[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۴
  • دوره جدید

از وین تا بیاریتز، روزنامه شیراز نوین


تاریخچه مذکرات هسته‌ای ‌ایران شاید به سال‌های 2002 ویا 2003 میلادی باز می‌گردد. زمانی‌که اروپا و آمریکا خواستارعدم تلاش ودستیابی ایران به موارد غنی‌سازی اورانیوم شدند. مواردی که توسط سرویس‌‌های‌  جاسوسی خارجی کشف و موضوع به آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای و سازمان ملل کشیده شده بود. دستاورد این گزارش برای سرویس‌‌های‌ جاسوسی خارجی تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه ایران بود. ابزاری که می‌توانست جریان فشار به مردم را به جریان ناراضی تراشی تبدیل کند. 
ازسال 1382 ه.ش تا کنون بیانیه‌‌های‌ مختلفی و توافق‌نامه‌های متعددی در بعد بین‌المللی دراین خصوص صادر و منعقد شده است...

بیانیه سعدآباد، توافق نامه بروکسل، پاریس، مذاکرات نیویورک، ژنو4، ژنو5، ژنو6، مذاکرات لوزان، مذاکرات نهایی وین و سرانجام لغو تحریم‌ها و امضای برجام در سال 1394ه.ش در شمار این تلاش‌ها بوده است. 
درهرصورت و درتمام این سال‌ها دولت‌‌های‌ وقت درکشورمان تلاش کردند گاهی برمدار مدارا و گاهی از در صبر و مقاومت پاسخ‌‌های‌ لازم را به کشورهای مذاکره کننده بدهند. تمام این تلاش‌ها به برجام ختم شد اما با تغییر سیاست در هیئت حاکمه آمریکا این بار جمهوری‌خواهان بودند که ساز مخالف زدند و برجام را یک طرفه باطل و از آن خارج شدند. 
با خروج جمهوری‌خواهان آمریکا از برجام، رویکرد این توافق‌نامه بین‌المللی به کلی تغییر کرد. آمریکا به عنوان دارنده اقتصاد اول جهان، تمام کشورهای درحال تعامل با ایران را تهدید به تحریم کرد و با این تفاصیل روزهای سخت برای ملت ایران آغاز شد. 
تمام این تلاش‌ها حول یک محور می‌چرخید و آن اولویت جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و کاهش تنش‌ها در خلیج فارس بود. درحالی که رهبر معظم انقلاب بارها از موضع قدرت و نه تسلیم دستیابی به سلاح هسته‌ای ‌را حرام اعلام کرده بودند اما این دولت آمریکا بود که برطبل جنگ ومحاصره اقتصادی ایران کوبید.
حالا سران گروه هفت در شهر بیاریتز فرانسه گرد هم آمده‌اند تا راهی برای کاهش وخاتمه تنش در خلیج فارس بیابند چرا که این شاهراه حیاتی و استراتژیک جهان در دست ایران است و ایرانیان با پیشرفته‌ترین سلاح‌‌های‌ موشکی حراست از این دروازه اقتصادی را برعهده گرفته‌اند.
پبشتر رئیس‌جمهور ایران اعلام داشته بود که اگر نفت ایران صادر نشود نفت دیگر کشورهای منطقه نیز از این نقطه صادرنخواهد شد. پافشاری براین خواسته کار را به توقیف برخی نفت‌کش‌ها کشاند که با اقدام متقابل برخی کشورها درمورد نفت‌کش‌‌های‌  ایرانی مواجه شدیم. تنش به ابعاد نظامی‌هم کشانده شد و پهپاد آمریکا هدف پدافند موشکی ایران قرار گرفت والبته تا این لحظه اقدام متقابلی از سوی نظامیان آمریکا ویا متحدان آنان رخ نداده است. 
حالا دوباره امور برای کاهش تنش به سیاستمداران سپرده شده است. رئیس‌جمهور فرانسه این‌بار وظیفه میانجی را برعهده گرفته است. امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه با اختیارات کامل، وظیفه این مذاکرات سیاسی را برعهده دارد و در اولین قدم از آمریکا در مورد کاهش تحریم‌ها استمداد خواسته است تا با کاهش تحریم‌ها خصوصاً در ابعاد فروش نفت بتواند سران نظام اسلامی‌ایران را پای میز مذاکره دوباره بکشاند. 
در یک نگاه کلی می‌توان این‌گونه برداشت کرد که حتی اگر نبردی رخ می‌داد بازهم باید پای میز مذاکره مسایل حل و فصل می‌شد. یک یا چند دولت پا درمیانی می‌کردند تا آتش‌بس رخ دهد وسیاسیون تمایلات خودرا برای خاتمه درگیری اعلام کنند. هر چند، هم اکنون نیزشرایط یک شرایط سخت جنگی درمیدان اقتصادی است وآسیب‌‌های‌ شدیدی از این درگیری هویداست. 
عدم فروش نفت، اقتصاد کشور را به شدت تحت‌تأثیر خود قرار داده است. دولت ایران پس از چهل سال نفت‌فروشی به یک باره به فکر درآمدهای غیرنفتی افتاده است آن‌هم در شرایط اجرای سیاست‌‌های‌  اقتصاد مقاومتی. پرداخت مالیات درچنین شرایطی روند تولید را متوقف کرده است. کارآفرینان قادر به ادامه فعالیت نیستند و اشتغال به شدت تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. فشار برتولید مهلک‌ترین سم برای حیات اقتصادی است. 
با تمام این اوصاف دست دولت به‌صورت مستقیم درجیب مردم رفته است. مردمی‌که حالا شرایط مساعدی ندارند و برای حفاظت از قدرت اقتصادی خود سعی درخروج از کشور دارند. ترکیه و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس بهترین نقطه برای سرمایه‌گذاری ایرانیان است. از طلافروش گرفته تا سازندگان املاک راهی ترکیه وقطر شده‌اند. سرمایه‌ها درحال خروج از کشور است حتی اگر دولت سخت‌ترین شرایط را برای خروج آن درنظر بگیرد بازهم سرمایه گذاران ایرانی ترجیح می‌دهند برای همیشه به این داستان خاتمه دهند. 
بازی دولت با اقتصاد با سرازیر کردن ارز به بازار شروع شد. تورم به سرعت فراگیر و بعضی که بهانه به دستشان افتاده بود با ارزدولتی 4200تومانی، آن کردند که نباید. دلار تا مرز بیست‌هزار تومان رفت وپول ملی بی‌ارزش‌ترین زمان خودرا تجربه کرد. موضوع بنزین وکسب درآمد از فروش داخلی آن  نادرست‌ترین روش درآمدزایی است که دولت درکمین آن نشسته است. 
در واقع دولت بدون ایجاد زیر ساخت‌ها ومهار تورم اگربه افزایش قیمت سوخت دست بزند باید فاتحه حیات اقتصادی را خواند چرا که تورم درانتظار این حرکت غلط دولت است تا به همه چیز پایان دهد. 
مصیبتی که حالا دستگاه قضایی با آن طرف حساب شده،  شناسایی ومجازات افراد درصف خودی است که آب به آسیاب دشمن ریخته‌اند، خودی‌‌هایی که بی‌شمارند ودراین میان سودهای کلانی به جیب زدند و از کشور خارج نمودند. 
بدون مشارکت بخش خصوصی فعال ومستقل از رانت و فساددولتی و بدون فعالیت تعاونی‌ها که حاصل تجمیع ثروت اندک سرمایه‌گذاران خرد است و بدون تعامل اقتصادی با جهان امکان ادامه مسیر ممکن نیست. باید پذیرفت اقتصاد ما هیچ‌گاه درون‌گرا نبوده است. تولید درایران وابسته به مواد اولیه وارداتی است. 
موضوع  تنها به فروش ارز در کنار خیابان خلاصه نمی‌شود بلکه تأثیرات ناشی از این عمل زشت برکل اقتصاد ایران نمایان است. 
اقتصادی که بر روابط اجتماعی سیاسی ما تأثیر می‌گذارد و می‌طلبد دلسوزان کشور هرچه سریع‌تر فکری شایسته وبایسته دراین خصوص بنمایند. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی