[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۳
  • دوره جدید

هجوم اسپانسرها به سرزمین سینما، روزنامه شیراز نوین

میثم کریمی
در خلاصه داستان رحمان 1400 آمده است: رحمان (سعید آقاخانی) آبدارچی یک شرکت است و پزشک به او اعلام کرده که به زودی از دنیا خواهد رفت. از این جهت رحمان فکری به سرش می‌زند تا از مرگ خود برای خانواده سودی حاصل کند؛ اما اتفاقات غیرمترقبه‌ای روی می‌دهد.
شناسنامه فیلم
عنوان: رحمان 1400
کارگردان: منوچهر ‌هادی
تهیه‌کننده: علی سرتیپی
نویسنده: بابک کایدان-میثم کایدان
بازیگران: محمدرضا گلزار، سعید آقاخانی، یکتا ناصر، بهرام افشاری، ساره بیات، غلامرضا نیکخواه و مهران مدیری
موسیقی: بابک زرین
فیلم‌برداری: مرتضی هدایی
تدوین: موحد شادرو
توزیع‌کننده: فیلمیران
مدت زمان: ۱۱۵ دقیقه
تقلب از کلیپ‌های اینترنتی
سینمای ایران در چند سال اخیر میزبان جنسی از کمدی بوده که تا پیش از این معمولاً در کلیپ‌های اینترنتی رؤیت می‌شد و البته از میزان بسیار بالای بازدید برخوردار بود. محبوبیت این دسته از کلیپ‌ها سبب شد سینمای ایران نیز روی خوشی به این نوع محتوا نشان دهد و آثاری با رویکرد مشابه را روانه سینما نماید که با استقبال بی‌نظیری از جانب مخاطبان ایرانی مواجه شد. فروش بی‌سابقه آثاری نظیر «هزارپا» می‌تواند دلیل محکمی ‌باشد برای آنکه ثابت کند مخاطب ایرانی تمایل زیادی به تماشای این جنس کمدی در سینما دارد و رویه ساخت این آثار نیز با شیب تندی در حال افزایش است. پس از به اکران درآمدن آثاری نظیر «مارموز» در ماه‌های اخیر، حالا «رحمان 1400» روانه سینما شده که ملغمه‌ای بی سر و ته است. اثری که تا چند سال پیش هر فیلم‌سازی به سختی می‌پذیرفت آن را روانه سینما نماید و به عنوان یک تجربه سینمایی از آن یاد نماید؛ اما ظاهراً این موارد چندان برای منوچهر ‌هادی، کارگردان این اثر اهمیت ندارد و ساخته‌های پیش او یعنی «من سالودار نیستم» و «آینه بغل» نیز به خوبی این وضعیت را تأیید می‌کنند. به نظر نمی‌رسد که ساخته شدن اثری همانند «رحمان 1400» از دغدغه‌ای ذهنی برآید. به احتمال زیاد نه فیلم‌ساز و نه نویسنده، هیچ‌کدام ایده و دغدغه‌ای برای ارائه محتوایی که بتواند ذهن مخاطب را حتی در حد چند دقیقه به چالش بکشد نداشته‌اند و صرفاً به جهت پول ساختن به وسیله ساخت مجموعه موقعیت‌های عجیب و غریب و تدوین آن و سپس ارسال به پرده‌های سینما، تصمیم به انجام کار خود گرفته‌اند. در «رحمان 1400» نشانی از متن و کارگردانی به چشم نمی‌خورد و هر آنچه در تصویر نقش بسته، گوشه‌ای از ابتذال است که در اشکال مختلف و با تنوع کامل ارائه شده است.
کاراکترهایی که ساخته نشدند
در «رحمان 1400» هیچ شخصیتی ساخته نمی‌شود و هر آنچه در فیلم قابل رؤیت است کاریکاتورهای متحرکی هستند که مطابق کلیشه‌های ترسیم شده در جامعه رفتار می‌کنند و هرگز توانایی خارج شدن از این وضعیت و تبدیل شدن به شخصیت را ندارند. در میان این افراد طیف‌های مختلفی از کارگر شریف گرفته تا متظاهران مشاهده می‌گردد؛ اما نقطه اشتراک تمامی‌ آنها شعور حداقلی‌شان است که تصویر بالغ بودنشان را خدشه‌دار می‌کند! موقعیت‌های کمیکی که در فیلم ساخته می‌شود به بدترین و بی‌مزه‌ترین و نازل‌ترین شکل ممکن به مخاطب ارائه شده است که عوامل بسیاری جز فیلم‌نامه و کارگردانی در شکل‌گیری آن دخیل بوده است.در دو سه سال اخیر، تلویزیون با به‌کارگیری افراطی اسپانسرها و «ستاره مربع»های معروفی که باعث ایجاد فضای طنز در میان کاربران شده، بحث‌های فراوانی را رقم زده‌اند و حالا به نظر می‌رسد این افراط در حال ورود به سینمای ایران نیز هست؛ به طوری که در میانه فیلم «رحمان 1400» چندین دقیقه از داستان به تبلیغ مستقیم خدمات اسپانسر گذشته است! در واقع مخاطب در هنگام تماشای فیلم می‌بایست چندین موقعیت را به اجبار با حضور اسپانسر مشاهده نماید و مورد ویرانگر اینکه این موقعیت‌ها ابداً ارتباطی با فضای داستانی ندارند. در بخش‌های دیگری از فیلم نیز بی‌آنکه موقعیت ایجاب نماید، ماشین‌های مدل بالا با رنگ‌های مختلف به تصویر کشیده شده‌اند که آدم‌های داستان حول محور آن دیالوگ برقرار می‌نمایند! تمام این موارد نشان می‌دهد که «رحمان 1400» بیش از آنکه ایده و تلاش فیلم‌سازش برای ساخت فیلم باشد، اثری است که مدیون اسپانسرها بوده و بخش اعظمی‌ از فیلم نیز به اجبار این سرمایه‌گذارها در موقعیت‌های بی‌ربط، با بدترین شکل ممکن ساخته شده است. در فیلم شوخی‌های مختلفی هم با اتفاقات سیاسی و اجتماعی روز ایران می‌شود. مانند تغییر نام مؤسسه کاسپین به «جاسپین». این اشارات در فیلم بی‌معنی به نظر می‌رسند؛ چراکه فیلم‌ساز از نزدیک شدن به سوژه‌هایی که قصد شوخی با آنها را دارد خودداری می‌کند و صرفاً به چند شوخی ریز بسنده کرده، چراکه نمی‌خواسته کوچکترین خطری اثرش را تهدید و برای آن حاشیه بسازد! از این جهت «رحمان 1400» علی‌رغم ژست منتقدانه‌‌ای که گرفته، اثری کاملاً بی‌خاصیت محسوب می‌شود.
کورسوی امید
در میان بازیگران فیلم تنها سعید آقاخانی است که با طنازی ذاتی‌اش موفق شده تا حدودی شخصیت رحمان را به دل تماشاگر بنشاند. آقاخانی که در سال‌های گذشته بازی در نقش‌های جدی را در اولویت کاری‌اش قرار داده بود، در «رحمان 1400» بار دیگر به آثار طنز بازگشته و نقش‌آفرینی نسبتاً مناسبی هم در نقش رحمان داشته است. اما برخلاف آقاخانی، دیگر بازیگران فیلم مجموعه‌ای از بازی‌های بد را رقم زده‌اند که در این بین می‌توان به محمدرضا گلزار اشاره کرد یک بازی بد دیگر به کارنامه هنری‌اش اضافه شده است. نقش‌آفرینی عجیب و غریب یکتا ناصر که ایفاگر نقش زن کاملاً مشنگ و بی‌عقل رحمان بوده، یکی دیگر از بازی‌های ضعیف فیلم است که البته بیشتر به دلیل شخصیت‌پردازی اینچنین ویران است تا توانایی‌های بازیگری یکتا ناصر.حضور کوتاه مدت مهران مدیری در فیلم هم توفیقی ایجاد نمی‌کند و نمی‌تواند فیلم را نجات دهد. «رحمان 1400» را می‌توان یک تصویر کامل از آنچه در سینمای ایران می‌گذرد توصیف کرد. اثری ضعیف و بی سر و ته که جرئت نزدیک شدن به سوژه‌های اجتماعی خود را ندارد و تنها به ارائه شوخی‌های نازل مبادرت ورزیده. اثری که ایده‌های سازنده‌اش در شکل‌گیری آن چندان تأثیری نداشته و این اسپانسرها بوده‌اند که فیلم‌نامه را شکل داده‌اند. اثری که سخت‌ترین کار در مواجه با آن خندیدن است!
درباره کارگردان
منوچهر ‌هادی متولد سال 1351 در تهران است. وی در اولین سال‌های حضورش در سینما به عنوان بازیگر، دستیار کارگردان و تدارکات فعالیت می‌کرد؛ اما در سال 1385 با ساخت اولین فیلمش به نام «تلاطم» وارد عرصه فیلم‌سازی شد. او سازنده آثار پرفروشی در سینما مانند «من سالوادور نیستم» و «آینه بغل» بوده است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی