[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۰
  • دوره جدید

بورس، بانک، مسکن، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

در این سال‌ها هرچه درباره سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی سخن گفته شده، در عمل دستاوردی نداشته و تمام‌قد وابستگی خودمان به خارج را حفظ کردیم. برابر آمارهای موجود، نرخ دلار از سال 1372 تاکنون، یعنی 26سال، بیش از 800درصد افزایش داشته است. نرخ سکه نیز از سال 72 تاکنون 200برابر رشد داشته است. خرید و فروش در این بازار کاذب به معنای عدم سرمایه‌گذاری در سایر بخش‌های تولیدی و اشتغال‌زا، از جمله مسکن بوده است.
در این سال‌ها اگر به گفتار مقامات در دو بخش دولتی و خصوصی توجه کنیم، تماماً اقدام به گفتاردرمانی کرده‌اند. پس از آشفتگی در بازار ارز و سرازیر شدن سرمایه‌ها به آن، بازار مسکن که اصلی‌ترین بخش اقتصادی در کشور محسوب می‌شود، به شدت در انزوا قرار گرفت. بخشی که می‌توانست اشتغال مدنظر را تأمین کند؛ اما مورد توجه دولتی‌ها و همچنین بخش خصوصی قرار نگرفت، تا آنجا که برابر اعلام‌های اخیر60 درصد کارگران این بخش در بیکاری به سر می برند...

اگر از در تمسخر وارد ماجرا شویم که چرا مردم سپرده‌های خود را از بانک‌ها بیرون کشیدند و به این آشفته‌بازار دامن زدند، باید به همان رشد 800درصدی دلار در 26سال گذشته توجه کنیم که مردم نه تنها کار اشتباهی نکردند، بلکه درست تشخیص دادند تا ارزش پول خود را دربرابر تورم حفظ کنند. در این رابطه، دولت نیز با مردم و این جریان فکری همکاری مطلق نمود؛ چراکه پیش از هجوم دلار سود سپرده‌ها را پایین آورد. اصولاً دولت هرگاه قصد عملیات ارزی در بازار آزاد را دارد، به سراغ کاهش نرخ سود سپرده‌ها می‌رود تا مردم پول خود را وارد بازار آشفته کنند و مقاصد دولت تأمین شود.
اهل فن، سه بازار را برای عملیات اقتصادی به سرمایه‌گذاران نشان می‌دهند: بازار مسکن، بازار بورس و سپرده‌گذاری در بانک‌ها. این سه محل حتی پس از فروکش شدن التهاب ارزی می‌توانست بهترین محل برای سرمایه‌گذاری و دریافت سود باشد. اما در این دوره حتی با فروکش کردن ظاهری بازار ارزی، سرمایه‌ها به سوی بانک‌ها یا بخش مسکن بازگشت داده نشد.
پرواضح است که در ایران و اقتصاد حاکم، هر بازاری که مستعدتر باشد برای ورود نقدینگی بستر مناسب‌تری است. ماندگاری سرمایه‌های مردم در بازار ارز با پیش‌فرض تاری روابط ایران با آمریکا و تشدید بحران و افزایش نرخ دلار به بالای 15هزار تومان این فرضیه را ثابت کرد که دلار حالا حالا‌ها جای رشد و اثرات تورمی دارد.
اقتصاد به دست طوفان‌های سیاست سپرده شده است و در این طوفان، کسی بذر نمی‌کارد. بازار به شدت بی‌اعتبار و بی‌اعتنا به اعتماد سرمایه‌گذاران است. کالاهای اساسی در بحران کمبود قرار دارند و دولتی‌ها حرف کوپن و تحویل کالا در قبال کدملی را پیش کشیده‌اند. با این روند التهاب وارد اجتماع می‌شود و باید منتظر بحران‌های آتی بود.
با گسترش نگرانی‌ها باید این پرسش را مطرح کرد که چرا در تمام این سال‌ها از فعال کردن بخش مسکن باز ایستادیم. بخشی که هم سرمایه‌گذار می‌خواهد، هم اشتغال ایجاد می‌کند و هم صنایع دیگر را به چرخش وامی‌دارد؛ اما این بخش استراتژیک و اشتغال‌زا همچنان محروم از توجهات دو بخش دولتی و خصوصی است. از این رویه باید فاتحه اقتصاد را خواند؛ چراکه سایر بخش‌هایی که ریسک بالاتری داشته‌اند نیز محروم از توجهات بوده‌اند. داستان واگذاری کارخانه‌های کوچک و بزرگ، این روزها سروصدای زیادی ایجاد کرده؛ چراکه این کارخانه به حراج داخلی گذاشته شده و نه برای بهبود امور تولید که برای فرار سرمایه‌ها از کشور واگذار شده‌اند. حالا پول‌های ما که باید در چرخ تولید به کار گرفته شوند، در بانک‌های خارجی سپرده شد و چپاولگران بیت‌المال میلیاردها یورو اموال ملت را در سکوت خبری مقامات و رسانه‌ها، به نام خود مصادره کرده‌اند و باقی قضایا!
باید از این اتفاقات درس عبرت گرفت؛ اما روند شتاب‌آلود اختلاس‌ها با سرعت بیشتری درحال اتفاق است. اگر تبدیل ریال ایرانی به دلار و یورو برای ملت حاصلی ندارد، برای اختلاس‌گران و بانک‌های خارجی مملو از سود است.  احزاب از هم‌اکنون نگران برگزاری انتخابات آتی هستند. این بدان معناست که همچنان منابعی برای تاراج وجود دارد. دستگاه‌های نظارتی باید نامزدهای انتخاباتی را ملزم به ارائه منابع مالی تأمین کننده هزینه‌های تبلیغات کنند.باید راه را برای حضور دلسوزان هموار نمود؛ چراکه صاحبان قدرت به سهولت می‌توانند از این آب گل‌‌آلود ماهی بگیرند. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی