[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۲۴
  • دوره جدید

من برای ادامه حیات باشگاه جان‌فشانی کردم، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: داوود مهابادی بعد از یک سال به شیراز برگشت. پس از جدایی او در پایان نیم‌فصل سال گذشته از برق جدید و پیوستن به رقیب مستقیم که با همراهی چند بازیکن نیز همراه بود، کمتر کسی فکر می‌کرد بار دیگر مهابادی را در شیراز ببیند، یا حداقل به این زودی‌ها...
اما این اتفاق با تصمیم مدیرعامل فجری‌ها رخ داد. سرهنگ عبدالرسول فلاح پس از آخرین دیدار نیم‌فصل که تیمش اتفاقاً با تیم تحت هدایت مهابادی مسابقه داشت و به یک تساوی بدتر از شکست برایش انجامید، به سراغ مهابادی رفت. مدافع سابق فجرسپاسی، سرمربی فجرسپاسی در فصلی که اولین سقوط این تیم از لیگ برتر رقم خورد و بالاخره سرمربی موفق برق جدید که با نارنجی‌های نوین شیراز نتایج شگرفی گرفت، اما پایان‌بندی بدی برایش رقم خورد.
هم‌زمان با شایعه مذاکره فجر با مهابادی، ما در فضای مجازی یک نظرسنجی را با مخاطبان، که همگی از دوست‌داران تیم‌های شیرازی به شمار می‌روند، به اشتراک گذاشتیم که نتیجه این بود: 66درصد از مخاطبان تمایلی به بازگشت مهابادی ندارند!
اما ظاهراً مدیریت فجرسپاسی تصمیم خودش را گرفته بود. چند روز بعد رسماً اعلام شد که دو طرف با یکدیگر به توافق نهایی رسیده‌اند. مهابادی، سرمربی آرام و همواره کم‌حاشیه لیگ یک، دوباره به شیراز برگشت تا در شهری مربیگری کند که با جو آن تا حدود زیادی آشناست. حالا او وظیفه سختی به عهده دارد. او باید با یکی از کم‌مهره‌ترین فجرهای تاریخ، عملکردی ارائه دهد که باعث رضایت مخالفانش شود. اما خود او می‌گوید با این قضیه مشکلی ندارد و با ارائه توضیحاتی، جدایی خود از برق جدید در فصل گذشته را اجتناب‌ناپذیر می‌داند. او در ادامه، دلایل نتایج ضعیف در سه تیم اخیرش را برمی‌شمرد و امیدوار است در فجر، روزهای خوبی که در شیراز داشته را تکرار کند. اولین گفت‌وگوی شیرازنوین با داوود مهابادی پس از بازگشت به شیراز را در ادامه می‌خوانید:
چه شد که دوباره به شیراز برگشتید؟
بعد از اینکه از ماهشهری‌ها جدا شدم، باشگاه فجرسپاسی به من پیشنهاد همکاری داد. مذاکره‌ای داشتیم با مدیریت این باشگاه و من هم پذیرفتم. باعث افتخار من است که در این تیم مربیگری کنم، چون این تیم را دوست دارم. سال‌ها از این تیم خاطره دارم، چه در زمان بازیگری و چه در زمان مربیگری. روزهای خوبی با این تیم داشتم و و امیدوارم بتوانم این تیم را به جایگاه خودش برسانم.
قرار است بازیکن‌هایی در نیم‌فصل دوم به ترکیب فجر اضافه شوند؟
قبل از آغاز نیم‌فصل دوم سعی می‌کنیم بازیکن‌هایی که مدنظر باشگاه است و با شرایط ما هم جور درمی‌آید را جذب کنیم. در درجه اول دنبال بازیکن‌های سرباز باکیفیت هستیم و بعد از آن هم پیگیر بازیکنان آزادی هستیم که باشگاه توانایی جذبشان را داشته باشد.
احتمال حضور آن چهار نفر(پوریا زارع، محمدرضا زینال خیری، امین شجاعیان و محمدرضا فیروززاده) که اسمشان به عنوان گزینه‌های ورود به فجر مطرح شده، چقدر است؟
من هنوز با این نفرات صحبت نکرده‌ام. البته پیگیر قضایا هستیم و فکر می‌کنم هفته آینده همه این مسائل مشخص شود.
سال گذشته شما نیم‌فصل موفقی را در برق جدید سپری کردید؛ اما پس از اینکه در نیم‌فصل از این باشگاه جدا شدید، جو بدی علیه شما به وجود آمد. قبول دارید؟
بله. طبیعی بود.
خب به همان علت، ما یک نظرسنجی ترتیب دادیم تا ببینم در حال حاضر چه جوی درمورد شما وجود دارد. نتیجه این بود که 66درصد همچنان مخالف حضور شما هستند. با این موضوع مشکلی ندارید؟ و اینکه دلیل این مخالفت‌ها را چه می‌دانید؟
نه، من مشکلی ندارم. هر کسی آزاد است نظرش را بدهد. اما خیلی از این عزیزان به دلیل عدم روشنگری و اطلاع‌رسانی صحیح در این قضیه، دچار سوءتفاهم شده‌اند و اینجا لازم می‌دانم توضیحاتی بدهم. رفتن من دست خودم نبود. شرایط به گونه‌ای رقم خورد که امکان ماندن وجود نداشت و شما دیدید در پایان فصل آن تیم به طور کلی واگذار شد. شرایط برای ادامه همکاری مهیا نبود؛ وگرنه کدام مربی عاقلی می‌آید تیمش را در کورس قهرمانی رها کند و برود؟ اگر حداقل امکانات برای من فراهم بود، هیچ‌وقت از شیراز نمی‌رفتم. من از حداقل امکانات محروم بودم. ما با خون دل، با سختی‌های فراوان تیم را رسانده بودیم به آن جایگاه. رفتن من و چند بازیکن باعث شد 500میلیون وارد باشگاه شود. وقتی یک تیم حتی پول غذا و بلیت ندارد، من کجا و به چه شکل می‌توانم بازیکنانش را تمرین بدهم؟ مردم این مسائل را می‌دانند؟
مردم کم و بیش از این قضایا مطلع بودند؛ اما شاید این جو به این علت به وجود آمد که چند بازیکن هم به همراه شما راهی نساجی شدند که رقیب مستقیم برق جدید بود.
بازیکن‌ها با من نیامدند! باشگاه گفته بود می‌خواهد آن‌ها را بفروشد که بتواند هزینه‌هایش را بدهد؛ اما کسی به این حرف‌ها توجه نمی‌کند. وقتی با فروش سه بازیکن، 250میلیون وارد حساب باشگاه می‌شود، هیچ تیم دیگری هم این پول را نمی‌داد که به حساب باشگاه وارد شود. در واقع این یک خودزنی بود. من خودزنی کردم. جان‌فشانی کردم برای اینکه حیات آن باشگاه (برق جدید) ادامه پیدا کند. ولی خب مالک باشگاه یک استراتژی داشت: فقط و فقط حفظ تیم در لیگ یک. والسلام! و چون دیده بود ما 30امتیاز در نیم‌فصل گرفته‌ایم و همین مقدار برای بقای تیمش کفایت می‌کند، چیزی بیش از این نمی‌خواست. اما ما چیز زیادی نخواسته بودیم و گفته بودیم 300میلیون پول بدهید که فقط بتوانیم بازیکنان خودمان را حفظ کنیم. نیاز به بازیکن جدیدی نداشتیم. به نظر شما چیز زیادی می‌خواستیم؟ کسی درد من را نمی‌داند. من به شدت ناراحت بودم که از شیراز رفتم. نمی‌خواستم بروم و نمی‌خواستم بازیکنان خوب تیم جدا شوند. اما وقتی دیدم بازیکن‌ها دارند می‌روند، مردم هم انتظار دارند تیم نتیجه بگیرد. نمی‌توانستم بمانم و ناراحتی مردم را ببینم؛ چون دیگر کاری از دست من ساخته نبود.
شما پس از جدایی از برق جدید، کارنامه خوبی در سه تیم بعدی نداشتید. این هم شاید یکی از دلایل مخالفت برخی هواداران با حضور شما در تیم محبوبشان باشد. در مورد علل نتیجه نگرفتن در آن تیم‌ها هم توضیح بدهید.
من باید یک روشنگری در این زمینه هم انجام دهم. ببینید، تیم شهرداری ماهشهر سال قبل در حال سقوط بوده. شرایط کار هم در این شهر خیلی عجیب و غریب و ویژه است. همه چیزش عجیب است که حالا نمی‌خواهم وارد جزئیاتش شوم. اما تیم آن‌ها سال گذشته در پایان نیم‌فصل پانزدهم بوده و امسال یازدهم. پس عملکرد من بهتر بوده. این از ماهشهر. درباره سیاه‌جامگان، باید بگویم فقط و فقط به خاطر دوستی با آقای عباسی به آنجا رفتم. سقوط آن‌ها قطعی شده بود و ایشان گفت بیا و تیم را برای سال بعد بساز. که دیدید آن‌ها هم منحل شدند. آن‌ها مشکل ساختاری داشتند و امکان همکاری با هیچ‌کس در آنجا مهیا نبود. و اما نساجی. ببینید، من تیمی را تحویل گرفتم که در نیم‌فصل اول با ما (برق جدید) هم‌امتیاز بود. وقتی من رفتم، این تیم در 5-6بازی آخرش نتیجه نگرفته بود و اگر هم نتیجه‌ای گرفته بود حاصل پنالتی، اوت یا کاشته بود. آن‌ها اصلاً شرایط خوبی نداشتند و در آن شرایطی که من رفتم تیم نیاز به تقویت داشت. 8-9بازیکن جدید گرفتیم و یک مقدار زمان برد تا بچه‌ها هماهنگ شوند. درست در همان مقطعی که تیم داشت شکل می‌گرفت، باشگاه تصمیم به تغییر مربی گرفت. شما اگر دقت کنید، تیم‌های نفت مسجد سلیمان و بادران تهران که رقیب مستقیم ما بودند، در آن مقطع به اندازه ما امتیاز گرفتند. این را هم بگویم که دو بازی ساده ما با صبا و راه‌آهن در بیرون از خانه باقی مانده بود و همین یعنی 6امتیاز مسلم. می‌خواهم بگویم ما می‌توانستیم به شرایط بهتری برسیم، اما این فرصت داده نشد. ضمن اینکه یک دلیل دیگر هم وجود داشت. من نمی‌خواهم توانمندی‌های آقای نکونام را زیر سوال ببرم، اما چون ایشان در نیم‌فصل اول مربی خونه به خونه بود، داستان‌هایی پشت قضیه وجود داشت که باعث ورود ایشان به نساجی شد. بعدش هم که می‌دانید چقدر انگ تبانی به آن‌ها خورد و سایر قضایا. من حاضر بودم بمیرم، اما چنین اتفاقاتی برایم نیفتد. به‌هرحال شرایط برای ادامه حضورم در نساجی مهیا نبود. مدیریت باشگاه باید شرایط کار را مهیا کند. مسائل فنی بر عهده مربی است؛ اما مسائل مالی و غیرفنی مربوط به مدیریت می‌شود و حتی بهترین مربیان هم نمی‌توانند با مدیریت ضعیف نتیجه بگیرند. 
حالا باشگاه فجرسپاسی چه چیزی از شما خواسته؟ هدف‌گذاری خودتان چیست؟
من فعلاً دنبال توقعات و اهداف نیستم. در حال حاضر به فکر پایان کار نیستم. فعلاً در فکر درست کردن و نزدیک کردن شرایط تیم با تفکرات خودم هستم و اینکه بتوانیم نقاط ضعف را برطرف کنیم. وارد مسابقات هم که بشویم، دیگر همه چیز دست بچه‌هاست. هیچ چیزی در فوتبال قابل پیش‌بینی نیست؛ اما ما نهایت تلاشمان را می‌کنیم که بهترین نتایج را بگیریم. 
صحبت پایانی؟
من در این یک سالی که در شیراز نبودم، خیلی سختی کشیدم. بیشتر از مردم شیراز و فوتبال شیراز، این خود من بودم که لطمه زیادی خوردم و حالا خوشحالم که به شیراز برگشته‌ام و امیدوارم خاطرات خوشم را در شیراز زنده کنم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی