[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۱۱
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

مردمان نامرئی

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

شاید قرارگرفتن در بحبوحه بازی‌های سیاسی و تسویه حساب‌های جناحی، بدترین اتفاقی باشد که می‌تواند گریبانگیر کارتن‌خواب‌ها شود. بیایید با قضاوتی منصفانه به این باور برسیم که پدیده‌های دردناک زباله‌گردی، کارتن خوابی، کودکان کار، زاغه‌نشینی و بسیاری دیگر از بن‌بست‌های اجتماعی، همیشه در جامعه ایران وجود داشته و بسامد آن، تابعی از فراز و فرودهای اقتصادی و احوال فرهنگی مردم بوده است. در دوره‌هایی که درآمد ناخالص ملی، سرانه کارآفرینی و همسانی درآمد با هزینه‌ها در شرایط مطلوبی قرار داشته، با کاهش پدیده مذموم فقر روبرو شده‌ایم. در سوی مقابل، در برهه‌ای که در معرض رشد تورم و بیکاری و غفلت‌های فرهنگی بودیم، بر شمار قربانیان افزوده شده است. اما در کنار مؤلفه‌های اقتصادی و فرهنگی، شاخصه‌های دیگری هم مؤثر هستند؛ عواملی که به صورت خزنده و زیرپوستی در بطن جامعه تأثیر گذاشته و آن را آبستن فاجعه می‌کنند. اعتیاد به عنوان اولین و مهمترین عاملی برشمرده می‌شود که بر گسترش پدیده مذموم کارتن خوابی و حکم‌فرمایی فقر مطلق دامن می‌زند. بنابر آمار اعلام شده، فاصله کارتن‌ خوابی و اعتیاد به 5سال کاهش یافته و این بدان معناست که فرد مستعد اعتیاد در مدت کوتاهی می‌تواند تمامی‌ زندگی مادی و معنوی خود را فروباخته و در کنار خیابان و در میان زباله‌ها به امرار معاش (!) بپردازد. شاید تنها راه گریز از این مهلکه، در رویکردهای فرهنگی و آموزشی خلاصه بشود. متأسفانه ارکان آموزشی و فرهنگی جامعه ما آن چنان که شایسته است فعالیت همه جانبه و تأثیرگذاری درباره اعتیاد از خود نشان نداده‌اند و نتیجه کار چنان شده که طیف‌های مختلف سنی، از آسیب‌هایی که در کمین آنها نشسته، درک عمیقی ندارند. در حالی که اقشار کودک و نوجوان باید از سنین اولیه آموزشی با این پدیده مهلک و خانمان برانداز آشنا شده و از عواقب شوم آن باخبر گردند. در وضعیت فعلی، بیماری اعتیاد و ناهنجاری‌های برآمده از آن برای طیف وسیعی از جامعه آن چنان که باید کالبدشکافی نشده و اطلاعات مردم به مشاهده‌های بصری و رویکردهای تجربی خلاصه می‌شود. در حالی که باید لایه‌های آشکار و پنهان آن را به صورت همه جانبه بررسی کرد و در جبهه‌های پیشگیرانه قدم‌های استواری برداشت.
ازدیاد گسل‌های اقتصادی، دومین عاملی است که بر پدیده دردناک کارتن خوابی و فقر مطلق دامن می‌زند. برای مثال، این روزها میان قیمت مسکن و اجاره بها با درآمد دهک‌های میانی و فرودست جامعه، قرابتی دیده نمی‌شود. بنابراین، جامعه مستأجران رفته رفته و از سر اجبار به نقاط جنوبی و جرم‌خیز شهر کوچ کرده و با گذشت اندک زمانی، به حاشیه‌نشینی روی می‌آورند. از آن جا که رابطه مستقیمی میان زاغه‌نشینی و کاهش آستانه وقوع جرم برقرار است، شماری از افراد حاشیه‌نشین به منظور گشایشی در وضعیت اقتصادی و معیشتی خانواده، همنشینی با مجرمان حرفه‌ای را برگزیده و در نهایت، سرنوشتی جز زندان و اعمال قانون در انتظارشان نیست. در بسیاری مواقع، پس از آزادی از محبس دیگر نشانی از کانون خانواده نیست و فرد به جرگه کارتن خواب‌های دردمند می‌پیوندد.
بیکاری، سومین شاخصه‌ای است که نقش بسزایی در ازدیاد کارتن خواب‌ها و زباله‌گردها دارد. بسیاری از آنها به دلیل شرایط ناگوار اقتصادی در معرض تعدیل نیرو و از دست دادن شغل قرار گرفته اند. این در حالی است که در میان کارتن خواب‌های امروزی، با نیروهای زبده و کارآمد واحدهای تولیدی و صنعتی روبرو هستیم که بازار کار نتوانسته به نحو شایسته ای از قوای ارزشمند آنها بهره‌برداری کند. به همین دلیل است که کارشناسان اقتصادی به دولت‌ها توصیه می‌کنند به کارآفرینی توجه ویژه‌ای داشته و آن را در رأس امور قرار دهند. مردم نیز در واپسین انتخابات ریاست جمهوری، نشان دادند تمایلی برای افزایش یارانه‌های نقدی ندارند و به جای آن، از دولت انتظار دارند در زمینه اشتغال به تکاپو بپردازد.
نمونه‌هایی که به اختصار از آنها یاد شد، در حقیقت آسیب‌های کلانی هستند که سرمنشأ کارتن خوابی و زباله گردی و کودکان کار و نمونه‌هایی از این دست شناخته می‌شوند. به طور حتم برای مقابله با چنین مؤلفه‌هایی نمی‌توان اقدامات ضربتی و کوتاه مدتی در دستور کار قرار داد؛ بلکه مسئولان باید در زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی و آموزشی، برنامه‌ریزی‌های کلان و بلندمدتی را پایه‌ریزی کرده و بر مبنای آن به مقابله با مشکلات پیش رو بپردازند. اما در شرایط فعلی و برای زنده ماندن قربانیان، نیاز مبرمی ‌به گسترش گرمخانه‌ها، بهبود وضعیت تغذیه، ارتقای بهداشت و درمان و سایر نیازهای اولیه کارتن خواب‌ها و زباله گردها داریم؛ مردمانی نامرئی که در سیاه زمستان و گرماگرم تابستان از امکانات اولیه برای زنده ماندن محروم هستند و شب‌ها را در بستر رودخانه خشک و زیر پل‌ها و بافت فرسوده به صبح می‌رسانند. بیمارانی که به مهلک ترین مرض‌های عفونی و کشنده و واگیردار مبتلا شده و توجه چندانی به درمان و التیام زخم‌های آنها نمی‌شود. انسان‌هایی که گرسنگی خود را از میان زباله‌ها و دورریزها برطرف ساخته و اعانه‌های مردمی‌ را برای تأمین مخارج اعتیاد هزینه می‌کنند.
از یاد نبریم که شریعت و انسانیت و رسالت اجتماعی، حکم می‌کنند شرایط حداقلی زندگی همانند گرمخانه، تغذیه سالم، مراقبت‌های بهداشتی و درمانی و دیگر نیازهای اولیه زندگی برای این مردمان دردمند فراهم شود و اندکی به جایگاه شریف انسانی رجعت کنند. اگرچه دولت و نهادها و دستگاه‌های عریض و طویل در جبهه اول ساماندهی آنها قرار می‌گیرند؛ عموم جامعه نیز در این میان رسالت خطیری به دوش داشته و باید به هم‌نوعان خود که از بد حادثه و کم‌کاری‌های گروهی از مدیران شرایط دشواری را سپری می‌کنند، رسیدگی کنند. تجربه نشان داده بسیاری از افراد درمانده و کارتن خواب، در صورت بذل توجه و مراقبت، به زندگی عادی بازمی‌گردند و به راستی چه کار خیر و خداپسندانه‌ای بهتر از دستگیری ضعفا و نیازمندان وجود دارد؟
شاید قرارگرفتن در بحبوحه بازی‌های سیاسی و تسویه حساب‌های جناحی، بدترین اتفاقی باشد که می‌تواند گریبان گیر وضعیت کارتن خواب‌ها شود. مردمان نامرئی در حقیقت همان جماعت دردمندی هستند که بسیاری از دیدن آنها طفره می‌روند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی