[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۴
  • دوره جدید

نوستالـژی های ابدی، روزنامه شیراز نوین

نگاهی به وضعیت سینمای کمدی در پهنه هنر هفتم ایران و جهان
نوستالـژی های ابدی

 

لیلا رحمان‌ستایش
خنده گرفتن به‌هرقیمت!
ژانر کمدی ازجمله ژانر‌های پیچیده و سخت در سینمای جهان است که سرشناس‌ترین سینماگران دنیا برای بیان معانی و مفاهیم عمیق به سراغ این ژانر می‌روند تا بتوانند تأثیرگذاری بیشتری بر مخاطبان داشته باشند. در تعریفی ساده، می‌توان کمدی را اینگونه بیان کرد: «کمدی اثری است که در بیننده شادی و نشاط ایجاد کند و به خوبی و خوشی نیز به پایان برسد». كمدی هجوآلود، كمدی دسیسه، كمدی موقعیت، كمدی خلق و خو، كمدی رفتار، كمدی رمانتیك از انواع كمدی است كه هركدام بنا به مضامین خاصی به اجرا درمی‌آیند.
تاریخچه‌ سینمای کمدی
فیلم کمدی جزء نخستین گونه‌های سینمایی بود که شکل گرفت و به ‌خوبی استمرار پیدا کرد. بسیاری، «ماکس لندرِ» فرانسوی را اولین کمدین بزرگ تاریخ سینما می‌دانند. او در عمده‌ این فیلم‌ها شخصیت ظریف مردی شیک‌پوش و خوش‌برخورد را که بسیار بدشانس است بازی می‌کرد. اما مهم‌ترین پایه‌گذار سینمای کمدی صامت در آمریکا «مک سنت» بود که موفق شد کمدی «اسلپ استیک» را خلق نماید. او در این نوع کمدی‌، جهانی پر هرج ‌و مرج را خلق می‌کرد که متشکل از پرتاب‌ کیک‌های خامه‌ای و شیرینی، آویزان شدن از پرتگاه‌ها، تعقیب‌ و گریز اتومبیل‌ها، ضرب‌ و شتم‌های پر سر و صدا و شلوغ کاری بود. این سبک کمدی با ظهور چهره‌های مطرحی چون «چارلی چاپلین»، «باستر کیتون»، «هری لنگدون» و «هارولد لوید» توسعه یافت. با ورود صدا، سینمای کمدی دستخوش دگرگونی اساسی شد. اگرچه کماکان شوخی‌های تصویری وجود داشت؛ ولی شوخی‌های کلامی بُعد تازه‌ای به سینمای کمدی بخشیدند. در این سبک کمدی، برخی کمدین‌ها چون «لورل و‌ هاردی» بسیار موفق عمل کردند. در سال‌های جنگ سرد، دیگر جای زیادی برای شوخ‌طبعی و سینمای کمدی وجود نداشت و فیلم‌های کمدی بیش از آنکه خنده‌آور باشند، تلخ و دردآور بودند و «کمدی سیاه» پدیدار شد که فیلم‌سازانی چون «استنلی کوبریک» و «وودی آلن» آن را روی کار آوردند.
شکل‌گیری سینمای کمدی در ایران
اگرچه سينمای كمدی به عنوان گونه و ژانری موفق و تأثيرگذار در سينمای جهان عمل كرده؛ در كشور ما وضعيت چندان مطلوبی نداشته است. سینمای کمدی در ایران با آثاری آغاز شد که در داستان‌ها و موقعیت‌ها برگرفته از یک فیلم بخصوص موفق خارجی آن هم در جلب مشتری‌های عام سینما بودند. سینمای کمدی در ایران طی سالیان گذشته سعی داشته با ساخت فيلم‌هايی چون «اجاره‌نشين‌ها»، «دزد عروسك‌ها»، «كفش‌های ميرزانوروز»، «روز باشكوه»، «جيب‌برها به بهشت نمی‌روند»، «تحفه‌ها»، «مجسمه»، «نان، عشق و موتور هزار»، «مارمولك»، «مهمان مامان»، «لیلی با من است»، «دایره‌زنگی»، «مکس»، «ورود آقایان ممنوع» و «سن‌پطرزبورگ» در این وادی خودی نشان داده و مخاطبان را به آینده سینمای کمدی در ایران امیدوار کنند. اما متأسفانه در سال‌های اخیر شاهدیم این نوع سینما در کشور ما نه تنها اوج نداشته، بلکه تغییر ماهیت پیدا کرده و به نازل‌ترین سطح خود رسیده و دیگر اثر قابل اعتنایی به جز تعداد انگشت‌شمار اکران نشده‌اند. بیشتر این آثار که ژانر کمدی را با خود یدک می‌کشند، عموماً طنزهای سطحی و کم‌محتوایی هستند که چیزی جز سرخوشی گذرا در اختیار مخاطب قرار نداده و با محتوای نامناسب و بعضاً مخرب و سخیف، اصل سینما را مورد هجمه قرار داده‌اند.
گرایش مخاطبان به سینمای کمدی
شاید به جرأت بتوان گفت یکی از دلایل استقبال مخاطبان از فیلم‌های کمدی در چند سال اخیر، تغییر نگرش و ذائقه مردم و میل بیشتر به خندیدن باشد. مخاطبان ترجیح می‌دهند برای اوقاتی هرچند کوتاه و زودگذر، از دغدغه‌های روزمره زندگی خود فاصله بگیرند و با تماشای اثری که می‌تواند لبخندی بر گوشه لبانشان بنشاند، لحظات آرام و بانشاطی تجربه کنند. از سوی دیگر، برای تولیدکنندگان این گونه فیلم‌ها نیز فروش چشمگیر و بازگشت سرمایه، انگیزه مناسب و معقولی برای توجه به تولید آثار طنز است. برخی تهیه‌کنندگان دریافته‌اند که مخاطبان سینما، از تکراری بودن برخی مضمون‌ها و به ویژه از تلخی برخی داستان‌های واقع‌نمای اجتماعی که یادآور مشکلات و گرفتاری‌های روزمره زندگی‌شان باشد، گریزان بوده و در جست‌وجوی موقعیتی برای رهایی هرچند موقتی از تلخی‌های زندگی هستند. این نوع نگرش در کنار فروش بالای آثار طنز، کارگردانان را به این فکر انداخته است که ساخت چنین آثاری هم از یک سو مخاطبان را به سوی سالن‌های سینما ترغیب می‌کند و از سوی دیگر، سود سرشاری نیز عایدشان می‌گرداند. فیلم‌هایی که به گفته بسیاری از تهیه‌کنندگان و سالن‌داران توانستند رونقی را به سینماها برگردانند و شاید گفتن این جمله که فیلم‌های کمدی تا حد زیادی توانسته‌‌اند از افت مخاطب سینما جلوگیری کنند، بیراه نباشد. فیلم‌هایی چون «مصادره» مهران احمدی، «لس‌آنجلس-تهران» تینا پاکروان، «هزارپا» ابوالحسن داوودی، «آینه بغل» منوچهر ‌هادی، «لونه زنبور» برزو نیک‌نژاد، «نهنگ عنبر1و2» سامان مقدم، «گشت ارشاد 2» سعید سهیلی و «خوب، بد، جلف» پیمان قاسم‌خانی، از جمله فیلم‌های کمدی بودند که در مدت زمان اکران توانسته‌اند تماشاگران را به سینما آمدن ترغیب کرده و میزان فروش بالای گیشه را تضمین نمایند.
چاره‌جویی
سینما مانند هر رسانه یا ابزار فرهنگی و هنری دیگری، در شکل درستش می‌تواند آثار مثبتی برای جامعه ایجاد کند و اگر از شکل اصلی خود خارج و منحرف شود، اثر معکوس می‌گذارد. ژانر کمدی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و چنانچه این گونه آثار به صورت اصولی و با ساختاری منسجم ساخته شوند، بی‌شک به آثاری تأثیرگذار و ماندگار تبدیل خواهند شد. باید به این نکته توجه داشت که اگرچه ساخت فیلم‌های کمدی بخشی از نیاز سینمای ایران را تشکیل می‌دهد و مخاطبان ویژه خود را دارد؛ نباید با هدف خنداندن تماشاگران به هر قیمت، ادبیات غنی سینما را نادیده گرفت و آثاری سخیف و فاقد محتوا عرضه کرد. از سوی دیگر، حمایت از فیلم‌سازان در جهت ساخت آثار در ژانرهای مختلف از جمله کمدی‌هایی با محتوا و در اختیار قراردادن ظرفیت‌های سینمای در ساخت و نمایش این فیلم‌ها، حمایت از سینماداران در راستای فروش فیلم در حال اکران  و اصلاح وضعیت فعلی سینما‌ها نیز از دیگر راه‌حل‌هایی است که شاید بتوان با اجرای آنان، از واردآمدن آسیب بر بدنه هنر پرطرف‌دار هفتم جلوگیری کرد.
استن لورل، سمبل رفاقت
سال ۱۸۹۰ در خانواده‌ای تئاتری در انگلستان به دنیا آمد و از ۱۶سالگی روی صحنه نمایش نقش ایفا کرد. پس از مهاجرت به آمریکا، نخستین بار در سال ۱۹۲۱ در فیلم کوتاه «سگ خوش‌شانس» کنار اولیور‌ هاردی بر پرده سینما ظاهر شد تا زوج موفق «لورل و ‌هاردی» شکل بگیرد. زوج هنری آن‌ها سالیان دراز به درخشش ادامه داد و رابطه‌شان به حدی نزدیک بود که استن لورل پس از مرگ اولیور‌ هاردی، به شدت دچار افسردگی شد. او همواره با آغوش باز پذیرای خبرنگاران و هوادارانش بود و حتی شماره تلفنش در کتابچه عمومی تلفن وجود داشت. پیتر سلرز و جری لویئس از هواداران پر و پا قرص او بودند و در دهه ۶۰، جری لویئس سعی بسیار کرد که او را راضی به ایفای نقش در یکی از پروژه‌هایش کند؛ اما هر بار با مخالفت او روبه‌رو شد. استن لورل سال ۱۹۶۵ در آمریکا چشم از جهان فروبست.

الیور‌ هاردی، حقوق‌دان طناز
الیور نورول‌ هاردی در هجدهم ژانویه ۱۸۹۲ در جورجیا به دنیا آمد. او در دانشگاه ایالتی جورجیا در رشته حقوق تحصیل کرد و در هنگام تحصیل، به دلیل صدای خوبی که داشت، در گروه موسیقی آتلانتا آواز می‌خواند. یکی از نقش‌های دو نفرهٔ متعددی که او در آن ظاهر شد، سگ خوش‌شانس بود که نقش کوچکی در مقابل لورل داشت. این ماجرا تقریباً یک دهه قبل از آن بود که این دو، دوباره با هم هم‌بازی شوند. در می سال ۱۹۵۴،‌ هاردی دچار یک حمله قلبی خفیف شد. در طول سال ۱۹۵۶،‌ هاردی برای اولین بار در زندگی‌اش، شروع به مراقبت از سلامتی خود کرد. او بیش از ۶۸کیلوگرم از وزنش را طی چند ماه از دست داد که به‌طور کامل ظاهرش را تغییر داد. نامه‌های نوشته شده توسط لورل، اشاره به آن دارد که‌ هاردی سرطان لاعلاج داشته ‌است. برخی از خوانندگان نامه فکر می‌کردند این دلیل واقعی برای کاهش وزن سریع ‌هاردی بوده‌است. لورل و ‌هاردی هر دو به شدت سیگاری بودند.‌ هال روچ گفته است که آن‌ها یک زوج «دودکش قطار باری» بودند. در ۱۴سپتامبر ۱۹۵۶،‌ هاردی دچار یک سکته مغزی شدید شد که او را زمین‌گیر و محدود به تخت کرد و برای چند ماه قادر به صحبت کردن نبود. در اوایل آگوست ۱۹۵۷ او دچار دو سکته مغزی دیگر شد و به کمایی فرو رفت که دیگر هرگز از آن بیرون نیامد. اولیور ‌هاردی بر اثر ترومبوز مغزی در ۷آگوست ۱۹۵۷ در سن ۶۵سالگی درگذشت. بقایای سوزانده شده جسد اولیور ‌هاردی در قبرستان پارک یادبود والهالا در نورث ‌هالیوود لس‌آنجلس واقع شده ‌است.

جری لوییس، مردی برای تمام فصول
جری سباستین لوییس در طول مدت عمر حرفه‌ای خود جوایز متعددی را از جشنواره فیلم کمدی آمریکا، دوربین طلایی، اتحادیه منتقدین فیلم لس‌آنجلس و جشنواره فیلم ونیز از آن خود کرده‌است و در منطقه یادبود مشاهیر ‌هالیوود، دو ستاره برای خود دارد. سیارک ۱۱۵۴۸ به نام اوست. لوییس، پایان عمر خود در لاس‌وگاس و نوادا زندگی می‌کرد. لوییس در سال ۱۹۴۶ با «دین مارتین» زوجی موفق را تشکیل دادند. این دو در کنار برنامه‌های شبانه که بسیار محبوب مردم بود، در چندین فیلم کمدی ظاهر گشتند که از موفقیت بالایی برخوردار شدند. این گروه دو نفره ده سال بعد منحل شد. حمید قنبری، دوبلور جری لوییس، نقش بسزایی در شناساندن و محبوبیت او در بین ایرانیان داشت. لوییس در روز شانزدهم مارس ۱۹۲۶ در «نوارک» واقع در نیوجرسی چشم به جهان گشود. نام او را «جوزف لویچ» یا بنا به قولی «ژروم لویچ» گذاشتند. پدرش «دنی لوییس» واریته (نمایش متنوع همراه با ساز و آواز) اجرا می‌کرد. لوییس از سال ۱۹۴۲ یعنی از شانزده سالگی بازی در نمایش‌های کمدی را آغاز کرد و دو سال بعد و در هجده سالگی ازدواج کرد. لوییس شهرت اولیه خود را در کنار «دین مارتین» خواننده به دست آورد. مارتین همواره مردی عاقل بود که باید با لوییس دیوانه سر می‌کرد. گروه کمدی مارتین و لوییس با تعداد زیادی از نمایش‌های متنوع در دهه چهل معروف شدند. شاید شهرت و محبوبیت لوییس به این خاطر بود که بیشتر اوقات فی‌البداهه از کلمات و حالات خنده‌آور استفاده می‌کرد و زیاد پایبند متن نبود. در اواخر دهه ۱۹۴۰ آن دو با برنامه‌های شبانه‌شان کاملاً شناخته شدند. کم‌کم نقش مارتین در فیلم‌نامه‌ها کمرنگ‌تر شد و توجهات، بیشتر به لوییس معطوف می‌شد. به‌طوری‌که یک بار مجله لوک عکسی بزرگ از این زوج را چاپ کرد. این عکس در حقیقت تصویر لوییس را نشان می‌داد و تنها گوشه‌ای از صورت مارتین دیده می‌شد. این کار عملاً مارتین را از لوییس دور کرد و سرانجام در سال ۱۹۵۴ این زوج حرفه‌ای از یکدیگر جدا شدند؛ اما پس از جدایی، هر دوی آن‌ها به شهرت انفرادی دست یافتند. پس از انحلال گروه «مارتین و لوییس»، جری در استودیوی پارامونت پیکچرز به کار ادامه داد و یک ستاره کمدی بزرگ شد. نخستین فیلم سینمایی او «مجرم ظریف» (۱۹۵۷) نام داشت. او پس از آن در پنج فیلم سینمایی دیگر ظاهر شد. در سال ۱۹۵۲ لوییس «بنیاد ضعف عضلانی» را تأسیس کرد و پس از آن در مناسبت‌های مختلف سعی کرد برای کمک به بیماران این بنیاد، کمک مالی جمع کند. تلاش‌های او تاکنون سبب جمع‌آوری بیش از دو میلیارد دلار گشته که همگی صرف مراقبت از بیماران عصبی عضلانی و تحقیقات علمی دربارهٔ این بیماری شده‌ است. وقتی نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شد، مجری مراسم دربارهٔ او گفت: «جری لوییس، مردی برای تمام فصول، تمام مردم و تمام اعصار است و نام او در قلب میلیون‌ها نفر از مردم دنیا برابر با صلح، عشق و برادری است.» لوییس یک شعار همیشگی دارد که برای مردم بسیار زیباست. او می‌گوید: «من فقط یک بار زندگی می‌کنم؛ بنابراین بگذارید هر خوبی که می‌توانم بکنم و هر محبتی که مایلم به دیگران ابراز دارم. بگذارید نه این احساس را سرکوب نمایم و نه آن را به تأخیر اندازم؛ زیرا دیگر به دنیا نخواهم آمد.» لوییس که در سال‌های پایانی عمرش از مشکلات قلبی و سرطان پروستات رنج می‌برد، در صبح روز یکشنبه ۲۰اوت ۲۰۱۷ در سن ۹۱سالگی در خانه‌اش در لاس‌وگاس درگذشت.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی