[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۶۹
  • دوره جدید

سینمای زیرزمینی نفس می کشد، روزنامه شیراز نوین

بازخوانی دلایلی که باعث شکست اکران  فیلم خارجی در ایران شد

سینمای زیرزمینی نفس می کشد

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

اکران فیلم‌های خارجی در ایران همیشه حاشیه‌ساز بوده است. گروهی بر این باورند که اکران آثار ‌هالیوودی مقارن با زیر پا گذاشتن ارزش‌هاست و دسته‌ای دیگر، این‌گونه تفکرات را رادیکالی ارزیابی کرده و خواستار نمایش آثار برجسته سینمای جهان در سالن‌های سینما و شبکه خانگی هستند. نتیجه کار هرچه باشد، امروزه شاهد فعالیت گسترده شبکه‌های زیرزمینی در عرصه سینمای جهان هستیم. آن‌ها بدون هیچ‌گونه ممیزی و به صورت رایگان، آثار سینمایی را در اختیار علاقه‌مندان قرار داده و به اهداف درازمدت خود جامه عمل می‌پوشانند. در نظر داشته باشیم که بسیاری از آثار سینمای جهان در کشورهای مبدأ نیز با محدودیت‌هایی اکران می‌شود و همه طیف‌های سنی و اقشار مدنی، اجازه تماشای آن را ندارند. اما شبکه‌های زیرزمینی ایران با به فراموشی سپردن مسئولیت‌های فرهنگی و اجتماعی خود، این‌گونه آثار را در دسترس عموم گذاشته و جامعه، تاوان ناهنجاری‌های آشکار و نهان آن را پس می‌دهد. در نظر داشته باشیم که به دلیل تنوع سلیقه‌های تماشاگران، گریز از سینمای جهان ممکن نیست. ما آثار درخور توجهی فقط در سینمای اجتماعی داریم و نتوانسته‌ایم به سان موفقیت‌های این ژانر در دیگر سبک‌های داستان‌سرایی به موفقیتی برسیم. این در حالی است که سینمای جهان در ژانرهای علمی - تخیلی، هراس‌انگیز، تعلیق و ماجراجویانه از لحاظ تکنیکی در اوج قرار داشته و تصاویر بازآفرینی شده توسط مایکل بی، برادران واچوفسکی، اسپییلبرگ و بسیاری دیگر از برترین فیلم‌سازان جهانی، آن قدر واقعی و جذاب بازآفرینی شده‌اند که تصور رئال نبودن آن‌ها در ذهن تماشاگر نمی‌‌‌گنجد. بنابراین، فرضیه در انزوا نگه داشتن سینمای جهان در سینماهای بومی، محلی از اعراب نخواهد داشت و نمی‌توان در عصر دیجیتال به سان دهه شصت با آثار هنر هفتم جهانی مقابله سخت کرد. به همین دلیل، شاید مقابله نرم بهترین راهکاری باشد که بتوان با اتکا به آن، از زهری که در بسیاری آثار جهت‌دار و یکسویه سینمای غیروطنی نهفته است، کاست. در ابتدا، این وظیفه منتقدان و صاحب‌نظران سینمایی است که لایه‌های نهان و مقاصد شرکت‌های فیلم‌سازی را برای تماشاگران کالبدشکافی کرده و از تأثیراتی که مرسوله فرهنگی در ضمیر ناخودآگاه مخاطبان بر جای می‌گذارد پرده‌برداری کنند. در گام بعدی، می‌توان سکانس‌های آلوده به خشونت و صحنه‌های غیراخلاقی را از متن فیلم جدا کرد و آثار برجسته و پرفروش سینمای جهان را از نمای بیرونی مناسب‌سازی نمود. نمونه‌هایی که به اختصار از آن‌ها یاد شد، راهکارهای آنی و کوتاه‌مدتی است که هنر هفتم جهانی را برای مخاطب ایرانی اندکی پاک‌سازی خواهد کرد و این در حالی است که به چشم‌اندازهای طولانی مدتی هم نیازمندیم. ابتدا، سالن‌های نمایش ایران باید از حال و هوای چهل سال پیش خارج شده و به شاخصه‌های استاندارد نزدیک شوند. به این ترتیب، تماشاگران از کیفیت تصاویر، صداهای دالبی و صندلی‌های راحت برخوردار شده و رغبت بیشتری برای تماشای آثار هنری در سینما نشان می‌دهند. در گام بعدی، چاره‌ای جز سرمایه‌گذاری روی استعدادها وجود ندارد. سینمای ایران تا ابد نخواهد توانست با اتکا به کیارستمی، فرهادی، مهرجویی، بیضایی و سایر اسطوره‌های نقره‌ای‌اش به پیش رود و در آینده نزدیک باید جایگزین‌های شایسته‌ای برای آن‌ها بیابد. برای محقق شدن این ماجرا، بخش خصوصی می‌تواند به یاری دولت آمده و برای نیروهای انسانی در سینمای ایران پشتوانه‌سازی کند. گام نهایی، پرهیز از برخوردهای چکشی است. این خاصیت افکار عمومی است که به آثار سینمای توقیفی کنجکاوی نشان داده و در پی تماشای آن از منابع زیرزمینی برمی‌آیند. از سویی، توقیف آثار فرهنگی یا شبه‌فرهنگی هزینه‌های زیادی برای کشور به دنبال داشته و بهانه‌ای به دست شبکه‌های معاند برای سوءاستفاده‌های ابزاری می‌دهد. شاید اگر نظارت‌های اولیه برای صدور پروانه نمایش و مطالعه سناریو با دقت بیشتری صورت گیرد، با آثار توقیفی کمتری روبرو باشیم. در ادامه، به بازخوانی دلایلی می‌پردازیم که مسبب استقبال کم عمومی از اکران آثار خارجی در سالن‌های نمایش ایران شده است.

تبلیغات غیرمؤثر 
 شما باید عاشق سینما باشید و هر روز به سایت‌های فروش بلیت فیلم سری بزنید تا متوجه بشوید در چند سینمای محدود، فیلم خارجی در حال اکران است. تبلیغات بسیار بد، نه تنها روی فیلم سینمایی، بلکه روی هر محصولی می‌تواند منجر به ناشناس ماندن و متعاقباً شکست بازاریابی آن شود. در دنیای مدرن، آن‌قدری که بر فرایندهای تبلیغاتی مانور داده می‌شود، توجهی به کیفیت و دوام محصول نمی‌شود.
 سانس‌های بد 
 اختصاص دادن سانس‌های آخر شب نیز یکی از دلایلی است که مخاطب سینما را مجاب به خانه‌نشینی و استقبال نکردن از اکران آثار خارجی می‌کند. مشکلات گوناگون شب مانند حمل و نقل، هر تماشاگر سینمایی را دچار تردید در تماشای هر فیلمی در سینماها خواهد کرد، چه برسد به اینکه فیلم را قبلاً در منزل هم دیده باشد. در نظر داشته باشیم که رونق سالن‌های سینما نقش مؤثری در رونق سینمای ایران هم خواهد داشت.
 فیلم‌های معمولی 
 شاید بهتر باشد برای آغاز اکران فیلم‌های خارجی در ایران، به سراغ آثار محبوب‌تری رفت، نه فیلمی مانند «کمین‌گاه سارقان» که حتی در اکران جهانی نیز با فروش زیر 100میلیون دلار و سودآوری متوسط روبرو شد. تماشاگران ایرانی قطعاً ترجیح می‌دهند فیلم مذکور را در منزل تماشا کنند؛ چراکه دلایل زیادی برای تماشای آن روی پرده سینما ندارند. به نظر می‌رسد دست‌کم در شرایط فعلی، جرارد باتلر توانایی کشاندن مخاطب ایرانی به سینما را ندارد. «کمین‌گاه سارقان» فیلمی در سبک سرقت و اکشن است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و به موفقیت برجسته‌ای در گیشه دست نیافت. از بازیگران آن می‌توان به جرارد باتلر، فیفتی سنت، پابلو شرایبر، ایوان جونز و داون اولیویری اشاره کرد.
 اکران آثار قدیمی 
 تا به امروز فیلم‌های «همه پول‌های جهان» و «شاه دزدان» به اکران درآمده و اخیراً نیز فیلم ترسناک «وینچستر» به آن اضافه شده است. یعنی آثاری که ماه‌ها از زمان اکرانشان گذشته و نسخه بلوری آن با کیفیت بسیار خوب برای تهیه علاقه‌مندان به سینما موجود است. در این شرایط، مخاطب ایرانی چرا باید با پرداخت هزینه بلیت سینما و هزینه‌های جانبی دیگر، به تماشای اثری بنشیند که می‌تواند در منزل با کیفیت بسیار خوب و هزینه بسیار کمتر به تماشای آن بنشیند؟ این مورد حتی درباره سینمای ایران نیز صدق می‌کند. چنانچه فیلمی از طریق شبکه نمایش خانگی یا هر روش دیگری قابل تهیه در منزل باشد و در این شرایط روی پرده سینماها برود، قطعاً فروشی فاجعه‌بار را تجربه خواهد کرد. وینچستر، فیلمی در سبک ترسناک به کاگردانی پیتر و مایکل اسپیریگ است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. تمام پول‌های جهان،  فیلمی در سبک جنایی - زندگینامه‌ای به کارگردانی ریدلی اسکات و نویسندگی دیوید اسکارپا است که با الهام از کتاب «ثروت پردردسر و بدبختی‌های جی. پائول گتی» به قلم جان پیرسون ساخته شده‌ است. از بازیگران آن می‌توان به میشل ویلیامز، مارک والبرگ، کریستوفر پلامر، رومن دوریس، چارلی پلامر، اندرو بوچان و تیموتی‌ هاتون اشاره کرد. فیلم‌برداری پروژه در مه ۲۰۱۷ در رم، ایتالیا و لندن آغاز شد.
دست‌کم‌گرفتن مخاطب ایرانی
 شاید باید یکی به متولیان اکران آثار خارجی در ایران بگوید که مخاطب ایرانی حداقل در تماشای آثار خارجی و اطلاعات درباره آن، چند قدم از مدیران سینمایی جلوتر هستند! آن‌ها می‌دانند اکران فیلم خارجی با چنین ساز و کاری بیشتر شباهت به مهیا کردن موقعیت اذعان به شکست پروژه اکران فیلم‌های خارجی در ایران دارد تا تلاش صادقانه برای اکران آن‌ها.  اکران فیلم‌های خارجی در ایران به این معنی نیست که فیلم‌های گذشته در ابعادی بزرگ‌تر در سالن سینما به نمایش درآیند، بلکه به این معنی است که فیلم‌های روز سینماهای جهان هم‌زمان با دیگر نقاط دنیا در ایران به نمایش درآید تا مخاطب فرصت صبر چند ماهه را نداشته باشد و به سینما برود.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی