[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۶۶
  • دوره جدید

مذاکره و جنگ، ابزار حکمرانی، روزنامه شیراز نوین

وزیر خارجه در گفت‌وگوی تفصیلی با ایرنا، در پاسخ به برخی انتقادها از عملکرد خود می‌گوید: «ما از مجموع اختیاراتی که داشتیم استفاده کرده و طراحی انجام داده‌ایم. مذاکرات پیش از جنگ در وزارت امور خارجه طراحی شده بود و ما در چارچوب مشخص‌شده توانستیم جلو برویم. این چارچوب اجازه نمی‌دهد در مذاکره هر موضعی که بخواهید، بگیرید؛ چون هدف مذاکره روشن است و نمی‌توانید خارج از آن هدف حرکت کنید.» در ادامه این گفت‌وگو را به‌تفصیل می‌خوانید:

  نه مذاکره و  نه جنگ، هیچ‌کدام تقدس یا پلیدی ذاتی ندارند
- یک سال پس از آغاز به کار دولت چهاردهم، این دولت بیش از ۳۰۰ روز پر از ماجرا و حادثه را پشت سر گذاشته است. خط مشی رئیس دولت چهاردهم در حوزه سیاست خارجی کم و بیش مشخص بود، اما آقای پزشکیان اخیراً در توضیح چرایی حمایت دولت از مذاکرات برای حل‌وفصل اختلاف‌ها سخنانی داشته که با واکنش‌های تند و تیزی روبه‌رو شده است. شما به عنوان وزیر خارجه این کابینه، رویکرد دولت در سیاست خارجی را به‌خصوص پس از جنگ چگونه تشریح می‌کنید؟
رویکرد دولت چهاردهم، رویکردی روشن است. ما به‌دنبال افزایش تعاملات دیپلماتیک بوده‌ایم؛ به‌ویژه در منطقه و در محیط همسایگی. از تعامل دیپلماتیک با کشورهای غربی، از جمله ایالات متحده آمریکا و مذاکره با آمریکا در موضوع هسته‌ای نیز هرگز ابا نکرده‌ایم. در این زمینه برنامه‌ریزی کرده و حتی اقدام هم کرده‌ایم. همه شاهد بودند که ما پنج دور مذاکره داشتیم که در نهایت به جنگ منتهی شد. به‌عبارت دیگر، رویکرد ما استفاده از مذاکره و ابزار دیپلماسی در روابط خارجی بوده و تقویت این رویکرد مدنظر قرار گرفته است.
من همین‌جا جمله‌ای را که بارها گفته‌ام، بار دیگر تکرار می‌کنم تا سوء‌تفاهمی پیش نیاید: هم مذاکره و هم جنگ، هر دو ابزارهایی هستند که حکومت‌ها برای رسیدن به اهداف خود انتخاب می‌کنند. مذاکره و دیپلماسی راه‌هایی کم‌هزینه‌تر و کم‌خطرتر هستند؛ اما گاهی اوقات، هزینه‌ آن‌ها از جنگ هم بیشتر است
در برخی شرایط نیز نباید جنگید؛ چراکه در این صورت، هزینه‌ای غیرضروری به کشور تحمیل می‌شود. در بعضی مواقع باید مذاکره کرد و مشکلات کشور را از طریق مذاکره حل نمود. 
ما وارد مذاکره شدیم، اما از منافع مردم ایران و از حقوق ملت کوتاه نیامدیم. این مرام ماست. دکتر پزشکیان نیز همواره همین نکته را بیان کرده‌ است.

  تصمیم‌گیری در  سیاست خارجی یک امر  حاکمیتی است؛ نه دولتی
- می‌توانیم از یک تطبیق خوب و قابل‌قبول بین نظرات کارشناسی وزارت امور خارجه و تصمیم‌گیری‌های دولت در حوزه سیاست خارجی در این یک سال صحبت کنیم؟
حتماً. اما وقتی از تصمیم‌گیری در سیاست خارجی صحبت می‌کنیم، بحث دیگری نیز به میان می‌آید. زمانی که صحبت از رویکردها، تاکتیک‌ها و منش اجرایی است، دولت مستقیماً اقدام می‌کند. اما تصمیم‌گیری در سیاست خارجی، یک امر حاکمیتی است، نه صرفاً امری دولتی. مجموعه حاکمیت است که تصمیم می‌گیرد و دولت یعنی به‌صورت عام و وزارت امور خارجه به‌صورت خاص، مجری سیاست‌هایی هستند که در سطح حاکمیت اتخاذ می‌شود.
زمانی که صحبت از رویکردها، تاکتیک‌ها و منش اجرایی است، دولت مستقیماً اقدام می‌کند. اما تصمیم‌گیری در سیاست خارجی یک امر حاکمیتی است؛ نه صرفاً امری دولتی. البته وزارت امور خارجه و دولت در فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نقش خود را دارند، نظرات خود را بیان می‌کنند و دیدگاه‌های‌شان را مطرح می‌کنند؛ اما در نهایت، وقتی تصمیم گرفته شد، دیگر همه تابع آن هستند؛ چه به آن تصمیم رأی داده باشند و چه نداده باشند. بعد از آن، تصمیم جمعی است و همه باید آن را دنبال کنند.

   گاهی جنگ اجتناب‌ناپذیر است
- آیا می‌توانم از صحبت‌های شما نتیجه بگیرم که شما فکر نمی‌کنید دیپلماسی در آن برهه می‌توانست کار بیشتری انجام دهد تا مانع جنگ شود؟
بعضی وقت‌ها جنگ اجتناب‌ناپذیر است؛ چه دیپلماسی باشد، چه مجموعه عوامل دیگر. نهایتاً شرایط به‌گونه‌ای است که مجبور می‌شوید بجنگید. مذاکراتی که انجام شد، آمریکا اصرار داشت به خواسته‌ای برسد که از نظر ما غیرممکن بود.
خواسته آمریکا از ابتدا این بود که ایران توانمندی ساخت سلاح هسته‌ای نداشته باشد. برخی آن‌ها را قانع کردند که با وجود غنی‌سازی، این توانمندی همیشه وجود خواهد داشت و بنابراین خواسته آن‌ها به معنای «غنی‌سازی صفر» شد. 
- غنی‌سازی صفر؟
بله، ما در مقابل این خواسته مقاومت کردیم و وقتی ناامید شدند از تحقق این خواسته در مذاکره، به سوی حمله نظامی رفتند.

  پیش از  جنگ، چند طرح عملیاتی روی میز  مذاکره با آمریکا گذاشتیم
- پس هیئت مذاکره‌کننده ایرانی طرح‌های عملیاتی روی میز داشت؟ برخی معتقدند شاید طراحی مذاکراتی ایران درست نبوده است.
بله، ما چندین طرح عملیاتی داشتیم تا بین غنی‌سازی و عدم برخورداری از سلاح مصالحه ایجاد کنیم. این طرح‌ها در جریان مذاکرات موردتوجه قرار گرفت و تمایل نشان داده شد؛ اما وقتی به واشنگتن می‌رفت، کسانی بودند که آن‌ها را قانع می‌کردند که باید بر «غنی‌سازی صفر» ایستادگی کنند. من فکر می‌کنم لابی بسیار قوی‌تری در واشنگتن وجود داشت که این خواسته را بر آمریکایی‌ها تحمیل کرد. در غیر این صورت، آمریکایی‌ها یا حداقل مذاکره‌کنندگان ما آمادگی داشتند که به فرمول‌های میان‌بر برسند.

 در  حیطه وظایف وزیر  خارجه، اختیارات کامل دارم
- برخی اظهارنظرهای افراد سرشناس که با آن‌ها سابقه همکاری دارید، در یک ماه اخیر مطرح شده و گفته‌اند باید اختیارات بیشتری به وزیر امور خارجه داده شود. خیلی صریح به مردم بگویید، آیا دست شما بسته است؟
تصمیمات نظام فراتر از وزارت امور خارجه گرفته می‌شود و وزارت امور خارجه مجری این تصمیمات است. در اجرای این تصمیمات دست باز داریم و در زمان تصمیم‌گیری نیز می‌توانیم نظرات و تحلیل‌های خود را مطرح کنیم؛ که این هم به‌طور کامل امکان‌پذیر است. اما وقتی تصمیمی گرفته شود، دیگر مجری نمی‌تواند بگوید من دست باز می‌خواهم تا هر طور که دلم خواست عمل کنم. این با هیچ قاعده‌ای سازگار نیست؛ نه عقل و منطق، نه اصول حکومت‌داری و نه نظم سازمانی چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. مثل این می‌ماند که در ارتش برای یک عملیات تصمیم گرفته شود، بعد یک سرباز وسط جنگ بگوید این عملیات را قبول ندارم و هرجور دلم خواست عمل کنم.
- وزارت شما را محافظه‌کار کرده است؟ 
معاون وزیر با وزیر چه فرقی دارد؟ چه معاون وزیر باشی چه وزیر، در یک چارچوب حرکت می‌کنی. آن دوستانی که چنین ادعایی دارند، خودشان هم در شرایط مشابه بوده‌اند و تجربه کرده‌اند که وزیر خارجه به طور خاص و دولت به صورت عام در سیاست خارجی نمی‌تواند هر مسیری که خودش تشخیص می‌دهد را دنبال کند. مسیر و تصمیم‌گیری‌ها در مجموعه حاکمیت که فراتر از دولت است، صورت می‌گیرد و ما موظفیم در آن چارچوب حرکت کنیم.
- آیا از برخی اختیاراتی که دارید، استفاده نمی‌کنید؟
نه، این‌طور نیست. ما از مجموع اختیاراتی که داشتیم، استفاده کرده و طراحی انجام داده‌ایم. مذاکرات پیش از جنگ در وزارت امور خارجه طراحی شده بود و ما در چارچوب مشخص‌شده توانستیم جلو برویم. این چارچوب اجازه نمی‌دهد در مذاکره هر موضعی که بخواهی بگیری؛ چون هدف مذاکره روشن است و نمی‌توانی خارج از آن هدف حرکت کنی. این را نمی‌توان «احتیاط» نامید؛ این وظیفه است.
- آیا طراحی مذاکرات بعد از جنگ همچنان در وزارت امور خارجه است؟
در اجرا وزارت امور خارجه طراحی می‌کند که با چه کسی، چگونه و کجا مذاکره شود و استراتژی مذاکره چیست، از کجا شروع کنیم و به کجا برسیم. در این زمینه ممکن است کسی از ما ایراد بگیرد یا نگیرد؛ نقطه قوت و ضعف ما در این اجراست. اما اینکه سیاست کلی چه باشد، در چه محدوده‌ای می‌تواند حرکت کند، از کجا جلوتر نرود و از کجا عقب‌تر نیاید، همه در شورای عالی امنیت ملی تصمیم‌گیری می‌شود.
- حتماً در گفت‌وگوهایی هم که مردم عادی با شما دارند، این نگرانی و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا دوباره جنگ خواهد شد؟ ابتکارات وزارت امور خارجه در این زمینه چیست؟
جنگ واقعی الان متوقف شده، ولی جنگ روانی متوقف نشده و آن‌ها تلاش می‌کنند همان خواسته‌ای را که از جنگ واقعی داشتند، الان به طریق روانی به جامعه تحمیل کنند و لذا با تفسیرها، تحلیل‌ها و حرکت‌های مختلف این حس را در جامعه نگه می‌دارند که امروز جنگ می‌شود، فردا جنگ می‌شود. منظور من این بود و الان هم است که گرفتار فضای روانی که دشمن برای ما سعی می‌کند ایجاد کند، نشویم. یک جنگ واقعی داریم، جنگ رسانه‌ای داریم، جنگ روانی داریم و جنگ سیاسی داریم؛ در همه این‌ها باید مراقبت کرد.
- مگر مذاکره نمی‌کردیم که جنگ شد؟ پس مذاکره لزوماً جلوی جنگ را نمی‌گیرد. 
ما از همه جهت باید آماده باشیم. چیزی که جلوی جنگ را می‌گیرد، آمادگی برای جنگ است. اگر دشمنان شما احساس کنند که آمادگی جنگیدن ندارید، جنگ را بر شما تحمیل خواهند کرد. نکته بعدی این است که من در آن بحثی که راجع به قداست جنگ و مذاکرات کردم، این نکته را باید اضافه می‌کردم و الان اضافه می‌کنم که بعضی‌ها در دیپلماسی و جنگ از این سوی بوم می‌افتند؛ یعنی مذاکره را همیشه خوب و راه‌حل همه‌چیز می‌دانند و جنگ را همیشه بد می‌دانند. 
- بحث بازگشت بازرسان در این چارچوب خواهد بود طبق قانون مجلس؟
ما نمی‌توانیم همکاری با آژانس را به صورت کامل قطع کنیم. مثلاً حدود یک ماه یا یک ماه و نیم دیگر نوبت تعویض سوخت نیروگاه بوشهر است و این تعویض سوخت باید در حضور بازرسان آژانس صورت بگیرد؛ بنابراین باید بازرسی باشند تا بتوانیم این کار را انجام دهیم. خود مسئولان روسی نیروگاه هم به ما می‌گویند که در این کار تسریع کنیم تا بتوانیم این کار را انجام دهیم؛ وگرنه طبق قوانین نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم. این یکی از موضوعاتی است که در مدالیته باید مشخص شود. این‌طور نیست که ما بگوییم همکاری با آژانس را مطلقاً قطع می‌کنیم. اگر روزی نظام تصمیم بگیرد از ان‌پی‌تی خارج شود، خب این کار را انجام خواهد داد؛ در حالی که فعلاً تصمیم داریم در ان‌پی‌تی بمانیم. من این را به عنوان مثال می‌گویم و تصور نشود که این بحث وجود دارد یا ندارد؛ بلکه ممکن است در آینده به نقطه‌ای برسیم که این بحث مطرح شود.
- در واکنش به برخی از رفتارها؟
بله، الان هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم. قطع همکاری با آژانس یکی از تبعات خروج از ان‌پی‌تی است؛ نمی‌توان هم داخل ان‌پی‌تی بود و هم این کار را نکرد. یعنی هم هزینه خروج را پرداخت کرد و هم عملاً خارج نشد.
- الان در این مرحله، عدم همکاری با آژانس به «امنیتی‌سازی» پرونده ایران هم کمک بیشتری خواهد کرد؟
این موضوع هم درست است و هم ملاحظاتی در خصوص آن وجود دارد. قطع همکاری با آژانس تبعات خاص خود را دارد و ادامه همکاری با آژانس به شیوه سابق نیز دیگر امکان‌پذیر نیست. سؤال بنده از آژانس این است که برای بازرسی از یک تأسیسات هسته‌ای بمباران‌شده، چه پروتکل مشخصی وجود دارد؟ خود آژانس نیز پاسخی ندارد؛ زیرا چنین سابقه‌ای تاکنون وجود نداشته است. یک تأسیسات ثبت‌شده نزد آژانس که مشغول فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای بوده، هدف بمباران قرار گرفته است؛ اکنون پرسش این است که نحوه بازرسی از آن چگونه باید باشد؟ آژانس در این زمینه هیچ سابقه‌ای ندارد و نمی‌تواند پروتکل مشخصی ارائه کند؛ مثلاً بگوید در این مورد باید به فلان بند از قانون پادمان مراجعه کرد. بنابراین نیاز به مذاکره وجود دارد و از جهاتی این امر به‌راحتی نیز امکان‌پذیر نیست.
واژه «مذاکره برای مذاکره» می‌تواند دو معنا داشته باشد؛ یک‌بار به معنای مذاکره صرفاً برای انجام مذاکره است، مثلاً برای پاسخ به افکار عمومی یا برای اتلاف وقت، که معمولاً این تعبیر در همین معنا به‌کار می‌رود. اما معنای دوم این است که مذاکره می‌شود تا نحوه مذاکره مشخص گردد.
- ما الان در حال مذاکره برای مشخص کردن نحوه مذاکره هستیم؟
در حال حاضر، با اروپایی‌ها در مرحله‌ای هستیم که بررسی کنیم آیا اساساً زمینه‌ای برای یک مذاکره واقعی و مبادله جدی میان ما و آنان وجود دارد یا خیر.
- آیا فکر می‌کنید اروپایی‌ها به این مذاکرات همان‌گونه که اشاره کردید، نگاه نمی‌کنند؟
خیر، آن‌ها حتی بیش از ما به‌دنبال این موضوع هستند. در جلساتی که با طرف‌های اروپایی داشتیم، تأکید آن‌ها نیز بر همین موضوع بوده است که باید ببینیم بر چه مبنایی می‌توانیم وارد مذاکره شویم. بنده در یکی از جلسات از آن‌ها پرسیدم که یک دلیل ارائه دهید که چرا ما باید با شما مذاکره کنیم؟ شما کدام تحریم یا تهدید را می‌توانید بردارید یا حل‌وفصل کنید؟
- آیا موضوع «اسنپ‌بک» یکی از دلایل ما نیست؟
بله، آن‌ها اکنون تنها ابزاری که فکر می‌کنند در اختیار دارند، همین اسنپ‌بک است. در این خصوص نیز موضع خود را به‌روشنی برای آن‌ها تبیین کردیم: اولاً، شما اساساً حق استفاده از اسنپ‌بک را ندارید؛ زیرا پس از خروج آمریکا از برجام و با مواضع اخیرتان -از جمله طرح موضوع «غنی‌سازی صفر»- عملاً خود شما نیز از برجام خارج شده‌اید. بنابراین، دیگر به‌عنوان مشارکت‌کننده در برجام شناخته نمی‌شوید و حق اسنپ‌بک مختص اعضای باقی‌مانده در برجام است.
ثانیاً، حتی اگر فرض کنیم که حق دارید از اسنپ‌بک استفاده کنید، در صورت انجام آن، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اولاً، نقش اروپا در روند دیپلماتیک کاملاً به پایان می‌رسد؛ ابزاری را استفاده کرده‌اید و تمام شده است. پس از آن چه می‌ماند؟ پایان دیپلماسی؟
بازگشت به فصل هفتم منشور سازمان ملل، یا احتمال بازگشت تحریم‌های تسلیحاتی، موضوعات مهمی هستند و نباید اجازه دهیم چنین روندی طی شود
- ما هنوز به یک مبنای مذاکراتی هم با اروپا نرسیده‌ایم؟
نه هنوز به چنین مبنایی نرسیده‌ایم. البته احتمال دارد در روزهای آینده جلسه‌ای در این خصوص داشته باشیم. اروپایی‌ها نیز خودشان به این درک رسیده‌اند که استفاده از اسنپ‌بک در حال حاضر، هیچ منفعتی نه برای آن‌ها دارد و نه برای سایران.
- و  پیشنهاد تمدید ۲۲۳۱ را دادند.
بله. خب، وقتی ما معتقدیم که آن‌ها حق اجرای «اسنپ‌بک» را ندارند، طبیعی است که حق تمدید آن را هم نداشته باشند. این موضع ماست که آن‌ها اصلاً در جایگاه و موضعی نیستند که درباره اسنپ‌بک تصمیم بگیرند؛ چه درمورد اجرای آن و چه درمورد تمدیدش.
- احتمال فعال شدن اسنپ‌بک زیاد است و آن‌وقت مردم ممکن است بپرسند که وزیر امور خارجه می‌گفت اروپا حق ندارد؛ اما می‌بینیم که این اتفاق افتاد.
وقتی من می‌گویم اروپا حق ندارد، منظورم این است که به‌لحاظ حقوقی، سیاسی و اخلاقی چنین حقی ندارد.
- اما پایبندی به هیچ‌کدام از این‌ها عملاً وجود ندارد.
بله، ممکن است درنهایت اسنپ‌بک هم فعال شود؛ من این را انکار نمی‌کنم. ما اکنون چند سال است که با چین و روسیه روی این موضوع کار می‌کنیم. جلسات مشترک متعددی داشتیم و مجموعه‌ای از اقدامات را نیز به‌صورت مشترک طراحی کرده‌ایم که در صورت فعال شدن اسنپ‌بک، آن‌ها را اجرا کنیم. درمورد اینکه چه راه‌حلی برای جلوگیری نهایی از اسنپ‌بک وجود دارد، میان ما سه کشور گفت‌وگوهایی شده و اقداماتی را هم مدنظر داریم؛ هرچند ممکن است موفق نباشیم.
نکته دوم این است که اگر اسنپ‌بک اتفاق بیفتد، برای ما خسارت‌های سیاسی و راهبردی به‌دنبال خواهد داشت؛ اما این‌گونه نیست که پایان دیپلماسی یا پایان همه‌چیز باشد. نکته سوم که به نظرم باید به یک اشتباه رایج در جامعه پاسخ داده شود، این است که فعال شدن اسنپ‌بک از نظر اقتصادی بیش از وضعیت موجود تأثیرگذار نخواهد بود.
- فروش نفت ما را تحت‌تأثیر قرار نمی‌دهد؟
خیر. تأثیر اقتصادی آن بیش از وضعیت موجود نخواهد بود. تحریمی بیش از آنچه اکنون وجود دارد، وضع نخواهد شد. 
- اگر تحریم‌ها زیر سایه شورای امنیت قرار بگیرند، فکر نمی‌کنید حتی برخی از کشورهای دوست شرقی ما نیز در تعامل با ما دچار اضطراب شوند؟
نه، نکته من دقیقاً همین است. تأثیر اسنپ‌بک بیشتر روانی است تا واقعی. ما همین بحث را داشتیم؛ گفته شد که ممکن است برخی کشورها بگویند به‌دلیل فعال شدن اسنپ‌بک، دیگر نفت نمی‌خریم. پاسخ ما این است که قطعنامه‌های شورای امنیت هیچ ارتباطی با نفت ما یا بانک‌های ما و بسیاری از دیگر حوزه‌های تحریم نداشتند. به همین دلیل بود که آمریکا به سمت تحریم‌های یک‌جانبه رفت.
- چقدر به ازسرگیری مذاکره با آمریکا نزدیک شده‌ایم؟
مذاکره با آمریکا باید در زمان خودش انجام شود. هر مذاکره‌ای یک زمان خاص دارد که به آن «بلوغ مذاکراتی» می‌گویند و باید به آن بلوغ برسد تا انجام شود. از نظر من، ما هنوز به آن نقطه بلوغ نرسیده‌ایم که مذاکره مؤثری با آمریکا صورت گیرد. به نظر من، آمریکایی‌ها هنوز به نقطه‌ای نرسیده‌اند که وارد یک مذاکره برابر شوند. اگر هم دنبال مذاکره هستند، می‌خواهند چیزی را که در صحنه نظامی نتوانستند به دست آورند، حالا در پشت میز مذاکره از من بگیرند که نخواهند توانست. من وارد این مذاکره نخواهم شد که حقوق ملت ایران را که بمباران کردند، ولی نتوانستند از بین ببرند، نادیده بگیرم. آن‌ها نتوانسته‌اند نقطه اطمینان‌بخشی ایجاد کنند که ایران دیگر هرگز غنی‌سازی نخواهد کرد؛ چون نتوانسته‌اند پشت میز مذاکره امضای ما را بگیرند که این کار را نمی‌کنیم. این مذاکره نیست.
- آیا پیش‌شرط جمهوری اسلامی ایران برای آغاز مذاکره وجود دارد؟ 
این موارد موضوع مذاکره است. مصاحبه من با فایننشال‌تایمز بود و تیتر اشتباهی انتخاب کردند. من در آن مصاحبه گفتم که اگر مذاکراتی شروع شود، یکی از موضوعات ما غرامت و خسارت خواهد بود؛ ولی نگفتم پیش‌شرط. نمی‌تواند پیش‌شرط باشد؛ چون غرامت و خسارت خودش نیاز به مذاکره دارد. 
- آیا از طریق واسطه‌ها به شما گفته شده که آمریکایی‌ها مثلاً این مطالبه‌های مشخص را دارند و اگر می‌پذیرید، بیایید سر میز مذاکره بنشینید؟
از طریق واسطه‌ها پیام‌های متناقض به ما می‌رسد. در مصاحبه‌ها و گفته‌های طرف‌های آمریکایی هم پیام‌های متناقض وجود دارد. یکی از مشکلات ما چه در زمان مذاکرات قبلی و چه اکنون، همین است که ما یک حرف منسجم از آمریکایی‌ها نشنیده‌ایم. مرتب صحبت‌ها تغییر کرده و پیام‌هایی که می‌آید متناقض است. من فکر می‌کنم شاید یک جمع‌بندی نهایی هنوز در طرف آمریکایی وجود ندارد و شاید گرفتار نقاط دیگری هستند.

  هنوز  با شناسایی هیئت حاکمه افغانستان فاصله داریم
- در آستانه چهارمین سالگرد سقوط جمهوریت در افغانستان و بازگشت طالبان هستیم. فکر می‌کنید که جمهوری اسلامی ایران چقدر نزدیک شده به به‌رسمیت‌شناختن حکومت سرپرستی فعلی؟ آیا آن پیش‌شرط‌هایی که قبلاً گفته بودیم، یعنی تشکیل حکومت فراگیر، همچنان روی میز است؟
ما هنوز با شناسایی فاصله داریم؛ ولی واقعیت این است که همکاری‌های نزدیکی با طالبان و دولت موجود داریم، به یک دلیل بسیار روشن: منافع ملی مردم ایران. ما با افغانستان حدود ۱۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک داریم و چالش‌های متعددی داریم؛ از چالش مهاجران گرفته تا مواد مخدر، امنیت مرزهای‌مان، تروریسم در افغانستان، موضوع آب، تجارت بین دو کشور، زبان فارسی و امنیت مردم، به‌خصوص امنیت شیعیان. به عبارت دیگر، درمورد مهاجران، با بازگشت آن‌ها همکاری‌هایی صورت گرفته و طرف افغانی در این خصوص همکاری کرده است. سه خواسته از ما داشتند که به نظر من خواسته‌های معقولی بود: یکی اینکه بازگشت به صورت انبوه نباشد که حرف درستی هم است تا آن‌ها بتوانند آن طرف هضمش کنند؛ دوم اینکه به صورت آبرومندانه صورت بگیرد که حرف معقولی است و خودمان هم اینجا رعایت می‌کنیم؛ سوم اینکه در زمان بازگرداندن اموال این‌ها، مثلاً اگر طلبی دارند، مورداحترام واقع شوند. خیلی از آن‌ها اینجا خانه اجاره کرده بودند و باید رهنشان را پس بگیرند. 
- اراده سیاسی برای ازسرگیری روابط بین ایران و سوریه وجود دارد؟
واقعیت این است که ما عجله‌ای برای ازسرگیری روابط نداریم. شرایط فعلی سوریه بسیار دشوار است و این کشور با مشکلات متعددی مواجه است. امکان تجزیه، جنگ داخلی و جنگ‌های قومی وجود دارد و مسائل اقتصادی نیز چالش‌های عمده‌ای را ایجاد کرده است. ما هیچ قصدی برای دخالت در امور داخلی سوریه نداریم و برقراری ارتباط سیاسی هم برای ما اولویت فوری نیست. 
تاکنون سیگنالی از هیچ طرف دریافت نکرده‌ایم و منتظر هستیم تا شرایط مناسب برای برقراری رابطه فراهم شود. درباره پرواز لاریجانی از بغداد به بیروت، مسیر انتخابی ممکن است به دلایل امنیتی یا دیگر عوامل باشد. 

  هنوز  اختلاف‌هایی با ریاض درباره برخی مسائل منطقه‌ای داریم
- آیا رایزنی‌ها یا مشورت‌هایی بین شما و همتای سعودی در جریان است؟ فکر می‌کنید که لبنان همچنان نقطه اختلاف تهران و ریاض است؟
روابط ما با عربستان در چند سال گذشته، به اعتقاد من، در یک سال گذشته علی‌رغم همه ناملایمات منطقه پیشرفت بسیار خوبی داشت و ما حداقل یک فهم و درک بهتر از یکدیگر داریم. این اصلاً به معنای این نیست که اختلافات ما حل شده است؛ چراکه در بعضی مسائل اختلافات ما کمتر شده، در برخی جاها حل شده و در برخی جاها کمتر شده؛ ولی همچنان اختلافاتی در خصوص مسائل مختلف منطقه‌ای بخصوص داریم که طبیعی هم است.
مثلاً ما در مراسم حج امسال برخورد بسیار خوبی داشتیم و یک حج بدون مشکل را تجربه کردیم. فقط خورد به بحث جنگ و بازگشت حجاج که دولت عربستان همکاری بسیار مساعدی انجام داد برای بازگشت حجاج از مرز زمینی عراق و ما از این جهت واقعاً تشکر می‌کنیم. یعنی اصلاً دیگر آن فضاهای سابقی که تلخی بین ما وجود داشته باشد را الان من شاهد نیستم. با وزیر خارجه عربستان من مرتب تماس دارم و هر موقع لازم باشد با هم گفت‌وگو می‌کنیم.
ما هیچ دخالتی در امور داخلی لبنان نکرده‌ایم و قصد هم نداریم انجام دهیم. مسائل لبنان مربوط به خود لبنانی‌هاست و در گفت‌وگوهای ملی باید حل‌وفصل شود.
اگر این بیان دیدگاه از طرف ما دخالت است، پس کسانی که طرح می‌دهند و حضور دارند در صحنه سیاسی لبنان و ایفای نقش می‌کنند، اسمش چیست؟ ما دیدگاه‌های خودمان را بیان کرده‌ایم؛ از جمله در خصوص سلاح مقاومت، ما یک دیدگاه کاملاً مشخص داریم. سلاح مقاومت، عرض می‌کنم، اختصاصی به لبنان است و جای دیگری ندارد.

 مردم غزه به قطعنامه نیاز  ندارند؛ به غذا نیاز  دارند
- شما در یک سال اخیر دیپلماسی پویایی را پیش بردید برای پیگیری حق مردم غزه. اخیراً هم ظاهراً یک پیشنهاد از سوی ایران برای تشکیل جلسه مجدد داده شده است. این جلسات دائماً در حال برگزاری است؛ اما متأسفانه نسل‌کشی اسرائیل در غزه همچنان ادامه دارد. ابتکارهای جدیدی روی میز هست؟ گزارشی از اقدامات وزارت خارجه در حوزه غزه بفرمایید.
درمورد غزه واقعاً نه، ما، تقریباً همه کشورهای منطقه و همه کشورهای اسلامی آنچه از لحاظ سیاسی از دستشان برمی‌آمده، انجام داده‌اند؛ منتها واقعیت به ما می‌گوید که صرف برخوردهای سیاسی کافی نیست. من در تماس‌هایی که با برخی از کشورهای منطقه داشتم و درخواست جلسه اضطراری سازمان همکاری اسلامی کردم، خودم گفتم قبلش که می‌فهمم مردم غزه به اجلاس‌های ما و به قطعنامه‌های ما احتیاج ندارند، به غذا احتیاج دارند و از اجلاس ما هم غذایی درنمی‌آید برای آن‌ها؛ ولی در این شرایط چه کار دیگری می‌شود کرد؟ حداقل جمع شویم و صدای واحد خودمان را به گوش دنیا برسانیم. من خودم می‌دانم این کافی نیست؛ ولی حداقل کاری است که می‌شود انجام داد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی