[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۴
  • دوره جدید

در رثای سیده النساء العالمین، روزنامه شیراز نوین

سید شمس الدین آیت الهی:

حضرت زهرا سلام الله علیها پاره تن رسول خدا (ص) و اولین مدافع حریم ولایت بودند که تا پای جان از امام زمانشان حضرت امیرالمومنین (ع) دفاع نموده و همه رنج‌ها را در این راه تحمل نمودند
تیشه بر سر زد پا از در شیرین مکشید
در ره عشق که پایدارتر از فرهاد است
عظمت شأن حضرت زهراء (س) تا بدان جاست که خداوند عزوجل از شادی ایشان شاد و از غضب ایشان مغضوب می‌گردد‌. حضرت زهراء (س) از همه جهات سرآمد و برتر از همه بوده و بر قله ای قرار دارند که برای هیچ کس قابل دسترسی نبوده و نخواهد بود و به همین جهت است که پیامبر (ص) ایشان را سرور زنان عالم خواندند و باز مقام والای این مخدره تا بدان جاست که محور شناخت پدرشان پیامبر عظیم‌الشان اسلام و همسرشان امیرالمومنین و ولی خدا و فرزندانشان هستند آنجا که خداوند می‌فرماید‌: 
هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها اوست فاطمه و پدرش و شوهر فرزندانش
و باز این مقام والا بدان حد است که در حدیث قدسی خداوند می‌فرماید‌: اگر وجود نازنین حضرت زهراء (س) نبود پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع) را خلق نمی کردم
یا محمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما
حال با توجه به فرارسیدن ایام شهادت مظلومانه این حضرت که به فرمایش امام عسکری (ع) حجت خداوند بر ائمه (ع) هستند آنجا که می‌فرمایند: 
«ما حجت خدا بر خلق هستیم و مادر ما فاطمه حجت خداوند بر ماست» در این مختصر بر آن هستیم تا با استعانت از حضرت حق به بررسی شهادت این بزرگ بانو از منابع اهل سنت بپردازیم تا شهادت ایشان که بزرگ ترین نشانه مظلومیت و حقانیت اول مظلوم عالم مولایمان حضرت امیرالمومنین است برای همگان آشکار گردد و جواب کسانی باشد که معاندانه وکورکورانه برای منزه نمودن دستگاه ظالم و مخدوش نمودن سند حقانیت حضرت امیرالمومنین (ع) دست به انکار شهادت ایشان زده اند و به قول شاعر باید به ایشان گفت: 
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست 
عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری 
عالم بزرگ اهل سنت حموی شافعی از پیامبر (ص) نقل نموده است که مدتی از شهادت ایشان نگذشته که حرمت سرور زنان عالم هتک گشته و مصائبی شدید که سنگ از شنیدن آن آب می‌شود بر ایشان گذشته و به شهادت می‌رسند.
وامصیبت بعد مرگ احمد ختمى مآب
 دادن جان بود هردم آرمان فاطمه
وی می‌نگارد پیامبر (ص) فرمودند: زمانی که فاطمه را دیدم‌، به یاد مصائبی افتادم که پس از من برای او رخ خواهد داد‌، گویا می‌بینم ذلت وارد خانۀ او شده‌، حرمتش پایمال گشته‌، حقش غصب شده‌، از ارث خود ممنوع گشته‌، پهلوی او شکسته‌شده و فرزندی را که در رحم دارد‌، سقط شده ؛ در حالی که پیوسته فریاد می‌زند‌: وا محمدا ! ولی کسی به او پاسخ نمی‌دهد‌، کمک می‌خواهد؛ اما کسی به فریادش نمی‌رسد‌. او اول کسی است که از خاندانم به من ملحق می‌شود و در حالی بر من وارد می‌شود که محزون‌، گرفتار و غمگین و شهید شده است‌. و من در اینجا می‌گویم‌: خدایا لعنت کن هر که به او ظلم کرده‌، کیفر ده هر که حقش را غصب کرده‌، خوار کن هر که خوارش کرده و در دوزخ مخلد کن هر که به پهلویش زده تا فرزندش را سقط کرده و ملائکه آمین گویند‌. (فرائد السمطین ج2‌، ص 34 و 35‌) 
هجوم به خانه وحی
هنوز اهل بیت (ع) مشغول تجهیز و تغسیل پیامبر (ص) بودند
که در سقیفه بنی ساعده خلافت را از ایشان غصب کردند؛ بعد از اینکه اهل بیت (ع) از دفن رسول خدا (ص) فارغ گردیدند دستگاه غاصب که مشروعیت و استواری پایه‌های حکومت خود را در بیعت امیرالمومنین ع با خود می‌دید بر آن شد تا به هر نحوی است از امیرالمومنین (ع) بیعت گیرد. چند مرتبه قنفذ را به درب خانه فرستاد تا حضرت را برای بیعت به مسجد بیاورد هر مرتبه حضرت از بیعت نمودن امتناع فرمودند تا آنکه در نهایت عمر به همراه مشعلی از آتش گروهی بر در خانه حضرت زهراء آمدند تا در صورت عدم بیعت خانه را به آتش بکشند‌. ابن عبد‌ربه در این رابطه می‌نگارد.
عمر با مشعلی از آتش پیش آمد تا خانه را بر سر اهلش به آتش کشد. (العقد الفرید ج٥ ص١٣)
در رابطه با این هجوم علمای اهل سنت از جمله ابن قتیبه دینوری که خود از دشمنان اهل بیت ع است نگاشته است‌: ابی بکر به جست‌وجوی افرادی که از بیعت وی سرباز زده و در نزد حضرت- علی ( علیهالسلام ) تجمع کرده بودند پرداخت‌، لذا عمر را به دنبال آنها فرستاد عمر آمد و آنان را که در خانه حضرت علی (ع) تجمع نموده بودند صدا کرد، ولیکن آنها از خروج از خانه ابا و امتناع نمودند و از خانه خارج نشدند. عمر هیزم طلبیده و گفت: سوگند به آنکه جان عمر در دست اوست، سوگند یا از خانه بیرون بیایید یا خانه را با همه کسانى که در آن هستند آتش خواهم زد. به عمر گفتند: اى اباحفص! حضرت فاطمه(علیها السلام) در این خانه است. عمر پاسخ داد: واگر چه فاطمه باشد. وی در ادامه مطلب می‌نگارد هنگامی که حضرت زهراء (س) با این عمل عمر مواجهه شدند پشت درب آمده و فرمودند: هیچ مردمی همچون شما دیدارشان برای من، بد و نفرت انگیز نیست. جنازه رسول خدا (ص) را بر روی دستهای ما تنها گذاشتید و کار خلافت را میان خود قطعه قطعه کردید، و در این خصوص از ما جویا نشدید و حق را به ما بازنگرداندید؛ اما باز کلام حضرت در آن عده هیچ تاثیر نداشت و بر امر خود همچنان مصر بوند حضرت زهراء که آنان را در آتش زدن خانه خود مصمم دیدند با دیگر با حالتی حزین و صوتی رساء فرمودند‌: ای پدر، ای رسول خدا، چه چیزهایی که پس از تو، از فرزند خطّاب و فرزند ابوقُحافه بر سر ما آمد مردم وقتی صدا و گریه حضرت را شنیدند، گریه کنان برگشتند. نزدیک بود قلب‌های آنان پاره و جگر آنان تکّه تکّه شود. 
اما عمر و عده ای باقی ماندند. آنان علی را از خانه بیرون آوردند و وی را نزد ابوبکر بردند. 
(الامامه والسیاسه ص30
عمر رضا کحاله‌، أعلام النساء ج4 ص114 
وعبدالفتاح عبد المقصود، الإمام علی بن أبی طالب ج4‌، ص274-277 و ج1‌، ص192-193)
این عمل دستگاه خلافت آنقدر واضح است که حتی شاعران عرب آن را به شعر در آورده اند از جمله محمد حافظ ابراهیم که خود از شاعران اهل سنت و از اهالی مصر است در شعری اینچنین این واقعه را بیان نموده است: 
و گفتاری که عمر آن را به علی (علیه السلام) گفت 
به چه شنونده بزرگواری و چه گوینده مهمی ؟!
به او گفت‌: خانه‌ات را به آتش می‌کشم و احدی را در آن باقی نمی‌گذارم؛ 
اگر بیعت نکنی‌، هر چند دختر پیامبر مصطفی در آن باشد.
(دیوان محمد حافظ ابراهیم ص82)
پس از این عمل خلیفه دوم کسانی که در خانه بودند جز امیرمومنان (ع) و حضرت فاطمه (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از خانه خارج شدند.
آتش زدن خانه وحی
دستگاه غاصب خلافت هنگامی که مقاومت اهل بیت ع وامتناع ایشان از بیعت را دیدند خانه حضرت زهراء س را که محل نزول وحی وملائکه بود را بر آتش کشیدند 
شهرستانی که از علمای بزرگ اهل سنت است در الملل و النحل از نظام معتزلی که او نیز از علمای ایشان است نقل می‌نماید که وی می‌گوید‌: 
وکان عمر یصیح: إحرقوا دارها بمن فیها، وماکان فى الدار غیر علىّ وفاطمة والحسن والحسین
عمر فریاد کشید و دستور داد و خانه ایشان را با هرکه در آن بود آتش زدند و در خانه کسی غیر از حضرات علی و فاطمه و حسن و حسین نبودند. (ابن شَحْنه نیز در کتاب روضة المناظر ج1 ص101)
مانند این مطلب را آورده است 
مسعودی در تاریخش از قول عروة بن زبیر می‌نگارد‌: 
همان‌طور که عمر بن خطاب این کار را با بنی‌هاشم کرد، وقتی آنان امیرمؤمنان (ع) و صـدیقه طاهره (س) از بیعت با ابوبکر درنگ کردند. پس همانا او هیزم فراهم کرد تا خانه را بر آنها بسوزاند. 
وچه زیبا سروده شاعر 
گر بسوزد عالمى از این مصیبت نى عجب
سوخته یکسر ز آتش کین آشیان فاطمه
هتک حرمت ناموس وحی
پس از آتش زدن درب خانه به زور وارد خانه شدند و درب را شکستند؛ دربی که پشت آن سرور زنان عالم بود
آسمان شد نیلگون چون دید نیلى روى او
خُرد شد از ضربت در استخوان فاطمه
دربی که پیامبر (ص) پس از نزول آیه تطهیر به گفته مفسرین اهل سنت بین شش تا دوازده ماه هرروز بر در این درب آمده و می فرمودند‌: 
ای اهل بیت پیامبر وقت نماز است 
تا همگان بدانند این درب خانه آل محمد است 
خانه ای که حتی جبرئیل امین برای ورود به آن از حضرت زهراء (س) اذن می‌گیرد
مسعودی شافعی که از علما و مورخان اهل سنت است در این رابطه می‌نگارد‌: 
به ایشان (امیرالمومنین ) هجوم آورده و درب خانه ایشان را به آتش کشیدند و او را به زور از خانه بیرون آوردند و سرور زنان را با در چنان فشار دادند که ایشان فرزندشان محسن را سقط نمودند‌. فهجموا علیه وأحرقوا بابه‌، واستخرجواه منه کرهاً‌، وضغطوا سیّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً‌. (اثبات الوصیة‌، ص143) 
صفدی نیز که از بزرگترین علمای اهل سنت است می‌نگارد:
عمر در روز بیعت به شکم حضرت فاطمه چنان ضربه ای وارد نمود که منجر به سقط شدن محسن از شکم ایشان گردید‌. 
انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتّى ألقت المحسن من بطنها. 
(الوافى بالوفیات‌، ج5‌، ص347‌)
و ذهبی که یکی استوانه‌های علمی اهل سنت و معاندین اهل بیت (ع) است در دو کتاب خود می‌نگارد: عمر چنان لگدی بر سینه و پهلوی حضرت فاطمه (س) وارد نمود که ایشان فرزندشان محسن را سقط نمودند.
إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن. 
(میزان الاعتدال ج 1 ص 283سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 578)
و ابن حجر عسقلانی که شارح صحیح بخاری می‌باشد در کتاب لسان المیزان خود ج1ص256 عین همین مطلب را نقل می‌نماید
و شهرستانی در الملل والنحل از نظام معتزلی نقل نموده است که وی از جاحظ نقل می‌نماید که وی می‌گوید همانا عمر چنان ضربتی در روز بیعت بر پهلوی حضرت فاطمه وارد نمود که ایشان جنینی راه درشکم و بطن خود داشتند سقط نمودند. 
عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة علیها السلام یوم البیعة حتّى ألقت الجنین من بطنها
واین بیت که می‌گوید
محسن شش ماهه‌اش در راه داور شد شهید
ریخت خون در ماتمش از دیدگان فاطمه
بیانگر عظمت این مصیبت است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی