[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۶۹
  • دوره جدید

نیروی دیپلماسی، روزنامه شیراز نوین

نیروی دیپلماسی

در هزاره سوم، اتخاذ رویکرد خردمندانه ناجی ملت‌ها خواهد بود. مدت‌های مدیدی است سپر دفاعی کشورها از چارچوب‌های سنتی خارج شده و منحصر به قوای نظامی نمی‌شود. اگر در گذشته‌های دور برای حفاظت از شهرها به دیوارهای بلند و برج‌های سربه‌فلک‌کشیده متوسل می‌شدیم، در جهان معاصر باید علاوه بر تقویت قوای نظامی به رویکردهای نرم‌افزاری هم متوسل شد.
قدرت دیپلماسی در مواجهه با تجاوز دشمنان می‌تواند نقش بازدارندگی مؤثری ایفا کند. قوای متخاصم در ابتدا ارزیابی همه‌جانبه‌ای از نگرش کشورهای صاحب‌نفوذ در جهان انجام می‌دهند و پس از مشاهده چراغ‌سبز آن‌ها اقدام به یورش می‌کنند.
در تجاوز اخیر رژیم غاصب صهیونیستی نیز اوضاع از همین قرار بود. گروسی و آژانس انرژی اتمی چشمانشان را بر واقعیت‌های جاری فعالیت‌های صلح‌آمیز ایران بستند و سپس تروئیکای اروپایی تحت‌تأثیر لابی‌های منفور صهیونیستی اقدام به راه‌اندازی جنگ دیپلماسی کرد و بعد ایالات متحده از ملاحظات جنگ اوکراین بهره برد و به همدستی با صهیونیست‌ها پرداخت.
دستگاه دیپلماسی دولت چهاردهم طی ماه‌های اخیر با فعالیت‌های شبانه‌روزی و خستگی‌ناپذیر، تلاش زیادی دارد تا بر صلح‌طلبی و وزن چانه‌زنی ایران در محافل بین‌المللی بیفزاید. اما سناریوی این تجاوز با محتوایی توطئه‌آمیز از مدت‌ها پیش به نگارش درآمده بود و نتیجه کار چنان شد که ایالات متحده در کشاکش مذاکرات به‌اصطلاح صلح، خنجر به پشت آشتی قرن بزند و ناجوانمردانه بر طبل جنگ بکوبد.
در این اثنا، سفیران دولت جمهوری اسلامی از هر فرصتی برای گفت‌وگو و تحکیم رابطه با همسایگان، دوستان عضو ناتو، اروپا و ایالات متحده بهره می‌بردند؛ اما رایزنی‌های دولت وفاق در این مدت کوتاه مؤثر واقع نشد و شاهد حجم گسترده‌ای از محکومیت تجاوز بیگانگان به ایران نبودیم.
دلیل این ناکامی نیز آشکار است؛ اگر قوای دفاعی کشور در برابر تجاوز دشمنان سربلند بود و توانست درس عبرتی به رژیم کودک‌کش صهیونیست بدهد، این موفقیت به دلیل مدیریت و تفکر واحدی است که طی سالیان اخیر بر نیروهای دفاعی تحت امر ولی امر مسلمین حاکم بوده است. اما در عرصه سیاست خارجی اوضاع بر این منوال نبوده است.
گروهی از دولت‌ها بر این باور بودند که تحریم‌ها کاغذپاره‌ای بیش نیست و کشور از نتایج این تفکر متحمل ضررهای بی‌شماری شد. شماری دیگر بر این اعتقاد بودند که در دهکده جهانی می‌توان با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، به رشد و بالندگی اقتصادی رسید و با اتکا بر پتانسیل‌های بومی، امکان رشد تولید ناخالص ملی میسر است؛ در حالی که تاریخ مصرف سیاست درهای بسته در حوزه اقتصاد مدت‌های مدیدی است به سر آمده و رمز پیشرفت در تعامل با جهانیان نهفته است.
با این مقدمه به این نتیجه می‌رسیم که اهمیت دستگاه دیپلماسی به اندازه قوای دفاعی کشور است و باید با نگاهی فراجناحی در این شاهراه قدم برداشت. در پرتو دیپلماسی مؤثر می‌توان دسیسه‌های ایران‌هراسی را نقش بر آب کرد، پیامدهای تجاوز به کشور را افزایش داد، رشد اقتصادی را امکان‌پذیر کرد و بر بسیاری از چالش‌های کنونی کشور مرهم گذاشت.
آشکار است که هیچ‌یک از معاهدات وزارت خارجه جمهوری اسلامی طی دهه‌های اخیر بدون تأیید سران حاکمیت به امضا نرسیده و دولت‌ها با چراغ‌سبز مسئولان ارشد نظام اقدام به پیوستن به پیمان‌های شانگهای، بریکس و حتی امضای برجام کرده‌اند. در پایان به این نتیجه می‌رسیم که ساختار دیپلماسی باید در رأس ارکان پدافند غیرعامل قرار گیرد و قوای نرم‌افزاری در میدان جنگ می‌تواند همانند اسلحه‌ای مؤثر نتیجه نبرد را دگرگون سازد. در هزاره سوم اتخاذ رویکرد خردمندانه ناجی ملت‌ها 
خواهد بود. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی