[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۳
  • دوره جدید

تأخیر در ازدواج، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

بحث ازدواج جوانان از آن دست مباحثی است که دولت‌مردان ما آنرا به باد فراموشی گرفته‌اند هر چند هر ساله یک روز به این مهم، آنهم برای سخنرانی مسئولان اختصاص یافته است، اما در عمل، ازدواج جوانان مورد غفلت قرار گرفته است وجا دارد دراین بین مراجع عالیقدر تشیع واکنش های جدی نشان دهند ومسئولان امر را مورد انتقاد قرار دهند که بی‌توجهی به این امر بحران‌های اجتماعی اعتقادی بزرگی را باعث خواهد شد. 
اولین عامل درکاهش ازدواج و افزایش سن آن مسایل به بحران تبدیل شده، اقتصادکشور است. اقتصادی که دردستان دلالان و واسطه‌گران قرار دارد وکار را از دست دولت و برنامه‌ریزان خارج کرده است...

 با این اوصاف وگرانی‌های بی‌سابقه که احدی به آن توجهی ندارد وحتی در مقوله امربه معروف ونهی از منکر هم گنجانیده نشده است باید در انتظار پیامدهای گوناگونی بود که فرهنگ و آداب و رسوم ما ایرانیان را به‌شدت مورد تهدید قرار می‌دهد. 
هرچند هم اکنون نیز این اتفاق افتاده است و تاثیرات منفی این مهم اجتماعی اخلاقی را می توان در رفتارهای جوانان مشاهده کرد. فشارهای اقتصادی باعث بی‌میلی در امر ازدواج شده است وآنان‌که پا دراین وادی می‌گذارند بعضاً دوام نمی‌آورند و مهر طلاق بر عهدنامه‌هایشان نقش می‌بندد. کاری به آمارهای رایج طلاق و ازدواج نداریم آنچه شاهدیم افزایش سن ازدواج و یا بی‌میلی جوانان به ازدواج است. 
جوانانی‌که توان پرداخت هزینه‌های سنگین ازدواج را ندارند، بعضاً دریک توافق خصوصی به ازدواج سفید تن می‌دهند و یا رابطه‌هایشان خارج از عرف و ادب اجتماعی است. این نوع رابطه‌ها که بعضاً و به تازگی درسطح جامعه مشهود گردیده است با برخوردهای سلبی قابل مهار نیست و باید فکری اصولی به حال داستان کرد. 
درسال‌های گذشته و فشارهای اقتصادی وتنگناهای بودجه‌ای دولت، موضوع استخدام جوانان جویای کار به یک افسانه تبدیل شده است ودولت به صراحت اعلام داشته است که توان استخدام نیروهای فارغ‌التحصیل دانشگاهی را ندارد. از طرفی این تنها نیروهای جوان فارغ‌التحصیل نیستند که جویای کار هستند، بلکه نیروهای آموزش دیده فنی حرفه ای نیز دچار همین معضل بزرگ شده‌اند. اینکه صنایع ما از استخدام نیروهای دست به آچار سرباز زده‌اند حکایت از نبود وافت تولید درکشور به همان دلایل غیرقابل قبول تحریم های خارجی است. 
بهانه تحریم‌های خارجی بدان جهت پذیرفتنی نیست که ما باید پایه اقتصاد خود را درنظر بگیریم وتوان تاب‌آوری آن‌را محاسبه و سپس به رویارویی دشمنان خارجی برویم. اینکه با هر پیام و اعمال سیاستی، اقتصاد کشور با بحران مواجه شود وحتی اقلام مصرفی و اساسی درآن نایاب وتورمی شود به‌نظر حرکتی بدون برنامه است. 
درگوشه‌ای از شهر مردم درصف شکر هستند ودرگوشه‌ای دیگر گوشت سفید وقرمز مسئله‌ساز شده است. تورم در بخش مسکن و سایر مایحتاج ضروری زندگی حتی در سطح متوسط، کمرشکن است و باید عاجلان دراین خصوص برنامه‌ریزی نمود. 
اقتصاد ایران یک اقتصاد وابسته وحتی در چهار دهه گذشته شیوه‌های پیشین خود را ادامه داده است و براساس این سیاست، تنها کسانی‌که از این آب گل‌آلود ماهی‌های درشت می‌گیرند، آقازاده ها و مشتی دلال واسطه هستند. همان‌هایی که بعضاً دستگیر و بنام سلطان معرفی می‌شوند. فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی وفق قانون اساسی کشور به‌ درستی دراختیار جوانان وآحاد جامعه در سنین مختلف قرار نگرفته است. 
موج دستفروشی درکشور وخصوصاً کلان‌شهرها که این روزها با واکنش‌های مختلفی همراه بوده است و اغلب جوانان در شرف راه‌اندازی حرفه دستفروشی برای امرار معاش هستند، گواهی براین ماجراست. اما اشغال سطح خیابان و یا معابر پیاده هم باید توام با ضوابطی باشد که اغلب هزینه‌های دستفروشی را افزایش می‌دهد. 
باید توجه داشت که یک جوان لیسانس و یا ارشد که سال‌ها عمر خود را در راه تحصیل علم گذرانده اینک قانع شده که باید دستفروشی کند و اجناس وارداتی همان آقای دلال و قاچاقچی را بفروشد. 
حالا اقتصاد هر روز فشار بیشتری بر اقشار جامعه تحمیل می‌کند. بازنشسته‌ها مسافرکشی می‌کنند تا مخارج فرزندان بیکار خود را پرداخت کنند. جوانان دستفروشی می‌کنند تا با مانع سد معبر برخورد کنند و مدیران ملی و استانی در اتاق‌های در بسته قادر به حل وفصل معضل بیکاری نیستند. به‌نظر می‌رسد اگر مدیران امر، کاری به‌کار بیکاران نداشته باشند آنان خودشان کاری برای خودشان پیدا خواهند کرد چراکه دخالت مدیران امر به بدهکاری بیکاران ختم می‌شود.
حالا با این ظرفیت پایین تولید درکشور و عدم توان در جذب نیروهای مستعد اشتغال فقط باید درانتظار تبعات وخیم آن باشیم. به‌نظر می رسد پروسه جوان، تحصیل، اشتغال، ازدواج، مسکن وتامین اجتماعی درکشور ما با گفتار‌درمانی قابل حل نیست بلکه باید فرصت‌های موجود را عادلانه تقسیم کرد. ازدواج از آن دست مقوله‌هایی است که درآن انسان به تکامل می‌رسد. افزایش سن ازدواج و یا تن دادن به ازدواج سفید و دیگر شرایط غیرشرعی واخلاقی زیبنده جامعه ما نیست.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی