[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۸۶
  • دوره جدید

یادداشت میهمان، روزنامه شیراز نوین

من خبرنگار می‌مانم 
 

کوروش حسینی پناه 

من همیشه یک خبرنگار باقی می‌مانم  از دوران نوجوانی آدم کنجکاوی بودم دنبال نادانسته‌ها، بیشتر از همه همسن و سالانم انرژی داشتم اهل اخبار بودم پیگیر مسائل روز در زنگ انشا فقط من انشا می‌نوشتم حتی بیست تا سی صفحه و آخر سر هم باید به دفتر می‌رفتم که چرا در موضوع به جاده خاکی زده‌ام!!!  دنیا حتی با عشق فوتبال، وقتی که از تیمی‌ کوچک برای خدمت به فجر سپاسی بزرگ رفتم با اینحال اهل مطالعه بودم روزنامه‌های آن روز را همگی داشتم و اکنون نیز آرشیو کاملی از روزنامه‌های بزرگ ورزشی را دارم، در اوج فوتبالم عشق روزنامه نگاری باعث شد به روزنامه خبر بروم عباس صباغ عزیز با رویی باز پذیرایم شد و من نوشتم و نوشتم تا روزی که آرزوی داشتن روزنامه آن هم در سنین جوانی باعث شد هفته‌نامه هدهد را اجاره کنم و در مغازه کوچک همان منزل مادری که بعدها به عشق روزنامه و تیمداری فروختم هفته نامه‌ای تحلیلی با موضوعات اجتماعی سیاسی، فرهنگی و ورزشی را چاپ کردیم که آن روزها ورزش و فوتبال فارس را به خوبی پوشش می‌داد، بهترین بازیکنان ایران را به شیراز می‌آوردیم برای مصاحبه تلفنی و حضوری با خوانندگان با هزینه‌های اقامت بازیکنان و هدایای قابل توجه خیلی‌ها آمدند که معروفترین آنها علی دایی و احمد رضا عابدزاده بودند و در موضوعات دیگر ما اهل نقد بودیم و حتی چند بار در آن سال‌ها (دهه هفتاد) که فضای رسانه‌ای بازتر شده بود بازخواست شدیم اما دست نکشیدیم.  سید که آمد جان گرفتیم اقتصاد خوب شد و فضای کشور باز،  گفتگوی تمدن‌ها ایران را از انزوای جهانی بیرون آورد و در داخل مردم روزگار بهتری را تجربه می‌کردند و ما امیدوارتر از گذشته تا وضعیت مادی و پایان قرارداد اجاره پنچ ساله باعث شد به نیم نگاه بروم جایی که در آن به لحاظ بلوغ سیاسی رشد کردم و مطالب طنز سیاسی و موضوعات اجتماعی دغدغه من شد و هر روز نیم نگاه با شکایتی روبرو بود و ما در طی آن سال‌ها با همه مشکلات بلوغ روزنامه‌نگاری را در تبلور آزادی شاهد بودیم که ناگهان خزان آمد و برخی روزنامه‌ها یک به یک فله‌ای توقیف شدند و در آن وادی روزنامه‌ها با سیاست‌ورزی تغییر رویه دادند اما من و خیلی‌ها همان آدم‌های آزاد ماندیم نرفتیم ماندیم و نقد کردیم و در همه ابعاد کشور کمک کردیم تا کشور را بسازیم و هنوز هم بر سر رسالت خود هستیم و خواهیم بود اما عده‌ای در این وضعیت فاجعه‌بار انتظار دارند کبک باشیم با سری زیر برف؟!
و امروز این مطلب را می‌نویسم تا بدانید اگر انتقادی هست از سر دلسوزی است تا فردا کشوری بهتر داشته باشیم نه آنکه دو رویانه فقط تعریف و تمجید کنیم از هیچ!!! من آرزو دارم بازتر نگاه کنیم نه نگاهی از سر خصومت و غرض ورزی و بیندیشیم که فردای قیامتی هست و روز پاسخگویی!! و اگر عده‌ای امروز کیان کشور را با رانت بازی و تجملات اشراف گری به بازی گرفته‌اند چرا ما باید سکوت کنیم ما همه زندگی و جوانیمان را برای این آب و خاک داده‌ایم و کارنامه خانواده ما در این خاک روشن است نه خورده‌ایم نه برده‌ایم  فقط دغدغه داریم و باز هم می‌نویسم  برای اعتلای وطن برای فردایی بهتر و کشور و مردم را دوست داریم. این آب و خاک مقدس ماست وگرنه امروز در آن سوی مرزها بودم و من خبرنگار هستم و خبرنگار می‌مانم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی