[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۳
  • دوره جدید

نوستالژی زنده شدند، روزنامه شیراز نوین

دبیر سرویس فرهنگ وهنر: سعید رضا  امیر آبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

طعم نوستالژی
 طعم گس نوستالژی همیشه برای مردمانی که کیفیت زندگی دیروزشان بهتر از امروز بوده، شیرینی و ماندگاری بیشتری دارد. سه دهه به عقب بازگردیم. دهه شصت و متولدان مظلومش را به یاد آورید. اگرچه همه خانه‌ها حیاط داشت و صحنه کوچه‌ها متعلق به بچه‌ها بود؛ آوردگاه‌های چندانی برای خیال‌پردازی و ماجراجویی در سرزمین رؤیاها و مدیوم‌های تصویری در اختیار نداشتند. برنامه‌های کودک تلویزیون آن قدر کم و محدود بود که عطش‌های کودکان و نوجوانان را سیراب نکند و دستمایه‌های غنی‌شده‌ای را برای پرورش خیال و رؤیاپردازی در اختیارشان قرار ندهد. در این میان، به یک باره دروازه‌های رؤیاها بر مخیله تشنه ماجراجویان مدیوم‌های تصویری باز شد. مؤسسه‌های رسانه‌های تصویری با محصولات محدود و انگشت‌شمار آغاز به کار کرده و دستگاه‌های ویدیوهای خانگی از لیست کالاهای ممنوع خارج شد. به این ترتیب بود که دروازه‌های رؤیاپردازی به رؤیای کودکان باز شد و ما از کارتون‌های بی‌کیفیت و فوق تکراری تلویزیون که صدها بار دیده بودیم، خلاص شدیم. هر چند بل و سباستین و خانواده دکتر ارنست به امید آن که خرده‌مخاطب‌هایی داشته باشند، همچنان از رسانه ملی برای متولدان دهه نود پخش می‌شوند.
در معرض سینمای جهان
با آزاد شدن ویدیو و همگانی شدن ویدیوسی‌دی‌ها، شاهد تغییرات شگفت‌انگیزی بودیم. بهترین و جدیدترین سریال‌ها و فیلم‌ها و انیمیشن‌های روز جهان پس از مناسب‌سازی محتوایی در دسترس مخاطبان ایرانی قرار می‌گرفت و کیفیت بصری و درون‌مایه آنها جامعه را شگفت‌زده می‌کرد. افسانه شیرشاه از بهترین پویانمایی‌هایی بود که 25 سال پیش به ایران آمد و در مدت کوتاهی به محبوبیت رسید. تصاویر بدیع و خوش‌رنگ، قصه‌پردازی حرفه‌ای، کاراکترهای صیقل یافته، خط داستانی پرفراز و نشیب و همه ویژگی‌های یک فیلم خوب کودکانه در این کارتون شگفت‌انگیز به صورت یک جا جمع شده بود و کودکان فرصت مغتنمی ‌می‌یافتند تا در قامت شیر، سلطان جنگل، به نبرد نیکی با پلیدی بروند. روایت‌های زیادی درباره داستان‌های جنگل نقل شده که هیچ یک از آنها نتوانسته در میان کودکان تا بدین اندازه به محبوبیت برسد. شاید دلیل اصلی ماجرا این باشد که افسانه شیرشاه از تولد تا اوج اقتدار سلطان جنگل را با حوصله روایت می‌کند و برای رسیدن به پایان قصه هیچ عجله‌ای ندارد. با وجود همه محدودیت‌های تکنولوژیکی در آستانه دهه نود میلادی، سازندگان شیرشاه پا را فراتر از زمان و مکان خود گذاشته و میمیک‌های باورپذیری را برای حیوانات جنگل در قالب انیمه آفریدند. پردازش کاراکتر‌ها هم به نحوی تعبیه شده بود که دایره‌المعارف کاملی در معرض مخاطبان قرار می‌گرفت. یکی مسئولیت خنداندن بچه‌ها را بر عهده داشت و دیگری، پیر خردمند جنگل بود که همه حیوانات برای او احترام ویژه‌ای قائل بودند. یکی نماد کینه‌ورزی و حسادت بود و دیگری با قلبی بزرگ می‌کوشید صلح و آرامش و رفاه را برای قلمرواش به ارمغان آورد. همه این دلایل سبب شد استقبال از محصولات جانبی فیلم، نظیر بازی لاین کینگ هم دست‌کمی ‌از نسخه سینمایی آن نداشته باشد و برای سال‌های سال آمار فروش آنها در صدر باکس‌آفیس قرار گیرد.
هجوم به سرزمین کلاسیک‌ها
اینگ با گذشت نزدیک به سه دهه از ظهور اولین قسمت از افسانه شیرشاه، شاهد رونمایی از قسمت دیگری از آن هستیم که به شیوه لایو اکشن به نمایش درآمده است. محصولی که بیش از آن که انیمیشنی جذاب باشد، فیلمی رئال است. دیگر خبری از رنگ‌های خوش‌لعاب بر پرده نقره‌ای نیست و شیرهای افریقایی در میان بیشه‌زارهای واقعی با یکدیگر سخن می‌گویند. شاید سازندگان به این مسئله توجه نداشتند که قسمت عمده‌ای از موفقیت‌های نسخه کلاسیک، به دلیل محیط کارتونی جذابی بود که انیمیشن‌سازها آفریده بودند و شیرشاه حقیقی در میان تصاویر متحرک فانتزی جان می‌گیرد. شاید سازندگان از یاد برده باشند که دیگر تماشای تکنولوژی لیپ سینک (تطابق حروف ادا شده با لب‌ها) برای تماشاگران امروزی به سان دهه‌های پیشین تحسین‌برانگیز و اغوا کننده نیست. به طور حتم کارگردان و والت دیزنی و متروگلدن مایر و پیکسار این نکته را به فراموشی سپرده‌اند که پیش از این، تریلوژی نارنیا همه خلاقیت‌های شیرشاه 2019 را بر پرده نقره‌ای خلق کرده بود و آنها نخواهند توانست با کارها و محصولات تکراری به موفقیت بزرگ و همه‌جانبه‌ای دست یابند.
با همه این‌ها به نظر می‌رسد شیرشاه در گیشه موفق خواهد بود. مخاطبان دیروز شیرشاه امروز در آستانه میانسالی به سر می‌برند و همه آنها با حسی نوستالژی‌وار می‌خواهند نسخه به‌روز شده اثر محبوب کودکی‌شان را برای بار دیگر به تماشا بنشینند. از سوی دیگر، یک بار دیگر این نظریه ثابت شد که بازسازی آثار برجسته سینمای کلاسیک نمی‌تواند موفقیت‌های نسخه‌های اصل و پیشین آن را تکرار کند. پیش از این نیز شاهد بازسازی آثار زیادی بودیم که فقط توانستند نظر مساعد گروه سنی کودکان و گروهی از مخاطبان عامی ‌را به خود جلب کرده و در گرفتن ستاره‌های منتقدان و تماشاگرانی که فیلم‌های اصلی را به خاطر می‌آوردند، توفیقی نداشتند. فیلم‌های بزرگی مثل بن هور، شیرشاه، علاءالدین، دیو و دلبر، پاپیلون و بسیاری دیگر از آثاری که ساخت مجدد آنها فقط برای گیشه‌های پررونق در دستور کار قرار گرفته و از نظر کیفی و محتوایی، نشانی از شاهکارهای اولیه ندارند.
به عقب بازگردیم
با همه این‌ها، افسانه شیرشاه برای کودکان دهه شصت یادآور یک نوستالژی بزرگ است. یادآور روزهای خوبی که هنوز قربانی دنیای صفر و یک‌ها نشده بودیم و طعم زندگی و زنده بودن را در کوچه پس کوچه‌های خاکی و توپ‌های سه‌لایه پلاستیکی حس می‌کردیم. روزهایی که دغدغه معاش، مهم‌ترین نگرانی زندگی ایرانیان نبود و هنوز نشانی از دید و بازدیدهای خانوادگی به چشم می‌خورد. روزهایی که اخبار بد به صورت شبانه‌روزی پمپاژ نمی‌شدند و شمار معدودی از هنرمندان به جای سیاه‌نمایی، واقعیت‌مداری را در دستور کار خود قرار داده بودند. طعم گس نوستالژی همیشه برای مردمی ‌که کیفیت زندگی دیروزشان بهتر از امروز بوده، شیرینی و ماندگاری بیشتری دارد. سه دهه به عقب بازگردیم. دهه شصت و متولدان مظلومش را به یاد آورید.
شناسنامه فیلم
عنوان: شیرشاه 2019
کارگردان: جان فاورو
تهیه‌کنندگان: جان فاورو، جفری سیلور
فیلم‌نامه‌نویس: جف نیثنسن (بر پایه شیرشاه اثر والت دیزنی)
موسیقی: هانس زیمر
تدوین: مارک لیوولسی
صداپیشگان: دونالد گلاور، جیمز ارل جونز، ست روگن، بیلی ایکنر
شرکت تولیدکننده: والت دیزنی پیکچرز، فرویو انترتینمنت
توزیع‌کننده: استودیو سینمایی والت دیزنی
تاریخ انتشار: 29 تیر 1398
مدت زمان: ۱۸۱ دقیقه
دعوت منتقدان به سکوت
دیوید ساندرلند در مجله ورایتی درباره شیرشاه 2019 این چنین می‌نویسد: در حالی که بسیاری از تهیه کنندگان سینمایی به سختی به دنبال راهی برای پول‌سازی در سینما هستند، کمپانی دیزنی به واسطه گذشته پُرباری که با کمک مدیران و طراحان خلاقش ثبت شد، امروز به راحتی در حال شمردن مبالغ فروش از بازسازی آثار گذشته‌اش است. بازسازی‌های دیزنی که شامل آثاری همچون «علاءالدین» و «دیو ودلبر» در چند سال گذشته است، با واکنش سرد منتقدان سینمایی روبرو شده؛ اما خانواده‌ها ابداً در این مورد علاقه‌ای به شنیدن صدای منتقدان ندارند و به صورت خانوادگی به تماشای این بازسازی‌ها می‌روند تا در عناوین پرفروش سال، همیشه بخشی از سهم سینما متعلق به دیزنی باشد. فروش عالی «علاءالدین» گواه بر این ادعاست که سیاست اقتصادی دیزنی به خوبی جواب داده و هیچ تحلیلگری نمی‌تواند ادعا کند که دیزنی مسیر اشتباهی در پیش گرفته است. 
از شیرشاه تا شکسپیر
ساخت نسخه لایو اکشن «شیرشاه» هم همین سیاست «بازسازی» دیزنی را دنبال می‌کند و باید گفت در این مورد قطعاً ثروت بیشتری سرازیر به حساب‌های بانکی این کمپانی سرازیر خواهد شد؛ چراکه پیر و جوان هرکدام به سهم خود خاطرات بسیاری از انیمیشن «شیرشاه» و روایت شکسپیری آن دارند. «شیرشاه» در دورانی ساخته شد که روایت انیمیشنی تأثیرپذیری بسیار از آثار شکسپیر داشتند و این انیمیشن هم با اقتباسی غیررسمی ‌از عنوان «هملت» توانست موفقیتی بی‌نظیر خلق کند که در آن موسیقی التون جان هم حماسی بود. اما درباره نسخه بازسازی شده «شیرشاه» چه می‌توان گفت؟ در اولین نگاه می‌بایست روایت اثر را واکاوی کرد و دید که آیا نسخه جان فاوریو تفاوتی با انیمیشن اصلی دارد یا خیر. فاوریو چند سال پیش نسخه بازسازی شده «کتاب جنگل» را ساخت و فیلم بعدی‌اش هم ظاهراً نسخه دوم همان کتاب جنگل است. ظاهراً فاوریو لذت فراوانی از ساخت بازسازی به صورت لایو اکشن از انیمیشن‌های مشهور می‌برد. شاید می‌بایست در بخش روایت اشتیاقتان را به ناامیدی تبدیل کنم؛ چراکه مسیر داستان کپی شده از نسخه اصلی است و خلاقیتی در ایجاد قصه‌های فرعی یا حتی تغییر در لحن روایت هم ندارد. بسیار سخت است که بپذیریم روایت نسخه اصلی دارای مشکلاتی بود که در این نسخه نیاز به بازسازی آن احساس می‌شد؛ اما با تکیه بر این توضیح، یک سوال مهم شکل می‌گیرد و آن اینکه چه نیازی به ساخت بازسازی بود وقتی قرار نیست کوچکترین تغییری در قصه شاهد باشیم؟ شاید باید پاسخ را در حساب‌های بانکی دیزنی جستجو کنیم.
گریز از معبر جلوه‌های ویژه
دیزنی اما هوشمندتر از آن است که اجازه دهد نظرات منفی به سوی آثارش سرازیر شود. مدیران این کمپانی همیشه راه‌حلی برای فرار از حجم انتقادات پیدا می‌کنند و در اینجا هم این فرار با ساخت جلوه‌های ویژه بی‌نظیر برای بازسازی «شیرشاه» صورت گرفته است. امکان ندارد که مخاطب فیلم به تماشای «شیرشاه» بنشیند و از کیفیت بالای بافت‌ها و جزئیات انیمیشن هیجان‌زده نشود. صادقانه باید بگویم مدتی طول خواهد کشید که به تفاوت بین واقعیت و انیمیشن در هنگام تماشای لایو اکشن پی ببرید و پس از پی بردن هم قطعاً یکسره به تمجید از آن خواهید پرداخت. اگر می‌خواهید بدانید تکنولوژی‌های کامپیوتری در سال‌های اخیر چه پیشرفتی داشته‌اند، بینگو! باید به تماشای این انیمیشن بروید. البته اگر از میزان هیجان ذهنتان از تماشای اولین قدرت گرافیکی «شیرشاه» کاسته شد، ایرادات کم‌کم فیلم خودشان را نشان می‌دهند؛ مثل این که چرا ما هیچ احساسی در چهره حیوانات نمی‌بینیم؟ پاسخ این است که دیزنی تلاش کرده چهره‌ای هرچه واقع‌گرایانه‌تر به شیرها ببخشد. این نقطه ضعف بزرگی است؛ چراکه در نسخه سال 1994 خشم و ناراحتی و اشتیاق در چهره شیرها (مخصوصاً سیمبا و اسکار) آشکار بود و در درک وضعیت روحی‌شان به ما کمک می‌کرد. اما در پشت انقلاب گرافیکی که در «شیرشاه» به وقوع پیوسته، جزئیات احساسی چهره‌ها از بین رفته و بالطبع روح داستان هم به همراه آن جایی در داستان ندارد.
نگاهی هم به کار صداپیشگان بیندازیم. مقایسه نسخه لایو اکشن با انیمیشن 1994 شاید ایده خیلی خوبی نباشد؛ چون می‌دانیم که همه چیز در سال 1994 هنرمندانه‌تر ساخته می‌شد! در لایو اکشن بازیگران مطرحی همچون دونالد گلاور، بیانسه و چیوتل اجیوفر به صداپیشگی پرداخته‌اند که باید بگویم هیچ ویژگی منحصر به فردی ندارند که بتوانند با نسخه کلاسیک قابل مقایسه باشند. استفاده از ست روگن برای صداپیشگی پومبا بامزه است و مخصوصاً خنده‌های ست روگن چیزی نیست که کسی بتواند این روزها از آن بگذرد! اما اگر انیمیشن سال 1994 را دیده باشید، باید بگویم که هیچ چیز در اینجا آنقدر خاص و منحصر به فرد نیست که بتوان به آن اشاره کرد.
انقلاب گرافیکی
اینکه باید در پایان این نوشته به چه چیز منحصر به فردی در مورد لایو اکشن «شیرشاه» اشاره کنم را نمی‌دانم! این نسخه یک کپی کامل از انیمیشن سال 1994 است و تنها تفاوتش در اینجاست که می‌خواهد قدرت گرافیکی خود را که به‌روز شده به رخ تماشاگر بکشد. این بازسازی نه تنها هیچ مزیتی نسبت به نسخه کلاسیک ندارد، بلکه نکات منفی هم در آن به چشم می‌خورد که از دست رفتن روح انیمیشن است. روابط گرم نالا و سیمبا، تیمون و پومبا و خباثت شکسپیری اسکار که حاصل تکبر و غرور بود در نسخه لایو اکشن ضعیف‌تر شده‌اند. اما اگر در سنی هستید که نمی‌دانید «شیرشاه» قبلاً انیمیشن بوده و مستقیم به تماشای فیلم خواهید نشست، احتمالاً تبدیل به یکی از طرف‌دارانش خواهید شد.

شیرشاه از تولد تا امروز
کمپانی والت دیزنی تصمیم گرفته امسال با انیمیشن محبوب و خاطره‌انگیز «شیرشاه» غافلگیرمان کند. شیرشاه پس از گذشت ۲۵ سال از ساخت اولین نسخه خود، از تاریخ ۱۹ ژوئیه برابر با ۲۸ تیر دوباره به سینما‌ها آمده است. بیایید به بهانه اکران این انیمیشن، نگاهی بیندازیم به نسخه‌های پیشین شیرشاه که از آن به عنوان یکی از ده انیمیشن برتر جهان نام می‌برند و تاکنون در پنج نسخه توسط کمپانی دیزنی تولید شده است. «شیرشاه» موفق شده است جوایز زیادی را کسب کند که ازجمله آنها می‌توان به ۲ اسکار و ۲ جایزه گلدن گلاب در بخش موسیقی متن و همچنین ۳۴ عنوان جوایز دیگر اشاره کرد.
شیرشاه ۱۹۹۴: حتماً می‌دانید ایده اصلی «شیرشاه» از نمایشنامه هملت برداشت شده است. داستان آن درباره بچه شیری به نام سیمبا است که می‌خواهد جانشین پدرش موفاسا باشد. اما شیر دیگری به نام اسکار که عموی سیمبا است، موفاسا را می‌کشد و سیمبا را از جنگل بیرون می‌اندازد. در قسمت‌های بعدی، سیمبا که بزرگ شده است می‌خواهد انتقام پدر را بگیرد و به حکمرانی ظالمانه اسکار پایان دهد. اولین قسمت شیرشاه در سال ۱۹۹۴ در ژانر موزیکال، توسط راجـر آلرز و راپ مینکاف تولید شد. موسیقی متن دلنشین شیرشاه که از همکاری آهنگ‌ساز معروفی چون التون جان و شاعری به نام تیم رایس حاصل شده بود، برای آنها جایزه اسکار بهترین موسیقی متن و بهترین ترانه ارجینال را به ارمغان آورد و یکی از مهم‌ترین دلایلی بود که باعث شد «شیرشاه» جهانی شده و در ذهن‌ها ماندگار شود. لازم به ذکر است که «شیرشاه» با فروشی معادل ۹۴۵ میلیون دلار، در آن سال‌ها رکوردی عجیب به ثبت رساند.
پادشاهی سیمبا ۱۹۹۸: در پی استقبال فراوان مردم، این انیمیشن چهار سال بعد با نام «شیرشاه ۲: پادشاهی سیمبا» به کارگردانی دارل رونی تولید شد و باز هم ستایش منتقدان را به دنبال داشت. در این قسمت، سیمبا که پادشاه آفریقا شده، خطری برای پادشاهی خود نمی‌بیند؛ ولی دور از سرزمین سلحشوران جایی که سال‌ها پیش سیمبا خانواده اسکار را تبعید کرده است، همسر اسکار در حال دشمنی با سیمبا است. در این بین، کیارا دختر جوان سیمبا به سرزمین‌هایی ممنوع پا می‌گذارد و با شیر دیگری به نام کومبا که پسر کوچک اسکار آشنا می‌شود و ماجراهای جذابی را رقم می‌زند.
شیرشاه ۱٫۵: سومین سری از این انیمیشن در قالب انیمیشن ماجراجویی/ کمدی ساخته شد و به دلیل متفاوت بودنش و زبان شیرین کمدی، تواست مخاطبان بیشتری نیز جذب کند. کارگردانی آن را بردلی ریموند به عهده داشت. در این قسمت، دو شخصیت کمدی و جذاب نقش‌های اصلی را به عهده دارند. انیمیشن «دور دنیا با تیمون و پومبا» داستان خنده‌دار یک میمون آفریقایی به نام تیمون و یگ گراز به نام پومبا است که با شرح ماجرای زندگی خود، خاطرات خود را با شیرشاه تعریف می‌کنند. ماجرا از آنجا شروع می‌شود که این دو در حین راه رفتن در جنگل و آواز خواندن، ناگهان مورد حمله باران و رعد و برق قرار می‌گیرند و به غاری پناه می‌برند. اما پومبا در اثر صاعقه حافظه خود را از دست می‌دهد و تیمون سعی می‌کند با مرور خاطرات مشترکشان به او کمک کند حافظه‌اش را به دست آورد. پس از آن، فورد رایلی در سال ۲۰۱۵ سریال انیمیشنی براساس شخصیت‌های شیرشاه ساخت که آن مجموعه نیز با استقبال نسبی روبرو شد.
شیرشاه 2019: فیلم‌نامه این فیلم توسط جف نیثنسن بر اساس انیمیشن کلاسیک شیرشاه نوشته شده ‌است و والت دیزنی پیکچرز مسئولیت ساخت آن را بر عهده دارد. تولید فیلم از سپتامبر ۲۰۱۶ آغاز شد. دیزنی بعد از موفقیت تجاری و انتقادی کتاب جنگل، جان فاورو را استخدام کرد تا بر اساس انیمیشن کلاسیک شیرشاه، یک فیلم زنده بسازد. شیرشاه به‌طور کامل در استودیویی در لس آنجلس و در جلوی پرده آبی فیلم‌برداری شد. فیلم با بودجه‌ای ۲۶۰ میلیون دلاری ساخته شد.
شروع طوفانی شیرها
براساس آمار پیش‌فروش بلیت، انیمیشن «شیر شاه» با فروش ۱۸۵ میلیون دلاری در آمریکای شمالی شروعی انفجاری را در روزهای افتتاحیه خود تجربه کرد. اولین آمار حکایت از این دارد که «شیر شاه» دومین افتتاحیه بزرگ سال ۲۰۱۹ در آمریکای شمالی را به نام خودش ثبت می‌کند و جایگزین «شگفت‌انگیزهای ۲» می‌شود که سال پیش ۱۸۲.۷ میلیون دلار در اولین آخر هفته افتتاحیه‌اش فروش کرد و نهمین فیلم پرفروش آمریکا در همه تاریخ شد. این آمار بر مبنای پیش‌فروش بلیت‌ها به دست آمده که چیزی بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون دلار از نمایش در ۴۷۲۵ سالن سینما است. تعداد سالن‌های سینما نیز رکوردشکن بوده است. این فیلم که کارش را از پنجشنبه شب در سینماها شروع کرد، در همان شب اول ۲۳ میلیون دلار فروخت. این بزرگ‌ترین فروش پیش‌نمایش فیلمی ‌از دیزنی پس از «انتقام‌جویان: پایان بازی» است که ۲۵ آوریل با فروش ۶۰ میلیون دلاری در شب نخست رکورد گذاشت و در اولین آخر هفته اکرانش ۳۵۷ میلیون دلار به دست آورد. التون جان ترانه فیلم را بار دیگر این بار با همراهی بیانسه اجرا کرده است. این فیلم که در بازار بین‌المللی نیز از همین آخر هفته کارش را شروع کرده، از هفته پیش اکرانش را در چین کلید زده و تاکنون ۷۶ میلیون دلار در آنجا فروش کرده و فروشش در بازار بین‌المللی در این مدت به ۱۳۰ میلیون دلار رسیده است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی