[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۱۱
  • دوره جدید

ابرکوچولو و باد، روزنامه شیراز نوین

ابرکوچولو و باد

یکی بود، یکی نبود. یک روز ابرک داشت بازی می‌کرد که ناگهان باد آمد و او را هل داد. ابرک عصبانی شد و به او یک کتک حسابی زد و مامانشان رسید. اول ابرک گفت که باد هلم داد. مامان ابرک گفت که باد هلت داد که به یک ابر دیگر برخورد بکنی و رعد و برق بزنی تا باران بشوی و به دریا برسی. ابرک با حرف مادرش خوشحال شد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی