[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۴
  • دوره جدید

چرتکه اندازی، روزنامه شیراز نوین

 اقتصاد باید جهانی باشد. اینکه فکر کنیم هنوز با چرتکه می‌توانیم حساب وکتاب کنیم یک فکر بچه‌گانه است که متأسفانه توسط عده‌ای قاچاقچی درحال ترویج است وباید سری به مناطق مرزی ونقاط ورودی و خروجی کالا زد ودید چه خبر است.
یکی از کسبه شیرازی می‌گفت: شانه سر را می‌فروختم 50هزار تومان، حالا شده 150هزار تومان، گفتم شانه سر مگر ایرانی نیست؟ گفت: ای آقا ایرانی کجا بوده همه چیز وارداتی است و درگمرک گیر کرده. آقایی 2میلیارد کالا وارد گمرک کرده یک‌سال ونیم است گرفتار شده، هرچه تلاش می‌کند این اجناس را از راه قانونی ومنطقی وارد کند نتوانسته واگر هم بتواند هزینه‌های ترخیص آن‌قدر گران شده که باید گران به‌دست مصرف‌کننده برساند...

ز طرفی ناامید از ترخیص قانونی در فکر ورود قاچاقی کالاهاست. دراین شرایط باید کانتینرها را به یک مقصد درحاشیه خلیج‌فارس باز فرستد وکارتن‌کارتن از راه قاچاق وارد کشور کند و با این روش هم باید زمان بخرد وهم هزینه‌ها‌ سربه فلک می‌شکند. گاهی فکر می‌کنم چرا با اقتصاد کشور این بازی‌ها‌ را کردند. اقتصادی که داشت کار خودش را انجام می‌داد ویک مرتبه سیاست قاطی اش کردند و این معجون غیرقابل پذیرش به‌دست آمد. اقتصاد ایران همان اقتصادی بود که انقلاب را به پیروزی رساند. حمایت بازار از انقلاب وصف ناپذیر وغیر قابل انکار است. همین اقتصاد وهمین بازار، هشت سال جنگ را اداره کرد.
بازارحمایت‌های ‌همه جانبه‌ای از جنگ در ستادهای تعیین شده داشت. شهدای بسیاری از صف بازاریان تقدیم دفاع مقدس شد. این بدان معناست که بازار کشور از صداقت وپاکی بسیاری برخوردار بود. صداقتی که کسبه را حبیب خدا کرده بود. اصولاً تمام گرفتاری‌ها‌ درهمین بازار حل وفصل می‌شد وگره‌ای نبود که در بازار باز نشود. 
حالا بازار دچار اختاپوس فساد شده است. از هر طرف یک نقشه شوم برای بازار می‌کشند، بازاری که باید اقتصاد این ملک را ساماندهی کند. بخش‌های ‌بسیاری از اشتغال کشور درهمین بازار خلاصه می‌شد، ازدواج، جهیزیه، مسکن و هرآنچه درقالب خیر و برکت فرض کنید در بازار و اقتصاد منشعب ازآن شکل می‌گرفت. بازاری که حالا به رکود کشیده شده و فساد از همه طرف احاطه‌اش کرده است. 
داد و ستد دربازار و انجام کارهای اقتصادی بزرگ در سطح بین‌المللی چیزی نیست که امروز دولت‌ها‌ بخواهند به ملت دیکته کنند. روند بازار واقتصاد منشعب از آن یک حرکت خودجوش و کسب درآمد حلال در بازار یک سنت و روش میراثی است. باید دید حالا و با نسخه‌های‌ دولتی چه بر سر این بازار و اقتصادش آمده است. دربعضی خیابان‌های شیراز که مجتمع‌های ‌بزرگ تجاری با اهداف اشتغال و داد و ستد ملی و بین‌المللی احداث شده بود حالا سایه رکود را احساس می‌کنیم. بسیاری واحدهای صنفی یا واگذار شده و مالک و یا مستأجران جدید در انتظار گشایشی برای آغاز فعالیت هستند ویا به کل تعطیل شده‌اند. از پشت شیشه‌های ‌این واحدهای صنفی درون مجتمع‌های‌تجاری می‌توان خاک نحس رکود را دید. قبض‌های ‌برق وآبی که ماه‌هاست ارسال و با خاک قاطی شده و معجون عدم پرداخت را تولید کرده است.  از طرفی قدرت خرید از مردم گرفته شده و انگار همه در انتظار گشایشی هستند. گاهی خبری از سوی دولت منتشر و بازار آماده حرکتی نو می‌شود اما سیاست‌های ‌انتظاری همچنان ادامه دارد. عده‌ای هم تحت‌عنوان مدیر ومسئول آن بالا نشسته‌اند وحرف‌هایی می‌زنند که در واقعیت مصداقی ندارد. مثلاً همین داستان هفته دولت که افراد اگر اخبارریز ودرشت افتتاحیه‌ها‌ را دنبال کنند احساس می‌کنند در مدینه فاضله زندگی می‌کنند. انگار همه چیز بروفق مراد است ودر یک‌سال گذشته یعنی از هفته دولت 97 تا هفته دولت 98 کارهای بزرگی انجام شده که تأثیرات آن درحوزه اشتغال و معیشت امروز هویداست.  دولتی‌ها ‌وآنانکه آرای مردم را به همراه دارند بدانند اقتصاد وبازار در رکود شدیدی به سر می‌برد. اختاپوس فساد ریشه همه چیز را سوزانده، به طوری‌که امسال دریک اقدام عجیب وبه بهانه نبود کاغذ وجوک تحریم‌ها،‌ دانش‌آموزان حتی از خریدکیف وکتاب و دفتر هم بازمانده‌اند. اینکه عده‌ای قاچاقچی نبض بازار را به‌دست گیرند و این شود که نباید می‌شد، اصولی، شایسته و زیبنده ما نیست. 
گروهی اسب‌ها ‌را زین کرده‌اند اما نه برای خدمت به ملت که برای تاختن تا میدان دولت. این دولت خواستن است که فلسفه شیفتگی خدمت را محو کرده است. اگر گاهی به فکر مردم باشیم شاید نامی‌نیک ازخود برجای گذاریم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی