[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۲۴
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

عهد گناهکاران 

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

اهالی فردای شیراز، مردمان معاصر را نمی‌بخشند. در آینده نزدیک و با استخراج آخرین قطرات نفت، صندوق بیت‌المال خالی خواهد ماند و چاره‌ای جز بهره‌برداری از درآمدهای نرم برایمان نمی‌ماند. ثروت‌هایی که در روزگار معاصر آن‌چنان که شایسته است مورد توجه و نگهداری قرار نمی‌گیرد و در غبار فراموشی‌ها و غفلت‌ها و نادانی‌ها به آرامی مراحل فرسایش را طی می‌کند. شاید درآمدهای آسان طلای سیاه، سبب شده از بهره‌برداری از منابع سرشاری که در اختیار داریم به‌سادگی عبور کنیم و از میان رفتن بسیاری از آنها را جبر طبیعت و سرنوشت محتوم قلمداد نماییم. این در‌حالی است‌که آیندگان برای زنده ماندن نیاز مبرمی به منابع کسب درآمد دارند و برای شهر شیراز و استان فارس، به راستی چه میراثی گران‌بهاتر از میراث‌های فرهنگی و حماسه پیشینیان است. ‌میراثی که سیر تمدنی ما را از عهد باستان تا سده معاصر به تصویر کشیده و سندی مکتوب در زمینه صلح دوستی، فرهنگ‌وری، فرهیختگی، مدنیت، شکوه و جلال مردمان این سرزمین را ارائه مى‌کند.
در حقیقت، استان فارس و شهر شیراز همانند نگینی پرفروغ بر انگشتری جلگه حاصل‌خیز ایران مى‌درخشد و با بهره‌برداری بهینه از ظرفیت‌های آن، مى‌توان با اقتدار در برابر امواج هویت ستیزی و جنگ‌های نرم و تنش‌های خصمانه ایستادگی کرد. این در‌حالی‌ست که مفاخر میراث فرهنگی در پایتخت فرهنگی ایران پتانسیل والایی در مؤلفه درآمدزایی دارند و در اوج ناکامی‌ها و تنگناهای مالی، مى‌توان از آنها برای رشد اقتصادی شهر و استان و کشور با هوشمندی بهره‌برداری کرد.
با وجود همه مواهبی که از گذشتگان برایمان به یادگار مانده، شاید ما هنوز به درک عمیق و همه‌جانبه‌ای از چنین دستاوردهای عظیمى ‌دست نیافته‌ایم. با وجود تمام وعده‌ها و اخبار خوشی که در رسانه به گوش مى‌رسد، به‌نظر نمى‌رسد در دهه جاری شاهد مسقف شدن تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رجب و بسیاری دیگر از جاذبه‌های تاریخی فارس و پایتخت فرهنگی‌اش باشیم. در کنار تیغ آفتاب و آتش فرسایشی که باد و باران و خاک بر سازه‌های ابدی هخامنشیان تحمیل مى‌کنند، متأسفانه این سازه‌های باستانی اینک از هجمه گلسنگ‌ها و رطوبت هم در امان نمانده و گروهی از هموطنان(!) حتی از حکاکی‌های یادگاری بر تن زخم خورده آنها دریغ نمى‌کنند.
اما آثار به‌جا‌مانده از هزاره‌های پیشین، به‌عنوان یگانه سرمایه‌های معنوی و مادی استان و نگین پرفروغ انگشتری‌اش ارزیابی نمى‌شوند. با قدم زدن در بافت قدیمى ‌شهر راز، با انبوهی از مفاخر فرهنگی و میراث‌های تمدنی ارزشمند روبه‌رو مى‌شویم که در مسیر فرسایش قرار گرفته و در آینده بسیار نزدیک تخریب مى‌شوند. گروهی از مردمان مستمند و مستضعف از سر ناچاری هنوز در بافت فرسوده و خانه‌های ناامن زندگی مى‌کنند و همنشینی با بزهکاران اجتماعی، آنها را در معرض خطرات بی‌شماری قرار مى‌دهد. شماری از خانه‌های بافت فرسوده نیز مجهول وارث مانده‌اند و به سرپناه موقتی برای معتادان و سوداگران مرگ و کارتن خواب‌ها بدل شده‌اند. به‌همین دلیل، از میراث فرهنگی و شهرداری و شورای شهر و همه دستگاه‌ها و نهادهای ذی‌ربط انتظار مى‌رود با جدیت وارد کارزار شده و از ویرانه شدن چنین میراث‌های گرانبهایی پیشگیری کنند. عیان است که در شرایط حاضر، بنیه اقتصادی و پشتوانه مالی برای تملک منازل چشم‌نواز و غبار گرفته بافت فرسوده شیراز وجود ندارد؛ اما مسئولان شهری مى‌توانند با مهیا ساختن شرایط و تسهیل قوانین و مشوق‌های قانونی از بخش خصوصی در این زمینه دعوت به همکاری کرده و خود، در جایگاه والای نظارتی به مراقبت از میراث درگذشتگان قرار گیرند.
 به‌طور حتم گردشگران داخلی و خارجی برای تماشای اصالت‌های نهفته در شهر شش‌هزارساله مسافر شیراز مى‌شوند و بسیاری از آنها ترجیح مى‌دهند به‌جای اقامت در آسمان خراش‌ها و هتل‌های خوش رنگ و لعاب، ایام دلنشین و آرامش‌بخشی را در بافت قدیمى‌ شیراز که بهینه‌سازی و ایمن‌سازی شده، سپری کنند. در نظر داشته باشیم که شهر شیراز بر هویت‌های تاریخی و ماندگارش استوار است و پایتخت فرهنگی ایران منهای یادگارهای پیشینیانش، چیزی برای عرصه به گردشگران داخلی و خارجی و اهالی سترگش نخواهد داشت. با نابودی بافت‌های قدیمى‌ و فرسایش میراث‌های فرهنگی، به‌طور حتم اهالی فردای ایران، مردمان معاصر را نخواهند بخشید.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی