافی که برای ساخت آن شد و بهره‌گیری از ویترینی از ستارگان سینمای ایران، نتوانست آن قدر که باید موفق شود و در واقع، یکی از ضعیف‌ترین فیلم‌های این کارگردان به شمار می‌رود. 
احتمالاً محدودیت‌ها و خط قرمزها که معضل اصلی فیلم‌نامه‌نویسی در سینمای این روزهای ایران هستند، علت اصلی چنین ناکامی‌هایی است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی