[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۴
  • دوره جدید

نکونام: دیگر دستیار هیچ کسی نمی‌شوم، روزنامه شیراز نوین

سرمربی تیم فوتبال فولاد و بازیکن پیشین تیم ملی در گفت‌و‌گویی مفصل به تمامی ‌آنچه طی سال‌های اخیر پیرامونش گذشته، پاسخ داد. جواد نکونام، کاپیتان سابق تیم ملی بعد از خداحافظی از فوتبال بلافاصله راه مربیگری را در پیش گرفت و بعد از یک دوره موفق در نساجی این تیم را بعد از ۲۴سال به لیگ برتر هدایت کرد. وی بعد از جدایی از نساجی امسال هدایت فولاد خوزستان را عهده‌دار شده و امید دارد تیم اول استان خوزستان را آماده لیگ برتر کند. بخش‌هایی از این گفت و گو را در ادامه می‌خوانید:
شما 8 سال در لالیگا بازی کردید و در دوران طلایی فوتبال اسپانیا بودید. بازی مقابل ستاره‌هایی چون مسی، رونالدو، بکهام، زلاتان، آنری، رونالدینیو، روبینیو، اینیستا، ژاوی و... خیلی خاص بود.
واقعاً بازیکنانی که گفتید همه در تاریخ ماندگار هستند. شاید قبل‌تر تعداد ستاره‌های لالیگا اینقدر نبود. در دوره‌ای که من در اوساسونا بازی کردم دوران طلایی فوتبال اسپانیا بود. من اولین بازی رسمی‌ام را مقابل بارسا انجام دادم. روی نیمکت بودم. دوست داشت داشتم به زمین بروم و بازی کنم؛ ولی در نیمه اول سه گل خوردیم. هر چه بازی جلوتر می‌رفت روی نیمکت پایین می‌رفتم تا مربی من را نبیند و بازی ام ندهد!
یعنی دوست نداشتی بازی کنی؟
اصلاً خیلی وحشتناک بود. تیمشان هم خیلی قوی بود. اتوئو، تیری‌ هانری، رونالدینیو، دکو، خیلی تیم فوق‌العاده بودند. هر چه از بازی می‌گذشت می‌گفتم ولش کن، بازی نکنم بهتر است. نیم ساعت اما بازی کردم. واقعاً سخت بود بازی مقابل بارسا.
رونالدو یا مسی؟ شما کدام را انتخاب می‌کنید؟
-بین دو بازیکن عالی می‌خواهید یک نفر را انتخاب کنید. اگر بگویم مسی، رونالدو هم برای خود ابرقدرت است. بگویم رونالدو، باز باید همین حرف را درباره مسی بزنم. واقعیت این است که هر دو فوق‌العاده هستند. من فوتبال مسی را بیشتر ترجیح می‌دهم. 
بهترین بازیکن تاریخ از نظر شما؟
من نظرم روی مسی است؛ اما هر دو را انتخاب می‌کنم.
مارادونا یا پله؟
بازی‌هایی که باید می‌دیدم و کارشناسی نظر می‌دادم را ندیدم. در عصر خودم بگویم واقعاً رونالدو، رونالدو تپل برزیلی، ریوالدو و... فوق‌ستاره بودند، اما در کل مسی چیز دیگری است. 
الان مسی و رونالدو از هم جدا شده‌اند.جدایی این دو کیفیت لالیگا را پایین آورده است؟
از زمانی که بارسلونا و رئال مادرید مخصوصاً بارسا، لیگ قهرمانان و لالیگا را نبردند یا جام حذفی را نبردند، کیفیت تیمشان آمد پایین، کیفیت تیم ملی کشورشان هم آمد پایین. 
چه شد به شما در اسپانیا گفتند خاویار ایرانی؟
خبرنگار مارکا بود که بعد از بازی در جام یوفا با من مصاحبه کرد. چون خاویار ایرانی در دنیا معروف است، این لقب را به من دادند. 
میدانی هم قرار بود در شهر پامپلونا به اسم شما کنند.
واقعاً تیم اوساسونا طرف‌دار پیدا کرده بود. بیشتر مخاطب را وب سایت اوساسونا از ایران داشت. خیلی جالب بود. از خود اسپانیایی‌ها بیشتر بودند. برایشان جالب بود. همچین صحبتی با شهردار شده بود. ولی به زبان فارسی در میدانی سلام ایرانی را نوشتند. 
خبری که در دوره حضور شما در اوساسونا جنجالی شد، خبری بود که یک خبرگزاری خارجی زد. یک بازیکن ایرانی ملی‌پوش شاغل در اسپانیا را به جرم حمل مواد مخدر در فرودگاه گرفته‌اند. یادتان هست؟
بله. یادم است. شرایط سخت شد. به خاطر اینکه در باشگاه یک ایرانی بود که قبلاً در نومانسیا تمرین کرده بود. در آن تیم ولی بازی نکرده بود. این خلاف را کرده بود. وقتی صحبت از ایرانی لالیگا شد، ناگهان اتفاقاتی افتاد که تمام سایت‌ها و خبرگزاری‌ها بدون تحقیق نوشتند و چند ساعتی کلاً درگیر شدم. 
خانواده نگران نشدند؟
خانواده می‌دانند من چطور شخصیتی دارم؛ ولی دوستان و رفقا خیلی نگران بودند. چند ساعتی ما و باشگاه اوساسونا را مشغول کردند و باعث جنجال شدند. 
شما رکورددار بازی‌های ملی هستید. بازی‌های ملی شما دقیق چند تا است؟
می‌گویند 152 تا. می‌توانست بیشتر باشد؛ ولی من هیچ‌وقت دنبال القاب نبودم. روزی که شروع کردم نمی‌دانستم چند بازی می‌کنم. مهم تعدادش نیست. هر بازی برای من خاطره و افتخاری است. همین الان که با شما حرف می‌زنم وقتی بازی تیم ملی در جام ملت‌های استرالیا را ببینم، بغض می‌کنم، مخصوصاً بازی عراق را. یک حس و حال دیگری دارم. 
هر دو بازی آخر را گل زدی.
بله. هم بازی سوئد گل زدم و هم شیلی. تیم شیلی واقعاً خوب بود. یکی از تیم‌هایی بود که در جام جهانی آنها را دوست داشتم. مربی آنها سرمربی سویا شد. 
خداحافظی شما بعد از بازی سوئد در هتل تیم ملی. می‌دانستیم شاید می‌خواستید بعد از جام جهانی 2014 هم خداحافظی کنید. 
خیلی برایم سخت بود. من از تیم ملی نوجوانان، جوانان بزرگسالان امید، همه رده‌ها را بازی کردم. حتی بازی‌های بوسان و غرب آسیا هم بازی کردم. خیلی برایم سخت بود. همه‌اش اردو و شرایط پروازی. به یکباره باید از اسپانیا می‌رفتم مالدیو و کره. سال‌ها با خود اوساسونا کلی پرواز داشتم. همه اینها درست است. انگیزه و روحیه می‌خواهد. ولی اواخرش جایی می‌رسید که خسته می‌شوید. سعی کردم ادامه دهم. تیم ملی به من نیاز داشت. حتی بعد از خداحافظی‌ام چند بازیکن خواستند منصرفم کنند؛ اما تصمیمم را گرفتم. حتی وقتی رفتم، با من صحبت کردند که برگردم تیم ملی. 
خود آقای کی‌روش؟
نفرات را نمی‌توانم بگویم؛ ولی با من جلسه‌ای داشتند و از من خواستند برگردم. 
چرا؟ خلأ کاپیتانی در تیم ملی احساس می‌شد؟
دیگر واقعیت این بود نه اینکه بیایم حتماً بازی کنم، اینکه با تیم باشم. بازی کردن یا نکردن تصمیم مربی است. اینکه کنار تیم باشم و کمک کنم. ولی صحبت‌هایی که کردیم، گفتم نه. بهتر است فعلاً بیرون باشم؛ ولی هر کمکی بتوانم انجام می‌دهم. یک سال ادامه دادم فوتبالم را و بعد به خواست کی‌روش و تیم ملی آمدم تیم ملی، آن هم به عنوان مربی.
خیلی صحبت در این‌باره بود که شما دستیار ویلموتس یا سرمربی امید می‌شوید.
ببینید، من سه سال و نیم قبل قرار بود سرمربی جوانان شوم. این اتفاق رخ نداد. دو سال قبل من جلسه‌‌ای با کی‌روش و تاج داشتم که بشوم سرمربی تیم امید. نظر کی‌روش این بود. همه چیز خوب پیش رفت ولی در نهایت موافقت نشد. این کار انجام نشد. آن زمان، زمانی بود که واقعاً وقت داشتم تیم خوبی ببندم و هم تیم را برای المپیک آماده کنم. درباره دستیاری ویلموتس، هر مربی خارجی هم بیاید دیگر دستیار نخواهم بود. من دستیاری را انجام دادم. سرمربی شدم. کنار یکی از بهترین مربیان جهان کار کردم. شرایط طوری نیست که برگردم. 
سرمربی فولاد شده‌اید. رابطه شما هم با اهوازی‌ها خوب است.
خدا را شکر خوشحالم در فولادم. در باشگاهی هستم که ساختار و شکل دارد. در باشگاهی کار می‌کنم که حرفه‌ای هستند. امیدوارم فصل خوبی را کنار هواداران و تماشاگران پشت سر بگذاریم.  نیاز به حمایت مردم داریم. در نهایت آخر فصل این قول را می‌دهم که به فولاد افتخار کنند که لیاقت مردم است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی