[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۷۳
  • دوره جدید

بیکاری نفی امنیت است، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

 وقتی دولت به هر بهانه وارد موضوع قاچاق و واسطه‌گری شد و بخش خصوصی تبدیل به خصولتی گردید، گرفتاری‌های اقتصادی ما آغاز شد. کار در این حوزه و فشار بر تولیدکننده، باعث شد قشر سرمایه‌گذار به سپرده‌گذار تبدیل شوند. اگر بخواهیم اقتصاد استانی مانند فارس را نبش قبر کنیم، میراثی به دستمان می‌آید که البته جز افسوس چیزی درمورد آن نمی‌توان گفت؛ چراکه احیای آنچه از دست رفته تلقی می‌شود، محال است.
از جمله عوامل مهم و تأثیرگذار بر روند عدم توسعه اقتصادی در سطوح ملی و استانی، بحث فساد است. فسادی که در عمل و در دستگاه‌های دولتی صادرکننده مجوزها اتفاق افتاده و می‌افتد و کسی را یارای برخورد با آن نیست... 

فساد، هم سرمایه‌گذار را خسته و دلسرد می‌کند و هم ارزش‌آفرینی در این حوزه را ضایع و منهدم می‌کند. فساد ی که به طور پیوسته مورد تأکید مقامات است؛ اما برای رفع آن از بدنه اقتصاد و سلامت اداری کاری انجام نمی‌شود.
بسیاری بزرگان جبهه سیاسی در سطوح ملی و استانی بر سر مزار اقتصاد حضور یافتند و شعارهایی دادند؛ اما نه این بازدیدها و نه آن شعارها هیچ‌کدام تأثیرگذار نبوده است. انگار همه با موضوع اشتغال که پاشنه آشیل حفظ روابط اجتماعی، فرهنگی و امنیتی  است مشکل داشته و دارند.
کارخانه‌های بزرگ و صاحب برندی در استان مشغول فعالیت بوده‌اند که در تمام این سال‌ها و تعمق در شعار سال که تماماً رویکردی اقتصادی در جهت حفظ و صیانت تولید داشته اما چراغشان خاموش شده است. بنابر آنچه یکی از نمایندگان شیراز گفته، یک‌سوم واحدهای تولیدی در شهرک صنعتی بزرگ شیراز تعطیل شده‌اند. این آمار که شاید با ملاحظاتی اعلام شده، خود گویای سخت‌ترین شرایط در حوزه تولید و بی‌تفاوتی مدیران و نمایندگان ما به مسئله اقتصاد و اشتغال است؛ چراکه نمایندگان این دوره خصوصاً، اغلب نقش وکیل‌الدله را بازی کردند تا وکیل‌الرعایا.
ما زمانی به عمق مصیبت و اوج درد پی می‌بریم که مدیران، کارمندان دولتی و نمایندگانی که سرموقع حقوقشان را دریافت می‌کنند و جیبشان پر و شکمشان سیر است، با همین بحران اقتصادی مواجه عینی پیدا کنند.
آقایانی که نمی‌دانند بنزین لیتری چند است و دائم سوار خودروهای دولتی هستند و برای سفر بلیط هواپیما در دست دارند و شاید اگر غافلگیرشان کنید، قیمت بلیط هواپیما را هم نمی‌دانند و از بسیاری نقاط حوزه انتخابیه یا تحت مسئولیت خود بی‌اطلاع هستند و به صرف دریافت چند گزارش و تلفن بسنده می‌کنند و تصمیمات غیرکارشناسی آنان مثلاً در رفع بحران بی‌آبی و بیکاری در برخی مناطق شهرستان درمانگر نبوده است.
از آرایش نیروهای حزبی و به ظاهر وفادار به شخص پیروز در رقابت‌های سیاسی و تکیه‌زده به قدرت، مشخص است که از بنیه تیم کارشناسان رسمی‌ در امور حساس استفاده نمی‌شود. نیروهای درون‌سازمانی که سابقه طولانی در پست‌های معاونت یا کارشناسی ارشد داشته و دارند و بیشتر از چاکران و خدمتگزاران حزبی بدون تخصص استفاده می‌شود و شائبه استخدام‌های بدون مجوز را ایجاد می‌کنند و در نهایت، این افراد بدون درک درست از داستان اقتصاد و رفاه اجتماعی و حتی تقویت بنیه امنیتی جامعه، ویرانه‌ای را برای تیم بعدی بر جای می‌گذارند.
ما در مقاطع خاص از وجود مشکلات به بحران تبدیل شده‌ای نام می‌بریم که در آغاز دوران ریاست و حتی پیش از آن در دوره تبلیغات و ارائه برنامه‌ها، نام برده‌ایم. نامزدها آن‌چنان مردم‌مردم می‌کنند و برنامه‌هایشان را اعلام می‌کنند که برخی باورشان می‌شود اینان دلسوزان واقعی مردم‌اند و با آمدنشان، مشکلات حل می‌شود.
اما این‌طور نبوده و نیست؛ چراکه اینان با شروع دوره جدید به بیان دوباره مشکلات می‌پردازند و در اواسط راه، پروژه معروف «نمی‌گذارند کار کنیم» را رو می‌کنند. خطا‌های راهبردی در بی‌بهره ماندن فارس از استقرار صنایع مادر که بیشتر در استان‌های اصفهان و یزد متمرکز شده است، یک اشتباه فاحش بوده و هست؛ اما باید این پرسش را مطرح کرد که در چهار سال گذشته و علم به این مصیبت، چه کرده‌ایم تا عوارض آن تعدیل شود. یا اگر نتوانسته‌ایم فرش قرمز برای سرمایه‌گذار جدید پهن کنیم، برای حفظ همان صنعت و اشتغال قدیمی‌چه کرده‌ایم؟
آنچه مسلم است، برای حفظ اشتغال موجود در کارگاه‌های کوچک و متوسط که کارآفرینان آن عمده بدهکاران سیستم بانکی هستند، جلسات متعددی گرفته شده؛ اما نه حرف نمایندگان و نه استانداران در این زمینه با توجه به عملکرد تخصصی نظام بانک‌داری و استقلال آن و درخواست غیرمنطقی دولت و مجلس از بانک مرکزی، کارساز نبوده است. به طور کل، اینکه بانک‌ها از طلب خود صرف‌نظر کنند یا دیرکرد اقساط را بی‌خیال شوند، قطعاً سخنی از سر تخصص و دانستن مشکلات بانک‌ها نبوده و نیست. انگار بگویند نمایندگان حقوق یک سال اول نمایندگی خود را ببخشند! یا به مدیران دولتی بگویند حقوق‌ها این ماه و آن ماه و ماه دیگر پرداخت نمی‌شود. آیا این آقایان هم مانند کارگران هفت‌تپه، دست به تجمع نخواهند زد؟
ما در اقتصاد، غیر از درشت‌گویی و بحث و بررسی درمورد نمودارها، احتمالات، پیش‌فرض‌ها و پیش‌گویی‌ها با موضوعی به نام معیشت و نان شب خانوار ایرانی طرف حساب هستیم. کارگری که شاید بیمه نداشته باشد اما مزد یک روز خود را نقداً باید دریافت کند یا کارگری که مطابق قانون و نه بیشتر، باید از مزایای قانونی خود در یک کارگاه بهره‌مند شود. نان، مسکن و رفاه اجتماعی چیزی نیست که به وسیله آن بخواهیم ابزار سیاسی یا چماقی برای ایجاد و برخورد با اغتشاش بتراشیم. رفاه اجتماعی شاخه مهمی ‌از امنیت است و بی‌تدبیری و کاهلی در آن، در حکم اقدام به نفی امنیت و ثبات اجتماعی است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی