[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۳
  • دوره جدید

پایان به وقت حاج ابراهیم، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

اشاره: اینجا تقریباً همه فیلم جنگی ساخته‌اند. از فیلم‌سازان خوب گرفته تا اکشن‌سازهای متوسط؛ از هنرمندان ارزشی تا گیشه‌مدارهای زرد؛ از عناصر وابسته به طیف‌های سیاسی تا آنهایی که بنا بر رسالت حرفه‌ای خود پا به این کارزار شریف گذاشته و حقیقت‌نمایی کردند. حتی کسانی که اصلاً فیلم‌ساز و روزنامه‌نگار و هنرمند نبودند هم به این حیطه وارد شدند و در کمال شگفتی، میلیاردی شدند. آثار گروهی از فعالان این عرصه همانند تبریزی، ملاقلی‌پور، حاتمی‌کیا، لطیفی و پوراحمد در سینمای دفاع مقدس به دلیل کیفیت مرغوبشان ماندگار شده و جرگه‌ای دیگر مثل بهزادپور، سهرابی و شاه‌‌حاتمی ‌در سینمای متوسط‌ها به بایگانی سپرده می‌شوند. البته بودند گروهی به سردمداری ده‌نمکی که ایده‌های نو را در قالب‌های پرحاشیه، ناخوشایند و شاید غیرحرفه‌ای و زرد عرضه کردند و تریلوژی آنها اعتراضات زیادی را از سوی رزمندگان جنگ به همراه داشت.
 اما به راستی سینمای دفاع مقدس همان‌طور که در نامش مستتر است، آوردگاهی زیباشناسانه برای به نمایش کشیدن جلوه‌ای از حماسه‌ها و سلحشوری‌ها و ارزش‌مداری‌هاست. نباید ارزش‌های سترگ این ژانر مقدس را با سیاسی‌کاری و تسویه‌حساب‌های جناحی کم‌ارزش کرد و افکار عمومی ‌را نسبت به رویدادهای حقیقی که در جبهه‌های جنگ جاری بود، به گمراهی کشاند. سینمای دفاع مقدس باید محفلی برای نمایش حماسه رزمندگانی باشد که برای دفاع از شرف، ناموس، خاک و به فرموده بنیان‌گذار خردمند انقلاب، راهی جبهه‌های نبرد شدند و حماسه‌ای آفریدند؛ حماسه‌ای که در دل تاریخ ماندگار خواهد شد. حماسه آزادی خرمشهر، عملیات‌های کربلا و بیت‌المقدس، حماسه دوران، بابایی، چمران، حماسه شهدای غواص و دیگر سلحشوران و وطن‌پرستان این سرزمین.
ابراهیم حاتمی‌کیا از برجسته‌ترین فیلم‌سازانی به شمار می‌رود که همیشه در سینمای دفاع مقدس تأمل‌برانگیز بوده و حضور پررنگی داشته است. گاهی در بحبوحه میدان جنگ داستان‌سرایی می‌کند و گاهی در حاشیه‌های آن به قصه‌پردازی مشغول می‌شود. فیلم‌سازی که با آثار خوبش، تکرار کنیم: با آثار خوبش، می‌تواند شناسنامه‌ای برای این ژانر باشد. اما حاج ابراهیم با همه هوش و ذکاوت ذاتی و با همه عقاید قرمزش، برای همیشه سردمدار این ژانر نخواهد ماند و رقبای مستعدی از گوشه و کنار در حال ظهور هستند. این روزها نرگس آبیار با فیلم پرخرج و پرهیاهو با نام «شبی که ماه کامل شد» از راه رسیده و کارگردان موج مرده، سایه سنگین رقیبی توانمند را در کنارش حس می‌کند. رقیبی که سبک و سیاق فیلم‌سازی و افق‌های فکری‌اش به ابراهیم 8سال دفاع مقدس شباهت بسیاری دارد، البته با اندکی انرژی و حمایت بیشتر.
فیلم‌سازی برای خودش
به آثار برجسته فیلم‌ساز نگاه کنید؛ از آژانس شیشه‌ای تا ارتفاع پست؛ از به نام پدر تا روبان قرمز؛ از کرخه تا راین. به نظر نمی‌رسد ابراهیم حاتمی‌کیا برای حفظ منافع و پیدا کردن سرمایه‌گذار، ژست فیلم‌ساز انقلابی و کارگردان جنگی به خود گرفته باشد. بلکه بنابر آرمان‌ها و عقایدش، حال چه خوب و چه بد، فیلم می‌سازد و این صداقت حرفه‌ای او را شایسته احترام می‌کند. از نگاهی دیگر به کارنامه حرفه‌ای‌اش بنگرید. هرگاه نگاه‌های انقلابی و آرمان‌های وطن‌پرستانه را با ژانر اجتماعی که همان دل‌مشغولی‌های مردم است درهم آمیخته، به موفقیت بیشتری رسیده است. در سوی مقابل، در هر فیلمی ‌که در بیان اندیشه‌ها و باورهایش دچار افراط و تفریط شده و مردم‌مداری را در حاشیه قرار می‌دهد، آبی به آسیاب منتقدانش ریخته تا بی‌مهابانه بر افکار و ادبیات مصورش بتازند.
شاید این خاصیت مردم و افکار عمومی ‌باشد. هر کس و در هر جایگاهی که درددل‌های آنها را بیان کند، با آغوش باز برایش فرش قرمز پهن می‌کنند و هر جریان و خط فکری که به مردمانش به چشم نردبان نگاه کند، با وجود همه امکاناتی که برایش بسیج شده، در گوشه‌ای تنها خواهد ماند. بسیاری از مردم پیش از آن که کارنامه و کردارهای قبلی فرد برایشان اهمیت داشته باشد، به سخنان کنونی‌اش می‌نگرند و به قضاوت می‌نشینند. شاید این خاصیت مردم ما باشد. 
به سینما بازگردیم. همه فیلم‌های حاج ابراهیم سینمای ایران شاهکار نیستند. حتی همه فیلم‌هایش، فیلم خوب و متوسط هم نیستند. در بعضی از آثار آن‌چنان درخشیده که نظر مثبت سرسخت‌ترین منتقدانش را به خود جلب می‌کند و در بعضی آثار، اسیر جریان‌های سیال ذهنش می‌شود. به نظر می‌رسد برای فیلم‌ساز، حاشیه‌های جنگ دست کمی ‌از متن فاجعه ندارند و هر بار به انحاء مختلف بدان پرداخته است. متأسفانه او این اصل اساسی سینما را نمی‌پذیرد که همه فیلم‌هایش عاری از خطا نیست و گاهی دچار سرگشتگی‌ها و کاستی‌هایی هم شده است. این رشته عقاید سرسختانه سبب می‌شود بی‌مهابانه برای منتقدانش تیغ انتقاد از نیام صبر برکشد و آنها را متهم به بی‌انصافی و نشناختن اسلوب سینما و سطحی‌نگری کند. 
فیلم‌سازی که امکانات دارد
البته در نظر داشته باشیم دست او برای ساخت و پرداخت فیلم‌های سخت جنگی هیچ‌وقت خالی نبوده و حجم حمایتی که در حوزه‌های ساخت و اکران از ابراهیم حاتمی‌کیا شده، از کمتر فیلم‌سازی شده است. با این حال، به نظر می‌رسد کارگردان «آژانش شیشه‌ای» با تیزهوشی و در حالی که ندای وجدانش را حس می‌کند، کمتر در جناح‌بندی‌ها و ورطه تسویه‌حساب‌های سیاسی گرفتار آمده باشد و بیش از آن که وام‌دار راست‌ها و چپ‌ها باشد، به عقاید و باورهایش وفادار مانده است. همچنین، حاتمی‌کیا هیچ وقت برای ساخت آثارش با شتابزدگی عمل نکرده و تا وقتی که به درک همه‌جانبه‌ای از موضوع نرسد، روی صندلی کارگردانی نمی‌نشیند. به همین دلیل است که فاصله زمانی چند ساله میان کارنامه حرفه‌ای‌اش خودنمایی می‌کند و منتقدان و تماشاگرانش برای تماشای محصول او بی‌تاب هستند.
از سوی دیگر، حاج ابراهیم فیلم‌ساز در سال‌های اخیر از شاهکارهای کارنامه حرفه‌ای‌اش دور افتاده و نتوانسته آثار ماندگاری همانند ارتفاع پست و آژانش شیشه‌ای و روبان قرمز را تکرار کند. این درجازدگی می‌تواند ریشه در ویترین افتخاراتش هم داشته باشد. تقریباً همه حضورهای او در آوردگاه‌های مرغ اساطیری منجر به کسب سیمرغ شده است. انگار داوران همه ادوار جشنواره، طبق قانونی نانوشته خود را مجاب می‌دانند تا شماری از تندیس‌های مهم را برای حاتمی‌کیا کنار بگذارند. غافل از این که فراوانی در اهدای سیمرغ به بی‌انگیزگی فیلم‌ساز می‌انجامد و او را در خلق و آفرینش مفاهیم نو، ناتوان می‌سازد. 
رقیبی برای ابراهیم
با همه این‌ها، سبک فیلم‌سازی حاتمی‌کیا دیگر منحصربه‌فرد و یگانه نیست. نرگس آبیار در این ژانر با قدرت به میدان آمده و رقیب سرسخت و خوش‌فکری برای حاتمی‌کیا به حساب می‌آید. «شبی که ماه کامل شد» با امکانات حداقلی و صرفه‌جویی‌های رایج ساخته نشد و این مسئله بیانگر این موضوع است که حاتمی‌کیا در ژانر دفاع مقدس و پرداختن به حاشیه‌های آن، دیگر تنها نیست. امید می‌رود ترافیک در این حوزه به جای آن که به تخریب بینجامد، منجر به ارتقای کیفی ژانر دفاع مقدس و همه زیرمجموعه‌های فاخرش شود و بزرگان این عرصه به آفرینش‌های ماندگاری همت گمارند. چرا که هنوز روایت‌های ناگفته و ناشنیده بسیاری وجود دارد و با توسل به مدیوم سینما می‌توان آنها را بازآفرینی کرد. سینما جهان‌شمول‌ترین هنرهاست و همه نسل‌های نو باید از حماسه‌ها و رشادت‌های ماندگاری که در دوران هشت ساله دفاع مقدس به وقوع پیوسته، خبردار شوند؛ رویدادهای مغفول مانده‌ای که برای بسیاری از مردمان ناشناخته و سربسته و مجهول مانده است. شاید دلیل اصلی به دنیا آمدن ژانر دفاع مقدس نیز همین مسئله باشد.
در گذشته، بسیاری از فیلم‌سازان به آزمون و خطا در ژانر دفاع مقدس پرداختند و نتیجه کارشان مانایی و کیفیت لازم را نداشت. آنها شخصیت‌های جنگ را با سیاهی و سپیدی‌های پررنگ رسم می‌کردند و این در حالی‌ست که مردم برای همذات‌پنداری، به کاراکترهای خاکستری و باورپذیر هم محتاج بودند. اما حاتمی‌کیا با زیرکی و فراست توانست در این بحبوحه دشوار دوام آورد و مورد ستایش خاص و عام قرار گیرد. حال باید دید تجربه‌های پیشین به یاری کارگردان «ارتفاع پست» خواهد آمد یا فیلم‌سازان نسل نو راه را برای بازنشستگی حاج ابراهیم فیلم‌ساز هموار می‌کنند. کاش آقای کارگردان بتواند قبل از بلند شدن از صندلی کارگردانی به دوران اوجش بازگردد و رویدادهایی جاودانه از سینمای دفاع مقدس و حاشیه‌هایش را برای مردم روایت کند؛ یعنی همان کاری که در بهترین آثارش کرد. به آثار برجسته فیلم‌ساز نگاه کنید: از آژانس شیشه‌ای تا ارتفاع پست، از به نام پدر تا روبان قرمز، از کرخه تا راین...
پی‌نوشت:
«شبی که ماه کامل شد» ساخته نرگس آبیار توانست در ماه اول اکران اکران گیشه‌های ده میلیارد تومانی را پشت سر گذاشته و در صدر جدول فروش قرار گیرد.

درباره حاج ابراهیم

حاتمی‌کیا در سال ۱۳۴۰ در یک خانواده مذهبی با اصالت آذربایجانی در تهران متولد شد. باورها و اعتقادات خانواده مانع راهیابی وی به سینما می‌شد. آزادی دوران جوانی و مصادف شدن با پیروزی انقلاب اسلامی، ‌دو عاملی بود که او را به سوی سینما سوق داد. او فعالیت‌های سینمایی‌اش را از سال ۱۳۵۹ با نوشتن فیلم‌نامه و کارگردانی فیلم‌های کوتاه در فضای جبهه و جنگ آغاز کرد. حاتمی‌کیا در سال ۱۳۶۴ نخستین فیلم بلند خود را به نام هویت برای شبکه دوم سیما ساخت که می‌کوشید تصویری واقع‌گرایانه از گرایش‌های سیاسی آن دوران پرآشوب ارائه دهد. پس از ساخت این فیلم، خسرو دهقان منتقد سینما، استعداد حاتمی‌کیا را کشف کرد و در یکی از نشریات سینمایی نوشت: فیلم‌ساز خوش‌قریحه‌ای دارد وارد سینما می‌شود. حاتمی‌کیا در سال ۱۳۶۷ در دوره فیلم‌نامه‌نویسی دانشگاه هنر تهران شرکت می‌کند و در سال ۱۳۷۲از پایان‌نامه خود با موضوع نئورئالیسم ایتالیا دفاع می‌کند. وی در دومین تجربه سینمایی خود فیلم دیده‌بان را ساخت. او در سال ۱۳۸۹ فیلم گزارش یک جشن را ساخت و این فیلم در جشنواره فجر رونمایی شد و پس از آن توسط وزارت ارشاد توقیف شده و هیچ‌گاه به نمایش عمومی ‌درنیامد. اغلب منتقدان، از کرخه تا راین، آژانس شیشه‌ای و به رنگ ارغوان را بهترین فیلم‌های حاتمی‌کیا می‌دانند. بیشتر آثار حاتمی‌کیا رابطه کمرنگ یا پررنگی با جنگ ایران و عراق دارد. آثار او دارای نماد‌ها و استعاره‌های گوناگون است. در بیشتر آثار حاتمی‌کیا عنصر پلاک به عنوان نماد هویت حضور دارد. حاتمی‌کیا به عنوان یک سینماگر مؤلف، معتقد به عقیده شخصی و نگاه سینمایی خودش است. نگاه به هویت ملی و اعتقاد فردی در آثار وی به چشم می‌خورد. حاتمی‌کیا سعی کرده ‌است در آثار خود در کنار آرمان‌گرایی، از واقعیت‌ها نیز فاصله نگیرد. دریچه عرفان و نقد نیز در آثار وی مشهود است.

گوشه ای از افتخارات
جایزه ویژه هیئت داوران هفتمین جشنواره فیلم فجر؛ دیده‌بان
دیپلم افتخار در هشتمین جشنواره فیلم فجر؛ مهاجر
سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه و بهترین کارگردانی برای فیلم آژانس شیشه‌ای در جشنواره فجر شانزدهم
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی برای فیلم روبان قرمز در بخش سینمای بین‌الملل جشنواره فجر هفدهم
سیمرغ بلورین بهترین فیلم و دیپلم افتخار بهترین فیلم‌نامه برای فیلم به نام پدر در جشنواره فجر بیست و چهارم
سیمرغ بلورین بهترین فیلم در بخش سینمای آسیای جشنواره فجر برای فیلم به نام پدر
تندیس جشن خانه سینما، دوره دوم، در رشته بهترین کارگردانی برای فیلم آژانس شیشه‌ای
تندیس جشن خانه سینما، دوره ششم، در رشته بهترین کارگردانی برای فیلم ارتفاع پست
«به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی‌کیا سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و سیمرغ مردمی ‌بیست‌ و هشتمین دوره‌ جشنواره‌ فیلم فجر را دریافت کرد.
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «چ» - ۱۳۹۲

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی