[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۰
  • دوره جدید

فراموش‌خانه بهزیستی ، روزنامه شیراز نوین

هر سال یک روز به نام بهزیستی اختصاص به شرح عملکرد این سازمان دارد. سازمانی که کمتر میل به انتشار اخبار مربوط دارد. ناکامی ‌در جذب اعتبارات و عقیم ماندن خواسته‌های معلولان، فاجعه بزرگ اجتماعی است. داستان به وضعیت نامناسب زندگی معلولان و عدم دستیابی آنان به فرصت‌های برابر اقتصادی اجتماعی ختم نمی‌شود و این سازمان باید شمار بسیاری از گروه‌های اجتماعی را زیر چتر حمایتی خود قرار دهد، به ویژه وقتی وضعیت اقتصادی، خیلی از طبقات متوسط را نیز به زیر خط فقر کشانده است.
در نگاهی کلی، سازمان بهزیستی در سالیان گذشته قادر نبوده در قوه مقننه نفوذی جدی و مطالبه‌گر داشته باشد تا از وضع قوانین جدید بهره ببرد و اعتبارات به‌روزی جذب کند. فعالیت‌ها روزمره و کسالت‌آور است. از همین روست که مدیران این حوزه اجتماعی کمتر در رسانه‌ها دیده می‌شوند. نوع گزارش سالیانه هم به گونه‌ای است که انگار بهشت را برای معلولان و آسیب‌دیدگان اجتماعی فراهم آورده‌اند...

سالمندان، نابینایان، زنان آسیب دیده، فرزندان طلاق ، کودکان کار و خیابانی، دختران فراری، موارد خودکشی، معتادان و البته معلولان جسمی‌حرکتی، معلولان ضایعه نخاعی که بیشتر محصول تصادفات شهری و جاده‌ای هستند، روزانه به آمارهای این سازمان افزوده می‌شوند. ایجاد مراکز برای نگهداری سالمندان و معتادان و نیز معلولان ضایعات نخاعی و جسمی‌حرکتی یا ایجاد خانه‌های امن برای زنان خیابانی و آسیب دیده و نیز تهیه و توزیع دارو برای افراد زیرمجموعه سازمان خصوصاً معتادان، کار بسیار پرهزینه و سختی است؛ به ویژه که تمام کارها باید به طور کاملاً تخصصی و با حضور پرهزینه کارشناسان همراه باشد.
 در تمام این سال‌ها سازمان بهزیستی در خلأ اعتبارات دولتی، با به‌کارگیری توان حداکثری خود سعی در جذب خیرین برای ساماندهی امور کرده است. بخشی که باید در اولویت اعتبارات دولتی باشد؛ اما در حاشیه تاریک برنامه‌های توسعه قرار گرفته است.
یکی از موضوعات قابل بحث که هر سال مورد توجه رسانه‌ها و تشکل‌های غیردولتی قرار می‌گیرد، موضوع ساماندهی معابر برای تردد معلولان و سالمندان است. در این موضوع افراد نابینا، ویلچرسوار و سالمندان در اولویت قرار دارند. یکی از بزرگ‌ترین و ناهماهنگ‌ترین معابر شهری که از ازدیاد جمعیت در موقعیت تجاری مسکونی برخوردار است، بولوار معالی‌آباد شیراز است. هرچند این مثال در بیشتر خیابان‌های شیراز صادق است؛ مشت نمونه خروار است. از ابتدای بولوار واقع در میدان احسان که ایستگاه قطار شهری احداث شده تا انتهای بولوار که به تقاطع چند سطحی برخورد می‌کنیم، مسیر حرکت پیاده فاجعه‌آمیز است. درواقع، افراد سالم قادر به حرکت یکنواخت در این پیاده‌راه نیستند تا چه رسد به سالمندان و افراد معلول. پیاده‌راه به طور کاملاً ناشیانه و میلی ساخته شده و انگار شهرداری منطقه هیچ نظارتی بر ساخت این معبر نداشته است. بالا و پایین رفتن‌های مداوم و پلکانی و شیب‌های عجیب و غریب باعث شگفتی در کار سازمان نظام مهندسی استان فارس و شهرداری منطقه است. در این بولوار تجاری مسکونی هیچ هماهنگی برای تردد وجود ندارد. هرچند ترافیک شدید ناشی از تجمیع واحدهای تجاری بولوار را به پارکینگ خودروهای روشن اما متوقف تبدیل کرده؛ بازهم امکان عبور از عرض برای معلولان و سالمندان و عزیزان نابینا وجود ندارد. زیبنده است شهردار منطقه به اتفاق رئیس سازمان نظام مهندسی و مدیرکل سازمان بهزیستی استان، از موقعیت مورد بحث بازدیدی داشته باشند. متأسفانه آنچه با عنوان گزارش سالانه در اتاق‌های مدیریتی ارائه می‌شود، تطابقی با واقعیت زیستی گروه‌های هدف ندارد.
در طول این بولوار، انشعابات مختلفی برای دسترسی واحدهای مسکونی (دوستان، بوستان، کوی خلبانان و...) وجود دارد که این انشعابات نیز برای تردد ویلچرسواران یا سالمندان و نابینایان مناسب‌سازی نشده است. نه از سطح شیب‌دار خبری است و نه از علایم هشدار دهنده، به ویژه در شب.
شهرسازی ما در این نقطه شهری باید به گونه‌ای مدرن یا فرامدرن باشد؛ چراکه تاریخ ساخت این بولوار و واحدهای متراکم تجاری مسکونی آن به گذشته‌های دور بازنمی‌گردد. در این مسیر، بیشتر اعمال سلیقه حاکم بوده تا قانون و ضابطه‌های شهری!
زیبنده است مهندسان ما در مراحل ساخت این معابر و اماکن تجاری مسکونی، به تمام جوانب کار توجه کنند. از همه مهم‌تر، انتقادپذیر باشند و خارج از چرخه سیاست، فکری هم به حال مردم کنند. تاکنون پنچ دوره از فعالیت شورای شهر شیراز گذشته و در این پنج دوره به دلایل خاص از جمله سیاست‌زدگی، هیچ‌کدام از اعضا فکری به حال مناسب‌سازی معابر نکرده‌اند. بسیاری از سطوح شیب‌دار در مقابل بعضی اماکن دولتی و خصوصی نیز فقط رفع تکلیف و اجرای نمایشی بوده؛ چراکه راه برای عبور معلولان هموار نبوده و نیست.
نمایندگان شیراز در مجلس هم باید در مدت چهار سال فعالیت خود به این موضوع رسیدگی می‌کردند و آن را در شمار مطالبات اول جامعه قرار می‌دادند. حالا با دستان خالی، ماه‌های پایانی دوره دهم مجلس را سپری می‌کنیم. انتخابات‌ها برگزار می‌شود و دستاوردها اندک است، حتی در حوزه‌های اجتماعی. آیا شیفتگان خدمت صدای جامعه را می‌شنوند؟

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی