[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۳
  • دوره جدید

داستان گرانی ، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

سازمان حمایت ازحقوق مصرف‌کنندگان نام بزرگی است برای انجام کارهای بزرگ اما انگار کاری انجام نمی‌شود. درواقع حمایت از حقوق مردم کار بزرگی است اما بعضی از عهده انجام کارهای بزرگ برنمی آیند. چراکه به‌طور قطع یک جای کار عیب پیدا کرده است. برای انجام این کار هم نیاز به اراده و هم پاکدستی است. 
باید دید این سازمان و سازمان تعزیرات حکومتی کجای کارشان گرفتار فشارهای اقتصادی و تردید در برخورد با عناصر احتکار وگرانی شده است. متأسفانه از تولید گرفته تاعرضه کالاهای اساسی، بدست نااهلان افتاده است. این واسطه‌ها نوچه همان سلطان‌های گوناگونی هستند که در تمام بخش‌های اقتصادی ریشه دوانده‌اند... 

آن‌هایی که مدیر تعیین می‌کنند ویا بخشنامه پاره می‌کنند مالیات نمی‌دهند و نبض بازار و البته عوامل اداری بخش‌‌های‌ کنترلی را به‌دست خودشان گرفته‌اند. انگار حیات اقتصادی به‌دست همین واسطه‌گران است. نوچه‌‌هایی که سلطان‌ها تربیت کرده‌اند. 
حالا گوشت گرم مرغ دوباره روند صعودی به‌خود گرفته است. گرانی ونایابی با عنوان «نیست» به یک برند معروف تبدیل شده است. 
تولیدکنندگان مرغ ناراضی هستند، چراکه مرغ دراین گرمای سخت تلفات دارد. علت تلفات مرغ هم اعلام شد و باید دید چرا واردات واکسن این همه با تأخیر همراه است. عدم واردات به موقع واکسن‌‌های‌  خارجی، تولید مرغ داخلی را با مشکل مواجه ساخته و تعادل عرضه وتقاضا را برهم زده، تقاضا برای خرید مرغ بالاست وعرضه به دلیل همان تلفات کاهش یافته است.  جلوی گران‌فروشی را نمی‌توان به این سادگی‌ها گرفت چرا که فاکتورها از بالادست گران صادر می‌شوند. بعضی کسبه که نمی‌توانند با تورم روزانه خودشان را تطبیق دهند هم از این موضوع ابراز نارضایتی می‌کنند.
نبض کالاهای اساسی به‌دست نوچه‌‌های‌ سلاطین است. دیروز در خبرها آمده بود آقازاده‌ای بیست وچند ساله که پدرش استاندار است وپدر خانمش مشاور وزیر، مدیر عامل یک مؤسسه مالی اعتباری می‌شود و سرمایه مردم را در سه مؤسسه دیگر پخش می‌کند و همه این سرمایه‌ها را به‌جای صرف درامور تولید، صرف سفرهای خارجی وخرید ملک در امارات می‌کند. حالا این گل پسر شش هزار شاکی دارد و با خونسردی روی صندلی دادگاه نشسته است. او در کشورهای خارجی تعداد قابل ملاحظه‌ای ملک وخودروهای لوکس دارد اما تبدیل این املاک ودارایی‌ها و باز گرداندن آنها مصیبتی بزرگ است. اینکه چرا یک  نفر در سن بیست سالگی باید میلیاردها تومان ثروت این مردم را غارت کند وکسی نظارتی بر اعمال و رفتار او نداشت‌باشد را باید در روابط فسادگونه بالادستی‌ها پیگیری کرد. دراین رابطه پیگیری‌‌های‌  مردم بی‌نتیجه و بی‌فایده است مردم فقط می‌توانند به سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کننده تماس تلفنی بگیرند و صدایشان ضبط شود ویا به سازمان تعزیرات حکومتی شکایت کنندکه باز هم صدایشان برای بهبود امر پیگیری ضبط می‌شود. 
آن‌طرف داستان هم سخن بسیار است، درحوزه تولید تشکل‌‌های‌ غیردولتی بسیاری تأسیس شده‌اند تا کارهای مردم خصوصاً کارآفرینان وسرمایه‌گذاران را پیگیری کنند اما به‌دلیل اینکه افراد در رأس قرار گرفته از همه محتاج‌تر بوده‌اند وبا کلی تلاش، خودشان را به نوک هرم تشکل‌‌های‌  غیردولتی برای نزدیکی به دولت رسانده‌اند، کاری از دستشان برنمی‌آید. 
اگر بگوییم یک نفر به تنهایی درحال اختلاس است در اشتباه هستیم. اگر بگوییم سلطان باز هم اشتباه کردیم. این سلاطین تنها دریک جمع مشورتی قادرند این‌گونه موفق دربحث غارت بیت‌المال عمل کنند. صد افسوس که نظارت‌‌های‌ ما عین تبلیغات پیش از انتخابات درحد شعار است. فساد واقعیتی است انکارناپذیر که خیلی‌ها برای مبارزه با آن اسب زین کردند اما فرصت سواری پیدا نکردند.
 آورده‌اند که نوشیروان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی ‌به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی‌ نشود و ده خراب نگردد. گفتند از این قدر چه خلل آید؟ گفت: بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده است. ( گلستان سعدی )

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی