[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۲۹
  • دوره جدید

«آتش در دریا»ی سینما غزل شیراز - حضور فاجعه در قاب زندگی، روزنامه شیراز نوین

گروه هنر- محسن دانش:
ساعت 18 چهارشنبه 11 اسفند، فیلم «آتش در دریا» ساخته جانفرانکو رزی، در سینما غزل تالار حافظ شیراز، برای علاقه مندان به سینما نمایش داده می‌شود. 
پخش این اثر سینمایی در قالب نمایش هفتگی فیلم‌های داستانی بلند، کوتاه و مستند مطرح ایران و جهان، شکل می‌گیرد.
این فیلم درباره بحران پناهندگان است و زندگی روزمره ساکنان جزیره‌ مدیترانه‌ای لامپدوسا را به تصویر می‌کشد. رزی ۵۲ساله برای ساخت مستند «آتش در دریا» چند ماه را در این جزیره گذراند که حدود شش هزار نفر جمعیت دارد. لامپدوسا که بیشتر به آفریقا نزدیک است، یکی از اولین مکان‌ها برای صدها هزار پناهجوی آفریقایی و خاورمیانه‌ای است که امیدوارند خود را به اروپا برسانند.
«آتش در دریا» فیلم محبوب منتقدان حاضر در جشنواره برلین هم بود و در نظرسنجی نشریه اسکرین دیلی در صدر قرار داشت.
رزی در ۲۰۱۳ نیز با مستند «Sacro Gra» برنده شیر طلای هفتادمین جشنواره فیلم ونیز شد. فیلم او تنها مستندی است که تاکنون جایزه برتر جشنواره ونیز را گرفته است.
مستند «آتش در دریا» به کارگردانی جانفرانکو رزی کارگردان ایتالیایی جایزه اصلی شصت و ششمین جشنواره فیلم برلین را دریافت کرده است.
فیلم‌شناخت
نام فیلم: آتش در دریا 
کارگردان: جانفرانکو رزی
محصول: فرانسه، ایتالیا
نامزد بهترین مستند اسکار 2017 
خلاصه داستان
پناهجویان آواره از جنگ، خود را با کشتی‌های ماهیگیری به میانه دریای مدیترانه می‌رسانند تا با وارد شدن به جزیره لامپدوسا راهی اروپا بشوند.
فیلم با نمایی داخلی از درون اتاق فرمان یک کشتی نجات، در دریای مدیترانه آغاز می‌شود. در پس زمینه افسر کشتی در حال مکالمه رادیویی با یک کشتی در حال غرق شدن است. از آن سوی خط صدایی پرالتهاب تقاضای کمک می‌کند. افسر کشتی در تلاش است تا مکان جغرافیایی آنها را بپرسد. صدای آن سوی خط فریاد کمک می‌زند و می‌گوید که ۱۵۰نفر در کشتی هستند و کشتی در حال غرق شدن است و نیاز به کمک دارند. افسر کشتی مجدداً و پیوسته درباره نقطه جغرافیایی آنها سؤال می‌کند. ناگهان تماس رادیویی قطع می‌شود و تلاش‌ها بی نتیجه می‌ماند.
زندگی جاریست
در کمتر از ۴دقیقه شروع فیلم، ۱۵۰نفر جانشان را از دست می‌دهند. «جانفرانکو رزی» خود در پایان فیلم و در بخش پرسش و پاسخ می‌گوید که هرگز آن کشتی پیدا نشد و به طور قطع، تمامی مسافران و خدمه آن غرق شده اند. با این شروع توفانی، بیننده خودش را برای مواجهه با یک مستند پرهیجان و مضطرب آماده می‌کند.
«رزی» با دوربینش خطی رسم می‌کند حتی در نماهای داخلی، تا قاب‌هایش را دو شقه کند و به ‌یادمان بیاورد که چگونه این جهان «بودن» را همچون امتیازی خاص به ساکنان یک سوی مرزها هدیه می‌کند و ساکنان آن سو را به آب‌های بی‌کران می‌کشاند. مهاجرانی که حتی نمی‌دانیم از کدام «جبرِ نابودی» می‌گریزند اما سکوت ابرها انگار هشدار به نپرسیدن می‌دهند و چشم‌های سفید آن صورت‌های تاریک، ما را از شنیدن بر حذر می‌دارند. ما تنها اجازه داریم به حضور یک چیز ایمان داشته باشیم، بی‌آنکه از کیفیت‌اش بپرسیم؛ به «وقوع فاجعه».
مستند «جانفرانکو رزی» توانایی همراه کردن بیننده را به خوبی دارد و حتی با کمی اغماض، شاید بتوان پذیرفت که تکرار و روزمرگی، نکته مشترک این داستان باشد. بیش از ۴۰۰هزار مهاجر از آفریقا و خاورمیانه که در ۲۰سال گذشته برای رسیدن به فردای بهتر خودشان را به این جزیره رسانده اند، ماهیگیرانی که ساکنان اصلی این جزیره دور افتاده هستند و برای امرار معاش روزانه دل به دریا می‌زنند و پرسه روزانه کشتی‌های نجات در دریای مدیترانه برای یافتن کشتی‌های سرگردان و مردمان بی پناه، نقاط اتصال این داستان هستند که جایی خارج از قاب دوربین «رزی» اتفاق می‌افتند و زندگی همچنان جاریست.
خشونت انسانی
در این میان پسرکی در لابه‌لای شاخه‌های انبوه درختان جزیره می‌جنبد. تمام آنچه از پسر بچه روایت می‌بینیم، تشخص بخشیدن به یک خصیصه او ست؛ «زیستن»اش. او زندگی می‌کند و این بالاترین قیام علیه هجوم اجساد به قایق‌هاست. پسربچه نفس می‌کشد، تیر می‌اندازد، نگاه می‌کند و چشم می‌بندد. آنگاه تخیل را به مصاف دشمنان روانه می‌کند؛ دشمنانی شناور بر آسمان جزیره.
شاید بهترین و قوی‌ترین پلان در این مستند، گفت‌وگوی دکتر و «ساموئل» در اتاق آزمایش است. حالا «ساموئل» نشان می‌دهد که خارج از تمامی المان‌های سمبولیک، همچون یک مرد دنیا دیده و با قدرت کلامی پیچیده، توانایی ابراز وجود و اظهارنظر دارد. در واقع این پسر جوان یک نمونه کامل از کودکانی است که در شرایط جنگ و بحران بزرگ می‌شوند. چنین شرایطی آنها را به سمتی سوق می‌دهد که دوره کودکی را به سرعت جا گذاشته و تبدیل به مردان و زنان کوچک بشوند.
داستان اما پر است از نماهای تکراری؛ زنی که تخت خواب را مرتب می‌کند، یک آشپزخانه که در آن رادیو پخش می‌شود و یک مجری رادیو که آهنگ‌های درخواستی پخش می‌کند. نام این مستند هم برگرفته از آهنگی است به همین نام که پس از درخواست تلفنی، مجری رادیو آن را پخش می‌کند: «آتش در دریا» داستان منفجر شدن یک کشتی ایتالیایی در ساحل لامپدوسا در سال ۱۹۴۳ است که آتش حاصل از این انفجار تمام شب دریا را روشن می‌کند.
هجوم ابرها به خط افق، به مثابه لشگری که به مرزِ هستی انسانی می‌تازد، هر لحظه ما را در آستانه فاجعه مستقر می‌کند. همچون مردان سراسر سپیدپوشی که در سکون و سکوت مطلق از عرشه آهنین کشتی به خط آبی افق خیره مانده‌اند و انتظار اجساد نورسیده را می‌کشند؛ اجسادی که می‌آیند تا از مرزِ بودن بگذرند و در آن سوی فاجعه آرام بگیرند.
بی شک نقطه قوت و ستون بنای این مستند، حضور «ساموئل» است. پسر کوچک مهاجری که به بیماری تنبلی چشم مبتلاست، تمام بازی‌های خیالی‌اش تیراندازی و کشتن است و در ساختن و استفاده از تیرکمان هم تبحر بالایی دارد. این‌ها تماماً المان‌های سمبولیک بسیار خوبی هستند تا در نهایت سکوت، بیشترین پیام‌ها را به بیننده انتقال بدهند. بازی‌ها تماماً نشان از جهانی که کودک از آن آمده است، دارد: جنگ، کشتار و خشونت انسانی. تنبلی چشم اما تلنگری است به نگاه بی تفاوت جهان به مسئله پناهجویان. چشم می‌بیند، اما به مغز فرمانی صادر نمی‌شود.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی