[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۷۵
  • دوره جدید

قصه دلخوری‌های هشت‌پوش نجیب، روزنامه شیراز نوین

اید احمد را از نزدیک دیده باشی. باید خانواده اش را بشناسی تا بدانی در فوتبال امروز وقتی حرف از اصالت و تربیت پَرِ قنداق می شود، منظور کیست و چیست.
احمد را زمانی که فولاد یزد بود به واسطه حاج مسعود مقیم، مربی کاربلد وقت تیم ملی امید پیدا کردم. علی آقای دایی دنبال‌ هافبک دفاعی بود و شرایط جذب حدادی فرد و عبدالله کرمی (پست اصلی و اولیه اش ‌هافبک دفاعی بود) فراهم نشد.
پیگیری کردم و حاج مسعود گفت یکی در تیم ملی امید داریم بی‌نظیر است. خانواده‌دار، مؤدب و فوتبالیست. رفتم بازی امید و ذوب‌آهن را در کمپ تیم‌های ملی دیدم. با احمد صحبت کردم. از آن پرسپولیسی‌هایی بود که برای شماره ٨ جان می‌دهند.
فیلم بازی‌هایش را به علی آقا دادم و اوکی اولیه را داد؛ اما گفت باید ببینمش. با مدیرعامل وقت فولاد یزد هم خود دایی صحبت کرد. 
یادش به خیر روزی که قرار بود برای عقد قرارداد به تهران بیاید پرواز شش صبح یزد ساعت ٧ عصر پرید. آمد و در درفشی فر بست. در اردوی اردبیل عالی کار کرد و در بازی دوم با فولاد خوزستان، دایی او را فیکس بازی داد.
احمد، برخاسته از یک خانواده فرهنگی و تحصیل‌کرده است. احمد، مهدی و حامد سه برادری که وقتی با آنها حرف می زنی لذت می بری از آن همه ادب و متانت و معرفت. 
احمد اگر امروز دلخور است صدایش بزنید. بگذارید بیاید باشگاه حرف‌هایش را بزند. درددل‌هایش را بشنوید. او زیاده خواهی بلد نیست. 
مواظبش باشید. کسی که شب‌ها خواب شماره ٨ را می دید، بلد نیست ناز کند و نارو بزند. هوایش را داشته باشید. حاج مسعود راست می گفت، او بی نظیر است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی