[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۳۰
  • دوره جدید

دیپلماسی باتوم، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

جامعه جهانی دیگر نمی‌تواند ادعای دموکراسی و رسیدن به دروازه‌های تمدن را مطرح کند. مردی از ناکجاآباد سیاست به یک‌باره بر مسند کار نشسته و هر آنچه از نظم نوین جهانی باقی مانده بود بر باد داد تا نشان دهد هنوز راه درازی برای رسیدن به شاهراه تمدن پیش رو داریم. برجام مورد حمایت شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته بود و ساختار حقوقی بین‌الملل و1+5 آن را قانونی و الزام‌‌آور می‌دانستند. اما همه این مصوبه با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ نقش بر آب شد تا پس از این، هیچ کس اعتباری برای معاهده‌های بین‌المللی و کنوانسیون‌ها قائل نباشد. پس از خروج یک‌جانبه ایالات متحده از برنامه جامع اقدام مشترک، جهانیان به این باور رسیدند که دوران سیاه دیکتاتوری‌ها هنوز به سر نیامده و فردی خودکامه می‌تواند با تصمیمات فردی و رادیکالی و هیجانی، باعث فروریختن اسلوب صلح و آتش‌افروزی در مقیاس جهانی شود...

به دلایل انتخاب دونالد ترامپ نیم‌نگاهی داشته باشیم. مردم ایالات متحده از ادبیات پوپولیستی دموکرات‌ها و کارنامه سیاه جمهوری‌خواهان به ستوه آمده و به دنبال هوای تازه‌ای در عرصه سیاسی بودند؛ فردی که سودای رهبری جهان را در سر نداشته باشد و با تفکر جزیره‌ای به مصلحت مردم کشورش بیندیشد. 
ترامپ در فعالیت‌های انتخاباتی به نقد بی‌رحمانه و شفافانه دموکرات‌ها پرداخت و از آن جایی که جمهوری‌خواهان نیز از او اعلام برائت کرده بودند، در کمال ناباوری به موفقیت رسید. غافل از این که او بیش از پیشینیانش شیفته انحصارطلبی و حاکمیت در عرصه جهانی است و با سرسپردگی به لابی‌های منفور و خشونت‌طلب صهیونیستی، از برافروختن هیچ التهابی روی‌گردان نیست. ترامپ به آرزوی سیاه صهیونیست‌ها برای انتقال پایتخت دامن می‌زند و بدون هماهنگی با کنگره، اقدام به موشک‌پرانی به سوریه می‌کند و حتی سر ناسازگاری با محیط زیست را داشته و فرآیند گرمایش زمین را دروغی بزرگ می‌پندارد. با این وجود، گروه عمده‌ای از رسانه‌ها و افکار عمومی ‌رفتارهای دیکتاتور قرن را برنمی‌تابند و شاید ترامپ در زمره معدود رؤسای جمهوری باشد که برای 4سال در کاخ سفید اقامت خواهد داشت.
دونالد ترامپ برای گریز از این مهلکه نیازمند معامله‌های بزرگی است. او نتوانسته با کره شمالی به توافق دست یابد و با دیپلماسی باتوم و فشار گرسنگان از پیونگ یانگ می‌خواهد به هر توافقی تن در دهد. رئیس جمهور ایالات متحده در حالی که هنوز درهای مذاکره با کیم جونگ اون به طور کامل بسته نشده، اقدام به مصادره کشتی‌های کره شمالی می‌کند و بر حجم تحریم‌هایش می‌افزاید. از سوی دیگر، جنگ اقتصادی میان ایالات متحده و بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی آسیا و جهان به بالاترین حد خود رسیده و نبرد تعرفه‌ها هر روز بیشتر از گذشته می‌گردد.
بحران تایوان نیز بر وخامت رابطه امریکا و چین می‌افزاید و شاید در آینده‌ای نه چندان دور، تمامی ‌نبردهای اقتصادی و جنگ‌های سرد جای خود را به آتش اسلحه و بوی باروت دهند. از سوی دیگر، ژنرال مورد حمایت امریکا در ونزوئلا هم نتوانسته علیه دولت حاکم کودتا کند و آن‌طور که پیش‌بینی می‌شد، مردم به حمایت از گوایدو با همه وعده‌های خوش رنگ و لعابش برنخاستند.
همه این شکست‌ها و تنش‌های بین‌المللی، سبب شده رئیس جمهور پرحاشیه ایالات متحده به ایران به عنوان یگانه راه نجاتش بنگرد. متأسفانه ناکامی‌های متعدد بین‌المللی و شکست فشارهای حداکثری برای او درس عبرتی نشده و ترامپ درباره ایران هم به دیپلماسی باتوم و فشارهای همه‌جانبه متوسل شده است. او در حالی بارها و بارها دعوت به مذاکره می‌کند که پیش‌شرط‌های محالی برای گفتگو دارد. بازخوانی رویدادهای اخیر نشان می‌دهد امریکا وارد فاز دوم نبرد با ایران شده و می‌کوشد با زور چماق به توافقی بسیار فراتر از ترکمنچای دست یابد. در فاز اول این توطئه ناجوانمردانه شاهد بودیم که فشارهای اقتصادی حداکثری برای بی‌تاب کردن ملت ایران وارد شد؛ به امید آن که مردم صبر و پایداری خود را از دست داده و به خیابان‌ها بیایند. اما رئیس جمهور ایالت متحده از یاد برده بود که مردم، مقصر ماجرا را سیاست‌های دولت‌مردان ایرانی نمی‌دانستند و نفرت عمومی به عهدشکنان افزایش یافته است. تاریخ به یاد خواهد سپرد که ایرانیان تا چه اندازه به مفاد برجام و معاهدات بین‌المللی پایبند بودند و چه کسانی از تحریم دارو و تجهیزات پزشکی هم دریغ نکردند.
اما در فاز دوم حمله به ایران، به نظر می‌رسد فشارهای اقتصادی جای خود را به تهدیدهای امنیتی داده است. دونالد ترامپ ابرناوهای هواپیمابر و بمب‌افکن‌های غول‌پیکرش را به خاورمیانه فرستاد.
 اینک رئیس جمهور پرحاشیه ایالات متحده، دیگر فشارهای همه‌جانبه اقتصادی را تأثیرگذار نمی‌داند و برای موفقیت نیازمند فشارهای روانی مضاعف است. با این حال، ترامپ به خوبی بر تبعات برافروختن آتش جنگ در خاورمیانه واقف است و می‌داند در صورت تجاوز به خاک ایران، چه عواقب ویرانگری در انتظار آن کشور صدساله و گروه بی خواهد بود. به همین دلیل است که کارشناسان سیاسی احتمال بروز جنگ میان ایالات متحده و ایران را بسیار بعید دانسته و لشکرکشی امریکا به خاورمیانه را در حد جنگ روانی ارزیابی می‌کنند.
البته در پناه همه این التهابات، دونالد ترامپ همچنان مشغول فروختن اسلحه و تجهیزات به شیخ‌نشین‌هاست و به درآمد کلانی در این زمینه دست یافته است. به همین دلیل، او می‌کوشد تا جای ممکن از وضعیت بحرانی منطقه بهره‌برداری کند و دلارهای نفتی بیشتری را به اقتصاد ایالات متحده تزریق کند. شاید با بهبود تولید ناخالص ملی و به واسطه دلارهای عربی بتواند برای 4سال دیگر  بر مسند کاخ سفید بنشیند و یک بازنده تمام‌عیار در انتخابات 2020 نباشد. هرچند با توسل به دیپلماسی باتوم، دیگر جامعه جهانی نمی‌تواند ادعای دموکراسی و رسیدن به دروازه‌های تمدن را در بوق و کرنا کند.
پی‌نوشت:
جشنواره فیلم کن آغاز شده و شاید بتوانیم از گرداب همه دلمشغولی‌ها و نگرانی‌هایی که این روزها به آن دچار شدیم، به پهنه بیکران فرهنگ و هنر پناه ببریم. بزرگ‌ترین خاصیت سینما دعوت به فرایند خوب اندیشیدن است؛ یعنی همان چیزی که دیکتاتورهای دوران از درک حقیقی آن عاجزند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی