[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۸۵
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

از شین‌آباد تا سیستان

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

در بحبوحه التهابات اقتصادی و کینه‌ورزی‌های سیاسی، به درد جانکاه‌تری مبتلا شدیم. چه‌کسی تصور می‌کرد به یک‌باره تمامی تحریم‌های ناجوانمردانه و گرانی‌ها و تورم و کمبودها بی‌اهمیت شوند و جامعه ایران به سوگ معصوم‌ترین فرزندانش، آن هم در مقطع پیش‌دبستانی و ابتدایی بنشیند. این روزها الفبای آموزش و پرورش را با رنج و درد و تألم هجا می‌کنند و نگرانی در میان والدین و همه کلاس‌های ناامن موج می‌زند. خانواده‌هایی که با مشقت فراوان، زندگی‌های حداقلی را برای فرزندان تدارک می‌دیدند، خانواده‌هایی که هر روز سفره‌های آنان حقیرتر از دیروز می‌شد، خانواده‌هایی که از هجوم متداوم و مستمر ریزگردها مرارت‌های زیادی می‌کشیدند، این روزها سیاه‌ترین رخت عزا و سوگواری بر تن کرده‌اند و از جان و دل شیون می‌کنند.  فاجعه دردناک شین‌آباد برای بار دیگر در خطه محروم و مظلوم و پهلوان‌پرور سیستان تکرار شد و بی‌گناه‌ترین طیف‌های سنی، در آتش بی‌مبالاتی‌ها و غفلت‌ها و ارائه آمار و ارقام خوش‌رنگ و لعاب و فریبنده سوختند.
در‌حالی‌که رسانه‌ها دردهای جانکاه شین‌آبادی‌ها را به فراموشی سپرده بودند، در‌حالی‌که کودکان دیروز و جوانان امروز از کمک‌های نهادها و دستگاه ناامید شده و چشم انتظار مساعدت‌های خیران هستند، در‌حالی‌که حذف مشق و رونویسی و حاشیه کتاب‌های کمک درسی دیگر محلی از اعراب ندارد و به فراموشی سپرده شده، برای بار دیگر فاجعه‌ای که ریشه در کمبودها و چشم‌پوشی از استانداردها داشت به وقوع پیوست و جامعه ایران را سوگوار کرد. به راستی چند حادثه مشابه آنچه در سیستان و شین‌آباد به وقوع پیوست باید اتفاق بیفتد که مسئولان آموزش و پرورش، با صراحت و روشنی با مردم سخن گفته و آنها را از کمبودها و نارسایی‌ها و خطراتی که دانش‌آموزان را تهدید مى‌کنند، آگاه سازند. چنان‌چه مدیران آموزشی با صداقت با مردم سخن گفته و به آنها یادآور شوند که شماری از کلاس‌های درس از امکانات و استانداردهای حداقلی برخوردار نیستند، به‌طور حتم صداقت آنها با استقبال و تحسین آحاد جامعه روبه‌رو خواهد شد و مردم فکری به‌حال پیشگیری از فاجعه خواهند کرد. چراکه وقتی پای مرگ و زندگی فرزندان در میان باشد، دیگر حضور و غیاب در کلاس ناامن و به فراموشی سپردن مفاهیم درسی اهمیت چندانی نخواهد داشت و کانون خانواده به فروپاشی نمى‌انجامد.
در‌نظر داشته باشیم که فاجعه سیستان در یک مدرسه غیرانتفاعی که هزینه‌های آن از والدین گرفته شده بود به‌وقوع پیوسته و این مسئله بر شدت گناه دست‌اندرکاران و مسئولان آن خطه مى‌افزاید. اینک این پرسش به ذهن متبادر مى‌شود که چه‌کسانی و با چه معیارهایی مجوز فعالیت را برای این واحد آموزشی ناامن صادر کرده بودند؟ به‌طور حتم پیش‌دبستانی و دبستان دخترانه اسوه حسنه و مدرسه شین‌آباد، به‌عنوان یگانه مدارس غیرایمن در کشور ارزیابی نمى‌شوند و از بد حادثه، وقوع حوادث مشابه چندان دور از انتظار نیست. به‌همین دلیل، باید بر اجرایی شدن قوانین استاندارد در مدارس اهتمام بیشتری ورزید و از تمام دستگاه‌های نظارتی درخواست کرد با اتکا به قانون، کارگروه‌هایی برای افزایش نظارت‌ها و مقابله با جریانات مشابه ترتیب دهند. چنان‌که از اخبار برمى‌آید، دست آموزش و پرورش در راستای ساماندهی و پیشگیری از حوادث مشابه خالی است و ارشدترین ارگان‌ها و نهادها و دستگاه‌ها باید با اقتدار در این زمینه به یاری دستگاه آموزشی کشور بشتابند. از یاد نبرده‌ایم که گروهی از فرزندان این سرزمین در گذشته نه چندان دور مورد سوءاستفاده‌های افراد بیمار و روان پریش قرار گرفته بودند و این امر نیاز مبرم اصلاح قوانین در عرصه آموزش و پرورش را بیش از پیش آشکار مى‌سازد.
با این حال، در بحبوحه بحران باید از واکنش‌های هیجانی و شتاب‌زده پرهیز کرد و در‌نظر داشت که مسبب همه کاستی‌ها و فجایعی که رخ مى‌دهد، دولت‌مردان و مدیران فعلی نیستند. بلکه همه مسئولان و مدیرانی که در گذشته از اختصاص بودجه به آموزش و پرورش دریغ کردند و همه وزرایی که با مصلحت‌اندیشی و خوش‌خدمتی در برابر کاستی‌ها سکوت پیشه کردند، اینک باید پاسخگو باشند. بازداشت مدیر و مربی دبستان دخترانه اسوه حسنه، حلقه اول ریشه‌کنی و رویارویی با چنین بحران‌های عذاب‌آوری است و فاجعه سیستان مى‌تواند سرآغازی برای بهینه‌سازی سخت‌افزارهای مدارس ایران باشد.
این روزها تمام جامعه ایران سوگوار است و آموزش و پرورش، آبستن حاشیه‌های زیادی شده است. در چنین وضعیتی، باید در پرتو نظر کارشناسان مستقل، مدیران انقلابی و جهادی و سرمایه‌گذاری‌های همه‌جانبه، از منطقه بحران به سلامت عبور کرد. به‌راستی چه‌چیزی در زمان تقسیم بودجه مهم‌تر از ایمن‌سازی زیرساخت‌ها و ارائه خدمات شایسته به ملتی است که پشتیبان چهل‌ساله نظام بوده‌اند؟ به‌راستی چند درصد از رسانه‌ها و مردم و مدیران بر احوال روحی دختران شین‌آباد که به مرز جوانی رسیده‌اند واقف هستند و چه کسی از داغی که بر دل والدین سیستانی نشسته، آگاه است؟
شاید تمام مصائب و مشکلاتی که جامعه ایران از آنها در رنج و عذاب است، ناشی از دسیسه و توطئه دشمنان نباشد. گاهی باید نگاهی منصفانه و وجدان‌مدارانه به رفتار و عملکرد و کارنامه حرفه‌ای خود داشته باشیم. این روزها الفبای آموزش و پرورش را با رنج و درد و تألم هجا مى‌کنند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی