[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۸۴
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

در خانه چه خبر است 

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

وضعیت ارتباطات جهانی به گونه‌ای است که چیزی بنام تحریم‌های 100درصدی امکان‌پذیر نیست. هرچند ماهیت تحریم افزایش هزینه‌ها را روی دست دولت وملت باقی می‌گذارد اما نمی‌توان ادعا کرد تحریم‌ها 100درصد اثر گذارند.
فشار اقتصادی سیاسی از طرف دولت‌های خارجی با هدف ایجاد نارضایتی دریک کشور انجام می‌شود. برخی کشورهای ضعیف جهان و فاقد موقعیت و منابع استراتژیک در برابر تحریم و ماهیت آن آسیب‌پذیر هستند اما کشورهایی که هم به لحاظ موقعیت جغرافیایی و هم منابع موجود دارای ابعاد استراتژیکی هستند را نمی‌توان به این سادگی تحریم کرد.  قابل تأکید است که  رفتارهای داخلی در حوزه اقتصاد متمایل به توسعه قاچاق، گسترش فساد و اعمال سیاسی کاری می‌تواند مزید بر علت باشد. حتی می‌توان سیاست‌های عقب نگهداشت جامعه در حوزه‌های علمی‌پژوهشی و عدم قبول سرمایه گذاری هدفمند را در آسیب پذیر بودن کشورها در برابر تحریم دخیل دانست. کشورهایی که در حوزه پژوهش و علم حرفی برای گفتن ندارند و اغلب خام فروش برخی محصولات و گرفتار دریافت ارز خارجی و تبدیل آن به پول ملی هستند. 
نبرد اقتصادی با نبرد در میدان اززمین تا آسمان تفاوت دارد.  ما اگر در میدان نظامی‌دارای سرداران موفقی بودیم اما درمیدان نبرد اقتصادی سرداری برای دفاع از مرزهای مورد بحث نداریم. سرداران اقتصادی ما اغلب گرفتار خطاهای جبران ناپذیری هستند که تلفات آن خطاها در حوزه فرهنگ غیر قابل جبران و البته قابل بحث و بررسی است. 
بحث ما درد و بعد فرهنگی و اجتماعی است که می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد. تصرف خاکریزهای فرهنگی و فروپاشی هنجارهای اجتماعی،  افزایش شمار آسیب‌ها و کشیده شدن بحث در حوزهای قضایی و شلوغی راهروهای دادگستری و البته زندان‌ها،  دلیلی بر این شکست تاریخی است. آسیب دیدگی فرهنگی در یک نسل و انتقال آن به نسل بعدی را به این سادگی نمی‌توان جبران کرد. تأثیرات  عملکرد حوزه اقتصادی در بحث اختلاس‌ها و بدون جواب ماندن شیوع فساد در رسته‌های مدیریتی جامعه می‌تواند آسیب‌های مستمری را باعث شود. آسیب‌هایی که نسلی را از اعتقادات نسل پیشین فاصله دهد و باعث فروپاشی مباحث اجتماعی اعتقادی شود.  ما بیشتر از آنچه باید نگران اقتصاد و معیشت مردم باشیم باید نگران دوری نسلی از فرهنگ نسل گذشته باشیم. چراکه اقتصاد این روزها پاشنه آشیل هستی ماست. ما باید در زمینه اقتصادی کشور را تجهیز وتقویت کنیم. عملکرد دولت در سال‌های گذشته و نه تنها دولت آقای روحانی که دیگر دولت‌ها که هرکدام با بدهکاری، قدرت سیاسی را دست بدست کردند، چندان قابل دفاع نبوده و نیست. شکست در اجرای پروژه‌های بزرگ عمرانی که در شمار زیرساخت‌های کشور محسوب می‌شوند واقعیتی است تلخ  که بودجه‌های جاری مجالی برای رسیدگی به آنها نداده است. همچنین در زمینه جلب و جذب سرمایه گذاری خارجی نیز توفیقی نداشته‌ایم چراکه همچنان پروژه‌های عمرانی را می‌شناسیم که شاید تاریخ مصرفشان گذشته باشد. نوع نگاه به جلب و جذب سرمایه گذار داخلی و خارجی هم نگاه متأثر ازحل مشکلات به بحران تبدیل شده اقتصاد و معیشت گروه‌های اجتماعی نبوده است. متأسفانه  نگاه صرف سیاسی مجالی برای تحرک در این حوزه باقی نگذاشته است و حالا در دوران پسا برجام با دستان خالی فشارهای داخلی و خارجی را تحمل می‌کنیم که تأثیرات آن بیشتر در باخت حوزه فرهنگ مشهود است. 
نقطه سر خط؛ سران سه قوه در هفته‌های گذشته نشست‌های متعددی را برای حل بحران‌های اقتصادی و معیشتی گروه‌های اجتماعی برگزار کرده‌اند. نشست‌هایی که تا کنون دستاوردی نداشته ومی‌توان از آن به برجامی‌ دیگر یادکرد. چراکه نتایج تأمل سه قوا روی کاغذهای فراموش شده باقی مانده و یا با خروج یکی بی‌اعتبار گشته است.  دولت به تنهایی اختیاری ندارد. قوانین بشدت کهنه و قدیمی ‌است و یا کسی تخصص بهره‌گیری از همین قوانین کهنه و قدیمی ‌را ندارد. مجلس بیشتر به دنبال استیضاح وزیرانی است که خود به آنان رأی اعتماد داده است. وقت مجلس در حوزه قانون‌گذاری درحال اتلاف است و پایان دوره نزدیک و ما بیشتر شاهد حاشیه بازی هستیم تا ورود به متن قضایا، قوه قضاییه هم در حال گوشمالی متخلفینی است که شمار آنان تصاعدی است و البته برای برخورد با گروه‌های متخلف اغلب نیازمند استجازه از رهبری است. 
با توجه به این رویداد می‌توان اینگونه تصور کرد که اغلب خطا‌ها دردرون قوا اتفاق افتاده ومی‌افتد. آنانکه دستی در قدرت سیاسی داشته و صاحب نفوذ بوده و هستند. البته برخورد با چهار آفتابه دزد نمی‌تواند درد‌های اقتصادی در حوزه قاچاق، پولشویی و فساد سیستماتیک را علاج کند.باید فکری دگر کرد قبل ازآنکه حوزه فرهنگ عمومی‌ آسیب دیدگی بیشتری را تحمل کند.  باید مسائل موجود که البته به بحران رسیده است بین قوا حل وفصل شود. بنظر می‌رسد و یا حتم به یقین است که مشکلات ما باید در داخل حل وفصل شود نه در بیرون چراکه نشانه‌ها حکایت از بی تدبیری دارد. ما برون را ننگریم وقال را، ما درون را بنگیریم وحال را.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی