[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۲
  • دوره جدید

شلیک کن رفیق، روزنامه شیراز نوین

جنگیدن همیشه آسان نیست. وقتی هشت سال غیرتمندانه در برابر متجاوزان بعثی برای حفظ خاک و شرف و ناموس دفاع کردیم، دشمن را می‌شناختیم. وقتی منافقان کوردل در زیرزمین‌های تاریک سرگرم برنامه‌ریزی برای عملیات انتحاری بودند، دشمن را می‌شناختیم. وقتی داعش از کوره‌راه‌ها به ایران رخنه کرد و زنان و کودکان بی‌گناه را به شهادت رساند، دشمن را می‌شناختیم. وقتی جاسوس‌های رژیم صهیونیستی و استعمارگران با فریب عناصر سست‌عنصر، دانشمندان این سرزمین را به شهادت رساندند، باز هم دشمن را می‌شناختیم. اما همیشه عملیات شناسایی دشمن ساده نیست.
 گاهی اقلیتی از مردم کوچه و بازار هستند که در پی منفعت‌طلبی و جهالت، خون هم‌وطنانشان را در شیشه می‌کنند...

 گاهی شمار معدودی از ما در نقش دشمن ظاهر می‌شویم و آسیب‌های برخاسته از آن، به مراتب از دسیسه‌های استعمارگران و خدعه‌های جنایتکاران بین‌المللی آثار مخرب بیشتری دارد. گاهی رفیق بر پیشانی رفیقش ناجوانمردانه شلیک می‌کند.
در متن اخبار همیشه با تیترهایی مبنی بر کشف کالاهای احتکار شده روبرو هسیتم. گروهی از سرمایه داران از بی‌ثباتی‌های اقتصادی برای انباشتن ثروت‌های آلوده بهره‌برداری می‌کنند و نیازهای اولیه مردم را در سیلوهای دورافتاده انبار می‌کنند به امید آن که جو روانی حاکم بر بازار ملتهب گردد و در پی افزایش تقاضا، شاهد نجومی‌شدن قیمت‌ها باشیم. متأسفانه کار ناجوانمردانه آنها در بسیاری موارد به بار می‌نشیند و قیمت‌های اقلام ضروری، یک‌شبه نجومی ‌می‌شود. شاید آنها نمی‌دانند همه ما در قایق واحدی به نام ایران نشسته‌ایم و چنانچه بنا بر فقیرتر شدن و غرق شدن باشد، همه سرشینان کشتی در نهایت جان خواهند باخت. اما به راستی چرا کشف کالاهای احتکار شده نقشی در تعدیل قیمت‌ها ندارد و سرنوشت محتکران چه می‌شود؟ گاهی رفیق بر پیشانی رفیقش شلیک می‌کند.
دشمنان محیط زیست ایران همیشه زمین‌خواران و کوه‌خواران و جنگل‌خواران و شکارچیان غیرمجاز نیستند. گاهی آتش سیگاری، چند صدهزار هکتار از جنگل‌های این سرزمین را به آتش می‌کشد و گاه ذغال قلیانی به حریق ابدی تبدیل می‌شود. چهره ناخوشایند جنگل‌ها و ساحل‌های آلوده به زباله هم انگار خیال کوچ از طبیعت ایران ندارند و همه تلاش‌های خستگی‌ناپذیر طبیعت‌دوستان، شاید ذره‌ای از آلودگی‌های طبیعت ایران را پاک کند. شاید مردم از یاد برده باشند تحمل زمین، صبر ایوب نیست و چنانچه با محیط زیست از در آشتی و مدارا وارد نشویم، در مهلکه‌های سیل، خشکسالی، زلزله و خشم زمین گرفتار می‌آییم. این در حالی‌ست که آیندگان هم از ما به عنوان نسل‌هایی لاابالی و منفور یاد می‌کنند که غنی‌ترین ثروت‌های کشور را به کام تباهی کشانده‌اند. گاهی رفیق بر پیشانی رفیقش شلیک می‌کند.
به آشوبگران اقتصادی نگاه کنید. سلاطین قیر، سکه، مسکن، پوشک، کاغذ، ارز و ده‌ها آشوبگر کلان اقتصادی که با چراغ‌های خاموش و فعالیت‌های خزنده، آتش بر پیکره اقتصاد ایران زده‌اند و کار به جایی رسیده که امروز خط فقر و شاخص فلاکت سایه شوم خود را بر سر همه دهک‌های اقتصادی انداخته است. اما این سلاطین آشوب هیچ‌گاه فعالیت فردی نداشتند. به طور حتم شبکه آنها دارای زیرمجموعه‌های زیادی از مردم کوچه و بازار بوده که برای کسب درآمد حداقلی، به وطن‌فروشی تن درداده و مقدمات بی‌ثباتی‌های اقتصادی را فراهم آوردند. اگر شاخص بیکاری و فقر در حد اعلای خود قرار نداشت، اگر برای ارتقای فرهنگ عمومی‌ سرمایه‌گذاری بیشتری شده بود، شمار کمتری از هم‌وطنان به فعالیت در گروهک‌های زیرزمینی تن درمی‌دادند و عناصر خودفروخته نمی‌توانستند تا بدین اندازه اقتصاد کشور را ضعیف کنند. هرچند حمایت جریان‌های پرنفوذ هم در شکل‌گیری و رشد آنها بی‌تأثیر نبوده؛ با این حال کارتل‌های اقتصادی چنانچه در پیکره اجرایی خود با فقر نیروی انسانی مواجه شوند، هیچ وقت نخواهند توانست بر اهدافشان جامه عمل بپوشانند. تفکر زیستن در کشتی واحدی به نام ایران باید در ضمیر همه هم‌وطنان نهادینه شود. گاهی رفیق بر پیشانی رفیقش ناجوانمردانه شلیک می‌کند.
شاید در حوزه تولید و صنعت هم اوضاع از همین قرار باشد. شماری از تولید کنندگان، افزایش بهای ارز را به بهانه‌ای برای نجومی‌شدن قیمت‌ها تبدیل می‌کنند و در زمان بروز آرامش از تعدیل بها طفره می‌روند. باید از آنها پرسید در برهه‌ای که دلار کانال بیست هزار تومانی را در هم نوردیده بود، آنها چند هزارتن مواد اولیه خریداری کرده‌اند که همچنان کالاهای خود را به منوال قبل می‌فروشند. مگر پول‌های خارجی برای چه مدتی در اوج قرار داشت که قیمت‌ها به دوران آرامش بازنمی‌گردد؟ اینجاست که دستگاه‌های نظارتی و قوای سه‌گانه باید با اقتدار وارد عمل شده و از تضییع حقوق مردم جلوگیری کنند. مردمی ‌که بسیاری از مایحتاج اساسی را از سفره‌هایشان حذف کرده‌اند و دیگر کالای چندانی برای به فراموشی سپردن وجود ندارد. گاهی رفیق بر پیشانی رفیقش شلیک می‌کند.
جنگیدن همیشه آسان نیست. جنگیدن با دشمن نامرئی دشوارترین نبردهاست. دشمنی که از خویشاوندان است و با تکیه بر ثروت آلوده‌اش احتکار می‌کند. دشمنی که در کوی و برزن به احترام آشنایی با او قیام می‌کنیم و در روزهای تعطیل، آتش به جان طبیعت می‌افکند. دشمنی که با احتکار و گران‌فروشی، بر حجم سرمایه سیاهش افزوده و خواسته و ناخواسته بر شقیقه‌های هم‌وطنانش شلیک می‌کند. دشمنی که مسبب ازدیاد کودکان کار است و در فروپاشی بنیان خانواده‌ها نقش دارد. دشمنی که بر شمار معتادان می‌افزاید و سفره‌های مردم را هر روز حقیرتر از گذشته می‌کند. دشمنی که برای چند ریال بیشتر به کارتل‌های فساد و اختلاس خدمت می‌کند و مقدمات بحران را پدید می‌آورد. دشمنی که رادیکال است و با عقاید متحجرانه و تیفوسی‌اش ، عرصه را برای تنفس جوانان تنگ‌تر می‌کند. دشمنی که آقازاده است و با پول‌های بیت‌المال ایران در داخل و خارج از مرزها عیاشی می‌کند. دشمنی که حلال خدا را بر مردمش حرام می‌کند و حکم به توقیف دل‌خوشی‌های مشروع آنها می‌دهد. دشمنی که همسایه و هم‌خون و هم‌وطن است. رنجی که این‌ها بر جامعه تحمیل می‌کنند، به مراتب دردناک‌تر از دسیسه‌های پیمان‌شکنان و استعمارگران و استثمارگران است. از جریان خصم چیزی جز دسیسه و دشمنی و عداوت انتظار نمی‌رود؛ ولی اینجا گاهی رفیق بر پیشانی رفیقش ناجوانمردانه شلیک می‌کند...

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی