[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۶۹
  • دوره جدید

اسطوره های باروت، روزنامه شیراز نوین

مروری بر بهترین آثار ژانر وسترن در تاریخ سینمای جهان

اسطوره های باروت

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

جاودانگی خاصیت هنــر است. از شاهکارهای نقاشی سده‌های پیشین گرفته تا آثار معماری قرون بدوی؛ از نمایشنامه‌های شکسپیر تا غزلیات شیخ اجل؛ جملگی از آتش فرسایش دوران رها و مبرا خواهند ماند و نشانه‌ای بر مانایی هنر در اذهان مخاطبان هستند. در این میان، هنرهای نوظهور هم در مقایسه با پیشینیان، از درجه اصالت کمتری برخودار نیستند. اگرچه هفتمین هنر عالم زیبایی، پراصالت‌ترین آن‌ها نیست؛ به طور حتم سینما می‌تواند جهان‌شمول‌ترین هنرها لقب گیرد. همه طیف‌های مردم با هر سطح نگرش و خاستگاه فرهنگی، با آن ارتباط برقرار کرده و با اشتیاق به تماشای فیلم می‌نشینند. ژانرهای سینمای کلاسیک ثابت کرده‌اند فرضیه تکامل هنر با گذشت ایام، ادعایی بی‌پایه و اساس است و بسیاری از آثار پیشینیان از درجه اصالت و ارزش به مراتب بیشتری نسبت به نسخه‌های امروزی برخوردار هستند. سینمای کلاسیک وسترن، مثال بارزی بر این ادعاست.
سینمایی برای تمام فصول
سکوت دلهره‌انگیزی بر سینمای غرب وحشی حکم‌فرماست. بوته‌های خار از میان مردانی که قصد تسویه‌حساب شرافت‌مندانه دارند، عبور می‌کند و دوربین، در حالی که در بحبوحه لانگ‌شات است، در پس‌زمینه از برج کلیسا، تابلوی بانک و جماعت نگران غافل نیست. موسیقی متن و صدای باد بر حجم دلهره می‌افزاید و صدای شلیک خوب  بد زشت، سکوت مستور فیلم را در هم می‌شکند. همیشه قرار نیست مرد خوب قصه از مهلکه دوئل جان سالم به در ببرد و این خاصیت ژانر وسترن است که بر منوال سبک رئالیسم، داستان‌سرایی کند. ژانر وسترن همانند دانشنامه سینمایی، در بر دارنده مؤلفه‌های متعددی است. از سویی، با ماجراجویی‌ها و سکانس‌های اکشن و صیقل یافته روبرو هستیم و از سوی دیگر، گره‌های رمانس با زیرکی در فیلم‌نامه گنجانده شده است. البته آثار خوب سینمای غرب وحشی از شخصیت‌پردازی‌های عمیق و متبحرانه هم غافل نمانده است. با آنکه زمان عمده‌ای از فیلم در سکوت و ایستایی سپری می‌شود؛ تماشاگران به صورت موازی با کاراکترهای اصلی آشنا شده و سناریست برای معرفی آن‌ها از ابزار کلامی و واژگانی بهره نمی‌برد. این اعجاز نویسنده وخدای صحنه است که در پس میمیک‌ها و کلوزآپ‌ها، به معرفی شخصیت‌هایشان همت گمارد و از آداب ژانرهای روزمره و عوام‌گرایانه اعلام برائت کند. با این وجود، سینمای وسترن توانسته سرزمین مشترکی برای همه علاقه‌مندان هنر هفتم باشد. تماشاگران عامی از خط سیر داستان و پرهیزهایی که از معناگرایی صورت گرفته سیراب می‌شوند و تماشاگران خاص، از سکانس‌هایی که حاصل تکاپوی ذهن فیلم‌ساز است، منتفع می‌گردند. در این میان، سخت‌گیرترین منتقدان سینما هم با دست خالی و خوشه‌های خشم از این آوردگاه نمی‌گذرند. تعلیق‌های فیلم‌نامه، جایگاه و حرکت دوربین، زاویه‌های فیلم‌برداری، تدوین، شخصیت‌پردازی‌ها و فراز و فرودهای سناریو و بسیاری دیگر از این دست، مضامین آن‌قدر خوب و تأمل‌برانگیز پردازش یافته‌اند که صاحب‌نظران سینمایی را خلع سلاح کرده و ستاره‌های دوچندانی برای فیلم به ارمغان بیاورند.
گریز از سیاه دوزخی و سپید ماورایی
با آنکه در غرب وحشی نشان چندانی از کاراکترهای خاکستری نیست و شخصیت‌ها عمدتاً در قطب‌های منفی و مثبت رادیکالی قرار می‌گیرند؛ شاخصه‌های قهرمان‌پروری آن‌قدر در بطن فیلم و فیلم‌نامه تقویت شده که اتهام سطحی‌نگری از شاهکارهای این ژانر مبرا شده باشد. همه طیف‌های تماشاگران در طول فیلم با قهرمان قصه یکی می‌شوند و توانایی جبهه‌گیری تا حدود زیادی از آن‌ها سلب شده است. 
به خوب، بد، زشت نگاه کنید. رفتار همه کاراکتر‌ها در محیط پیرامون نماد عینی دارد و این مسئله، آن‌ها را از قطب‌های سیاه دوزخی و سپید ماورایی مبرا می‌سازد. رفتارشان ریشه در منطق و حوادث فیماوقع داشته و بنابر شرایط روحی و نیازهایشان، در هر موقعیتی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. البته رویارویی آن‌ها در سکانس پایانی به راستی از معجزه‌های سرجولئونه و آلبرتو گریمالدی بود که فیلم را در گستره هنر هفتم جاودانه کرد.
یکی دیگر از مضامینی که در شاهکارهای این ژانر بارگذاری شده، به ماهیت حمایت از مظلومان و طغیان علیه مستکبران و مزدوران بازمی‌گردد. به افسانه هفت دلاور نگاه کنید. قهرمانانی گمنام در برابر مزدوران ایستادگی می‌کنند و با ازجان‌گذشتگی و فداکاری صلح و آرامش را بر دهکده مکزیکی‌ها حکم‌فرما می‌کنند. در نظر داشته باشید که ضریب مقاومت و جبهه‌گیری در برابر سینما، همیشه در سفلی‌ترین آستانه خود قرار دارد و مفاهیم ارائه شده، به راحتی بر ضمیر مخاطبان تزریق می‌شود. در چنین شرایطی، سینمایی که از آن به عنوان غرب وحشی یاد می‌شود، سودای آزادگی در سر می‌پروراند و عموم جامعه را به طغیان علیه ناجوانمردی‌ها ترغیب می‌کند. اگرچه در این میان بارقه‌های مذمومی از مؤلفه‌های سیاسی و ادبیات کشورگشایانه و نژادپرستی هم در لایه‌های زیرین فیلم‌نامه‌ها مدفون است، ژانر غرب وحشی در مقایسه با بسیاری از همتایانش، دارای جایگاه منحصربه‌فردی در عرصه هنر هفتم است و در تاریخ سینمای جهان مانا و پایدار خواهد ماند.
درخشش وسترن‌های کلاسیک
وب‌سایت معتبر Imdb در سالیان گذشته، تمام فیلم‌های به نمایش درآمده در سینمای جهان را به داوری مخاطبان گذاشت و بر همین اساس فیلم خوب، بد، زشت (1966) یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان شناخته شد. این فیلم با وجود اینکه جایگاه ششم محبوب‌ترین‌ها را در اختیار دارد، در کمال ناباوری در هیچ‌کدام از رشته‌های اسکار حتی نامزد هم نشد. به همین بهانه، مروری گذرا بر بهترین آثار این ژانر در سینمای وسترن خواهیم داشت. نکته قابل توجه در این است که سینمای غرب وحشی با وجود گذشت دهه‌ها و هجمه تصاویر مدرنیته و پرده‌های آبی، همچنان زنده و پرمخاطب است و کمتر اثری توانسته ذره‌ای از حال و هوای آثار پرفروغش را بازآفرینی کند. شما هم با تماشای هفت دلاور جان استرجز (1960) و آنتوان فوکوآ (2016) به این مسئله پی خواهید برد. به راستی که جاودانگی، خاصیت هنر است.

جویندگان- جان فورد (۱۹۵۶)
بسیاری، فیلم «جویندگان» را بهترین فیلم ژانر وسترن تاریخ می‌دانند. در این فیلم، جان وین نقش یک کهنه‌سرباز دوران جنگ داخلی با نام ایتان ادواردز را بازی می‌کند که پس از مدتی به خانه بازمی‌گردد؛ اما بعد از مدتی سرخ‌پوستان کومانچی خانواده برادرش را قتل عام کرده و برادرزاده‌هایش را با خود می‌برند. ایتان همراه با چند رنجر تگزاسی، برای پیدا کردن برادرزاده‌هایش به تعقیب سرخ‌پوستان می‌پردازند؛ اما پس از چند درگیری و طولانی شدن تعقیب بیشتر رنجرها به تگزاس بازمی‌گردند و ایتان همراه با چند نفر معدود به تعقیب خود ادامه می‌دهند. جان وین در این فیلم نقشی ضدقهرمان دارد و پیچیدگی‌های داستان و شخصیت‌ها، از فیلم «جویندگان» شاهکاری سینمایی ساخته است.
گروه خشن- سام پکین پا (۱۹۶۹)
فیلم «گروه خشن» که در ایران با نام «این گروه خشن» شناخته می‌شود، شاهکاری بی‌نظیر و یکی از ۱۰فیلم برتر ژانر وسترن از دیدگاه انجمن فیلم آمریکا انتخاب شده است. شاهکار سام پکین پا هنگام اکران به خاطر خشونت بی‌حد و حصر فیلم و نشان دادن تلاش انسان برای زنده ماندن تحت هر شرایط و به هر وسیله‌ای، مورد انتقاد قرار گرفت و حتی امروز نیز به عنوان فیلمی پر از کشتار و خون‌ریزی شناخته می‌شود؛ اما صحنه‌های آهسته و داستان‌هایی که غرب وحشی را به خوبی به تصویر می‌کشند، از آن فیلمی درخور توجه ساخته است.فیلم با بازی بازیگران مشهوری مانند ویلیام هولدن، ارنست بورگناین، رابرت رایان و بن جانسون، داستان یک گروه یاغی پیر در اوایل قرن بیستم را روایت می‌کند که پس از یک سرقت بزرگ تحت تعقیب بوده و در تلاش برای فرار از دنیایی که به سمت مدرنیته می‌رود، خود را به مکزیک می‌رسانند؛ اما آنجا درگیر جنگ داخلی شده و با ژنرال بی‌رحم و خشن مکزیکی وارد معامله شده و سلاح‌های پیشرفته ارتش آمریکا را برای او سرقت می‌کنند. اما در نهایت تصمیم می‌گیرند با وجود تعداد کمشان، با این ژنرال بی‌رحم وارد جنگ شوند و کشت و کشتار آغاز می‌شود.
خوب، بد، زشت- سرجیو لئونه (۱۹۶۶)
شاید مشهورترین و محبوب‌ترین فیلم در ژانر وسترن فیلم «خوب، بد، زشت» ساخته سرجیو لئونه با بازی کلینت ایستوود، لی ون کلیف و ایلای والاش باشد. در این فیلم، کلینت ایستوود در نقش «خوب» و با نام مستعار «بلوندی» همراه با شخصیت «زشت» داستان با بازی والاش و با نام «توکو» با گول زدن کلانترها پول درمی‌آورند. لی ون کلیف نیز در نقش شخصیت «بد» داستان، هفت‌تیرکشی بی‌رحم است که برای پول، دست به هر کاری می‌زند و در حال حاضر برای به دست آوردن گنجی مخفی متعلق به دوران جنگ داخلی تلاش می‌کند. بازی‌های بی‌نقص بازیگران، موسیقی به‌یادماندنی و افسانه‌ای انیو موریکونه، صحنه‌های تیراندازی و درگیری جذاب و فیلم‌برداری خلاقانه، باعث شده این فیلم به یکی از به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های ژانر وسترن تبدیل شود.
نابخشوده- کلینت ایستوود (۱۹۹۲)
کلینت ایستوود را در دنیای بازیگری بیشتر به خاطر فیلم‌های وسترن موفق و مشهوری که بازی کرده می‌شناسند؛ اما وی در فیلم «نابخشوده» علاوه بر نقش اصلی، نقش کارگردان را نیز بر عهده داشت. فیلم تحسین شده «نابخشوده» که جوایز اسکار سال را درو کرد، داستان مردی را روایت می‌کند که با وجود گذشته تاریک و با اینکه قسم خورده هیچ‌گاه دست به اسلحه نبرد؛ برای به دست آوردن جایزه تصمیم می‌گیرد همراه دوست قدیمی‌اش با بازی مورگان فریمن، از دو گاوچرانی که یک زن را به شدت مجروح کرده‌اند، انتقام بگیرد. کلانتر شهر با بازی جین هکمن، قصد ندارد خاطیان را به درستی تنبیه کند. همین موضوع، پای ویلیام مانی که اکنون به مزرعه‌دار تبدیل شده را به میان می‌آورد که ابتدا برای جایزه این کار را بر عهده می‌گیرد؛ اما رفته‌رفته شرافت و زندگی دوستانش به خطر می‌افتد.
شین- جورج استیونس (۱۹۵۳)
فیلم «شین» که اقتباسی هنرمندانه از رمان فوق‌العاده جک شیفر است، داستان شش‌لول‌بندی قهار به نام «شین» با بازی آلن لَد را روایت می‌کند که قصد دارد از آدم‌کشی دست بردارد؛ اما در نهایت مجبور می‌شود برای دفاع از یک خانواده، با گروهی یاغی و مزاحم درگیر شده و آن‌ها را از پای درآورد. این فیلم ماندگار در چندین بخش نامزد جایزه اسکار شده و جایزه اسکار بهترین فیلم‌‌برداری را از آن خود کرد. صحنه‌های خلاقانه و تأثیرگذار و دیالوگ‌های ماندگار، این فیلم را به یک شاهکار وسترن تبدیل نمود. از دیگر بازیگران مشهور این فیلم باید به جین آرتور و جک پالانس اشاره کرد.
روزی روزگاری در غرب- سرجیو لئونه (۱۹۶۸)
فیلم «روزی روزگاری در غرب» ساخته کارگردان نام‌آشنای ایتالیایی ژانر وسترن، سرجیو لئونه و با بازی هنری فوندا در یکی از معدود نقش‌های منفی‌اش، همراه با چارلز برانسون و کلودیا کاردیناله و موسیقی گوش‌نواز انیو موریکونه، یکی از فیلم‌های ماندگار تاریخ سینما و ژانر وسترن به شمار می‌آید. فیلم، داستان قاتلی خونسرد و بی‌رحم، بیوه‌ای با گذشته نامشخص و مردی خشمگین و انتقام‌جو را در شهری داستانی روایت می‌کند که مدرنیته و ظهور راه‌آهن، سیمای آن و سرنوشت مردم را به کلی تغییر داده است. همه‌چیز به انتقام و تصاحب زمینی ختم می‌شود که به زودی به ایستگاه مرکزی قطار تبدیل خواهد شد.
دلیجان- جان فورد (۱۹۳۹)
جان وین و جان فورد برای اولین بار در فیلمی وسترن با نام «دلیجان» همکاری کردند که باعث شهرت این ژانر و البته مشهور شدن جان وین شد و در نهایت، آینده بازیگری او را رقم زد و باعث شد به شخصیت ثابت فیلم‌های وسترن معروف آن دوران تبدیل گردد. فیلم، داستان گروهی از افراد با شخصیت‌ها و سوابق متفاوت را روایت می‌کند که سوار یک دلیجان شده و به سمت شرق و مناطق نیومکزیکو در حرکت هستند. رینگو کید با بازی جان وین، نقش زندانی فراری را بازی می‌کند که قصد دارد از عاملان قتل پدر و برادرش انتقام بگیرد؛ اما پس از سوار شدن دستگیر می‌شود. در ادامه، بین این مسافران و سرخ‌پوستانی که به آن‌ها حمله می‌کنند، درگیری‌هایی رخ می‌دهد. در نهایت، همه چیز با انتقام رینگو کید از برادران پالمر به پایان می‌رسد.
نیمروز- فرد زینه مان (۱۹۵۲)
فیلم ماندگار «نیمروز» که با نام «ماجرای نیمروز» نیز شناخته می‌شود، داستان کلانتری خوش‌نام به نام ویل کین با بازیگری کوپر، در شهر‌ هادلی‌وایل در نیومکزیکو را روایت می‌کند که به تازگی ازدواج کرده و قصد دارد از مقام کلانتری شهر استعفا دهد. اما ناگهان به او خبر می‌رسد یک جانی خطرناک با نام فرانک میلر که سال‌ها قبل توسط او به زندان افتاده، اکنون در راه شهر هادلی‌وایل است تا از او انتقام بگیرد. او قرار است با قطار ظهر به شهر برسد و افراد مسلح او در ایستگاه شهر انتظارش را می‌کشند و قصد آن‌ها فقط انتقام از کلانتر شهر است. همه به کین می‌گویند قبل از ورود میلر، شهر را ترک کند؛ اما حس وظیفه‌شناسی و شرافت باعث می‌شود ماندن را بر فرار ترجیح دهد. نوعروسش او را تهدید می‌کند با قطاری که فرانک میلر در آن است، با یا بدون او شهر را ترک خواهد کرد. کین نمی‌تواند افراد زیادی را با خود همراه کند و یکه و تنها با میلر و افرادش رودررو می‌شود.


 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی