[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۲
  • دوره جدید

فراموشخانه، روزنامه شیراز نوین

کودکان کار همیشه در شیراز حضور پررنگی داشته اند. از دست‌فروشان دروازه کازرون تا کوچه پس کوچه های سیدالذولفقار؛ از حجره‌های بازار وکیل تا سیگارفروشی‌های دروازه اصفهان؛ از کوره‌های آجرپزی تا دارهای قالی که در زیرزمین‌های نمناک برپا شده‌اند؛ کودکان کار همیشه حاضر هستند. هر بار که تولید ناخالص ملی کاهش یافته و شاخص فلاکت رشد می‌کند با ظهور امواج جدیدی از ناهنجاری‌های اجتماعی روبرو می‌شویم. استثمار کودکان در بازارهای کار جوانمردانه نیست. از دیر باز تا کنون با اطفال زیادی در سطح شهر روبرو هستیم که کوله بار رنج‌ها و مشقت‌ها را بر دوش کشیده و برای زنده ماندن چاره‌ای جز پیمودن خیابان‌ها و تفحص زباله‌ها ندارند... 

گروه عمده‌ای از کودکان کار در همان سنین کودکی آلوده اعتیاد شده و مرگ دردناکی را تجربه می‌کنند. اعتیاد آن‌ها به منظور رهایی از درد جانکاهی است که تمامی‌ وجودشان را تسخیر کرده و با مرور زمان افزایش می‌یابد و روزی در میان همان زباله‌ها از فرط خماری و نئشگی به آرامی، ‌جان می‌سپارند. کسی برای درگذشت آن‌ها سوگواری نمی‌کند و آمار و ارقام هم نشان چندانی از وخامت اوضاع ندارند. آنها بنا بر خاستگاه حقیر فرهنگی که در آن زیست می‌کنند از آموزش‌های مراقبه و پیشگیری از اعتیاد محرومند و تجربه بی وزنی مواد‌مخدر برای آنها به مثابه رهایی از همه درد و رنج‌هایی است که از صبح تا شام گریبان کوچک‌شان را می‌گیرد.
گروه عمده ای از کودکان کار هم قربانی تجاوز افراد بیماری می‌شوند که در محیط‌های فرومایه فرهنگی پرسه می‌زنند. متأسفانه انبوهی از مشکلات محیط پیرامون سبب می‌شود تا روح و جسم زخمی‌کودکان آزار دیده بدون هیچ درمانی به حال خود رها شود و بذر کینه تا ایام بزرگسالی در افکارشان ریشه دواند. این جماعت آزاردیده منتظر فرصت مغتنمی ‌برای عقده‌گشایی و مقابله به مثل خواهند بود. 
با بررسی پرونده قاتلان متجاوز در می‌یابیم که بسیاری از آن‌ها در همان سنین خردسالی مورد تجاوز واقع شده و هیچ کس در پی درمان روح و جسم آزار دیده آن‌ها بر نیامده است.
محرومیت از تحصیل هم یکی از آشکارترین چالش‌هایی است که کودکان کار را تهدید می‌کند. بسیاری از آن‌ها علیرغم برخورداری از استعدادهای درخشان، استطاعت حضور در کلاس‌های درس را نداشته و در بازار بی‌رحم کار مجبور به فراگیری درس‌های زندگی هستند. در این میان چگونه می‌توان انتظار داشت در سنین بزرگسالی از آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری در امان بمانند و شاهد حضور گسترده بزهکاران پشت میله‌های زندان نباشیم. 
چالش‌هایی که از آن‌ها یاد شد فقط گوشه ای از آسیب‌هایی است که کودکان کار با آن مواجه هستند و زندگی‌شان را به تباهی می‌کشاند. متأسفانه این معضل از دیر باز تاکنون در جامعه ایران وجود داشته است و اقدامات انجام شده فقط توانسته‌اند از شدت بحران به صورت مقطعی بکاهند. 
در نظر داشته‌باشیم هر فرد معتاد، زندانی و بزهکار هزینه‌های سنگینی را بر کشور تحمیل می‌کند و چنانچه بتوان در همان سال‌های کودکی نسبت به جمع‌آوری و سامان‌دهی کودکان کار اقدام کرد، صرفه‌جویی مادی و معنوی قابل ملاحظه ای انجام گرفته و گروه زیادی از اطفال معصوم و بی‌گناه می‌توانند یک زندگی عادی و عاری از آلودگی را تجربه کنند. 
برای اجرایی شدن این مسئله نمی‌توان از دستگاه‌هایی نظیر بهزیستی به تنهایی انتظار معجزه داشت، بلکه در ابتدا باید درک درستی از میزان وخامت زندگی کودکان کار و آسیب‌هایی که آنها را به صورت متداوم تهدید می‌کند، داشته‌باشیم و پس از آن بودجه‌هایی که در سال‌های بعد به منظور ایزوله کردن آن‌ها صرف می‌شود را در موارد پیشگیری هزینه کنیم. در اقدام بعدی باید همه دستگاه‌های اجرایی با همه توان به میدان آمده و با بهره‌گیری از تمامی ‌امکاناتی که در اختیار دارند به یاری کودکان کار بشتابند. در نظر داشته‌باشیم که فرآیند سالم سازی روح و جسم اقشار کم سن و سال به مراتب ساده تر از بزرگسالان است و با پیش گرفتن اقدامات آموزشی و بهسازی محیط زندگی آنان، می‌توان از رشد تضاربی آسیب‌های مولد در جامعه پیشگیری کرد. 
مراقبت و ساماندهی کودکان کار، اطفال بدسرپرست و بی‌سرپرست وظیفه شرعی و انسانی و رسالت ذاتی همه نهادها و دستگاه‌های کشور است. حتی در برهه‌ای که ایران در معرض شدیدترین بحران‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی قرار دارد، نباید کودکان کار و اطفال دردمند را به فراموشخانه‌ها تبعید کرد.
کودکان کار همیشه در شیراز هم حضور پررنگی داشته‌اند. ازدستفروشان دروازه‌کازرون تا کوچه‌پس‌کوچه‌های سیدالذولفقار؛ از حجره‌های  بازار‌وکیل تا سیگارفروشی‌های دروازه اصفهان؛ از کوره‌های آجرپزی تا دارهای قالی که در زیرزمین‌های نمناک برپا شده اند؛ کودکان کار همیشه حاضر هستند. گاهی آنها را نمی‌بینیم.
پی‌نوشت:
خبرگزاری ایرنا می‌نویسد: آمارهای رسمی رقم دو‌ميليون كودک كار را در كشور نشان می‌دهند، اما آمارهای غيررسمی از وجود هفت‌ميليون كودک كار خبر می‌دهند كه 50‌درصد آنها را كودكان مهاجر از كشورهای افغانستان، پاكستان و... تشكيل می‌دهند. 
بيشتر اين كودكان فاقد اوراق هويتی و شناسنامه هستند و اگر ايرانی باشند اين مسئله باعث می‌شود در صورت بروز آسيب نتوان هيچ‌كمكی به آنها كرد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی