[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۰
  • دوره جدید

سال سرنوشت، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

شاید 2020 سال سرنوشت جهان باشد. رؤسای‌جمهور معمولاً دوره چهارسال اول را با مردم مداری و جلب نظر افکار عمومی به پایان رسانده و بسیاری از اقدامات را به دوره دوم ریاست جمهوری موکول می‌کنند. دونالد ترامپ هم از این قانون مستثتی نیست. بسیاری از سیاست‌های ‌او در چهارساله اول سکونت در کاخ سفید رادیکالی و منطق‌ستیزانه بود و نشانی از ژرف‌اندیشی‌های‌دیپلماتیک نداشت و حتی کهنه جمهوری‌خواهان هم در کنار دموکرات‌ها به مذمت و انتقاد می‌پرداختند. حال شرایطی را در نظر بگیرید که این رئیس‌جمهور پرحاشیه بتواند برای 4سال دیگر بر مسند کار نشسته و این بار نیازی به نظر مساعد مردم هم نداشته‌باشد. به طور حتم برافروختن آتش جنگ جهانی سوم دور از انتظار نیست...

 با این حال بسیاری بر این باورند دونالد ترامپ هیچ گاه هشت ساله نمی شود و رژیم افراطیش توسط مردم و منتقدان سرگون می‌گردد. در راستای ارزیابی عملکرد رئیس‌جمهور ایالات متحده با فراز و نشیب‌های ‌زیادی روبرو هستیم و او در هیچ حوزه‌ای عملکرد متوسط و خنثی‌ایی نداشته است.
موفقیت‌هایش را مرور کنیم. 
ترامپ با تکیه بر دلارهای عربی توانست سرانه تولید ناخالص ملی را در ایالات متحده افزایش دهد و این معنای رفاه اقتصادی برای شهروندان آمریکاست. او بسیاری از ساختارهایی که توسط دموکرات‌ها ‌بنا شده بود را به یک باره فروریخت و این امر محبوبیت دوچندانی را برایش به ارمغان آورد. از سوی دیگر مرزنشینان ایالات متحده به دلیل اعمال قوانین ضدمهاجرتی وی را تحسین می‌کنند و چنانچه بتواند دیوار مرزی را با هزینه مکزیکی‌ها ‌بنا کند، میزان محبوبیتش به مراتب افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر ترامپ از معاهده پاریس خارج شده و این به معنای رونق کارخانه‌ها‌ و کاهش تعداد بیکاران خواهد بود. هرچند که خروج از این معاهده محیط‌زیستی با گرمایش زمین در نهایت به ضرر همه جهانیان تمام می‌شود؛ اما برای رئیس‌جمهور پرحاشیه هیچ چیز مهم‌تر از کسب محبوبیت مقطعی و سکونت در کاخ سفید تا سال 2024 نیست.
اما همه این موفقیت‌ها‌ فقط یک روی سکه هستند و پاشنه‌های‌آشیل آقای رئیس‌جمهور هم انگشت‌شمار نیست. هر چقدر که دونالد ترامپ در عرصه‌های ‌داخلی توانست نظر مساعد گروهی از مردم را جلب کند، او در آوردگاه‌های ‌بین‌المللی یک بازنده تمام عیار است. رئیس‌جمهور پرحاشیه در هیچ یک از تعاملاتش با دنیای پیرامون نتوانسته به موفقیت دست یابد و جز رژیم اشغالگر قدس هیچ کس عملکردش را مقبول نمی‌داند. به کارنامه فرامرزی‌اش نگاهی گذرا بیندازید. کودتایش در ونزولا به شکست انجامید و اکثریت مردم به فراخوان‌های‌ چندباره خوآن گوآیدو پاسخ مثبت نداده‌اند. با آن که ترامپ در اقدامی پوپولیستی چند قدم در خاک کره‌شمالی قدم زد ولی هنوز ژنرال‌های‌کیم‌جونگ اون دست از آزمایش‌های‌ اتمی و موشک‌های ‌بالستیک برنداشته و آژیرهای وضعیت سرخ در هاوایی به حال آماده باش هستند. طالبان در حالی با مقامات ارشد آمریکایی در قطر مذاکره می‌کند که از کشتن سربازان آمریکایی در افغانستان دست برنداشته و کار به جایی رسیده که آقای رئیس‌جمهور چاره‌ای جز تعلیق مذاکرات برایش نمانده است. ترکیه هم با یک دهن‌کجی بزرگ به ایالات متحده از روسیه سلاح می‌خرد و در سوریه آشکارا بر خلاف میل ایالات متحده گام برمی‌دارد. ایران هم با هوشمندی گام به گام از برجام خارج می‌شود و این مسئله فشارهای همه جانبه‌ای را از سوی جهانیان بر ایالات متحده وارد می‌کند. رابطه گروهی از شیخ‌نشین‌های‌خلیج هم بسان گذشته با ترامپ صمیمانه نیست و آنها دیرهنگام بر این حقیقت اشراف یافتند که رئیس‌جمهور حتی پس از سرنگونی پهبادهایش جرأت حمله به ایران را نداشته و همواره درصدد روانه کردن دلارهای‌عربی به واشنگتن است. به همه این موارد باید استعفای اجباری جان بولتون به معنای دومین قدم در راستای فروپاشی گروهB را اضافه کرد و در انتظار عزل برایان هوک و مایک پمپئو در آینده نزدیک ماند تا همه اعضای گروه فرعی یکی پس از دیگری قربانی سیاست‌های‌ هیجانی او شوند.
با همه این تفسیر اکنون با یک علامت سوال بزرگ روبرو هستیم. آیا مردم ایالات متحده به خوشبختی مقطعی خود اندیشیده و سکان هدایت کاخ سفید را به رئیس‌جمهور زن ستیز می‌سپارند یا دموکرات‌ها‌ موفق می‌شوند عواقب تصمیمات رادیکالی ترامپ را برای همه اقشار جامعه رمزگشایی کرده و به یکی از رادیکال‌ترین دولت‌های‌ سده‌های ‌معاصر پایان دهند. 
 نتیجه کار هر چه باشد شاید تفاوت چندانی برای ما ایرانیان نداشته‌باشد و میان بد و بدتر گرفتار آییم. به دوران اوج برجام رجوع کنیم، هرچند که دموکرات‌ها‌ به ما چراغ‌های ‌سبز برای تهاتر با جهانیان نشان دادند، اما در مقام عمل وزارت خزانه داری ایالات متحده با دسیسه‌های‌ آشکار و نهان راه‌ها‌ را بسته بود و بسیاری از شرکت‌های‌ خارجی از واهمه اعمال مجازات همچنان به ایران پا نمی‌گذاشتند. به همین دلیل به قدرت رسیدن دموکرات‌ها ‌و جمهوری‌خواهان انتخاب میان بد و بدتر است. در حقیقت چپی‌ها‌ دروازه‌های ‌بهشت را با تزریق رونق و ثبات برای ما نمی‌گشایند و راستی‌ها‌ هم نمی‌توانند با همه خدعه‌ها‌ و نیرنگ‌ها‌ روزگار ایران را جهنم کنند. در حقیقت کلیدواژه سعادت و رستگاری در دست خود ماست. اگر فساد و اختلاس ریشه کن شوند، اگر از مدیران لایق، متعهد، دلسوز و متخصص استفاده کنیم، اگر اختلاف‌نظرهای جناحی و قدرت‌‌نمایی‌ها‌ را برای مدت کوتاهی به فراموشی بسپاریم، اگر بنیان اقتصاد ایران را برپایه طلای سیاه نگذاشته و از خام‌فروشی دست برداریم، اگر رسانه‌ها ‌دست از خودسانسوری بردارند و مدیران ارشد انتقادپذیر باشند، اگر اسلوب رفیع اقتصاد مقاومتی در رأس امور قرار گیرد و مردم هر روز فقیرتر از دیروز نشوند و در صورت بسیاری دیگر از اما و اگرها می‌توانیم از این پیچ تاریخی هم به سلامت عبور کنیم. اعتقاد مردم و جایگاه استراتژیک ایران در منطقه بزرگترین امتیاز کشور ماست و هیچ یک از ابرقدرت‌ها‌ با توجه به ضریب نفوذ ایران و قوه دفاعی کشور جرأت برافروختن آتش جنگ را نخواهند داشت، مگر رئیس‌جمهور ایالات‌متحده که با سرسپردگی به لابی‌های ‌منفور صهیونیستی، پس از پیروزی در انتخابات 2020 اقدام جنون آمیزی انجام دهد. شاید 2020 سال سرنوشت جهان باشد، سالی که در نهایت پایان ابرقدرت را کلید می‌زند. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی