[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۷۷
  • دوره جدید

بدون نخبگان، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

حالا باید منتظر واکنش‌های عصبی جامعه در قبال افزایش قیمت‌ها و رکود اقتصادی باشیم. هرچند به میزان کافی این اتفاق افتاده و مقامات قضایی از سال گذشته تاکنون در این‌باره هشدار داده‌اند. آستانه تحمل عمومی‌ به شدت کاهش یافته و نزاع در خیابان فزونی یافته است. جامعه کارگری بیشترین ضربه از اوضاع  بد اقتصادی را تحمل می‌کنند. اقتصاد کارگری گره محکمی ‌به دو بخش خصوصی و تعاونی خورده است و هنوز سونامی ‌بیکاری و نبود درآمد به قشرهای حقوق‌بگیر در دو بخش کشوری و لشکری نرسیده است. دولت، درآمد مشخصی در قبال فروش نفت دارد و این درآمد درحال سقوط است. کسب درآمد از این طریق، حقوق و مزایای کارکنان دولت را تأمین می‌کند. باید دید لطمه به این بخش و کاهش یا قطع درآمد، چه صدماتی را به همراه خواهد داشت...

در جنگ پیش آمده الزاماً نیازی به فرستادن سرباز به خطوط مرزی نیست، بلکه می‌توان این خطوط را درنوردید و به قلب جامعه نفوذ کرد. اتاق جنگ اقتصادی امروز به مرکز خزانه‌داری آمریکا منتقل شده است و از آنجا نفس‌های ما را به شمارش می‌اندازند.
این اتفاق در محاسبات ساده قابل پیش‌بینی است. ایران، اقتصادی متکی به نفت خام دارد و به نیروهای جوان و خلاق و کارآفرینان خود، چندان اعتباری نمی‌دهد. اغلب کارآفرینان واقعی پشت سد تسهیلات بانکی یا بروکراسی‌های خودساخته گرفتار شده‌اند و با این اوضاع و احوال و شتاب تحریم‌ها، غیرممکن است راهی به جلو باز کنند.
ردپای تحریم‌های امروز را می‌توان در کنش و واکنش‌های گذشته مرور کرد. زمانی، مهاجرت نخبگان ما به هر دلیل و شاید مسائل پیش پا افتاده و تضاد اندیشه‌ها از رشد قابل توجهی برخوردار بود. بسیاری از نخبگان ما که می‌توانستند در داخل کشور به تکنولوژی‌های روز دست پیدا کنند، به سادگی مهاجرت کردند و رفتند. شاید این اهرم‌های اقتصادی پیش آمده برای فشار به ایران هم ساخته و پرداخته همین افراد باشد که در پشت پرده فعالیت می‌کنند و خواسته و ناخواسته ابتکارات خود را تقدیم غرب می‌کنند.
ما استعدادی در شناسایی و جذب نخبگان نداشتیم.  اکتشاف و استخراج نفت در سال‌های پس از انقلاب خود به پرسشی بزرگ تبدیل شده است که چرا این وابستگی تعدیل نشد. نظام پادشاهی ایران نیز در سال‌های پیش از انقلاب، تمام توان خود را روی موضوع خام‌فروشی نفت متمرکز کرد و از این ناحیه آسیب‌های ملی و بین‌المللی به کشور وارد شد. با رشد فعالیت‌های آزادی‌خواهانه ملت و تسری اعتصابات داخلی علیه رژیم گذشته، بخش‌های اقتصادی فلج و درمانده شدند. این امر موجب بروز نارضایتی‌هایی در بین مردم شد که باید بهای آن نیز پرداخت می‌شد. از وابستگی به نفت می‌توان به سیانور سیاسی یاد کرد. حالا تحریم‌های شدید اقتصادی که متوجه شریان حیاتی نفت است، موجب شده اقتصاد در زوایای خاص خود کمر خم کند. تحلیل‌های بسیاری در موضوع اقتصاد و سیاست ارائه می‌شود. موج نگرانی‌های عمومی ‌بخش‌های مافیای اقتصادی را منتفع کرده است. دلالان از این آب گل‌آلود ماهی‌های بزرگی می‌گیرند.
دل سوختن ما آن زمان بیش از گذشته می‌شود که جای نخبگان و کاربلدان را در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی خالی می‌بینیم. نظام حزبی و سیاسی ما به گونه‌ای بسته و خسته عمل می‌کند که در آن جز عده‌ای چاکر به تولید مهرهای متخصص حزبی پرداخته نشده است. 
افرادی غیرمتخصص و غیرمسئول با پیروزی در انتخابات بر مسند قدرت سوار می‌شوند و آن می‌شود که نباید بشود. در تمامی ‌حوزه‌های قدرت شهری و استانی تا بعد ملی، عده‌ای سهم‌خواهی می‌کنند و در این شرایط است که مهره‌های حزبی با تفکر یکسان‌سازی در مراکز قدرت به تقیسم غنایم می‌پردازند.
یکی از علل مهم ناکامی در واگذاری شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ به افراد معرفی و سفارش شده، همین عامل مهره‌چینی‌های حزبی و گروهی است. معرفی و سفارش افراد ناکارآمد در پوشش فعالیت در ستادهای انتخاباتی، بزرگ‌ترین ضربه را به سیر اقتصادی کشور در موضوع تولید و اشتغال وارد می‌کند. ناگفته نماند احزاب پیروز در انتخابات سیاسی برای به دست آوردن منابع اقتصادی و تأمین هزینه‌های لازم در انتخابات بعدی  و پرهیز از خالی شدن کیسه‌های خود، اقدام به تمرکز بر مراکز قدرت اقتصادی می‌کنند.
اختلاس و به یغما بردن ثروت ملی به خارج از کشور، محرزترین شگرد فعالیت احزاب است که در این راستا اعتماد عمومی ‌را دچار آسیب می‌کنند؛ اما چرا و چگونه در انتخابات بعدی می‌توانند بر باقی‌مانده سرمایه‌های اجتماعی حکم‌رانی کنند؟ ادامه پروژه تولید فقر از جمله این سیاست‌هاست. اگر درست به این معادله نگاه کنیم، در طول سال‌های گذشته هیچ‌کدام از دولت‌ها در بهبود معیشت مردم گام برنداشته‌اند و جمعیت درخور توجهی را به زیر خط فقر کشانده‌اند. شگرد سیاسیون ما توزیع پلو از دیگ‌های گرم است. این شگرد، یکی از ناپسندترین شیوه‌های حضور در انتخابات است، وقتی عزت را به ذلت تبدیل می‌کنند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی