[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۰۶
  • دوره جدید

گذرگاه ، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

چهارراه اول: یک بانوی ایرانی گل می‌فروخت. آفتاب داشت خودش را به وسط آسمان می‌کشاند. این روزها دما رو به گرمی است. رمضان اجازه نوشیدن و خوردن را از او گرفته بود. اجباری درکار نیست؛ اما این اعتقاد قلبی است. 
چهارراه دوم: یک بانوی ایرانی لیف حمام می‌فروخت. آفتاب داشت خودش را به وسط آسمان می‌کشاند. یک کودک در آغوشش بود. پرسیدم چرا اینجایی؟ گفت: ناچارم. شاید مهاجرت یا تشکیل گروه‌های زیرزمینی متکدیان خیابانی او را به این نقطه رسانده است که در هر صورت، می‌توان از همان واژه ناچاری استفاده نمود. چیزی که خیلی ذهن را مشغول می‌کرد، وجود این کودک در آغوشش بود. معلوم نیست این کودک، معلول کدام علت است یا اصلاً این کودک متعلق به خودش است یا خیر...

چهارراه سوم: مردی میانسال با دستی معلول، دستمال‌کاغذی و اسباب‌بازی می‌فروخت. یک جوان باز هم دارای معلولیت گل می‌فروخت. شاید هر چیزی که در مغازه‌ها فروشش کم باشد، دست دستفروشان به فروش می‌رسد.
شب، همین چهاراه‌ها را که بازگردی، دستفروشان سر چهارراه‌ها حضور دارند و البته چند بانوی جوان به جمعشان اضافه شده‌اند. گاهی اگر توقف کنید و قصد خرید از سوپرمارکتی را داشته باشید، بانوی جوان با این ادله که شوهرش در زندان است، به قصد تکدی هم که شده تقاضای خود را مطرح می‌کند. خیلی‌ها از کنارش می‌گذرند و شاید بعضی افراد پیشنهادی عجیب به او بدهند؛ اما او هر شب در همان محل، ادله خود را مطرح می‌کند: شوهرش در زندان است و کودکانش گرسنه.
ما رهگذریم: درحال عبور از پیاده‌راه به سمت منزل، مردی قوی‌هیکل پیش می‌آید. خود را کارگر ساختمانی معرفی می‌کند و تقاضای یک پرس غذای گرم می‌کند. می‌گوید از همین بیرون‌بر بخر، گرسنه‌ام.
چند قدم آن‌طرف‌تر، بانوی میانسالی در گذر پیاده ایستاده تا تقاضای کمک کند: آقا کمک کنید! من و بچه‌ام گرسنه‌ایم. در سایر خیابان‌ها و گذرهای پیاده یا سواره در شیراز، با متکدیانی مواجه می‌شوید که تقاضای امداد دارند. 
کار از یک جایی می‌لنگد. انگار اینها مهاجر هستند. چند روز قبل در شبکه‌های مجازی فیلمی پخش شد از یک بانوی جوان که متکدی نبود؛ اما نقش متکدی را بازی می‌‌کرد. سر یکی از چهارراه‌های شهر با دستمال و شیشه‌شوی مشغول تمیزکردن شیشه خودروهایی بود که پشت چراغ قرمز توقف کرده بودند. بعضی دست به جیب می‌شدند و بعضی نه. بالاخره حاصل نیم ساعت کار خود را در معرض نمایش بینندگان در شبکه مجازی گذاشت. 25هزار تومان حاصل نیم ساعت کار بدون التماس و تحمیل دریافت وجه نقد به رانندگان خودروهای متوقف شده پشت چراغ قرمز. او برای 8ساعت کار با همین شرایط، پیش‌بینی 200هزار تومان درآمد را کرده بود و برای 30روز کار، 6میلیون تومان. باید دید جاذبه‌های تکدی در شیراز چگونه ایجاد شده است و گروه‌های فعال در این حوزه چگونه ساماندهی شده‌اند. 
اعتیاد در این حوزه چه نقشی دارد و آیا این افراد مستقر در چهارراه‌های شهر، فقط دستفروش و متکدی هستند؟ چرا و به چه علت از وجود زنان و کودکان در این سناریو استفاده می‌شود و حضور آنان چگونه می‌تواند هویت فرهنگی شهر را زیر سوال ببرد؟ وجود و حضور این قشر در بسیاری پیاده‌راه‌های شهر، به ویژه پیاده‌راه‌های منتهی به مراکز تجاری تفریحی، به وفور به چشم می خورد.
ما با دو پدیده اعتیاد و تکدی در بین زنان، مردان و کودکان مواجهیم. اعتیاد به سن دانش‌آموزی رسیده است. وزیر آموزش و پرورش هم اخیراً این موضوع را تلویحاً تأیید کرده؛ اما از ذکر آمارهای آن خودداری نموده است و استفاده از مواد مخدر در بین دانش‌آموزان را بر گردن نهاد خانواده انداخته است. حتی در پاسخ به سوال خبرنگاران گفته ما نمی‌توانیم دانش‌آموزان را تفتیش کنیم و تعداد کسانی که با خودشان مواد مخدر یا قرص روان‌گردان به  داخل مدرسه می‌برند، اندک بوده و اصلاً قابل توجه نیست.
مواد مخدر را می‌توان عامل اصلی بسیاری از گرفتاری‌های اجتماعی دانست؛ چه در بحث آلودگی به آن به لحاظ روحی روانی و بیماری که اخیراً درمورد آن بحث می‌شود و چه در مباحث اقتصادی و خرید و فروش آن. ما از طرفی با انبوهی از افراد معتاد طرف هستیم که تقاضای مصرف را بالا می‌برند و از طرفی نیازمند فروشندگانی بی‌باک هستیم که بیشتر در قالب همین داستان مهاجرت و برای کار به شهرها می‌آیند و می‌توانند در پوشش متکدیان یا برخی دستفروشان، اقدام به توزیع کنند.
به طور قطع نمی‌توان حضور بر سر چهارراه‌های شهر را بدون ساختار و سناریوی از پیش تعیین شده فرض کرد؛ چراکه گروه‌های مستقر بر سر تقاطع‌های شهر، حضور افراد جدید را نمی‌پذیرند و آنان را طرد می‌کنند.
تکدی، اعتیاد، تقاضا و عرضه در پروسه‌ای ماندگار ادامه دارد و با ترفند‌های جدیدی اجرا می‌شود. هرچند سالیان سال است در این مورد بحث می‌شود؛ اما نسخه شفابخشی برای درمان آن ارائه نشده، چراکه حاشیه‌نشینی از سیمای شهرهای بزرگ و کوچک زدوده نشده است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی