[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۲
  • دوره جدید

اسارت در مرداب هیچ‌انگاری، روزنامه شیراز نوین

مروری بر ستاره‌های صاحب‌نامی که با افسردگی و اضطراب دست‌وپنجه نرم می‌کنند

اسارت در مرداب هیچ‌انگاری

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

اشاره: ستاره‌های سینما دنیای عجیبی دارند. آن‌ها برای درخشش بر پرده نقره‌ای، مرارت‌های زیادی به جان می‌خرند و برای محبوب شدن از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نیستند. اما پس از فتح قله‌های افتخار، به یک‌باره همه هدف‌های گذشته رنگ می‌بازد و به پوچی می‌رسند. شاید این خاصیت بشری باشد که تا زمانی که به اهدافش دست نیافته سراپا شور و شوق است و در صورتی که به همه خواسته‌هایش برسد، از درون تهی می‌گردد. اندازه پوچی و بیهودگی که سلبریتی‌ها با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند، متفاوت است. گروهی از آن‌ها به اوج هیچ‌انگاری رسیده و حتی حاضر نیستند با طرف‌داران تیفوسی‌شان عکس‌های یادگاری بگیرند. گروهی دیگر، از مرزهای افسردگی فراتر می‌روند و میزان بن‌بست‌های روحی آن‌ها به جایی می‌رسد که کنج عزلت و گوشه‌نشینی را بر سر در سینما‌ها ترجیح داده و در اوج شهرت و درخشش، به بازنشستگی روی می‌آورند. شماری از ستاره‌های پرفروغ پرده نقره‌ای هم توان به فراموشی سپردن سینما را با همه جذابیت‌هایش ندارند. به همین دلیل، دچار انقلاب روحی و روانی شده و نقش‌هایی را برمی‌گزینند که تألمات روحی آنان را به تصویر بکشد.
به راستی چه کسی می‌توانست باور کند جیم کری دوست‌داشتنی و خنده‌رو، در دهه نود، از ژانر کمیک با همه جذابیت‌ها و آدرنالین‌های جوشنده‌اش، به سوی داستان‌هایی کوچ کند که سرشار از سکوت و رخوت هستند؟ جیم کری، ستاره‌ای بود که در آثاری همانند ماسک، خنگ و خنگ‌تر و کارآگاه حیوانات نمایش تحسین‌برانگیزی از خود ارائه داد و میراث‌دار لایقی برای بزرگان این سبک بود. از سوی دیگر، چه کسی باور می‌کند بزرگ‌ترین ستاره این روزهای‌ هالیوود، با آن‌همه شهرت و محبوبیت و ثروت، در دوره‌ای در چنگ افسردگی گرفتار آمده باشد و در خلوت، شیون سر دهد. نقش‌آفرینی که توانسته نظر مثبت منتقدان و تماشاگران عامی را به طور هم‌زمان جلب کند و حضور او در هر اثری، با استقبال مخاطبان روبرو می‌گردد. درباره کریس ایوانز و رایان رینولدز هم اوضاع از همین قرار است. آن‌ها مدت زیادی به نقش‌آفرینی در آثار درجه‌چندم و نقش‌های فرعی بسنده کرده بودند تا آنکه با اثبات توانایی‌هایشان، مسیر خود را به سوی بلاک‌باستر‌ها باز کرده و به سینمای قهرمانی و ابرقهرمانی پا گذاشتند. حضور در «کارخانه رویاسازی» مارول در کنار شهرت و ثروت، برای آن‌ها دگردیسی مهلکی به ارمغان آورد و پس از مدت کوتاهی حضور در بزرگ‌ترین آثار‌ هالیوودی، به افسردگی و درون‌گرایی مفرط مبتلا شدند. به نظر می‌رسد درباره کریس ایوانز اوضاع بحرانی‌تر از بقیه باشد؛ چراکه او از نقش کاپیتان مارول اعلام بازنشستگی کرده و در حالی که می‌توانست برای سالیان متمادی در این نقش زرین به ایفای نقش بپردازد، تصمیم دارد از سینمای ابرقهرمانی، با همه جذابیت‌هایش، کناره‌گیری کند. سینمایی که می توانست او را بر مسند متمول‌ترین نقش‌آفرین ‌هالیوود بنشاند و نام ایوانز را به عنوان اولین کاپیتان مارول، جاودانه سازد.
جالب است بدانید در کنار همه ستاره‌های هنر هفتم که از آن‌ها یاد شد، قهرمان ورزشی و شاهزاده‌های بزرگ و نام‌آور نیز از هجوم افسردگی در امان نیستند و ثروت و شهرت و کاخ‌نشینی، نتوانسته آن‌ها را به سوی زندگی پرآرامش رهنمون سازد. با وجود همه این وسوسه‌ها، به نظر می‌رسد گرداب افسردگی، قربانیان خود را از میان سلبریتی‌های محبوب و ستاره‌های صحنه برمی‌گزیند و رهایی از مرداب تنش‌ها و چالش‌ها کار چندان ساده‌ای نیست؛ بیماری‌ای که محصول مدرنیته و مینیمال‌هاست و درمان قاطعی برای خلاصی از آن ارائه نشده است. شاید تعمیق پیوندهای خانوادگی و زندگی در افرادی که انسان از صمیم قلب به آن‌ها عشق می‌ورزد، چاره اساسی بیماری کشنده هزاره سوم باشد. بسیاری بر این باورند که پیامدهای آشفتگی‌های روحی به مراتب عذاب‌آورتر از بیماری‌های جسمی است و شمار زیادی از مرض‌های مهلک، ریشه در ارواح ناآرام و عصیان‌زده بشری دارند. هرچند در جوامع جهان سوم، بحران‌های فزاینده اقتصادی و پمپاژ خبرهای بد و گسترش فساد، از عامل اصلی افسردگی و بیماری‌های روحی و روانی به حساب می‌آیند.
۱- دواین جانسون
دواین جانسون که یکی از پردرآمدترین بازیگران‌ هالیوودی است، اعلام کرد در دورانی در ناامیدی و افسردگی به سر می‌برد و کاری جز گریه نداشت. این شرایط، حاصل اتفاقات مختلفی بود. مادر جانسون درست در برابر چشمان او اقدام به خودکشی کرده بود و ظرف چند ماه، او و مادرش را از خانه‌شان بیرون انداخته بودند. جانسون در این‌باره می‌گوید: «به نقطه‌ای رسیدم که دلم می‌خواست نه کاری کنم و نه جایی برم. فقط دائماً گریه می‌کردم.» سال‌ها بعد، جانسون دچار آسیب‌های فیزیکی شدیدی شد و نتوانست به آرزویش برای تبدیل شدن به یک فوتبالیست حرفه‌ای برسد. لیگ فوتبال کانادایی‌ که با جانسون قرارداد بسته بود، او را رها کرد. ظرف مدت کوتاهی، نامزدش هم رابطه‌اش را با او قطع کرد. جانسون دچار افسردگی شدیدی شد. اما حالا این بازیگر مشهور می‌تواند بگوید او و مادرش توانستند از پس شرایط بد خود بربیایند و در جایگاه خوبی قرار بگیرند.
۲- جیم کری
جیم کری را همیشه با نقش‌های عجیب و غریب و چهره خندانش به یاد می‌آوریم؛ اما او مدتی با افسردگی شدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. اتفاقات بدی در زندگی شخصی و کاری او افتاد و خودکشی نامزد سابقش، تأثیر عمیقی روی وضعیت روحی کری گذاشت؛ اما او آن‌قدر قوی بود که توانست از عهده وضعیت بد روحی‌اش بربیاید. کری در مصاحبه‌ای تصدیق کرد که: «دیگه افسردگی‌ای در کار نیست» و ادعا کرد دیگر همه    فکر و ذکرش بازیگری نیست. او همچنین گفت: «اتفاقی که داره میفته واقعاً خوبه؛ اما چیزهای واقعاً بدی هم توش هست. تو سال‌های اخیر بعضی‌ها با این نیت اومدن سراغم که برای منفعت خودشون از اعتبارم کم کنن؛ اما اعتبار من چیزی نیست که بتونید ازش کم کنید.»
۳- پرنس هری
پرنس هری در مصاحبه‌ای با سایت تلگراف اعلام کرد به مدت تقریباً ۲۰سال احساساتش را سرکوب می‌کرده: «بعد از بیست سال پیش مشاور رفتم تا دیگه به مرگ مادرم دایانا و دو سال از عمرم که در نهایت آشفتگی گذشت، فکر نکنم.» او همچنین تصدیق کرد برادرش، پرنس ویلیام، سعی کرد به او کمک کند و او را تشویق کرد که به دنبال درمان تخصصی برود. پرنس هری آن‌قدر شجاعت داشت که به عنوان یک چهره عمومی با یک متخصص درباره مشکل روحی‌اش صحبت کند. او حالا می‌داند مرگ مادرش تأثیر عمیقی بر زندگی شخصی و کاری‌اش گذاشت. این روزها پرنس هری وضعیت روحی خوبی دارد و می‌تواند به خودش افتخار کند؛ چون تصمیم گرفت کلیشه‌هایی که درمورد مشکلات روحی وجود دارد را زیر پا بگذارد و مردم را تشویق کند که از پذیرش مشکلات روحی خود و کمک گرفتن از دیگران ترسی نداشته باشند.
۴- رایان رینولدز
رایان رینولدز، یکی از بازیگران موفق و خوش‌چهره ‌هالیوود است و احتمالاً هر کسی او را می‌بیند، تصور می‌کند او مردی قوی، همیشه شاد و شوخ‌طبع است. اما رینولدز در مصاحبه‌ای با سایت نیویورک‌تایمز تصدیق کرد که برای مدتی طولانی قبل از گفتگوهای تلویزیونی‌اش، دچار حمله‌های حاد تهوع و وحشت می‌شد و علاوه بر این‌ها، ترس از مرگ دارد. او در این‌باره می‌گوید: «من اضطراب دارم. همیشه اضطراب داشته‌ام.» رینولدز همچنین اظهار کرد که در سال‌های ابتدایی دهه ۲۰ زندگی‌اش، وضعیت بسیار آشفته‌ای داشت. در این دوران، او زمان زیادی را صرف عیاشی می‌کرد و سعی می‌کرد «به نحوی خودش را ناپدید کند». اضطراب شدید و ترس رینولدز از آینده به او غلبه کرده بود و او سعی داشت با این کارها خوددرمانی کند. اما بعد از مرگ یکی از دوستانش به دلیل اوردوز، رینولدز بالاخره دست از عیاشی برداشت. حالا رینولدز با بلیک لایولی، یکی دیگر از بازیگران مشهور ‌هالیوودی ازدواج کرده است و آن‌ها ۲فرزند دارند. او قدردان همسرش است و می‌گوید لایولی کمک زیادی به او می‌کند. البته او همیشه یک چهره مشهور باقی می‌ماند و هر بار قبل از مصاحبه‌هایش، سعی می‌کند در جلد کاراکتر قوی نقش معروفش در فیلم «استخر مرگ» فرو برود تا اجازه ندهد اضطراب به او غلبه کند.
۵- جیمز فرانکو
تا به حال چند بار شنیده‌اید کسی با صراحت درباره مشکلات روحی و اعتیادش صحبت کند؟ این اتفاق به ندرت می‌افتد؛ چون کار ساده‌ای نیست، به ویژه اگر چهره مشهوری باشید. جیمز فرانکو در مصاحبه‌ای با سایت اوت اظهار کرد شخصیت بسیار اعتیادی‌ای دارد. فرانکو در دوران نوجوانی درگیر اعتیادهای مختلفی بود و از قضا در همین دوران بود که کار بازیگری را شروع کرد. او ظرف ۱۰سال متوجه شد بسیار افسرده و از نظر روحی درهم شکسته است. فرانکو در همان مصاحبه، بیان کرد سرگرمی‌های جدیدی در زندگی‌اش پیدا کرده: «فصل جدیدی از زندگیم رو شروع کرده‌ام. من به شدت به کارم و چیزهای دیگه‌ای غیر از مواد اعتیاد داشتم. خیلی ساله که مواد رو کنار گذاشتم. اما این اواخر زندگیم رو تغییر داده‌ام و این بخشی از پروسه درمانمه.» هنر و ورزش همیشه به او کمک کرده‌اند به سختی‌های زندگی‌اش غلبه کند و بتواند به احساسات منفی‌اش جهت درستی دهد.
۶- جانی دپ
چندی پیش، جانی دپ با سایت رولینگ استون مصاحبه‌ای داشت که بازتاب زیادی پیدا کرد؛ چون صادقانه، بی‌پروا و سرشار از احساسات بود. دپ تصدیق کرد: «من در ذلیل‌ترین حالتی بودم که می‌تونم برای خودم تصور کنم.» در این دوران بود که او دیگر نتوانست رنجی را که احساس می‌کرد تحمل کند. طلاق سخت و پرکشمکش دپ از امبر هرد و درگیری‌اش با مدیر مالی سابقش بر سر پول، تأثیر زیادی روی او گذاشت. در همان زمان بود که او به نوشتن خاطراتش روی آورد و این کار به او کمک کرد. دپ در این‌باره می‌گوید: «صبح یه لیوان نوشیدنی برای خودم ریختم و شروع به نوشتن کردم و اون‌قدر نوشتم تا چشم‌هام پر اشک شد و دیگه نمی‌تونستم صفحه کاغذ رو ببینیم.» دپ سعی کرد متوجه شود چه چیزی می‌تواند به او کمک کند به تمام دردهای عاطفی‌اش غلبه کند. جانی دپ حرف‌های زیادی درباره اتفاقی که در زندگی‌اش افتاد برای گفتن دارد؛ اما مهم‌ترین نکته این است که او پذیرفت مشکلی وجود دارد و تلاش کرد آن را حل کند.
۷- مایکل فلپس
موفقیت‌های مایکل فلپس، آرزوی هر ورزشکاری است؛ اما زیاد نیستند کسانی که بدانند این ورزشکار موفق در زندگی خود واقعاً چه از سر گذرانده و چه احساسی داشته است. فلپس چندی پیش قدم بزرگی در زندگی‌اش برداشت و اعلام کرد در گذشته با اختلال کم‌توجهی- بیش‌فعالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد: «من بچه‌هایی رو می‌دیدم که همه تو همون کلاس بودن و رفتار معلم‌ها با اون‌ها با رفتاری که با من داشتن فرق می‌کرد. یکی از معلم‌هام به من می‌گفت هیچ‌وقت هیچی نمی‌شم و امکان نداره آدم موفقی بشم.» اما فلپس قصد ندارد با صحبت درباره مشکلات روحی‌اش توجه‌ها را به خودش جلب کند، بلکه معنای عمیق‌تری در این کار او وجود دارد. در حقیقت، هدف او از این کار این است که از مردم دعوت کند از صحبت با دیگران و کمک گرفتن نترسند. از لحظه‌ای که خودتان را با همه وجوه عادی و غیرعادی‌تان بشناسید، زندگی برایتان ساده‌تر می‌شود. مایکل فلپس راهی برای غلبه بر مشکلش پیدا کرد، همان‌طور که هرکس دیگری هم می‌‌تواند این کار را انجام دهد. خیلی مهم است بتوانید کسی را پیدا کنید که با او حرف بزنید و او گوش شنوای شما باشد.
۸- کریس ایوانز
کریس ایوانز در یکی از مصاحبه‌های خود، از حمله‌های اضطرابی پرده برداشت که در مراسم‌ فرش قرمز و اکران فیلم‌ها دچار آن‌ها می‌شود و در چنین مواقعی احساس می‌کند «روی زغال داغ راه می‌رود». ایوانز این حالت و احساسش را اینگونه توصیف می‌کند: «تو یه ماشین بزرگ همراه خونواده و دور و بریات داری می‌ری که یه‌دفعه مجبور می‌شی تو یه پارکینگ عجیب و غریب بزنی کنار و جاتو عوض کنی. نیروهای امنیتی و این همه آدم دورت رو می‌گیرن. یه‌دفعه از حریم امنت میای بیرون. عجیبه. چیزهای به این کوچیکی اون‌قدر حالت رو بد می‌کنه که کنترل همه‌چی از دستت درمی‌ره.» 
ایوانز در جلسات روان‌درمانی شرکت کرد تا به وضعیت ناپایدار خود غلبه کند. به خاطر داشته باشید که ابرقهرمان‌هایی که از هیچ‌چیز نمی‌ترسند، فقط در فیلم‌ها وجود دارند؛ اما در زندگی واقعی همه ما آسیب‌پذیر هستیم. ترس از صحبت در جمع و مسائلی از این قبیل طبیعی هستند و دلیلی ندارد به خاطر آن‌ها خجالت بکشید.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی