[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۰
  • دوره جدید

سفره‌های آب رفته ، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

بی‌تدبیری‌های دولت باعث بروز چالش‌های جدی درروند هدایت بخش‌های اقتصادی شده است. واقعیت این است که در دوره‌های چهار ساله و یا هشت‌ساله نمی‌تواند مشکل‌گشا بود و دردهای مزمن جامعه را دوا کرد. در خبرها آمده بود که اگر دولت بدهی خود به سازمان تأمین اجتماعی را پرداخت کند تا 50سال آینده مشکلات این سازمان در بحث بیمه کارگران حل و فصل خواهد شد. اما باید دید چرا دولت به‌عنوان بزرگ‌ترین بدهکار به این سازمان مطالبات کارگران را پرداخت نمی‌کند. دولت‌ها عمده فشار خود را در هر شرایطی برشانه کارگران وارد می‌کنند و باید دراین راستا به دولت‌ها آفرین گفت که دم از مظلوم و حقوق کارگران و طبقه فقیر می‌زنند اما در عمل اولین نقش را در ایجاد وگسترش ظلم برطبقه زیر خط فقر دارند... 

کارگران با اعتماد خاصی سازمان تأمین اجتماعی را حافظ منافع خود دیده‌اند غافل از این‌که منابع آنان دراین سازمان جمع می‌شود تا دولت آن‌را هوا کند. هنوز اطلاع دقیقی از بدهکاری دولت به تأمین اجتماعی منتشر نشده است چراکه مدیران این سازمان هم به‌نوعی دولتی و یا منتخب بزرگانی در حوزه دولت هستند. تشکل‌های صنفی کارگری هم در سالیان گذشته قادر نبوده‌اند حقوق کارگران را مطالبه کنند چراکه اگراعضای تشکلی صنفی حقوق‌بگیر دولت باشند نمی‌توانند حقوق کارگران را مطابق با فلسفه وجودی پیگیری کند و شاید کشدار شدن ماجرای مطالبات کارگری در دهه‌های گذشته به همین دلیل باشد.
ما در قانون کار یک ماده قانونی به شماره‌131 برای دفاع مشروع از حقوق کارگران داریم که حتی اگر همین یک ماده جامع عمل پوشیده بود شاید بسیاری امور بروفق مراد پیش می‌رفت. در کشور ما 45‌میلیون نفر از کارگران تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی هستند و بسیاری از کارگرانی که ما در طول روز با آنان برخوردداریم هنوز تحت پوشش این سازمان قرار نگرفته‌اند و باید به زوایای این خلأ توجه جدی داشت.
شاید یکی از علل عدم برخورداری از نعمت بیمه تأمین اجتماعی‌، اقتصاد وابسته به دلالی است. این نوع اقتصاد به نیروی کار به‌عنوان ابزار‌های موقت نگاه می‌کند و سرمایه‌گذاری روی نیروی انسانی هرچند ماهر انجام نمی‌دهد. حالا و برابر آنچه در آمارهای رسمی‌ آمده 95درصد کارگران مشمول قراردادهای موقت هستند و دست‌اندرکاران امر با علم به این موضوع مهم اما منفعل و هیچ واکنشی به موضوع نشان نداده و نمی‌دهند. 
افسانه کار و کارگر درکشور ما دیگر خواننده‌ای ندارد چراکه در سالیان گذشته و ورود نیروهای ارزان خارجی به کشور و درآمدهایی که دولت از طریق نگهداری اتباع بیگانه از مجامع بین‌المللی کسب نمود درنهایت اوضاع را به ضرر نیروهای کار بومی‌ چرخاند و سفره‌های کارگران ایرانی را کوچک وکوچک‌تر کرد. بدون قرارداد با حقوق‌های اندک به نوعی شبیه به شتر‌سواری دولا‌دولا‌، چراکه به ظاهر پلیس درتعقیب این نیروهای کار بدون مجوز بود و در عمل این نیروهای مزد‌بگیر درآمدهای خودرا حواله کشور همسایه می‌کردند. 
نقطه سر خط- تشکل‌های صنفی غیر‌دولتی که در اساس نامه خود مدعی حمایت از حقوق صنفی کارگران هستند باید تاکنون بخشی از حقوق حقه کارگران را زنده می‌کردند. اما کارگران همچنان زیر خط فقری هستند که اخیراً چهار میلیون یا چهار میلیون‌ونیم محاسبه شده است. هرچند خط فقر واقعی دراین ارقام خلاصه نمی‌شود وباید دید تورم چه خوابی برای اهل فقر دیده است؟ اهل فقر کسانی هستند که یک‌شبه سرمایه نداشته خودرا در قمار زندگی باخته و به قعر چاه نداری فرو می‌روند‌. اهل فقر کسانی هستند که سرمایه‌ای برای حضور در بازار مکاره ندارند. اهل فقر آن عده از مردمانی هستند که اعتقاد دارند مدیران کشور مساوات را در نظرخواهند گرفت و مطابق قانون اساسی فرصت‌های تولید واشتغال ودرآمد را به عدالت توزیع خواهند نمود. 
با این اوصاف فرسنگ‌ها با اصول اولیه و اعتقادی خودمان فاصله داریم. باید فکری به‌حال ترمیم این اعتقاد کرد. بازسازی اقتصاد به ترمیم این خرابی‌ها خواهد انجامید. باید فرهنگ را حفظ و حراست نمود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی