[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۲۰
  • دوره جدید

نقد بدون پیش‌زمینه تحلیل امکان‌پذیر نیست، روزنامه شیراز نوین

هاشم کرونی
مدیر مرکزآفرینش‌های ادبی حوزه هنری فارس

درست از واپسین روز هفته هنر انقلاب اسلامی که ده عنوان اثر ادبی در مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس رونمایی شد تا امروز، همه هم و غم دست‌اندرکاران این بخش از حوزه، رساندن مجموعه‌ای از آثار فاخر به دو مقطع زمانی بوده است. نخست جشن‌های چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و دیگری، هفته هنر انقلاب اسلامی سال پیش رو.
بحمدالله این تلاش‌ها در حال ثمر دادن است و یکی از گل‌های سرسبد این مجموعه آثار، جلد نخست از سری کتاب‌هایی است که ان‌شاءالله ذیل عنوان شناختنامه جامع داستان‌نویسان فارس منتشر خواهد شد.
مجید خادم، داستان‌نویس، منتقد، پژوهشگر و مدرس ادبیات داستانی، در سال‌های اخیر تجربیات متعددی داشته است؛ از تأسیس مدرسه داستانی حیرت تا سالنامه داستان حیرت و فصلنامه داستان شیراز. اما شاید مهم‌ترین کار او تا به امروز همین کار باشد. کاری که خادم در رأس یک تیم آن را به ثمر رساند.
شخصاً به عنوان مدیر آفرینش‌های ادبی حوزه هنری فارس انتشار این اثر را که از جمله معدود تجربه‌های موفق کار تیمی در پژوهش ادبی خارج از فضای دانشگاهی و مبتنی بر علاقه‌مندی قلبی بوده است، از جمله اتفاقات ارجمند حوزه هنری می‌دانم. به همین مناسبت، مجید خادم را که ذاتاً کم‌حرف و دور از جنجال و هیاهوست، به گفت‌وگویی فراخواندم درباره این اثر. از او و تیم همراهش صمیمانه سپاسگزارم و از شما که مهربانی چشم‌هایتان را نثار این سطرها می‌کنید.
چه انگیزه‌ای سبب شد سراغ این موضوع بروید؟ آیا بر اساس یک نیاز به این بحث رسیدید یا فی‌البداهه سراغ موضوع رفتید؟
واقعیت قضیه این بود که من برای انجام تحقیقی، تلاش کردم اسامی تعدادی از داستان‌نویسان کشور را به همراه لیست آثارشان به دست بیاورم. آن جا بود که متوجه شدم به جز انگشت‌شماری داستان‌نویس مطرح، درباره انبوهی از نویسندگان هیچ اطلاعی در دست نیست و اگر کار ارزشمند دکتر میرعابدینی در فرهنگ داستان‌نویسان ایران نبود، حتی نامی از آن‌ها هم وجود نداشت. این باعث شد بیشتر دنبال کنم و به نتایجی برسم. دیدم هیچ آرشیو منظمی وجود ندارد و خب، ضرورت وجود منابع اولیه و آرشیوها و موزه‌ها در مطالعات فرهنگ و هنر بدیهی است.
این خلأ چه تأثیری بر جریان امروزین ادبیات داستانی داشته است؟
اتفاقاً این مسئله سبب شد متوجه شوم ما در فضای تا حد زیادی بی‌هویت در حال خلق اثر هستیم؛ چون به هر حال هنرمند در هر زمان و مکانی، به ناگزیر در انتهای خطی قرار گرفته که پیشینیانش ساخته‌اند. بدیهی است که درک و شناخت آن خط سیر، راهنمای حرکت اوست که خواه ناخواه ساخته و پرداخته بافت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود است. هویت هنرمند بی درک بافت خاص او، مبهم و نامعلوم است و هر حرکتی، نقطه آغازی است که خود، نقطه پایان حرکت پیش از خود بوده است. تمامی مطالعات گونه‌شناسانه و سبک‌شناسانه در هنر و ادبیات و هرگونه بررسی و تحلیل آثار، نیازمند درک اولیه پیش‌فرض‌های گفته شده خواهد بود.
فکر می‌کردید این کار چه تأثیری بر داستان‌نویسی امروز خواهد گذاشت؟
هویت‌دهی و روشن کردن خط سیر سنت ادبی و فرهنگی، می‌تواند داستان‌نویسی هر جامعه‌ای را متحول کند. هرچند این مسئله سال‌های سال زمان خواهد برد.ما با گذشته خود، حتی گذشته بسیار نزدیک 150ساله خود ارتباطمان قطع شده.
در ابتدا وقتی به سراغ تدوین شناختنامه رفتید، مخاطب کارتان را چه کسانی تعیین کردید؟
󠇤اگرچه کارهایی مثل این شناختنامه پیش‌زمینه هر تحقیق و پژوهش بعدی خواهد بود؛ ولی من با این انگیزه اولیه سراغ این کار رفتم که مخاطبانم خود داستان‌نویس‌ها باشند و به شکلی دقیق بدانند سنت لااقل معاصر رسیده به آن‌ها چیست و چه راه‌هایی رفته شده و چه مسیرهایی گشوده شده. شاید بشود بر سرگردانی فائق شد.
معمولاً در گذشته تاریخی ما تذکره درباره شعرا زیاد نوشته شده. آیا این کار در دسته تذکره‌ها جای می‌گیرد؟ وجوه تشابه و تمایز این دو را شرح دهید.
قطعاً این کار تذکره هم هست؛ اما فقط تذکره نیست. شاید بیش از دو سوم حجم این کتاب چیزی فراتر از تذکره‌نویسی باشد. ما تلاش کردیم علاوه بر زندگینامه و لیست آثار نویسنده، خلاصه‌ای از نقد و بررسی‌ها و تحلیل‌هایی را که بر آثار او نوشته شده هم جمع کنیم. بگذریم که در این راه دیدیم متأسفانه درباره بسیاری، هیچ تحلیل و نقدی صورت نگرفته. این مسئله، ریشه بسیاری از بحران‌های ادبی را که امروز دچارش هستیم، روشن می‌کند.
موضع دید خودتان در مقام پژوهشگر چه بوده؟ بی‌طرف یا نقاد و تحلیلگر؟
󠇤پس از گردآوری مجموعه نظرات دیگران، تلاش شد خودمان نیز تحلیل مختصری بر مجموعه آثار شخص بنویسیم، البته با دیدی انتقادی. در نهایت، نمونه‌ای از آثار او را بیاوریم و تحلیل مفصل‌تری بر آن تک‌اثر اضافه کنیم. برای این کار از حدود 20منتقد و تحلیلگر ادبیات داستانی کمک گرفتیم تا این کتاب بتواند راهنمایی هم بر تحلیل ادبیات داستانی معاصر باشد.
اگر به سوال قبلی شما بازگردیم، در تذکره هیچ‌کدام از این‌ها نیست و به نوعی فقط با بزرگداشت و زنده‌داشت نام نویسنده طرف بوده‌ایم.
به این ترتیب می‌توان حکم داد که تحلیل، ستون اصلی این شناختنامه است. چرا وارد تحلیل شدید؟
آخر مگر شناخت بدون تحلیل هم حاصل می‌شود؟ منظورم شناخت عمیق است؛ وگرنه شناخت سطحی که راهگشا نیست و این کتاب قرار بوده شناختنامه باشد.
از افتادن در دام سوگیری واهمه نداشتید؟
سوگیری هم که در هر تحلیلی اجتناب‌ناپذیر است. بی‌طرفی یا توهم است یا فریبکاری یا ساده‌لوحی. بی‌طرفی وجود ندارد. ما فقط سعی کردیم سوگیری‌مان فقط و فقط زیبایی‌شناختی باشد؛ چون به هر حال با تحلیل هنر طرف بودیم. به نام و زندگی افراد هیچ سوگیری عمدی‌ای نشده؛ اما در تحلیل آثار بیشتر فرم اثر و میزان تأثیرگذاری آن در سنت داستان‌نویسی معاصر مدنظر بوده.
نقد از جمله پاشنه‌آشیل‌های ادبیات امروز ما است. آیا این اثر در رفع این معضل مؤثر خواهد بود؟
󠇤قطعاً. هرچند این کتاب اصلاً ادعای نقد ندارد و ورود به نقد را منافی اهداف پژوهشی تاریخی می‌داند؛ اما همه می‌دانیم که نقد هرگز بی پیش‌زمینه تحلیل امکان‌پذیر نخواهد بود. مگر می‌شود چیزی را تحلیل نکرد و مستقیم نقدش کرد؟
این کتاب تا حدود زیادی مواد اولیه نقد را مهیا کرده است و در آینده، قطعاً مورد توجه منتقدانی قرار خواهد گرفت که می‌خواهند آثار ادبیات داستانی معاصر را نقد کنند، هم از حیث اطلاعات اولیه آثار و نویسندگان و هم از حیث تحلیل‌هایش.
روی جلد، نام یک گروه به عنوان مؤلف دیده می‌شود. چرا سراغ کار تیمی رفتید؟ مصائب و فواید آن چه بود؟
طبیعتاً انجام همچین پروژه‌ای که حداقل 5000صفحه در 6جلد برای آن پیش‌بینی شده، از عهده یک نفر خارج است و خب من کارهای دیگری هم دارم. مجموعه‌ای کتب آموزشی و نظری در زمینه‌هایی که کمبود قابل توجهی وجود دارد در دست تألیف دارم و کار اصلی‌ام هم که داستان‌نویسی است، خودش یک حال تمام‌وقت می‌خواهد. ناچاریم به کار تیمی. به علاوه اینکه کار تیمی از جزم‌اندیشی فردی جلوگیری خواهد کرد که در تحقیقی ادبی که خواه ناخواه جنبه‌های ذوقی هم دارد، امر اجتناب‌‌ناپذیری است.
تیم شما به همین نام‌های روی جلد خلاصه می‌شود؟
ابتدا باید عرض کنم کار عاشقانه بی‌مزد و مواجب این چنینی، به سختی بتواند گروه دائم و ثابتی داشته باشد. اما در باب این پروژه و سوال شما باید گفت گروه تقریباً 30نفره‌ای را در کار دخیل کردیم که برخی در حد فقط یافتن کتاب و نامی همکارمان بودند و برخی چون صدیقه قانع و زهرا قادرپور که نامشان روی جلد هست، حداقل دو سال همکاری کاملی با طرح داشتند و بار زیادی از آماده‌سازی کتاب نهایی بر دوششان بود.
اما این هم باید گفته شود که حداقل از پنجاه شصت نفر کمک خواسته بودیم و اغلب دریغ کردند. هنوز هم که داریم جلد دوم را انجام می‌‌دهیم، تیم ثابتی وجود ندارد و از دوستان به اشکال مختلف کمک می‌گیرم که در نهایت، تیمی لااقل برای هر جلد وجود داشته باشد.
معمولاً ادبیات کار فردی است. آیا کار تیمی در پژوهش ادبی را به دیگران نیز توصیه می‌کنید؟
بستگی به توانایی‌های پژوهشگر خواهد داشت و حجم کار. بدون شک، پژوهش تیمی نتایج شگفت‌انگیزی در پی خواهد داشت و امکانات و دیدگاه‌های تازه‌ای برای پژوهشگر ایجاد خواهد کرد.
آیا این شناختنامه نمونه مشابهی در جغرافیای ملی یا سایر استان‌ها دارد؟
󠇤با این حجم و ابعاد وگستره، قطعاً نمونه‌ای وجود ندارد. نمونه‌های عمیق، فردی هستند و نمونه‌های جمعی، سطحی نگاشته شده‌اند.
از چه منابعی در تدوین کار بهره بردید؟ آیا به جامعیت منابعتان اطمینان دارید؟
خب تلاش کردیم تا حد ممکن جامع باشد؛ اما به هر طریق ما نه تنها با کمبود منابع، که با نبود آرشیو‌های جامع منابع هم طرف بودیم. سعی کردیم تا حد ممکن منبعی نادیده گرفته نشود؛ اما بی‌شک در این زمینه کمبودهایی هست. حتی در بخش منابع پایان هر فصل، لیست منابع را نه بر اساس منابعی که استفاده کردیم، بلکه بر اساس منابع موجود نوشتیم. هرچند بهتر بود ارجاع مستقیم به منابع را هم در متن بیاوریم؛ اما دیر به این فکر افتادیم و از جلد دوم قطعاً چنین خواهیم کرد.
مبنای تاریخی و نسل‌بندی‌هایتان بر چه اساسی استوار است؟
󠇤ادبیات داستانی 140سال اخیر ایران، نقطه آغازی بوده بر سنتی که امروزه می‌توان سنت داستان‌نویسی معاصرش نامید. کتاب پیش رو در پی ترسیم خطی است که سیر حرکت این سنت نزدیک را از ابتدا تا حال حاضر، نمایش می‌دهد؛ آن هم فقط در محدوده جغرافیایی-فرهنگی استان فارس. هدف، در قدم اول، گردآوری دستاوردهایی است که نسل‌های متوالی داستان‌نویسان معاصر این خطه، به واسطه خلق آثار خود پدید آورده‌اند.
جغرافیای فارس در این مدت تحولات متعددی را پشت سر گذاشته است...
در طرح «شناختنامه جامع داستان‌نویسان فارس» چنان که هویداست، خود را محدود به داستان‌نویسان (و نه تمامی نویسندگان) محدوده جغرافیایی استان فارس در بازه زمانی 1250 تا 1400هجری شمسی کرده‌ایم. البته با در نظر گرفتن این مسئله که در سال 1327 بخش‌های هرمزگان و چهارمحال و بختیاری، در سال 1339 بخش بوشهر و در سال 1346 قسمت‌های کهگیلویه و بویراحمد، از استان بزرگ فارس و بنادر جدا شده و استان‌هایی مستقل ایجاد کرده‌اند.
و نگاهتان به نسل‌بندی نویسندگان چه بوده است؟
󠇤در بازه 150ساله مورد مطالعه در کتاب پیش رو، سیر آثار در پنج نسل متوالی تقسیم‌بندی شده است. جلد اول شناختنامه به 24تن از پیشگامان این عرصه در نسل اول و آغازگران نسل دوم خواهد پرداخت (متولدان تا 1310شمسی). پیش‌بینی ما برای تکمیل این پروژه در حداقل 6جلد خواهد بود. این 24تن، داستان‌نویسانی بوده‌اند که به تمامی یا برخی از آثار داستانی‌شان دسترسی وجود داشت. البته دور از انتظار نیست که در ادامه، به اسامی این بزرگان اضافه شود که طبعاً در جلدهای بعدی شناختنامه به ذکر آن‌ها خواهیم پرداخت.
انتخاب 5نسل هم بر اساس تغییرات بزرگی است که در این 5نسل قابل مشاهده است و بعد از تکمیل هر 5نسل شناختنامه این مشهود خواهد بود.
آیا با کسانی نیز مواجه شده‌اید که اثرشان موجود نباشد؟
󠇤بله. بسیاری بودند که از آثار داستانی ایشان فقط نامی باقی مانده و متن آن‌ها یافت نشد. نامشان نیز فقط به مدد شهرت آن‌ها در زمینه‌های دیگر باقی مانده بود. همچنین در این محدوده زمانی، بودند داستان‌نویسانی که ادبیات داستانی‌شان تماماً به فرم و شیوه‌های کهن خلق شده و آثار داستانی عمدتاً منظوم ایشان، در حیطه این مطالعه نگنجید.
اتفاقاً این نکته که مجبور به انتخاب شده و عده‌ای از نظر شما در این دایره نمی‌گنجیدند، بحث مهمی است. اساساً در پرداختن به نویسندگان چه ملاک و معیاری داشتید؟ داستان‌نویس، خصوصاً در نسل‌های آغازین، از نظر شما چه کسی بوده است؟
󠇤تنها ملاک ما داستان‌نویس بودن است و در نسل اول و دوم، کسانی را داستان‌نویس دانسته‌ایم که لااقل یک اثر داستانی منتشر شده داشته باشند؛ فارغ از اینکه به این عنوان شناخته شده باشند یا خیر.
آیا سطح کیفی و ضعف و قوت آثار در قرار گرفتن افراد در دایره نویسندگان مؤثر بوده است یا خیر؟
هرکس داستان منثور مکتوبی داشته، در این 150سال مدنظر قرار گرفته. هیچ تعصبی در فرم آثار که مثلاً حتماً داستان کوتاه مدرن یا رمان باشد نداشته‌ایم و تمام کیفیات داستانی را در نظر داشته‌ایم. کیفیت هنری اثر نیز خارج از معیارهای انتخاب افراد بود و فقط در تحلیل‌ها اشاره‌ای به آن شده است. در سیر تاریخی و مطالعات تاریخ هنر، کیفیت زیبایی‌شناختی اهمیتی ندارد؛ چون معیارهایش سیال و دائم در تغییر است. نگاه تاریخی باید جامع باشد و به معیارهای نسبی زمان و مکان‌های خاص در امور ذوقی اعتنا نکند.
بگذارید بی‌پرده بپرسم، آیا ممیزی خاصی در افراد یا تحلیل آثار داشته‌اید؟
نه، به هیچ عنوان. خود متن شناختنامه شاهد این مدعا است.
شما چند سال کارشناس ادبیات داستانی حوزه هنری فارس بودید. چگونه شد که این کار در حوزه هنری شکل گرفت؟
چنین کارهایی معمولاً بی حمایت نهادها و ارگان‌ها امکان‌پذیر نیست، مخصوصاً در نشر؛ چون حجم کتاب‌ها بالا است و دورنمای بازدهی اقتصادی برای آن‌ها وجود ندارد. ارگان‌ها و نهادهای ادبی مستقلی که قدرت حمایت از چنین طرح‌هایی را داشته باشند هم متأسفانه در فارس وجود ندارد. در مورد دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی وزارت علوم هم که هیچ چیزی نگوییم بهتر است. دیگر جایی باقی نمی‌ماند. جایی مثل حوزه هنری هم که با بودجه عمومی کشور اداره می‌شود، بالذاته دربرابر چنین کارهای فرهنگی عام‌المنفعه‌ای مسئول است و وظیفه دارد. اصلاً تأسیس شده و بودجه می‌گیرد که چنین کارهایی کند و برای ما نتیجه نهایی مهم بود. هزاران تغییر در سیاست‌ها و ارگان‌ها و دولت‌ها و... در طول زمان اتفاق می‌افتد؛ اما چنین آثاری باقی می‌ماند.
ضرورت وجود این کتاب به حدی بود که هیچ تفاوتی نمی‌کرد کجا و چگونه منتشر شود. خب، خدا را شکر شما به عنوان مسئول واحد آفرینش‌های ادبی حوزه هنری فارس و آقای پارسایی معاون فرهنگی وقت مجموعه، خودشان اهل هنر و پژوهش بودند و ضرورت مسئله را به خوبی درک کرده و بی‌دریغ از کار حمایت کردند تا هم‌اکنون در حال به نتیجه رسیدن است.
برای جلدهای بعدی چه ایده‌هایی دارید و ابعاد این کار را در چند جلد بسته‌اید؟
󠇤به همین شکل ادامه می‌دهیم. فقط در جلدهای بعد در خود متن اصلی نیز ارجاع منابع را خواهیم آورد. 6جلد برای تا پایان 1400 قابل تصور است و برایش برنامه‌ریزی شده. البته از نسل سوم به بعد، معیار ما انتشار کتاب داستان مستقل از سوی نویسنده خواهد بود؛ چون امکانات و شرایط بافت جامعه از دهه 40شمسی بسیار متفاوت بوده است.
در مصاحبه‌های ما معمولاً زندگی‌نوشت به عنوان سوال واپسین مطرح می‌شود. شما نیز در پایان این بحث برای مخاطبان ما بیشتر از خودتان سخن بگویید.
󠇤مجید خادم هستم. متولد 1363 شیراز. تا مقطع کارشناس ارشد پژوهش هنر درس خوانده‌ام و به عنوان نویسنده، منتقد و مدرس ادبیات داستانی و سینما فعالیت می‌کنم.
دبیری انجمن ادبی حیرت، مدیریت مدرسه داستان‌نویسی و شعر حیرت، دبیری جشنواره‌های کشوری «داستان کوتاه خلاقانه سال» و «نقد خلاقانه سال» و جشنواره استانی «داستان شیراز» را بر عهده دارم و در حوزه نشریات تخصصی نیز مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز سالنامه سراسری تخصصی ادبیات داستانی «حیرت-داستان خلاقانه سال» و فصلنامه سراسری تخصصی ادبیات داستانی و شعر معاصر «داستان شیراز» هستم.
کتب منتشر شده‌ام عبارت‌اند از: 
مجموعه داستان «از حیرت تا گرسنگی» 1393، نشر بوتیمار
رمان «کدامین گل به غم بسرشته‌تر» 1394، نشر نوید
مجموعه داستان «حیرت اول-برگزیده آثار داستان‌نویسان جوان فارس» 1394، نشر نادریان
مجموعه داستان «مناطیق جنگی» در مراحل نهایی نشر، انتشارات قهوه ، 1397
کتاب جامع «مقدماتی بر کارکردهای روایی رنگ در سینمای داستانی» در مراحل نهایی نشر، انتشارات تیسا، 1397
کتاب اول «درآمدی بر روش تجزیه و تحلیل داستان در ادبیات و سینما» در مراحل نشر
کتاب «مقدمه‌ای بر رنگ در سینما» در مراحل نهایی تألیف.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی