[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۶۵
  • دوره جدید

پروژه نفوذ، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

کارچاق‌کن‌ها چه افرادی هستند؟ افرادی با سیمای موجه که در بدنه قدرت نفوذ دارند و کارهایی را که در گل مانده است، راه می‌اندازند. هزینه راه انداختن این کارها بسیار زیاد است. کارهایی که باید طبق روال قانونی انجام شود؛ اما به هر دلیل در گل گیر کرده و لازمه تحرک آن، پرداخت‌های نامتعارف به افرادی خارج از بدنه اجرایی اما نزدیک به هرم قدرت است.
 این پرداخت‌ها در بخش‌های صنعت وابسته به تولید و اشتغال هزینه‌های جاری را به شدت افزایش می‌دهد؛ هزینه‌هایی که در بعد اقتصادی معیشت مردم را هدف قرار داده و گاهی در بخش‌های درمانی، زندگی شخص را می‌گیرد. در اثبات وجود فساد و گسترش آن در دستگاه‌های اجرایی، حتی سینمای کشور واکنش نشان داده و انگار فساد همه‌گیر شده است...

در فیلم‌نامه‌ها گاه با استناد به داستان‌های واقعی به وجود آسیب‌های اجتماعی تلنگری وارد می‌شود به امید آنکه فساد چند قدمی ‌عقب‌نشینی کند یا ریشه‌کن شود. در یک دهه ابتدای انقلاب سینمای کشورمان به سرعت شروع به ساخت فیلم‌هایی از ارتکاب فساد رژیم گذشته کرد؛ اما امروز دوباره در همان چاله فساد افتاده‌ایم و باید باور کرد برای ریشه‌کن شدن فساد، نیازمند انقلاب فرهنگی هستیم.  
فیلم «من» ساخته سعید سعدی و سعید خانی به نویسندگی سهیل بیرقی با بازی لیلا حاتمی‌، امیر جدیدی، بهنوش بختیاری و مانی حقیقی است. این فیلم داستان یک فساد گسترده را بیان می‌کند که در تمامی ‌ابعاد حکومتی ریشه دوانده است. داستان زنی به نام آذر که قادر است با نفوذ ایجاد شده در دستگاه‌های اجرایی، هر غیرممکنی را ممکن سازد.
این فیلم در سال 1394 تولید شده و حالا در سال 1398 به این نوع بازی که آذر در آن نقش کارچاق‌کن دارد، عنوان پرستو داده‌اند. زنانی که می‌توانند در مردان نفوذ کنند و به آسانی رگ خواب آنان را به دست گیرند. آذر یا همان «پرستوی امروزی» قادر است در پوشش یک شرکت توزیع آب معدنی مشروب الکلی توزیع کند، برای یک قبرستان قدیمی ‌مورد ادعای یک خانواده سند رسمی‌ با قید تغییر کاربری بگیرد، برای یک جوان ثروتمند معافیت پزشکی جور کند تا از کشور خارج شود، تعداد قابل توجهی اتباع بیگانه را با پاسپورت‌های واقعی از مرز خارج کند یا برای بودن آنان دلیل قانونی بتراشد و البته برای یک خواننده زیرزمینی که بعداً و در ادامه فیلم مشخص می‌شود نفوذی یکی از دستگاه‌های اطلاعاتی کشور است، مجوز پخش بگیرد و مشهورش کند و البته ناگفته نماند شغل اصلی «آذر» تدریس خصوصی موسیقی است. این «پرستو» در تمام این سال‌ها که فعالیت خود را توسعه می‌دهد، در پوشش مدرس خصوصی موسیقی حاشیه‌ای امن برای خود درست کرده بود و در حالی که تحت نظر شدید دستگاه اطلاعاتی و امنیتی قرار داشت، تا لحظه صفر به تلاشش ادامه داد.
«آذرها» در کشور بسیارند. این کارچاق‌کن‌ها روند سالم ارتباطات را به طور کل مختل کرده‌اند. یکی از رموزی که برخی تا سرحد مرگ می‌کوشند خود را به قطب قدرت نزدیک کنند، همین داستان کارچاق‌کنی است. گروه‌های سیاسی و تشکل‌های اجتماعی که با اهداف خاصی تأسیس می‌شوند و مجوز فعالیت می‌گیرند، گاه در این راستا می‌کوشند از برکت قدرت سیاسی برخوردار شوند.
سرمایه‌داری که نتواند از قدرت هیئت حاکمه برخوردار شود، زیر شدت فشارهای سیاسی سرمایه خود را خواهد باخت.  اگر به روند فعالیتی بخش‌های اقتصادی در سال‌های گذشته نیم‌نگاهی داشته باشیم، متوجه این فشار برای راهیابی نفرات مورد نظر در بدنه دولت و مجلس یا شوراها می‌شویم. کار چندان سخت نیست. کافی است به رزومه واقعی افراد وارد شده به سایت‌های قدرت سیاسی نگاهی داشته باشیم.
سیاست در یک مقطع زمانی آنقدر فشار بر اقتصاد وارد کرد و برای حذف عناوین برخی کوشید که اقتصادیون در یک جمع‌بندی با بهره‌گیری از اهرم ثروت به خلق سیاست‌مدارانی پرداختند که تنها مدافع ثروت همان اقلیت برخوردار باشند.
توجه به این نکته که چرا اعتراضات کارگری بی‌نتیجه مانده یا توقف داستان قراردادهای کارگری در مراجع تصمیم‌گیری و اجرایی، زمین‌خواری و کوه‌خواری یا حتی دریاخواری، موضوع مواد مخدر و قاچاق، موضوع تعزیرات و تورم، احتکار و کم‌فروشی پایانی ندارد را می‌توان در همین نکته خلاصه کرد. این روزها هزینه‌های تبلیغات انتخابات بسیار سنگین و کمرشکن است؛ اما در عالم سیاست و دستیابی به قدرت، انجام سرمایه‌گذاری از سوی یک اسپانسر آنچنان سخت و دور از انتظار نیست. یک پدرخوانده می‌تواند امور را تسهیل کند و البته پس از نیل به هدف، با یک اشاره به مهره‌چینی در حوزه سیاست بپردازد.
بررسی تغییرات اتوبوسی در بدنه دولت، توجه ما را به این نکته جلب می‌کند که چرا رفت و آمد برخی کارشناسان و متخصصان درحوزه قدرت سیاسی کوتاه است. مثال این داستان را می‌توان در برخی استان‌ها به وضوح مشاهده کرد؛ وقتی عمر تصدی بعضی استانداران به جهت غیر همسو بودن با بعضی سیاست‌ها کوتاه و بی حاصل است.
حرکت‌های خالص را این روزها باید بسیار نادر و شاید دست‌نیافتی یافت. این حرکت‌ها تبدیل به افسانه شده‌اند، افسانه‌ای که در فیلم تنگه ابوقریب، بهرام توکلی نویسنده و کارگران کشورمان به آن اشاره دارد. در سکانس‌های پایانی فیلم، صحنه نبرد درهم ریخته و فاقد انسجام است. گروهی از رزمندگان کهنه‌کار با ایجاد خط آتش و به قیمت خون، راه را بر نفوذ دشمن می‌بندند. کارگردان که در میانه آتش و دود بیننده را غافلگیرد کرده، به تشریح ایثار و درآغوش‌گیری مرگ توسط جوانان وطن پرداخته و در یک اشاره نوشتاری در سکانس آخر روی پرده نقره‌ای می‌نویسد: «داستانی واقعی که ممکن بود در بخشی از تاریخ رسمی ‌روزهای پایانی جنگ گم شود». ذکر این نکته لازم است که در روزهای پایانی جنگ و پذیرش قطعنامه از سوی ایران، دشمن بعثی در صورت عبور از یک تنگه شاید قادر بود با گذر از اندیمشک و دزفول بخش‌های وسیعی از استان خوزستان را تحت اشغال دوباره خود درآورد و البته در پای میز مذاکره با قدرت حاضر شود؛ اما سیل خون جاری شده از بدنه لشکر27 محمد رسول‌الله(ص) در تنگه ابوقریب، راه را بر این اندیشه بست.  امروز و در ادامه آن رشادت‌ها، چگونه حاضریم شاهد و ناظر خطا‌هایی باشیم که بسیاری از آنان خودساخته است؟
امروز چگونه قادریم جلوی تهاجمات خودی را بگیریم؟ تهاجمی ‌که ابعاد فرهنگی آن در عین ناباوری، بسیار سخت و نفوذ کننده است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی