[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۴
  • دوره جدید

مربی ما بهترین رفیق ماست، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: مریم نوری با وجود سن کم، یکی از بازیکنان قدیمی ‌پارس‌آرا محسوب می‌شود. او سال گذشته همواره یکی از بهترین بازیکنان این تیم لیگ برتری بود و امسال هم با کمک او و سایر بازیکنان، این نماینده بی‌ادعای شیراز توانسته نتایج بسیار خوبی کسب کند و پس از سه پیروزی متوالی، روز جمعه در شیراز مغلوب نماینده تهران شد.
یک روز پیش از مسابقه پارس‌آرا و رهیاب گستر، با مریم نوری بازیکن شماره هشت و 23 ساله پارس‌آرا  گفت و گویی کردیم که در ادامه می‌خوانید.
فکر می‌کردید بعد از گذشت سه هفته در صدر جدول باشید؟
بله. حداقل روی پیروزی در دو بازی حساب می‌کردیم. بچه‌ها هم رفته رفته تلاش و هماهنگی‌شان بیشتر شد و توانستیم هر سه بازی را ببریم. هدف ما این است که بازی به بازی بهتر شویم و نتایج بهتری کسب کنیم.
امیدوار هستید همین بالا بمانید و حتی قهرمان شوید؟
تیم ما برای قهرمانی بسته نشده. نه از لحاظ بازیکن و نه از لحاظ مالی در حد قهرمانی نیستیم، اما تلاشمان را می‌کنیم.
از خودت در این چند هفته راضی هستی؟
نه. هنوز آن انتظاری که از خودم دارم برآورده نشده. نمی‌دانم بقیه من را چطور دیده اند، اما انتظارم از خودم بالاتر است.
چند دقیقه بازی کردی؟
در همه بازی‌ها به جز دو سه دقیقه، بقیه دقایق را در زمین بوده‌ام.
چند گل زدی و چند پاس گل دادی؟
یک گل در بازی اول زدم. دو سه پاس هم دادم که در نهایت منجر به گل شد. یعنی من کلاً همیشه حکم نفر سوم را دارم. بازی‌سازی می‌کنم و توپ را می‌رسانم به کسی که می‌خواهد پاس گل را بدهد. اما کلاً مهم این است که برای تیم مفید باشم و کاری کنم تیم نتیجه بگیرد.
متولد چه سالی هستی و در کجا؟
متولد 1375 هستم در لار. اما از سه سالگی در شیراز بزرگ شدم.
چه شد به سمت فوتسال آمدی؟
از بچگی با برادرها فوتبال و فوتسال بازی می‌کردم و علاقه‌مند بودم. بعد هم که به دبیرستان رفتم در مسابقات بین مدارس آموزش و پرورش شرکت کردم و پله پله بالا آمدم. خانم برزگر از همان زمان مربی ما بود و از 14-15 سالگی با ایشان هستم. فقط یک سال به تیم کارا رفتم و با خانم یاری کار کردم و دوباره برگشتم پیش خانم برزگر.
دغدغه یک دختر فوتسالیست چیست؟
اگر بخواهم از کم‌توجهی به بانوان بگویم که یک چیز تکراری‌ست. واقعاً به ما کم‌لطفی می‌شود در مقایسه با آقایان. دغدغه اصلی اما مسئله مالی است. قرارداد درستی با ما بسته نمی‌شود و اگر هم قراردادی ببندیم، آن‌قدر ناچیز است که به چشم نمی‌آید. نه می‌شود خرج آن‌چنانی کرد و نه پس‌انداز. اینکه می‌گویم فقط مربوط به ما نیست و شامل تمام تیم‌ها می‌شود. همان تیم سایپا هم به بازیکن ملی‌پوشش بیشتر از 50 میلیون نمی‌دهد. دیگر خودتان حساب کنید بقیه تیم‌ها چه وضعیتی دارند. 
به نظر تو آقایان و خانم‌ها باید به یک اندازه پول بگیرند؟
نمی‌گویم مساوی، اما انقدر اجحاف هم درست نیست. الان اگر توجه به آقایان را 100 در نظر بگیریم، خانم‌ها یک و دو هم نیستند. ماهایی که تمام وقتمان را صرف ورزش می‌کنیم، دیگر وقت و انرژی نداریم برای پرداختن به کار دیگر. در ورزش حرفه‌ای دنیا خانم‌ها راحت ورزش می‌کنند؛ اما در ایران وضعیت خوب نیست و در شیراز که دیگر هیچ. وضعیت آقایان هم در شیراز تعریفی ندارد، چه برسد به خانم‌ها.
مسافرت‌های طولانی با اتوبوس چطور می‌گذرد؟
خیلی خوش می‌گذرد (خنده). شما فکر کنید از شیراز تا ساری تقریباً یک شبانه‌روز کامل در راه هستیم. خیلی سخت می‌گذرد. دیگر چه توانی برای بازیکن باقی می‌ماند؟ بنده خدا آقای زارع خیلی تلاش می‌کند برای ما، اما تنهاست. خیلی‌ها هستند که می‌توانند کمک کنند که ما مجبور نباشیم به این شکل برویم به شهرهای دیگر. شاید به نظر برسد که در اتوبوس با دوستان خوش می‌گذرد؛ اما آن‌قدر سختی راه فشار می‌آورد که آدم یادش می‌رود چه کسی کنارش نشسته. سفر به ساری هم خیلی سخت بود؛ اما خدا را شکر که گذشت.
حالا یک بار هم باید بروید مشهد.
بله؛ اما امیدواریم تا آن روز یکی بیاید و کاری کند.
بهترین رفیق هم‌بازی؟
همه ما با هم رفیقیم.
یک نفر را اسم ببر.
نه فقط برای من، برای همه ما بهترین رفیقمان مربی‌مان است. خانم برزگر خیلی دلسوز هستند و جدا از اینکه مربی‌مان هستند، یک دوست واقعی هستند که همه حاضریم به خاطر ایشان تمام سختی‌ها را تحمل کنیم.
بداخلاقی هم می‌کند؟
به موقعش بله. خدا آن روز را نیاورد (خنده).
بازیکن مورد علاقه؟
رونالدوی پرتغالی و رونالدینیوی برزیلی. به نظر من رونالدینیو بهترین بازیکن فوتبال است.
به شماره هشت علاقه خاصی داری؟
علت خاصی ندارد؛ اما انرژی خاصی به من می‌دهد. من همیشه 8 پوشیده‌ام و دیگر به این شماره عادت کرده‌ام.
هدف بزرگت در فوتسال چیست؟
هدف همه بازیکنان رسیدن به تیم ملی است؛ اما من دوست دارم در دنیا هم شناخته شوم.
یعنی لژیونر شوی؟
بله. اگر خدا بخواهد. اگر بگذارند، اگر بشود. ما مثل آقایان نیستیم که هر تیمی ‌بگوید بیا، بتوانیم برویم. باید از هفت خوان رستم عبور کنیم. 
حرف پایانی؟
من یک جاهایی خیلی تحت فشار بودم و شاید اگر خانم برزگر نبودند، فوتسال را خیلی وقت پیش کنار می‌گذاشتم؛ چون فوتسال هیچ منفعت مالی برای ما ندارد. روی همه ما این فشار مالی وجود دارد و اگر هنوز هستم و تلاش می‌کنم، به خاطر کمک‌ها، دلسوزی‌ها و لطف خانم برزگر است. لازم است از ایشان تشکر کنم، هر چند تشکر خشک و خالی کافی نیست و همه باید سعی کنیم با عملکردمان از ایشان قدردانی کنیم. همچنین از آقای زارع که این‌قدر برای ورزش خانم‌ها تلاش می‌کند باید تشکر کنم. این که یک آقا این‌قدر وقت بگذارد برای ورزش بانوان، یک نقطه امید است برای ما. همچنین باید از خانواده‌ام تشکر کنم که خیلی برایم زحمت کشیدند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی