[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۰۷
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

ارزبران 

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

واکاوی موضوعات اقتصادی این روزها فقط باعث سردرگمی ‌است؛ انگار دولت اصلی‌ترین عامل فروپاشی نظام اقتصادی است چراکه همه اطلاعات در اختیار است و گاهاً از سوی دولت و نمایندگان مجلس  منتشر می‌شود اما کسی برای ممانعت از افتضاحات اقتصادی اقدامی ‌نمی‌کند. همین چندروز پیش بود که یکی از نمایندگان مجلس در مورد موضوع افزایش قیمت گوشت هشدار داده بود که دام زنده از کشور درحال صادرات و گوشت منجمد درحال واردات است و قیمت گوشت 100درصد افزایش یافته است. مع‌الوصف هیچ اقدامی ‌برای جلوگیری از خروج دام از کشور انجام نشده است و گروهی دام را خریداری و به سایر کشورها صادر می‌کنند و عاقبت این کار گرانی و تحمیل فشار اقتصادی در داخل است. نا‌گفته نماند دلالان برای ایجاد جاذبه و زمینگیر کردن اقتصاد دام را به قیمت‌های گران از دامداران خریداری می‌کنند علی الخصوص دام ماده را. 
درمورد واکاوی موضوعات مبتلا به اقتصاد اگر سری به آرشیو رسانه‌ها بزنیم دچار افسردگی خواهیم شد چراکه سراسر آرشیوها مملو از دروغ و وعده‌های تو خالی است. داستان نداری و یا عدم اعتماد  بانک‌های کشور و مشکلات مبتلا به صنعت از کجا و چگونه آغاز شده است  وقتی به نقل از آرشیوها عده‌ای انگشت‌شمار، شمار قابل توجهی از منابع بانکی را تصرف کرده  و مسترد نمی‌کنند. آرشیوها در این رابطه سخن می‌گویند که از همان تاریخ انتشار اخبار در این مورد، اخباری دال بر استرداد منتشر نشده است.  اخبار حکایت از آن دارد که زنجیره‌ای از بدهکاران تشکیل شده است. 
بانک‌ها به بانک مرکزی بدهکار است، عده‌ای فراری به بانک‌ها بدهکارند،  دولت نیز به بانک مرکزی بدهکار است و صاحبان صنایع نیز در تنهایی خود بدون حمایت در شرایط سخت نبرد اقتصادی به بانک و تأمین اجتماعی و دارایی بدهکارند.  
این بدهکاری زنجیره‌ای و شاید نمایشی، عمده گره باز نشدنی اقتصاد، سرمایه‌گذاری و کارآفرینی است. حالا اما در غفلتی بزرگ و شاید عمدی،تولید به خوابی عمیق فرورفته است، صادرات و ارز‌آوری بر مدار خود قرار ندارد و با این تفاصیل از قافله جهانی شدن عقب افتاده‌ایم و فرصت‌های بسیاری را در رقابت‌های موجود در عرصه‌های بین‌المللی را از کف داده‌ایم.
از همه این داستانها که بگذریم صدمات فرهنگی جبران‌ناپذیری بر پیکره جامعه وارد شده است. داستان گرفتن‌ها و پس ندادن‌ها، رانت و فساد عده‌ای که همه چیز را در انحصار خود گرفته‌اند ابعاد فرهنگی و القاهای خرد و کلانی را به جامعه وارد می‌کند، علی‌الخصوص نسل جوان، نسلی که برای فردای خود باید برنامه‌ای پاک داشته باشند و امروز همه چیز بوی قاچاق، فساد و رانت‌خواری میدهد.
خیانت مختصر‌ترین و آسانترین عنوانی است که این روزها از عالی‌ترین مقام دولت تا دورترین در شهرستان‌ها به مفسدین اقصادی وارد می‌کنند اما مگر با نصب این عنوان کار آسان می‌شود و یا شاهد تعدیل افتضاحات اقتصادی هستیم ؟ خیانت به کشور اتهام کوچکی نیست و قطعاً مجازات آن بسیار هولناک است. اما مگر برای کسانیکه ارز دولتی می‌گیرند تا دارو وارد کنند و ارز را روز روشن وارد بازار سیاه می‌کنند و باقی قضایا، فرقی می‌کند که چه اتهامی‌ به آنان وارد شود چراکه قرار نیست در ایران بمانند تا محاکمه و اعدام شوند. 
عناوینی چون سلطان سکه و ارز و یا سلطان دارو عناوین دهان پرکنی اما خنده‌دار است چراکه ما در کشورمان دستگاه‌های نظارتی متعدد و قوی داریم که این حرکات نباید از دید آنان مخفی مانده باشد. اما اختلاس پشت اختلاس از بانک‌های بزرگ کشور گرفته تا شعبات مربوطه در حال اتفاق است و هر روز خبری تازه بدست مردم میرسد که فلان بانک و رئیس شعبه هم بله!
گویا غارت بیت المال به یک شغل هرچند در انحصار تبدیل شده است. در هر دولت چه راست و چه چپ هستند افرادی که به قوه قضاییه معرفی می‌شوند و رتبه مسئولیتی آنان تا حد معاون اول رئیس جمهور هم ارتقا یافته است. این بدان معناست که با یک آشفتگی بزرگ ترجیحاً فرهنگی در ابعاد اقتصادی سیاسی مواجه شده‌ایم.
باید رک صحبت کرد این راه بدون بازگشت است. آسیب‌دیدگی فرهنگی در این بخش بسیار خطرناک و سهمگین است. آنچه غارتگران بیت‌المال به آن توجه ندارند و نمی‌خواهند توجه کنند نگاه به آینده است.
ادامه روند فعلی در حوزه اقتصاد سیاسی بحران بی‌هویتی را ایجاد و تشدید می‌کند. بحرانی که از بالا به پایین درحال ایجاد فشار بر افکار عمومی ‌است.حذف طبقه مستضعف و متوسط درجامعه و نگاه تک‌بعدی به طبقه اشرافی، که با نگاهی به درآمدهای سرشارشان ما را به این نکته می‌رساند که تنها را دستیابی به ثروت توسل به کسب درآمدهای نامشروع از راه قاچاق است در بعد فرهنگی و تربیتی آسیب‌زاست. پرواضح است که قاچاق،  درآمدهای کثیف خود را معطوف به بهره‌مندی جامعه نمی‌کند.
 این درآمدها مگر درمواردی خاص که درحوزه پولشویی تبدیل به چند کار فریبنده می‌شوند، کاربردی ندارد از این جهت است که قاچاق ادامه داشته، دارد و خواهد داشت. چراکه به قول رئیس دولت دوازدهم نه وزیر و نه معاون وزیر حریف قاچاقچیان و ارزبران نمی‌شوند.
برای برون‌رفت از این گرفتاری نیازمند انقلاب فرهنگی دوباره هستیم.
 باید به ارزش‌های والای گذشته بیندیشیم. گاهی نگاه به گذشته می‌تواند ما را در بهبود شرایط، بهترین راهنما و حامی ‌باشد. ما گذشته‌ای افتخار‌آمیز داریم و حیف است اینگونه مرگ را در آغوش بگیریم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی