[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۳
  • دوره جدید

روزنامه‌نگار بد، روزنامه شیراز نوین


فاصله میان روزنامه‌نگاران خوب تا خبرنگاران بد از زمین تا آسمان است. گروهی شرافت‌مندانه به عهد و رسالت حرفه‌ای خود پایدار مانده‌اند و شمار محدودی برای کسب رانت و نفوذ و تسویه حساب به هر بهانه‌ای متوسل می‌شوند. از این رو بسیاری از رسانه‌ها جایگاه دیروز خود را فروباخته و جامعه به آن‌ها در مقام دیده‌بان‌هایی تیزبین، مدعی العموم‌هایی شجاع و رسانه‌های راستین نمی‌نگرد. به همین دلیل بسیاری از رسانه‌ها از سبد فرهنگی خانواده حذف شدند و مردم درددل‌ها و دل‌مشغولی‌های خود را در میان تیترها و میان تیترهای جراید نمی‌بینند. در حقیقت شماری از ما به جای آن که وامدار مردم و چالش‌های پیش روی آن‌ها باشیم، به زیرمجموعه‌ای از روابط عمومی‌ها بدل شده‌ایم و در میان حجم عظیمی از انعکاس اخبار و بازگویی رویدادها، نشانی از انتقاد منصفانه و تحلیل کارشناسانه که به منظور سازندگی و بهبود امور باشد، دیده نمی‌شود...

شاید خبرنگار موظف باشد به پاسداشت حرمت قلم از نارسایی‌‌هایی روزمره به آسانی عبور نکند و از زنده بادها و مرده‌بادهای جاهلانه بسان شعبان بی‌مخ‌ها  اجتناب ورزد. 
برای این‌که ما روزنامه‌نگاران خوبی در حوزه‌‌های‌  اجتماعی نباشیم مثال‌‌های‌ متعددی وجود دارد. در طول سال گذشته چند گزارش تأثیرگذار ارایه کرده‌ایم که زمینه ساماندهی کودکان کار را فراهم کرده باشد؟ کدام‌یک از دست نوشته‌‌های‌ ما توانست با نگاهی عمیق و دلسوزانه به مشکلات کارتن‌خواب‌ها و معتادان خیابانی بپردازد و باعث گسترش کمپ‌‌های‌ ترک اعتیاد شود؟ آیا گزارشی بود که با صدایی رسا و ادبیات فراجناحی کمبود امکانات برای نگهداری آن‌ها را جار بزند؟ ما برای وضعیت ناگوار زنان خیابانی چه کردیم؟ چه کسی می‌داند آن‌ها از بام تا شام مورد چه هتک حرمت‌‌هایی قرار می‌گیرند و چند شب با گرسنگی در آغوش سنگلاخ رودخانه خشک آرمیده‌اند؟ کدام‌یک از گزارش‌‌های‌ ما با نگاهی انسان‌دوستانه و فارغ از قضاوت‌‌های‌  سرزنش‌آمیز به مشکلات آن‌ها پرداخت و مسبب جریان‌سازی مثبتی در این زمینه شد؟ شاید در بهترین حالت ممکن جوابیه‌ای ‌از همان دستگاه مذبور ارایه شد و پس از آن سکوتی عمیق بر رسانه سایه افکند. در طی این همه سال که از فعالیت رسانه‌ای ‌ما می‌گذرد آیا توانسته‌ایم گزارشی همانند گزارش گور‌خواب‌‌های‌ پایتخت تهیه کنیم و مسئولان را به تکاپو وا داریم؟
شاید ما در حوزه فرهنگ هم روزنامه‌نگاران خوبی نبوده‌ایم. سقف سینماهای شهر یکی پس از دیگری فرو می‌ریزد و سالن‌‌های‌  نمایش به کام آتش فرو می‌رود، ولی بسیاری از ما دغدغه‌مند این فاجعه اجتماعی نیستیم و از کنار همه شهرهایی که بی‌سینما مانده‌اند، به آسانی عبور می‌کنیم. در مورد گروهک فئودالی که از آن‌ها به عنوان مافیای اکران یاد می‌شود چقدر تحقیق و تفحص و افشاگری کرده‌ایم؟ آیا نظرات مردم کوچه و بازار را درباره تعطیلی دستوری کنسرت‌ها جویا شدیم؟ آیا هیچ‌کسی از آن دستگاه عریض و طویل با آن ردیف بودجه فربه پرسیده است که دستاوردهای فرهنگی‌اش برای کلیت جامعه چه بوده است و چرا همه سرمایه‌اش در اختیار اقلیت خاصی قرار داده است؟ مگر بیت‌المال متعلق به همه مردم نیست و نباید در خدمت ارتقا فرهنگ عمومی‌درآید؟ 
شاید ما درحوزه‌‌های‌  اقتصادی هم روزنامه‌نگاران خوبی نبودیم. کدام‌یک از ما درباره مؤسسه‌‌های‌ مالی و اعتباری غیرمجاز و خونی که آ‌ن‌ها از مردم در شیشه می‌کنند، گزارش جامعی تهیه کرده است؟ آیا رسانه به راستی توانسته است خواسته بر حق مردمی‌که پس اندازهای ناچیزشان را از دست رفته می‌دیدند، انعکاس دهند؟ همین مردمی‌که در همه بزنگاه‌‌های‌ سیاسی و پیچ‌‌های‌ تاریخی با اقتدار به پای نظام ایستاده‌اند. کدام گزارش ما در حوزه اقتصادی سبب شد تا مصوبه‌‌هایی درباره رشد لجام‌گسیخته و بی‌ضابطه اجاره‌خانه‌ها تصویب شود؟ آیا توانستیم درباره نرخ تورم به تحلیل منصفانه و فراجناحی بپردازیم؟ چقدر از خودروسازان درباره اتهام احتکار تحقیق و تفحص کردیم و چه پاسخی از آن‌ها شنیدیم؟ متأسفانه در حوزه‌‌های‌ ورزشی هم چندان روزنامه‌نگاران خوبی نبودیم. مطالب و گزارش‌‌های‌ تحلیلی ما نتوانست همچون مدعی‌العمومی‌ دلسوز مدیرانی که آتش بر بیت‌المال می‌زنند را وادار به پاسخگویی کند. چند گزارش به دلایل تبعید فوتبال فارس از لیگ برتر پرداخت و ماحصل آن‌ها چه شد؟ آیا توانستیم تحلیل جامعی پیرامون تیم‌‌های‌ مظلوم شهرستانی که بدون حامی‌ مانده‌اند، ارایه کنیم؟ کدام‌یک از گزارش‌‌های‌ ما توانست در کوتاهی دست دلالان از ورزش استان جریان‌سازی کند؟ چه کسی از صنایع فارس پرسید که چرا اسپانسر مالی سرخابی‌ها شده‌اید؟
برای این‌که ما روزنامه‌نگاران خوبی نباشیم دلایل مختلفی وجود دارد. گروهی از ما خطوط قرمز خیالی گرداگرد قلم و اندیشه خود رسم کرده‌ایم؛ در حالی که در واقعیت نشانی از آن نیست و از مطرح کردن هرگونه انتقادی می‌هراسیم. گروهی عمده‌ای‌ از روزنامه‌نگاران هم به دلیل گرداب‌‌های‌  اقتصادی که در آن‌ها گرفتار آمده‌اند انگار چاره‌ای‌ جز مدح و ستایش برای‌شان نمانده و از هرگونه انتقادی که در زمره رسالت حرفه‌ای‌شان قرار می‌گیرد، اجتناب می‌ورزند. البته جایگاه روزنامه نگاری توسط گروه انگشت‌شماری هم غصب شده است. آن‌ها می‌توانستند یک کارمند خوب شوند، اما نگاه عامیانه و درآمیخته با لمپنیسم‌شان به روزنامه‌نگاری مسبب افول رسانه شده است. گروهی از فعالان عرصه مطبوعات بیشتر از آن‌که دغدغه مردم‌مداری در اندیشه‌شان جاری باشد، شیفته کسب درآمد و جایگاه در این حوزه‌اند. 
در پایان می‌توان به این نکته اشاره کرد که رسانه بی‌مخاطب، مدیومی‌مرده است و جامعه مطبوعاتی برای ادامه حیات چاره‌ای‌جز بازگشت به سوی مردم ندارند. فاصله میان روزنامه‌نگاران خوب تا خبرنگاران بد از زمین تا آسمان است. به احترام روزنامه‌نگاران خوب، متعهد، مردم‌مدار، ارزشی و آزاداندیش باید قیام کرد. آن‌هایی که در پایتخت فرهنگی ایران با همه مشکلات و چالش‌‌هایی که پیش رو دارند، با مجاهدت و سخت‌کوشی سرگرم خدمت‌رسانی به مردم هستند. برای زنده ماندن باید به سوی مردم بازگشت.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی