[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۲
  • دوره جدید

خالق سلطان کیست؟، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

فساد بر دو بخش است؛ فساد کوچک، فساد بزرگ. فساد بدون نفوذ در بدنه قدرت امکان تحرک و توفیق ندارد. همین پروژه آقازاده‌های دوتابعیتی که اخیراً مطرح شد و بدون نتیجه ماند یا شعار «از کجا آورده‌ای» درراستای شفاف‌سازی امور که باز هم بدون نتیجه مانده، مؤید همین موضوع است.
 من و شمایی که در کادر حزبی و تشکل‌های سیاسی برای نفوذ در بدنه قدرت هیئت حاکم مشارکت نداریم، در ارکان فساد هم مشارکت نداشته و نداریم و برعکس، آنان که به هر بهانه برای حضور در کادر حزبی سرودست می‌شکنند و تمایل به حضور در ارکان قدرت سیاسی دارند، با همین روش میل خود برای کسب ثروت و قدرت را ابراز می‌دارند...

شایسته‌سالاری برای همین روزهاست که ما برای انجام کارهای بزرگ سراغ آدم‌های بزرگ برویم و از آنان خواهش کنیم در حوزه‌های مورد نیاز ورود کنند و با مشارکت خود مشکلات را تسهیل کنند.
در جریان برعکس، ما شاهدیم افرادی کوچک برای کارهای بزرگ داوطلب می‌شوند و از پشت صحنه مورد حمایت قطب ثروت قرار می‌گیرند و دولت در سایه که منشأ پول کثیف است، در یک دوره چند ساله جریان توسعه را فلج و در همین فرصت، از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند؛ چراکه در تمام سال‌های گذشته یک قدم به نفع مردم کار انجام نشده که هیچ، شایسته سالاری هم به افسانه تبدیل شد.
اولاً تمام فشارهایی که در بعد سیاسی و بین‌المللی به ایران وارد می‌شود، حول محور نفت است. دوماً تمام اقتصاد ایران وابسته به داستان نفت است که اگر نتوانیم بفروشیم، گرسنه خواهیم ماند. سوماً تمام فساد‌های مالی اتفاق افتاده در همین حوزه بوده است، نفت فروشی و سرقت مبالغ ناشی از درآمدهای ارزی آن. این روزها اگر نفتی هم فروخته شود درآمد ارزی آن بازگشتی ندارد و نداشته، از این جهت است که مردم در حوزه فقر زندگی می‌کنند و برخی جزو اغنیا شده‌اند. این در حالی است که ماهیت انقلاب اسلامی ‌استبدادستیزی و مبارزه با فساد دستگاه حاکم بود.
بیکاری گسترده ناشی از چند عامل است. اول نبود سرمایه‌گذار، سرمایه‌گذاری که عامل اصلی تولید و صادرات است. دوم نبود مدیریت و سکان‌داری اقتصادی در بخش‌های دولتی، خصوصی و تعاونی است. تمام کسانی که بدون تخصصی و بلوغ مدیریتی وارد کار شدند و اگر میلیاردها دلار سرمایه در اختیارشان می‌گذاشتیم باز هم قادر به برون‌رفت از مشکلات نبوده و نیستند. سوم نبود نظارت بر امر سرمایه‌گذاری و مدیریت تولید است. ما از ابتدای کار نیازمند یک مدیریت هوشمند و مقتدر بوده و هستیم که البته در رویا هم نتوانستیم با آن ملاقات کنیم.
همین داستان اتاق شیشه‌ای و زندگی در آن برای شفاف‌سازی درآمد هزینه‌ها به همین منظور مطرح شد. داستانی که سال‌های سال است در مقدمه آن گیر کردیم و دولت و مجلس و قوه قضاییه درمورد آن سخن می‌گویند و در اجرای آن مانده‌اند. موضوعی مهم که اگر اجرا می‌شد، شاید فساد از جامعه رخت برمی‌بست.
آنچه مسلم است، فساد به تنهایی و یکباره اتفاق نمی‌افتد. فساد محصول یک اقدام مشترک و منسجم از بالا به پایین است. فساد بدون چراغ سبز بالاتری‌ها امکان‌پذیر نیست. در سال‌های گذشته هیچ کار تیمی ‌به اندازه حوزه اختلاس منسجم موفق عمل نکرده است. درواقع، محصول این حرکت تیمی ‌در بانک‌های کانادایی رشد و نمود خاص خودش را دارد و عجب آنکه با وجود محرز بودن خیانت اما مطالبه آن با چالش‌های متعددی مواجه است.
از جمله دلایل افت آمار سرمایه‌گذاری حتی در بخش مجوزهای بی‌نام، باید به همین داستان فساد توجه کرد. فسادی که در بانک‌ها و حوزه نفت ید طولانی دارد و باعث افت اعتماد در بین اقشار شده است. آوازه فساد هم نه در بعد داخلی که در بعد خارجی چنان بلند است که کسی را جرأت حضور در این میدان نیست.
توجه به بعد رسانه‌ای فساد نیز نوعی سازمان یافتگی را متذکر می‌شود. نوعی فعالیت تیمی ‌اما این بار برای انحراف افکار عمومی‌ و پرداختن به کارهای بزرگ‌تر. اطاله دادرسی اما یأس مردم در حوزه قضایی را به دنبال داشته است. موضوعی مهم که این روزها رئیس قوه به آن پرداخته و دستورات مؤکدی برای کاهش اطاله دادرسی صادر نموده اند.
پرونده‌هایی چند صد هزار کیلویی که در دام اطاله دادرسی قرار گرفته‌اند و هر روز پیچیده‌تر می‌شوند و البته نتیجه‌ای هم ندارند. بعد زمانی که در فواصل خود سلطان‌های دیگری را خلق می‌کند. سلطان‌های سکه و دلار، زمین ومسکن و البته سلطان‌های بانکی و نفتی!
باید پذیرفت فساد به خودی خود قادر به تحرک نیست. برای فساد و ایجاد بستر لازم باید در ارکان قدرت نفوذ کرد. دستیابی به فرصت‌های شغلی و خانوادگی کردن آن زمینه‌ساز فساد است. استخدام‌های سفارشی و مهره‌چینی در ارکان قدرت زمینه‌‌ساز فساد است. مدیرانی که قبل از خداحافظی نوچه‌پروری کرده‌اند تا دستشان از قدرت کوتاه نشود و گاهی اطلاعات درون سازمانی را کپی برابر با اصل کنند زمینه‌ساز فساداند. اینکه گاهی مشاهده می‌شود یک اقدام درون سازمانی افشا می‌شود و با تکذیب امور هم افکار عمومی ‌اغنا نمی‌شوند، به دلیل وجود مستنداتی است که از دبیرخانه‌ها لو می‌رود.
پروژه نفوذ قادر است با باج‌گیری و مچ‌گیری در مواقع مورد نیاز اهداف خود را تأمین کند و صد البته چون سیستم دارای فساد است، تن به باج‌دهی می‌دهد و این روال معیوب چیزی نیست جز توقف چرخ توسعه و توازن عدالت اجتماعی در توزیع فرصت‌های موجود. از عوارض گستردگی این بحران، مهاجرت است. مهاجرت‌هایی که نه درقالب سرمایه‌گذاری که با تمنای پناهندگی و سختی زندگی در کمپ‌های خارجی استحصال می‌شود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی