[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۱۰
  • دوره جدید

دستان پینه‌بسته، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

نمایندگانی که با آرای کثیر کارگران به مجلس راه یافته‌اند و جمیع تشکل‌های کارگری، تاکنون قادر به احقاق حقوق حقه متناسب با زندگی حداقلی و استرداد منافع کارگری نشده‌اند. از این جهت است که روز یا هفته کارگار پر از هیجان‌های بررسی مطالبات معوق کارگران است و در این سیر پرتلاطم، برخی همچنان در حال سخنرانی هستند. روزهای کارگری سخت و طاقت‌فرساست، به ویژه آنکه داستان این جماعت به مثنوی هزار منی تبدیل شده است و گوش‌ها بدهکار خواسته‌های به تعویق افتاده کارگری نیست. بین کارفرما یا کارآفرین یا همان سرمایه‌گذاران خط تولید با طبقه کارگر تا نظام برتری‌خواه اقتصادی سیاسی فاصله چندانی نیست؛ چراکه اگر ما نیروی انسانی (کارگران) را به عنوان اصلی‌ترین عامل تولید قلمداد نکنیم و چیزی به عنوان عدم امنیت شغلی رقم بخورد، در همان راستای نظام برتری‌خواه حرکت کردیم...

مشکل اصلی تولید در گذشته نقدینگی بود.  چیزی نگذشت که مشکل عدم مدیریت در شرایط بحران بر آن افزوده شد. چندی بعد بانک‌ها به گونه‌ای معرفی شدند که انگار مقصر اصلی تمام گرفتاری‌های اقتصادی ما هستند، در شرایطی که تسهیلات پرداختی آنان به صاحبان صنایع بازگشت داده نشده و برچسب معوقه خورده بود. به دلیل بدهکاری به بانک‌ها، برخی صاحبان صنایع ممنوع‌الخروج و از دریافت تسهیلات بعدی محروم شدند تا شاید بدهی خود را به بانک‌ها که سرمایه اصلی آنان سپرده‌های مردمی است پرداخت کنند. گردونه اقتصاد دوباره چرخید تا ثابت شد اقتصاد و داستان صنعت مشکل مدیریتی دارد؛ اما کسی سراغ مدیران بحران‌ساز نرفت. انگار این تسهیلات بانکی صرف خرید خودروهای تشریفات منزل یا سفرهای خارجی آقایان شد و چون این روش سود و زایش سرمایه نداشت، وام گیرنده نتوانست اقساط خودش را پرداخت کند.
 کار به مصادره کارگاه و کارخانه و تعطیلی محل کار کشید که البته این روزها منع قضایی پیدا کرده و بانک‌ها حتی اجازه ندارند واحد گیرنده تسهیلات را پیگرد قانونی کنند؛ چراکه باید اشتغال موجود را حفظ کرد و باقی قضایا.
رکود در بازار بسیار کشنده است. ما از همه نظر دارای توانمندی‌هایی هستیم که سال‌های متمادی درمورد آن حرف زدیم؛ اما این توانایی‌ها مشکلات ما را حل نکرده و باید دنبال علل خاص آن بود. چرا و به چه دلیل هر روز در حال پسرفت هستیم و این گنج هویدا قادر نبوده ما را به رفاه برساند. هرچند برای آن دسته از افراد که حقوق‌بگیر دولت هستند و همین جلسات متعدد برای آنان حکم اضافه‌کار دارد، درک صحیح و واقعی از رکود کمی مشکل است.
با مرور اخبار رسیده از حوزه اقتصاد سیاسی، می‌توان به این نکته پی برد که سخنان مدیران و نمایندگان حوزه اقتصاد به شدت نخ‌نما شده است. در هر جلسه، مشکلات قدیمی بیان می‌شود و راهکاری برای بهبود و خروج از بحران ارائه نمی‌‌شود.  مالیات و بیمه ‌های تأمین اجتماعی یا دریافت‌های غیرمنطقی از صنایع، موضوع نفت‌خیز بودن استان فارس و سایر استان‌های کشور و کسب درآمد از این طریق (حداقل برای خاتمه دادن پروژهای عمرانی)، داستان پتانسیل‌های استانی و جذب ناکام سرمایه‌گذاران و فرش‌های قرمزی که پهن شد و خاصیتی نداشت، موضوع قوانین دست‌وپاگیر که هنوز دست و پای اقتصاد را بسته است، همچنان خودنمایی می‌کند.
به گواه تاریخ، مجلس برای تسهیل امور ملت تأسیس شد تا نماینده مردم نزد دولت صاحب قدرت باشد. قرار شد این نمایندگان خواسته‌های ملت را پیگیری کنند و حامی موکلان خود باشند. با ایجاد جمهوری، رئیس جمهور با رأی مردم انتخاب شد تا خواسته ملت را پیگیری کند. شوراها نیز در همین راستا در شهر و روستا با رأی مردم تشکیل شدند تا خواسته‌های ملت را پیگیری کنند. پارلمان‌های اقتصادی در سطوح استانی تشکیل شدند تا خواسته‌های ملت را پیگیری کنند. در صنوف کارگری، سیاسی، زیست محیطی تشکل‌های مورد بحث تشکیل شدند تا خواسته‌های ملت را پیگیری کنند و خیلی مختصر باید گفت انواع تشکل‌های مردمی برای پیگیری خواست ملت ثبت و تشکیل شدند؛ اما همچنان مشکلات مردم خودنمایی می کند.
 گاهی اوقات بر این باوریم که هرکه آمد فقط سنگ خودش را به سینه زد و از جمله علل بقای مشکلات، همین تأمین و حفظ منافع فردی است. ما اگر در این راستا بتوانیم به نمایندگان مردم در پارلمان‌های ملی، استانی، شهری و روستایی و نیز تشکل‌ها بفهمانیم توفیق در تأمین و حفظ منافع عمومی است، به بزرگ‌ترین پیروزی دست یافته‌ایم، در غیر این صورت همچنان به عقب باز می‌گردیم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی