[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۰
  • دوره جدید

جنگ سرد، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

هیچ‌کس دنبال جنگ در خاومیانه، خصوصاً خلیج فارس نیست. عربستان سعودی، آمریکا، اتحادیه اروپا و ایران همه دنبال ثبات در منطقه هستند. درگیری نظامی ‌در خلیج فارس که ریشه‌های اقتصادی خصوصاً در بعد صادرات نفت دارد، به معنای روشن کردن آتشی است که شاید مهار آن کار آسانی نباشد. یادآوری می‌شود با آنکه دولت‌های منطقه و جهان اعلام می‌دارند دنبال جنگ نیستند؛ تنش‌ها را ادامه می‌دهند. تنش‌هایی که اگر از حالت تهدید خارج شوند، می‌توانند کاربرد جنگی داشته باشند و شاید این جنگ است که بتواند طرفین را دوباره پای میز مذاکره بکشاند. در عالم سیاست، هر چیزی امکان دارد...

تنش‌زدایی در روابط منطقه‌ای و سطوح جهانی در بعد دیپلماسی موفق یک اصل است. از سویی نمی‌توان به این رویکرد سیاسی دل خوش کرد. چنانچه پس از برجام و تنها با تعویض یک مهره در پست ریاست جمهوری آمریکا، این کشور به صورت یک‌جانبه از برجام خارج شد و توازنی به نام 1+5 را بر هم زد. این بدان معناست که با توجه به سیاست حاکم بر جهان بر هیچ معادله‌ای نمی‌توان دل خوش کرد.
اقتصاد یهود یکی از پرقدرت‌ترین اقتصاد‌های جهان است. شاید آنان برنامه‌های یکی دو قرن آتی خود را نیز نوشته باشند. اقتصاد پنهان حاکم بر سیاست‌های جهانی و آنچه ما از آن به عنوان دیپلماسی یاد می‌کنیم، متأثر از سیاست‌های اقتصادی از پیش تعیین شده ای است که در اجرا انحراف چندانی ندارند.
در اقتصادهای پیشرفته موضوع درآمد هزینه به شدت مورد توجه است. تکنولوژی با سرعت بالایی در حال حرکت به جلوست و از این بابت، این تجمیع نخبگان جهانی است که با تمرکز در یک نقطه و برخورداری از رفاه اجتماعی، به این پیشرفت‌ها با نام رمز مهاجرت دامن می‌زند.
در حالی که نخبگان ما از کشور مهاجرت می‌کنند، این فناوری‌های جهانی در بخش مونتاژ است که چیزی به نام صنعت را در کشور مطرح می‌کند. صنایع بزرگ و کوچکی که به دلیل همین وابستگی هر لحظه توازن و تعادل خود را از دست می‌دهند و زمین‌گیر می‌شوند. در این بخش هم از کلمه رمز تحریم‌های خارجی استفاده می‌شود و به پیوست آن باید از عملیات دورزدن تحریم‌ها و آلودگی به فساد استفاده نمود.
سفرهای سیاسی پی‌درپی در سطوح مختلف به منطقه و از منطقه در حال انجام است. نفت محور تمامی ‌گفتگو‌هاست و شاید نفت پوششی برای گفتگوهای بزرگی است که آینده از آن پرده برخواهد داشت؛ چیزی به نام جایگزینی انرژی که نفت را به عقب خواهد زد. اقتصاد مبتنی بر نفت یک اقتصاد سنتی محسوب می‌شود. از خام‌فروشی آن نیز می‌توان به بدترین شکل فروش نفت یاد کرد. این بدان معناست که ما توان فراوری‌های روز جهانی را نداریم. فراوری در یک نقطه از جهان انجام می‌شود و اکتشاف و استخراج در یک نقطه از جهان انجام می‌شود و فراوری در یک نقطه دیگر از جهان.
سهم حمل و نقل نفت در این گردش اقتصادی هم بالاست و هم مخاطره‌آمیز؛ چراکه می‌توان در صورت نیاز با تهدید به جای دیپلماسی سخن گفت و تنش‌آفرینی کرد؛ تنش‌آفرینی که پس از درآمدهای نفتی باید درآمدهای تسحیلاتی را نیز تأمین کند.
هرچه محکم‌تر بر طبل جنگ کوبید و ایجاد تنش را پرهیجان نمود، سلاح بیشتری را می‌توان وارد منطقه کرد و فروخت و البته سودهای کلانی را به جیب زد. رقابت فروش هواپیمای جنگنده اف 35 و موشک‌های اس 400 گواهی برای ماجراست. آمریکا و روسیه برای این منطقه خواب‌ها دیده‌اند. گاهی فرهنگی و گاهی نظامی‌، گاهی سیاسی و گاهی اقتصادی. و حالا با ایجاد بحران اقتصادی بزرگترین جبهه جنگ سیاسی را بر علیه منطقه گشوده‌اند.
جبهه‌ای که بدون تعارف تمامی‌ خاکریزها را تخریب و تصرف کرده است و حالا در خانه ما ایرانیان است. باید اعتراف کرد در تربیت سرباز و سردار اقتصادی دستاوردی نداشتیم. موج اختلاس‌ها گواهی بر بی‌تقوایی برخی مجریان است. آنان که قدرت را به دست داشته‌اند و با حمایت از اختلاس‌گران، بسترهای اقتصادی را به آشوب کشاندند.
حالا در بیشتر بخش‌ها می‌توان درمورد اختلاس سخن گفت، حتی بخش‌های کوچکی که شاید کسی فکرش را نمی‌کرد. موضوع اختلاس و فساد حتی در تشکل‌های مردمی ‌هم نفوذ کرده است. اگر به اخبار رسیده توجهی داشته باشیم، حتی نظام شورایی نیز دچار آسیب دیدگی شده است.
برای خلاصی از این داستان باید دست به اقدامات ضربتی فرهنگی زد. تنها با ارتقای فرهنگی می‌توان رویکردهای نجات را دنبال کرد. سرمایه‌گذاری هنگفتی برای تخریب یک فرهنگ، یک اقتصاد و یک هویت شده است و درمقابل، اقدامات بازدارنده کاملاً ضعیف و بلااثر است. باید برای این هویت دل سوزاند و سرمایه‌گذاری کرد تا از بلایا جان به سلامت رهاند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی