[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۷۹
  • دوره جدید

خسران در اعتماد، روزنامه شیراز نوین

موضوع دزدی درکشور درحال رسیدن به نقطه اوج است. یک ماراتون بزرگ با حضوردست اندرکاران اموراجرایی درحال برگزاری است و این روزها ازهمه صنفی درآن مشارکت دارند. داستان صدرا این بار تیر خلاصی بود که به افکار و اعتماد عمومی ‌زده شد. اصولاً با وجود مواد قانونی و اصل نظارت و با حضور دستگاه حراست و بازرسی درشهرداری‌ها نیازی به تشکیل دستگاه عریض وطویلی به‌نام شوراها نبود که این اتفاق زمانی درعالم سیاست افتاد که می‌خواستند باور مشارکت مردم درامور مربوط به خودشان را به رخ همان مردم بکشانند.  چرایی اصل سیاسی بودن شوراهای شهر و روستا را باید به وقت خودش مورد بررسی قرار داد و انکارکنندگان سیاسی نبودن شوراها باید یک دلیل قانع کننده  بیاورند که از روز نخست تاکنون چه اتفاقی درحوزه افزایش درآمدهای شهری افتاده است و درکنار آن باید به موضوع تصاعدی انحلال شوراها به دلایل فساد اقتصادی وسایر موارد نیز پرداخته شود...

درواقع دراین روند بیهوده امور به‌دست افرادی صاحب نفوذ می‌افتد تا به نفوذ خود مشروعیت بخشند. شوراها برای این تشکیل شدند تا نظارت عالی برعملکرد شهرداری‌ها داشته‌باشند، این درحالی است که جماعتی هم باید مواظب شوراها باشند.
از داستان شوراها که بگذریم روند فساد درسطوح بالاتر نیز درحال اتفاق است. گویا جوان‌تر‌ها از پایین دست شروع می‌کنند تا به خزانه بانک مرکزی و سایر نهادها وسازمان‌ها برسند. اخیراً دادگاه 9 اخلالگر ارزی که در بانک مرکزی سفره پهن کرده بودند در پایتخت برگزار شده است. داستان از دستگیری چند دلار فروش خرده پا آغاز می‌شود. سپس بعضی صرافان دستگیر می‌شوند تا  به سرچشمه دلارها دربانک مرکزی می‌رسیم. سرچشمه‌ای که در آن آقایان با خیال راحت ارز مملکت را در بازار آزاد می‌فروختند و هر کس دستمزدش را از میلیون تا میلیارد برمی‌داشته است.
حالا دستگاه قضایی با ورود به ماجرا، درحال بازداشت ومحاکمه دزدان است. به قول شاعر، «گر حکم شود که مست گیرند _در شهر هر آنچه هست گیرند». آقایان مسئول کمی‌آرام‌تر، بگذارید مردم هم دراین وانفسای اقتصادی نفسی تازه کنند. بگذارید از یک خبر اختلاس تا خبر بعدی اندی بگذرد. بلاشک دراین رهگذر از اعتماد مردم که چیزی باقی نمانده است اما اگر اعتقاد دارید از منابع وثروت‌‌های‌شان چیزی باقی مانده است کمی‌صبر کنید وخدا ترس باشید.
در نگاهی دیگر به ماجرا، همه بخش‌‌های‌ اقتصادی درگیر فساد شده است. محتکران درهمه بخش‌ها حضور دارند ودایم درحال دریافت اخطار هستند. با تشدید اخطارها برعلیه محتکران اما فشارتورم و نایابی اقلام مورد نیازمردم بیشتر می‌شود. حالا باید دید چرا اقلام مورد نیازمردم تا به این حد وابسته به محتکران و مختلسان است.
داستان از این قرار است که اقتصاد ایران تک محصولی و وابسته به نفت است وکافی است دلالان درگلوگاه‌های  نفتی کشور مستقر شوند. ازآنجایی که گلوگاه‌های نفتی دردست دولت است این جماعت با تشکیل حزب وموجه جلوه دادن فعالیت‌‌های‌ خود در قاب سیاست درهر انتخابات با به‌ دست‌گیری قدرت دوره‌ای سعی دارند به اهداف خود دست پیدا کنند. برخی چهره‌‌های‌ پاک و آرمان‌گرا به درون این احزاب جذب می‌شوند وبا گذر زمان چنان آلوده و قربانی می‌شوند که راهی به بازگشت ندارند. دراین میان باید به آسیب‌دیدگی اعتماد مردم نیز اشاره داشت چرا که این آسیب‌دیدگی برسیر فرهنگی و استقلال‌طلبانه آنان تأثیرات غیرقابل جبرانی می‌گذارد.
این قلم براین باور است که وعده‌‌های‌ محقق نشده درطول سال‌های گذشته و عدم عذرخواهی از پیشگاه ملت بزرگترین ضربه را به اعتماد و اصول اعتقادی ملت وارد کرده است ومی‌طلبد دست‌اندرکاران امور سیاسی به بازسازی این روند اقدام عاجل کنند.
ملت انتظار دارند سران احزاب سیاسی و نیزعوامل دولتی که از درون احزاب سر به درآورده‌اند نسبت به ادامه روند مسئولیتی خود تجدیدنظر کنند، چراکه این تجدیدنظر می‌تواند نسبت به  بازسازی اعتماد ملت مؤثر باشد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی