[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۸۴
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

 از قلم تا قمه 

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

 نگاه اول: داستان از آنجایی شروع می‌شود که معیشت آموزگاران را دست کم گرفتیم و نسبت به آن بی‌اعتنایی کردیم. هنوز یاد آن روز شوم و غم‌انگیز از خاطرمان نرفته است که  تبر به دستی خشمگین روز روشن جلوی چشم زن و فرزند یک جوان رعنا را به کام مرگ کشاند، که دانش آموزی به جای قلم قمه به دست می‌گیرد و رجزخوانی میکند و خون به پا می‌کند.
حادثه با سرعت عجیبی اتفاق می‌افتد. یک مدرسه، یک بحث کوتاه، یک لجاجت، یک تهدید، یک چاقو در جیب و شاید  یک قصد قبلی. باید دید مجازات حمل سلاح سرد در قانون چیست و چرا بعضی نوجوانان و جوانان چاقو در جیب دارند‌؟ آیا حمل سلاح سرد در جیب، یک نوع امینت خاطر به بعضی انسان‌ها خصوصاً در سنین نوجوانی می‌دهد؟ این بدان معناست که یک فرد به قصد تهاجم و یا به قصد دفاع از خود اقدام به حمل سلاح سرد می‌کند و در ذهن خود  با این دلیل که درگیری در خیابان حتمی ‌است  به این سلاح متوسل می‌شود. همین چند روز پیش بود که در مورد ورود مواد مخدر به مدارس به نقل از مسئولان امر اخباری  منتشر شد.  
متأسفانه پای مواد مخدر به مدارس باز شده و سن اعتیاد کاهش یافته است. چه کسی و یا کسانی باید جلوی ورود مواد مخدر و احیاناً الکل را به مدارس بگیرند. 
در بحث آموزش و پرورش و یا به قولی پرورش مقدم بر آموزش کوتاهی‌های بسیاری اتفاق افتاده است.  
اولین اتفاق در حوزه معیشتی آموزگاران افتاده است وقتی آقای معلم زیر خط فقر قرار دارد و  باید در خاتمه تدریس، خود را مهیای حضور در خیابان و مسافرکشی کند.   وقتی دولت‌ فکر تأمین معیشت آموزگاران نبوده و نیست و آنان را در کوچه‌پس‌کوچه‌های  تورم و احتیاج تنها گذاشتند.
وقتی به دانش‌آموزان تفهیم کردیم آخر و عاقبت درس خواندن مسافر‌کشی است.‌ در این مقاله نمی‌توان یک دستگاه را متهم نمود بلکه جمیع دستگاه‌های بودجه‌بگیر فرهنگی مقصر هستند که دانش‌آموزان قلم به دست قمه به دست می‌شوند.  
نگاه دوم: چند روز پیش داستان مرگ یک بانوی ایرانی در شیراز بر اثر سوء مصرف مواد مخدر تیتر رسانه‌ها شد. ساعت ۲۳ روز چهارشنبه ۱۹ دی ماه از تقاطع ملاصدرا به سمت تقاطع سینما سعدی قدم به قدم با کوله‌بران  معتاد زن و مردی رو به رو می‌شویم که در زباله‌ها دنبال روزی  می‌گردند. ظاهراً همگی معتاد هستند و خیابان خواب، به نظر می‌رسد حضور این افراد خیابان خواب برای مردم و ایضاً مسئولین شکلی عادی بخود گرفته  است. مدیرکل بهزیستی استان هم در اظهارات اخیر خود توپ را در زمین شورای شهر گذشته  انداخته است، چرا که اعضای شورای وقت در یک اقدام عجولانه و غیرکارشناسانه  واحدهای نگهداری شبانه معتادان زن را تعطیل و تخریب کردند. مدیرکل بهزیستی در آماری ضد و نقیض به تعداد بانوان معتاد شیرازی اشاره می‌کند و بر این باور است که اینان جمعیت قابل توجهی ندارند و از طرفی مراکزی برای جذب آنان وجود داشته که در جریان عدم هماهنگی‌ها تعطیل شده است.
نگاه سوم: یک دانش‌آموز شیرازی در حوزه ناحیه ۳ آموزش و پرورش به ضربه چاقو در یک درگیری بیرون از مدرسه کشته می‌شود. مسئولین امر تأکید دارند این اتفاق خارج از مدرسه روی داده است. 
به این نکته بی‌توجه هستیم که سن اعتیاد به مواد مخدر و مصرف الکل و سایر مخدر‌ها کاهش یافته و به مدارس کشیده شده است. انکار آسیب‌ها بیهوده است.  نفس آموزگاران ما در فشار و محاصره اقتصادی به شمارش افتاده است.
 با این اوصاف باید منتظر شرایط سخت‌تری باشیم. چراکه روح نوجوانان ما درگیر آسیب‌های شدیدی است که بسیاری از آن حاصل تهاجم فرهنگی است. به فضای مجازی بی‌توجه نباشیم که البته هستیم.
 شاید همین روزها یک دانش آموز سلاح خودکاری همراه خود به مدرسه ببرد و مانندآنچه در مدارس غرب اتفاق می‌افتد همه را به رگبار ببندد. 
 بحران بی‌هویتی زمانی تشدید می‌شود که دانش آموزان ما به جای قلم، قمه به دست می‌گیرند،  بی‌هویتی که اجازه می‌دهد مصرف افیون به مدارس کشیده شود.
 لمپنیسم پدیده‌ای خود ساخته است وقتی قرار است با بی‌توجهی کامل در شرایطی  سخت و در جوار آسیب‌ها شب را صبح و صبح تا شب کنیم.
 نگاه چهارم: همین چند روز پیش جوانی سوار خودرویی که مسافرکش شخصی بود، شد. هنگام رسیدن به مقصد و پیاده شدن از خودرو راننده را با نام و به حرمت گذشته استاد خطاب می‌کند، راننده که دستپاچه می‌شود به مسافر جوان می‌گوید: شما؟  و جوان در پاسخ می‌گوید قبلاً من دانش‌آموز شما بودم و ای کاش آن سیلی  را محکمتر زده بودید.  جوان کرایه را داد و رفت و معلم پشت فرمان با بی‌حوصلگی گفت اصلاً به یاد نمی‌آورم.
سلسله تربیتی زنده‌یاد بهمن‌بیگی چه اشخاصی را تربیت کرد؟ ‌چه میزان توجه، اعتبار و زمان در اختیار این اراده بزرگ بود که در دورترین نقاط کشور، بزرگ‌مردان و بزرگ‌زنانی خلق شدند و به درجات عالی رسیدند و پس از بهمن بیگی ما چه کردیم؟  نسل پرورش یافته ما چگونه نسلی است که از قلم، قمه ساخته است واکاوی این مهم ضرورت است،  برای امنیت فردا و روزهای پیش رو. 
باید اندیشه‌ای کرد از جنس توجه.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی