[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۳
  • دوره جدید

خاطره‌بازی اساسی با داوود سیدعباسی، یکی از ستارگان نسل اول فجرسپاسی، روزنامه شیراز نوین

خداکنه امسال فجر با یک فجری به لیگ برتر برگرده

برق تیم اول شهر بود؛ ولی ما انقدر خوب کار کردیم که مردم به سمت فجر اومدن
به پرسپولیس و پاس باید پونزده تا گل می‌زدیم! استقلال رو هم که کشته بودیم
عابدزاده سریع‌ترین گل زندگیش رو از من خورد

فضای معنوی فجر خیلی واقعی بود. این فضا باید دوباره به این باشگاه برگرده
روز جدایی با گریه گفتم دلم نمیاد فجر رو ترک کنم
عین پل گاسکوین، هر چی بازی جلوتر می‌رفت نفسم بازتر می‌شد

 

انگار خود حاج‌مجید وایساده بود تو دروازه!

شیرازنوین: با اینکه در هر دو تیم محبوب پایتخت بازی کرده و حتی سابقه گل‌زنی در دربی بزرگ ایران را دارد؛ وقتی اسم فجر می‌آید با لحنی متفاوت و شوقی مضاعف حرف می‌زند. او عشق و علاقه به تیم شهید را بارها در زمان‌ها و مکان‌های مختلف ابراز کرده، از این نظر یکی از بامعرفت‌ترین بازیکنان قدیمی ‌فوتبال شیراز محسوب می‌شود. بر خلاف برخی بازیکنان شیرازی که فوتبال و شهرتشان را مدیون برق یا فجرسپاسی هستند اما در کمتر مصاحبه‌ای نامی ‌از این تیم‌ها به میان می‌آورند، این تهرانی یک تنه همه آن کم لطفی‌ها را جبران می‌کند.
درست لحظه‌ای که با او تماس گرفتیم، یکی از هم‌بازی‌های قدیمی‌ سیدعباسی زنگ در خانه‌اش را به صدا درآورد: «با غلامرضا دلشاد قبل از فجرسپاسی تو تیم فجر تهران با هم بودیم. یک مدت برای فجر هم بازی کرد و هنوز هم با هم هستیم.»
سید داوود سیدعباسی، این بازیکن انرژیک، تکنیکی و متعصب، یکی از بهترین بازیکنان نسل اول فجرسپاسی محسوب می‌شود که با درخششی که با پیراهن فجرسپاسی داشت، به پیراهن تیم ملی هم رسید و قهرمانی با تیم ملی در مسابقات غرب آسیا در سال 1379 را تجربه کرد.
در گفت‌وگو با او خاطرات شیرینی به میان آمد که مرور آن‌ها برای فجری‌های قدیمی‌ حاوی نکات دل انگیزی خواهد بود.
این روزها کجا هستی و چه می‌کنی؟
تهران هستم و با فراز (فاطمی) مدرسه فوتبال داریم.
به شیراز سر نمی‌زنی؟
والا آخرین بار چندسال پیش که توی تیم استقلال جنوب بازی می‌کردم و قرار بود بریم گچساران بازی کنیم، با هواپیما اومدیم شیراز و بعد رفتیم گچساران. اون آخرین باری بود که اومدم شیراز. فرودگاه شهید دستغیب خودش برای ما کلی خاطره خوب داره.
آخرین باری که برای فجر بازی کردی کی بود؟
همون سالی که رفتیم فینال جام حذفی و قهرمان شدیم. ذوب‌آهن رو توی استادیوم دستغیب شکست دادیم که اون موقع‌ها بهش می‌گفتیم زمین بهداشت. اسم ورزشگاه‌ها رو کامل یادمه. قبل‌تر زمان آقای پورحیدری تو زمین خط لوله هم تمرین می‌کردیم.
با چه مربی‌هایی تو شیراز کار کردی؟
آقای پورحیدری که آقای پرویز مظلومی‌ هم دستیارشون بود، آقای یاوری و آقای پیروانی.
از فجر خبر داری؟
بی‌خبر نیستم. همیشه پیگیر اخبارش هستم و با برخی مدیران قبلی و فعلیش هم در ارتباطم.
معلومه که هنوز علاقه خاصی به این تیم داری.
بله. حتی می‌دونم که اخیراً با یک بازیکن ملوان هم قرارداد بسته. تا این حد پیگیرم.
فجرسپاسی الان 5 ساله تو لیگ برتر نیست. اون زمانی که برای فجر بازی می‌کردی و این تیم در اوج قدرت بود، اگر بهت می‌گفتن یه روزی می‌رسه که همچین اتفاقی براش میفته، چی می‌گفتی؟
راستشو بخواین اون سال‌ها که ما اومدیم به این تیم، فجر یک تیم نوظهور بود و تازه اولین فصل حضورش تو فوتبال ایران بود؛ اما همون سال‌ها نشون داد که جاه‌طلبه. در واقع مسئولان این تیم مثل سردار محمدی، حاج آقای علیپور، جناب سرهنگ عاری و سردار مرادی کاملاً تیم رو حمایت می‌کردن و تیم بسیار خوبی رو هم سال اول روانه مسابقات کردن. اما چون سال اولش بود، اواخر کار یه کم روند تیم به مشکل خورده بود. خلاصه خیلی تلاش شد که فجر بتونه جایگاه خودش رو تو فوتبال شیراز به دست بیاره؛ چون اون موقع برق تیم اول شیراز بود و مردم همه برقی بودن. یادمه تو استادیوم خودمون گاهی فقط 20 تا تماشاگر داشتیم؛ ولی جوری نتیجه گرفتیم که تونستیم مردم شیراز رو به سمت فجرسپاسی سوق بدیم. این شد که فجر در کمترین سال‌های حضورش دو بار بهترین تیم شهرستانی شد و یک بار قهرمان جام حذفی؛ اون هم تو سال‌هایی که فقط استقلال و پرسپولیس قهرمان می‌شدن. ولی بعد از اون حضور پرقدرت، یک مقدار روند فجر دچار افت شد و به سمت دیگه‌ای رفت. با اینکه بازیکن‌های خیلی خوبی رو تحویل فوتبال ایران داد؛ ولی اون‌طوری که باید حمایت نشد به نظر من. فکر می‌کنم این انتظار به جایی هست که فجر به لیگ برتر برگرده. هنوز هم تمام تیم‌های لیگ برتر رو نگاه کنید، هیچ تیمی ‌مثل فجر نتونسته در زمینه بازیکن‌سازی موفق عمل کنه. وقتی چنین پتانسیلی در استان فارس هست، جا داره که مسئولان نگاه ویژه‌ای به این تیم داشته باشن. همه این‌ها رو گفتم که بگم نه، واقعاً هیچ‌وقت فکرشو نمی‌کردم روزی برسه که فجر تو لیگ برتر نباشه.
بعد ازرفتنت هم فجر دوبار به فینال جام حذفی رسید که متأسفانه قهرمان نشد.
بله. یک بار هم خودم روبروشون بازی کردم با استقلال. اتفاقاً دقیقه 90 بازی برگشت شوت مهرزاد معدنچی رو خودم از روی خط برگردوندم و مانع قهرمانی فجر شدم. بازی رفت رو 2-1 تو شیراز برده بودیم، بازی برگشت تو تهران 2-2 مساوی بود و اگر اون گل رو می‌خوردیم فجر قهرمان می‌شد. خلاصه خودم مانع قهرمانی فجر شدم (خنده).
آخرین باری که یک بازی از فجر دیدی کی بود؟
همین فصل قبل بازی با گل‌گهر توی شیراز بود که فجر 1-0 باخت. من هر وقت فرصت بشه بازی‌های فجر تو لیگ یک رو تماشا می‌کنم.
متولد چه سالی هستی و در کجا؟ 
1357 در تهران.
با شمس الدین سیدعباسی (اسطوره کشتی ایران) نسبتی داری؟
خیر. متأسفانه با سلطان فیتلیه‌پیچ دنیا نسبتی ندارم. البته احتمالاً نسبت دوری با هم داریم؛ چون سیدعباسی‌ها همه با هم فامیل هستن. 
یک مقدار دیر فوتبال رو شروع کردی.
نه. اتفاقاًً خیلی زود شروع کردم. از حدود سال 74 (از دلشاد می‌پرسد تا مطمئن شود) رفتم فجر تهران و همون‌جا هم سرباز شدم. سه چهار ماه از خدمتم مونده بود که منو به دستور آقای پورحیدری فرستادن شیراز و حدود 5 سال شیراز موندگار شدم.
اولین خاطره از فجر؟
اولین بازی که عضو فجر بودم، اون بازی بود که اگر یادتون باشه پرسپولیس رو شکست دادیم و جمعیت هم ریختن بیرون و فاجعه‌ای داشت شکل می‌گرفت. من روی سکوها بودم. شاهین صمدیان پنالتی گرفت و عباس سرخاب گل زد و بردیم. اون موقع حافظیه نرده نداشت و مردم ریختن تو زمین و چند نفر آسیب دیدن و صحنه‌های بدی به وجود اومد.
و پایان فصل چهارم شدین.
تا چهار هفته به پایان وضعیت خیلی بدی داشتیم. حتی نزدیک سقوط بودیم. بعد از اینکه به استقلال تو تهران باختیم، وضع بدتری پیدا کردیم. 4 بازی باقی مونده بود و ما توی شیراز با فولاد بازی داشتیم. من اولین بار در همون بازی به میدون رفتم. باورم نمی‌شد منصورخان منو تو اون بازی بذاره تو ترکیب. یادمه اون زمان وقتی می‌خواستن بازیکنی رو برای اولین بار تو ترکیب بذارن، صبحش آقای پورحیدری با اون بازیکن صحبت می‌کرد. با علی سامره و فراز هم صحبت کرده بود؛ اما به من هیچی نگفته بود. تا وقتی که رسیدیم به استادیوم یک دفعه آقای مظلومی ‌آخرین نفر اسم منو خوند. یادمه که عباسی صدام کرد. واقعاً تعجب کردم. همه تعجب کردن. اون زمان بازیکنای بزرگی توی فجر بودن. من ارنج اون بازی رو کاملاً یادمه. نادر غبیشاوی تو گل بود. داوود مهابادی دفاع آخر، حسین فخرمحمدی و سیدمهدی حسینی دوتا دفاع جلوها بودن. پیستون راست داوود محبوب، پیستون چپ محمد برزگر، ‌هافبک وسط‌ها من، محمود فکری، شاهین صمدیان و بهروز پرورش خواه، فوروارد نوک هم فراز فاطمی. ما اون بازی رو هفت صفر بردیم!
یادمه قبل از بازی داوود محبوب بهم گفت این اولین بازیته و این فرصت رو نباید از دست بدی. این حرفش خیلی حرف مهمی ‌بود برام و تأثیر زیادی توی بازیم داشت. بازی بعد دوباره توی شیراز داشتیم با بهمن که کلی بازیکن مطرح داشت مثل محمد خاکپور، حمید استیلی، اصغر مدیرروستا، ‌هادی طباطبایی و... . سه تا هم به اون بهمن قدرتمند زدیم که من یک پاس گل دادم و یک پنالتی هم گرفتم. بازی سوم رفتیم تبریز با شهرداری تبریز که رسول خطیبی، سالک جباری، حسین خطیبی، سیروس دین محمدی، غلامحسین دین‌محمدی و جلال بشرزاد رو داشت و خیلی تیم قوی و خوبی بود. توی تبریز سه تا هم به اون تیم زدیم که اونجا هم یک پاس گل از وسط زمین دادم به محمدرضا هنرکار.
چقدر خوب یادته این جزییات رو!
همه رو. دونه دونه بازی‌ها رو یادمه. آلبوم هم دارم و همیشه نگاه می‌کنم و مرور می‌کنم. خلاصه بازی آخر هم تو شیراز با سایپا مساوی کردیم و تیمی‌ که داشت سقوط می‌کرد، شد چهارم!
اما سال بعدش کارتون برای بقا به جاهای باریک‌تری کشید.
بله. سال بعد کار به جایی رسید که روز آخر باید حتماً ذوب رو می‌بردیم توی شیراز. ذوب‌آهن هم نباید می‌باخت؛ چون اگر می‌باخت اون سقوط می‌کرد! استادیوم رو رایگان و حافظیه پُر شد. منم با فراز فاطمی‌ دعوت شده بودم تیم ملی امید. بازی خیلی حساس بود و مرگ و زندگی بود برامون. مربی ما همچنان آقای پورحیدری بود و چون مربی تیم ملی هم بود، خیلی بد بود که تیمش داشت اوت می‌شد. اون بازی‌های آخر‌ هادی طباطبایی و ستار همدانی هم اومدن به فجر. توی اون بازی دقیقه 6 بود که علی سامره یک پاس عرضی بهم داد و منم از 35 متری زدم تو گل. باورتون نمی‌شه تا دقیقه 90 چه توپ‌هایی وارد دروازه ما نشد. توی 2 صحنه انگار خود حاج مجید اومد توپ رو از تو گل درآورد (خنده) این رو با بچه‌ها می‌گفتیم. یکیش ضربه رضا صاحبی بود که با سر زد خورد زیر طاقمون و اومد بیرون. یک گل خالی هم رسول خطیبی نزد. ما هم البته یکی دوتا نزدیم؛ ولی اون‌ها هم موقعیت‌های خطرناکی داشتن، چون داشتن اوت می‌شدن. خلاصه با گلی که زدم تو لیگ موندیم و اون یکی از بزرگترین افتخاراتمه. حتی‌ هادی طباطبایی هنوز بهم می‌گه اون گلی که زدی مهم‌ترین گل زندگی منه! خود ‌هادی هم البته اون روز توپ‌های خیلی خوبی گرفت.
از اون بازی آخر که قهرمان جام حذفی شدین چه خاطره‌ای داری؟
بعد از اون بازی، من غلام پیروانی رو گذاشتم رو کولم و یه دور، دور استادیوم زدم (خنده). آقا غلام یه ماه بعد بهم زنگ زد، گفت سید داوود میای شیراز علامت بکشی؟ خیلی جدی داشت می‌گفت (خنده). من رفته بودم استقلال، آقا غلام می‌گفت بیا شیراز علامت بکش (خنده).
یک بازی خاطره‌انگیز دیگه هم داشتین  سال 77 توی زمین باتلاقی حافظیه با پرسپولیس که همون اول بازی یک گل زدی، ولی بازی رو باختین.
بله. اون سریع‌ترین گلی بود که عابدزاده تو زندگیش خورد. ثانیه 17 بود. اومدن پاس به عقب بدن که من توپ رو گرفتم از اسماعیل هلالی، بعدش هم رفتم تو هیجده قدم، نعیم سعداوی و بهروز رهبری فر رو با یه پا دوپا دریبل کردم زدم تو گل.
بله. گل فوق‌العاده‌ای بود؛ ولی حیف که آخرش تلخ شد.
آره؛ ولی عالی بازی کردیم. 15 تا باید بهشون می‌زدیم. خیلی الکی باختیم. اسماعیل هلالی از تو تماشاگرا زد تو گل. 
کی تو گل شما بود؟
نادر بود (غبیشاوی). البته اصلاً تقصیری نداشت. هلالی خیلی خوب زد.
و اون بازی تاریخی با استقلال سال 78 (دیداری که فجرسپاسی 2-1 جلو بود و در دقیقه 90 به جنجال کشیده شد و نیمه‌تمام ماند. فجر با رأی کمیته انضباطی سه بر صفر پیروز شد).
آخ آخ آخ... استقلال رو کشتیم اون روز.
لباس آبی هم نداشتین؛ ولی آقای یاوری یک حرکت روحی روانی انجام داد و آبی پوشیدین.
دقیقاً. آبی پوشیدیم و بردیمشون. بعد از بازی هم کمیته انضباطی منِ بدبخت رو فراخوند (خنده). منی که رفته بودم بهزاد داداش‌زاده رو از زیر سنگ دربیارم. یک سنگ خورده بود تو سرش. من فکر کردم مُرد! رفتم از زیر سنگ‌ها درش آوردم. آقای مایلی‌کهن شب تو برنامه نود گفت (لحن صدایش را مایلی‌کهنی می‌کند): جا دارد از این حرکت جوانمردانه این جوان فجرسپاسی تشکر کنیم (خنده).
و برای همین بردنت کمیته انضباطی؟ (شوخی)
نه. آقای منزوی (سرپرست استقلال) چون تیمش عقب بود دنبال این بود بازی کنسل بشه. من رفتم گفتم تماشاگرای شما دارن سنگ می‌ندازن، به ما ربط نداره. این شد که منزوی رفته بود گفته بود سیدعباسی به من پرخاش کرده. البته سردار محمد نذاشت برم کمیته انضباطی. سردار خیلی هوای منو داشت.
بازیکن خیلی خوبی هم داشتین که تو همون بازی خیلی درخشید. رضا رضایی کمال.
اووووممممم.... سلطان رضایی کمال! زمان آقای یاوری ما با سیستم 3-4-1-2 بازی می‌کردیم. رضایی کمال جلوی من و وحید رضایی بازی می‌کرد. سمت راست مهدی رجب‌زاده بود که مثل جت می‌رفت و میومد، سمت چپ هم محمود خرمزی که فوق‌العاده بود. مگه توپ از خط ‌هافبک ما رد می‌شد؟ هفته بعد از استقلال با پاس تو استادیوم تختی تهران بازی داشتیم. پاس خیلی خیلی قوی. جواد نکونام، وحید ‌هاشیمان، مارکار آقاجانیان، سهند رازیان، وحید مظاهری، محمد آقامحمدی، نیما نکیسا، رسول خطیبی، حسین خطیبی و... کاری با اینا کردیم به حضرت عباس پاشون به توپ نخورد. یک هیچ بردیمشون؛ ولی باید پونزده هیچ می‌بردیم. توی یک هفته 6 امتیاز از این دو بازی خیلی سخت اومد تو حسابمون. دو تا تیم خفن رو زدیم از رگ و ریشه نابود کردیم (خنده). 
وحید رضایی چطور بود؟
وحید که عالی. بهترین‌ هافبکی که کنارش بازی کردم.
واقعاً تیم فوق‌العاده‌ای بودید اون سال و توی لیگ هم سوم شدید (فصل 79-78).
بله. فکر می‌کنم با امتیاز مساوی با استقلال و به خاطر تفاضل گل کمتر سوم شدیم اگر اشتباه نکنم. یکی از آخرین بازی‌هامون با همین استقلال در تهران بود که کشته بودیمشون؛ ولی گل نزدیم. شوت محمود خرمزی خورد زیر طاقشون و نرفت تو گل. آقای یاوری من رو برای اولین بار گذاشت پیستون چپ که مقابل محمد نوازی که خیلی رو فرم بود بازی کنم. من هم بعد از همون بازی دعوت شدم تیم ملی.
و با تیم ملی قهرمان غرب آسیا شدی.
بله. جالبه که من همیشه ‌هافبک وسط بودم؛ ولی آقای طالبی منو گذاشت دفاع راست. من همه بازی‌ها رو فیکس بازی کردم. تنها فجری تیم ملی بودم.
فکر نمی‌کنی رفتنت از فجر در مجموع از نظر فوتبالی به ضررت تموم شد؟
ببین، من 5 سال تو فجر بودم و پولی که از این تیم توی این 5 سال گرفتم 22 میلیون و پونصد هزارتومن بود. چهارماه از قراردادم مونده بود و استقلال و پرسپولیس جفتشون من رو می‌خواستن. اون سال فجر بابت این 4ماه  و دادن رضایتنامه من 80 میلیون از استقلال گرفت.  یعنی سه چهار برابر پولی که من بابت 5 سال بازی تو فجر گرفتم، این تیم از فروش من نصیبش شد. من هم خیلی خوشحال بودم از این قضیه و با اینکه می‌تونستم چهارماه رو بمونم و بعد به عنوان بازیکن آزاد برم، خودم از سردار محمدی خواستم این کار رو بکنه که پولی هم گیر فجر بیاد. هم از قرارداد من و هم از قرارداد فراز پول خوبی گیر فجر اومد. من هم جوان بودم و می‌خواستم چالش جدیدی رو تجربه کنم. یادم نمی‌ره وقتی از فجر می‌رفتم شاید یکی از بدترین روزهای زندگیم بود. بعد از همون قهرمانی حذفی گریه می‌کردم. یادمه حاجی مقیم (مسعود مقیم مربی بازیکن‌ساز شیرازی) اومد منو بغل کرد و بهش گفتم حاجی من دلم نمیاد برم.
فراز نزدیک‌ترین هم‌بازی‌ات تو فجر بود؟
بله. هنوز هم هست.
با هم رفتید استقلال. پرسپولیس رو هم با هم رفتید؟
نه. من یک سال زودتر رفتم.
پس تو تأثیر داشتی تو اومدنش به پرسپولیس؟
بله. کاملاً (خنده).
تو استقلال روز آخر قهرمانی لیگ رو در انزلی از دست دادید و همون سال هم نیمه‌نهایی آسیا رو در باتلاق آزادی به تیم کره‌ای باختید.
بله. از اون بازی یک عکس از من مونده که خیلی تاریخی شده. من اون بازی شدم بهترین بازیکن زمین و از سامسونگ جایزه گرفتم.
خصوصیت بازیت این بود که خیلی پرانرژی بودی.
بله. هر چی بازی می‌رفت جلوتر نفسم بازتر می‌شد، عین پل گاسکویین.
کلاً نسل فوق‌العاده‌ای بودید تو اون تیم فجر.
به خدا استقلال و پرسپولیس میومدن شیراز که یک مساوی بگیرن برن.
گاهی شرایط اینطور بود که اگر فجر یکی دو سال به ترکیبش دست نمی‌زد و بازیکنی رو از دست نمی‌داد، حتی می‌تونست قهرمان لیگ بشه. قبول داری؟
بله. واقعا یک جاهایی این‌جوری بود. اینم بگم که نظارت به مسابقات هم خیلی کمتر از الان بود. خیلی بازی‌ها رو به خاطر داوری از دست می‌دادیم. انقدر اشراف نبود روی داوری‌ها. البته نه اینکه از روی قصد و عمد بوده باشه؛ ولی پیگیری‌ها مثل الان نبود.
برنامه 90 هم تازه شکل گرفته بود. درباره تعطیلی نود صحبتی نداری؟
راستشو بخواین هیچ‌وقت زیاد نود نگاه نکردم.
عجیبه! چرا؟
خب دوست نداشتم؛ ولی خود آقای فردوسی‌پور رو خیلی دوست دارم. اگر هم قراره یک روزی 90 اجرا بشه، باید با عادل اجرا بشه، وگرنه لطف خودشو از دست می‌ده. اما من نود نمی‌دیدم و بیشتر اهل فوتبال خارجی هستم. الان می‌تونم آخرین نقل و انتقالات هر تیم اروپایی رو بهتون بگم.
آخرین خرید اتلتیکو مادرید؟
ژائو فیلیکس با 126 میلیون یورو نهایی شد.
آخرین فروشش؟
رودری به منچسترسیتی
بله. حرفت اثبات شد. طرف‌دار چه تیمی‌ هستی؟
بارسلونا.
سال‌های اخیر طرف‌دارش شدی یا از قدیم؟
من همیشه بارسایی بودم. با علی منصوریان سر این موضوع کل‌کل داشتیم. بابام هم بارسایی بود و اون بازی فینال با سمپدوریا (فینال لیگ قهرمانان اروپا - 1992) رو شب روی ویدئو برام ضبط کرد و من فرداش بازی رو دیدم که بارسا با گل رونالدو کومان قهرمان شد. البته اتلتیکو رو هم به خاطر دیگو سیمئونه خیلی دوست دارم.
هم‌پستت هم بود.
بله. خیلی دوست داشتم بازیشو.
بعد از استقلال و پرسپولیس کجا رفتی؟
پیکان، پارسه، نفت آبادان، سپاهان، ابومسلم با آقای حجازی و استیل آذین. 
بین غلام پیروانی و محمود یاوری کدوم رو انتخاب می‌کنی؟
جفتشون تاج سر من هستن. من همیشه با آقای یاوری صحبت می‌کنم. ده روز پیش زنگ زدم حالشون رو پرسیدم. هزارماشاالله هنوزم سرحاله. ولی متأسفانه چند وقتیه که با آقا غلام زنگ نزدم (وی بلافاصله پس از این مکالمه به غلام پیروانی زنگ زد).
سوال رو پیچوندی؟
نه به قرآن. هیچ موقع این عزیزان فرقی برای من نداشتن. همه مربی‌هام.
رمز موفقیت اون سال‌های فجر چی بود؟
والا من یک موقع‌هایی می‌شینم با خودم صحبت می‌کنم و فکر می‌کنم که یک سری چیزهای واقعی دوباره باید به فجر برگرده. چیزهایی که در واقع بِیس فجر اون سال‌ها بود. اون سال‌ها فجر یک تیم مستحکم در تمام ابعاد باشگاه بود. از مسئولان بگیر تا مربی و بازیکن و همه و همه. فضایی بود تو فجر که هم معنوی بود و هم این تیم از لحاظ مکنت و مالی شرایط نسبتاً خوبی داشت. این رو هم بگم که نماز جماعت یا ختم یاعلی که قبل از بازی برگزار می‌شد و می‌خوندیم و می‌رفتیم توی بازی واقعاً تأثیر داشت. فکر نکنید من خیلی آدم معنوی یا مذهبی هستم، نه. ولی فضا فضای واقعی و خالصانه بود. فکر می‌کنم این چیزها و این فضاها باید به فجر برگرده و این کار همه هست که بیان کمک کنن و فجر به روزهای خوب خودش برگرده.
اگر پیشنهادی از فجر داشته باشی، حاضری بهش کمک کنی؟
سال گذشته آقای فلاح به من پیشنهاد داد. ایشون خیلی به من لطف کردن؛ ولی پارسال شرایطش رو نداشتم. بهشون گفتم آرزومه برگردم به فجر؛ ولی چون تیم خودمون صعود کرده بود (استقلال جنوب که قرار نبود فروخته بشه) و یک سری مسائل شخصی دیگه مثل بیماری بابام که به رحمت خدا رفت. خلاصه نمی‌تونستم بیام؛ اما تشکر می‌کنم از آقای فلاح که گفتن به من. اونجا خونه منه و درش به روی فجری‌ها همیشه بازه؛ چون مسئولانش هنوز هم احترام می‌ذارن به پیشکسوتان این تیم و این جای تحسین داره. الان هم از راه دور آرزوی موفقیت دارم برای این تیم. برای آقای داوود مهابادی هم آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم فجر به چیزی که لیاقتش رو داره برسه. خود آقا داوود هم روزای اولی که رسیدیم اونجا کاپیتان ما بود و خیلی بهمون کمک کرد. اون موقع اگر کمک بزرگترهای تیم نبود شاید نمی‌تونستیم خوب پیشرفت کنیم؛ ولی همه جوره ما رو حمایت کردن. ما هم از همین‌جا براشون دعا می‌کنیم که ایشالا امسال فجر با یک فجری برگرده به لیگ برتر.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی