[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۸۶
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

اگر تورم نبود 

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

باور کردنی نیست قیمت یک دانه میخ به 80تا 100تومان رسیده باشد. این واقعیت به معنای تکذیب مهار تورم از سوی دولت است. هیچ چیزی در ایران ارزان نخواهد شد و انتظار مردم از بازار برای سامان یافتن در این حوزه انتظاری بیهوده است. باید منتظر موج دوم تورم بعد از داستان سوخت در کشور باشیم. این درحالی است که قدرت خرید مردم بشدت کاهش یافته است و بازار جنب وجوش خود را در مصاف با فقر در آینده نزدیک بکلی از دست خواهد داد. درحالی که نظارتی بر امور نیست!
قرار بود در بخش حمل ونقل عمومی ‌درون‌شهری از مترو بهره‌مند شویم، حمل ونقلی آسان، پاک و ارزان. این شعاری بود که در زمان ساخت مترو در هر گوشه و کناری به چشم می‌خورد. حالا اما با بهره‌برداری از این خدمات آسان، پاک و ارزان باید شاهد مصوبات شورایی باشیم که هر روز برای قیمت آن یک نقشه جدید می‌کشند. واقعیت این است که ما به سمت ارزانی ارایه خدمت به اقشار جامعه خصوصاً آسیب‌پذیر‌ها گام برنمی‌داریم بلکه یک کیسه گشاد دوخته‌ایم و آن را پنهان کرده‌ایم و گاهی در این اندیشه هستیم که قسمتی از آن را نمایان کنیم و به این بهانه که این نیمه خالی کیسه است، برای پرکردن آن از مردم بهانه‌جویی کنیم‌! 
وقتی حمل ونقل عمومی‌‌آن هم در بخش آرمانی آن گران می‌شود باید در انتظار عواقب بعدی آن در حوزه حمل ونقل بار و تأثیر بر قیمت کالاها بود. موجی درحال خیزش است که داشته‌های اجتماعی و اعتقادی را با خود خواهد برد. گرانی سوخت، گرانی خدمات و حمل ونقل بار، گرانی مواد اولیه تولید، گرانی ارز، گرانی مواد خوراکی و اساسی، گرانی پشت گرانی هویت ملی را در کشورمان نشانه رفته است. هیچکس به فکر کنترل امور اقتصادی نیست. تریبون‌ها همچنان فعال است و همه به دولت هشدار می‌دهند که معیشت مردم را به گونه‌ای تأمین کند که اقشار مختلف جامعه آسیب نبینند. 
مدیران در سطوح عالی از چنان رفاهی برخوردار هستند که وقتی پشت تریبون‌ها قرار می‌گیرند انگار برای اروپاییان سخنرانی می‌کنند. (همه چیز آرام است، من چقدر خوشبختم‌!؟)  و البته ادامه می‌دهند که این روزها در بهترین شرایط زیستی قرار داریم و باقی قضایا. اما کافی است به بحران طلاق، اعتیاد و فروپاشی خانواده‌ها نیم‌نگاهی داشته باشیم. این فروپاشی از کدام منشأ سرچشمه گرفته است‌؟ اقتصاد و جنگ درگرفته پیرامون آن درحال نابودی بخش‌های مختلف اجتماعی است و باید در این باره اندیشه‌ای با تأثیرات فوری نمود، چراکه طرح و برنامه‌های بلند مدت برای این روزها کارسازنیست. 
شاید بیش از نیمی‌‌از افراد جامعه زیر خط فقر رفته‌اند. واقعیت مطلب این است که ماهم به عنوان روزنامه‌نگار خسته شدیم بس که  در مورد فقر و تورم نوشتیم و به جایی نرسیدیم. در بسیاری جوامع روزنامه‌نگاران برای اصلاح امور تلاش می‌کنند و امیدوارند تا تلاش آنان ثمره‌ای داشته باشد. اما انگار در این راسته اصلاح‌طلب بودن فایده‌ای ندارد چراکه وقتی با منفعت‌طلبان سخن می‌گویی آنچه البته به جایی نرسد فریاد است. همینکه منفعت‌طلبان در پوشش اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا گوشه چشمی‌به رسانه‌ها نمی‌کنند کافی است که اوضاع برمدار منفعتشان بگردد. گاهی چراغ خاموش آمدن و رفتن منافع بسیاری دارد تا اینکه پر هیاهو باشی‌! به جرأت می‌توان گفت که این روزها گروه‌های سیاسی عامل اصلی فروپاشی اقتصاد در ایران هستند. چراکه یا نمی‌خواهند و یا نمی‌توانند امور را ساماندهی کنند. 
گروه‌های سیاسی کار نابلد با شعار نخ‌نمای مردم پیش می‌آیند و با کوله‌باری از منافع شخصی پا پس می‌کشند. من به نوبه خودم بسیار متأسف هستم که روند فعالیت سیاسی آنان باعث انزوای رسانه‌ها در کشور شد و رسانه‌ها قابلیت و کارکردهای خود را از دست دادند. این روزها گفتن درباره منافع مردم به یک تعارف و یک شوخی بزرگ تبدیل شده است چراکه از هر دری وارد شوی تأمین منافع مردم غیر ممکن است. غیر ممکنی که روند فعالیت نمایندگان آنان  در دهه‌های گذشته و بی‌حاصلی آن می‌تواند به اثبات تاریخی آن مستند شود. داستان از این قرار است که هر چهار سال یک‌بار از تمام کاستی‌ها رونمایی می‌شود، و آنانکه بیشتر در مورد کاستی‌ها سخن گفته‌اند پس از پیروزی در رقابت‌ها ساکت‌ترند و این سکوت فرصتی است برای گفتن کاستی‌ها در چهار سال آینده.
نقطه سرخط: تورم با ماست. هر روز ادامه دارد و آنچه هیچگاه ما را به حال خود رها نخواهد کرد همین تورم است که ما با آن مأنوس شده‌ایم. گاهی با خود فکر می‌کنیم اگر تورم نباشد چه باید کرد‌؟

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی