[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۵
  • دوره جدید

مرتضی کشاورز: از اینکه فوتسال را انتخاب کردم پشیمانم!، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: مرتضی کشاورز باسابقه‌ترین بازیکن ارژن، به یکباره تصمیم به خداحافظی گرفت و برای همیشه از این تیم جدا شد.
او  مشکلات شدید مالی را دلیل این تصمیمش عنوان می‌کند و می‌گوید برای تأمین مخارج خانواده‌اش نیاز به شغلی داشته که بتواند نیازهای مالی‌اش را رفع کند. بیان چنین دلیلی برای خداحافظی از یک تیم از سوی بازیکنی که تقریباً تمام عمر فوتبالش را در تیم نخست فوتسال شیراز سپری کرده، کمی عجیب به نظر می‌رسد؛ اما متأسفانه واقعیت دارد.
گفت‌وگوی ما با این شماره هشت متعصب ارژنی را در ادامه می‌خوانید.
تصمیم جدایی‌ات از ارژن غیرمنتظره بود. چرا از این تیم جدا شدی؟
چندین ماه است که هیچ پولی نگرفته‌ایم. هرچه هم گفتیم، اتفاقی نیفتاد. من هم زن و بچه دارم و باید مخارج زندگی‌ام را تأمین کنم. بنابراین تصمیم گرفتم سراغ کار دیگری بروم. 4-5 سال است داریم تحمل می‌کنیم؛ اما دیگر نمی‌شود. بیش از این نمی‌توانستم پیش خانواده‌ام شرمنده باشم. الان هم یک سِمت در باشگاه تازه تأسیس ماهان به من سپرده شده و می‌خواهم همان جا کسب درآمد کنم و اگر شد، فوتبال را هم در همان تیم ادامه می دهم.
پس خداحافظی تلخی از باشگاه محبوبت داشتی.
بله. واقعاً تلخ بود. آن هم بعد از 12 سال زحمت برای این تیم که گاهی با انواع و اقسام مصدومیت‌ها برایش بازی کردم. سالی که به لیگ برتر بازی کردیم، هر شش بازی پلی آف را با درد و مصدومیت بازی کردم. هر کاری برای این تیم کردم؛ اما آن جوری که باید پاسخ زحماتم را نگرفتم.
در طول تمام این سال‌ها حدوداً چقدر از ارژن پول گرفتی؟
حدودش را نمی دانم؛ اما این 4-5 سال آخر تقریباً هیچی! یعنی از برج یک باید قرض می کردم تا برج 11 که قرار بود پول بگیرم. آن پول هم آن زمان دیگر به دردم نمی خورد. آدم به این شکل نمی تواند هیچ برنامه‌ریزی برای زندگی اش داشته باشد. آن هم یک بازیکن متأهل. اگر مجرد بودم تا 10 سال دیگر هم به همین شکل برای ارژن ادامه می‌دادم؛ اما واقعاً نمی شود. من مهندس کریمی را دوست دارم، آقای کمالی را با جان و دل دوست دارم و همیشه با همه وجود برایشان مایه گذاشته‌ام؛ اما ادامه این وضعیت خیانت به خانواده ام است. این بود که پس از بازی با فرش آرا در شیراز، دیگر سر تمرین نرفتم. آقای کمالی با من تماس گرفت و گفتم شرایط روحی مناسبی برای حضور در تمرین ندارم. کاملاً بی‌خیال شدم. گفتم یا فوتسال به درد من نمی‌خورد یا من به درد فوتسال نمی خورم. بعد از یک عمر زحمت، باید لنگ 5-6 میلیون پول باشم. امسال فکر می‌کنم فقط یک پاداش از آقای کامیاب و یک پاداش از آقای هنرپیشه گرفتیم و دیگر هیچ. درک نمی کنند که بیشتر بازیکن‌های ما شغلشان فوتسال است و یکی مثل من به جز فوتسال کار دیگری بلد نیستم. عمرم در این فوتسال گذشته که همان هم به فنا رفت. بعد از 15 سال این روزگار من است.
الان پشیمانی؟
بله. پشیمانم که چرا فوتسال را انتخاب کردم. آن کسی که من را به راه فوتسال آورد را هم هیچ‌وقت نمی بخشم. من فوتبالم را داشتم ادامه می‌دادم و از خیلی از بازیکنان فوتبال سرتر بودم. ولی یک نفر به خاطر منفع خودش سال 83 من را با 6-7 میلیون فروخت به تیم ذغال سنگ کرمان. همان کار باعث شد من الان بخواهم این‌طور از فوتسال جدا شوم، در حالی که هیچ سرمایه ای هم ندارم. منی که هیچ‌وقت به تیمم پشت نکردم. حتی زمانی که در حساس ترین روزها چند بازیکن تیم به خاطر بی پولی قهر کردند، من ماندم و مقابل مس سونگون بازی کردیم و مساوی گرفتیم و آخر فصل هم ماندگار شدیم. فکر نکنم کسی باشد که بیشتر از من برای این تیم دل بسوزاند و دوستش داشته باشد. اما ببینید کار به کجا رسیده که بی‌خیالش شده ام. یک عده می‌گفتند کشاورز بازوبند کاپیتانی ارژن را رها نمی کند، در حالی که من همیشه گفته ام کاپیتان و بزرگتر تیم آقا رضا جوانبخت است. می‌گفتند کشاورز پول میلیونی می گیرد اما این وضع مالی من است! حالا هم که رفته ام خیلی‌ها خوشحال می شوند و عده کمی ناراحت. خیلی دلم پر است. فقط امیدوارم ارژن امسال نتیجه خوبی بگیرد و در لیگ بماند تا دشمن شاد نشویم.
دقیقاً چه سالی به ارژن آمدی؟
سال 86 زمانی که این تیم تازه به لیگ برتر آمده بود و آقای وحید نعمت‌الهی هدایتش را بر عهده داشت. در همان بازی اول هم تیم ماهان که 12 بازیکن ملی پوش داشت را چهار صفر در شیراز شکست دادیم. 
آینده باشگاه ماهان را چطور می بینی؟
من فکر می کنم مؤسسان این باشگاه و در رأس آنها دوست عزیزم آقای جوکار، آدم‌های سالم و صادقی هستند. یک مجموعه درست کرده‌اند و دوست دارند هم درآمدزایی کنند و هم استعدادیابی. یک تیم هم در مسابقات بزرگسالان استان راه انداخته اند و کارهای این تیم را هم به ما سپرده اند. به ما اعتماد کردند و امیدوارم بتوانم جواب این اعتماد را بدهم.
احتمالش هست که روزی دوباره به ارژن برگردی؟
به عنوان بازیکن که هیچ وقت، شاید روزی به عنوان مربی برگردم.
حالا یک خاطره خوب از دوران حضورت در ارژن بگو.
بهترین خاطره ام که همان بازی اولم بود که گفتم 4-0 تیم ماهان را با آن همه ملی پوش بردیم. یک خاطره دیگر هم مربوط می شود به فصلی که به لیگ برتر برگشتیم. در یک فصل فقط یک باخت داشتیم و به لیگ برتر صعود کردیم. یک تیم همدل و عالی که از ابتدا برای قهرمانی آمده بودیم. خاطره تلخم هم مربوط به فصلی می شود که به لیگ یک سقوط کردیم. در روز آخر در مشهد پیروز شده بودیم و من رفتم تست دوپینگ بدهم. هلال احمر تبریز هم بازی را باخته بود و ما ماندگار شده بودیم؛ ولی وقتی برگشتم فهمیدم آن بازی مساوی شده و همه در رختکن داشتند گریه می کردند. یک بازی پر حرف و حدیث و معروف به بازی باجناق‌ها. این بدترین خاطره عمرم بود.
به جوان‌های شیرازی توصیه می‌کنی سراغ فوتسال نروند؟
نه. روی صحبت من با مسئولان است. آنها نباید این جوان‌ها و فوتسالیست‌ها را نادیده بگیرند. این‌ها می آیند که با فوتسال زندگی کنند، کاری نکنید که بخواهند مثل من به این شکل فوتسال را کنار بگذارند. اینجا اگر کسی بخواهد سراغ فوتسال بیاید اول باید مهارت دیگری یاد بگیرد، شغلی داشته باشد و به فوتسال به عنوان شغل دوم نگاه کند که این دیگر اسمش ورزش حرفه ای نیست. هیچ ورزشی را هم در فارس نمی شود حرفه ای دنبال کرد تا اوضاع چنین است.
صنایع ما هم ضعیف هستند یا وارد نمی شوند.
صنایع خوبی داریم؛ اما هر کسی هم می آید فراری اش می دهند. یعنی حاضرند بروند اسپانسر تیم‌های شهرهای دیگر بشوند؛ اما سراغ تیم‌های شیرازی نیایند. چرا؟ چون اینجا آنها را دلزده می کنند. در شیراز یک مربی بود که می گفت به من پول بده تا مطرحت کنم. ولی 16 سالگی رفتم کرمان و فقط 7 میلیون دادند برای رضایتنامه من! سال 83 به من چهار پنج میلیون پول دادند که برای آن زمان و بچه ای به سن من خیلی پول بود. 
برای خداحافظی از هواداران چه پیامی داری؟
ما همیشه هواداران اندکی داشتیم که دست تک تکشان را می بوسم. شاید تعدادشان کم بود؛ اما به اندازه مربیان و بازیکن‌ها دلسوز و پیگیر بودند. یک سری دیگر هم بودند که می آمدند سالن را شلوغ می‌کردند؛ اما دوست داشتند ببازیم تا خوشحال شوند. از آنها هم تشکر می‌کنم. همچنین از مهندس کریمی، آقای وحید نعمت الهی که خیلی حق گردن تیم ارژن و شخص بنده دارند، حمیدخان کمالی که واقعاً برای من سنگ تمام گذاشتند. چند روز پیش که با ایشان حرف می زدم از فرط ناراحتی گریه ام گرفته بود. گفتم می دانید چقدر شما را دوست دارم ولی واقعاً تحمل این شرایط سخت است. امیدوارم حلالمان کند.هنوز هم باور نمی کنم از این تیم و آدم‌هایش جدا شده ام.
جمله پایانی.
از شما تشکر می کنم؛ چون همیشه تیم غریب ما را حمایت کرده‌اید. ما در این شهر غریب هستیم. از مهندس کریمی بگیرید تا حمید کمالی و بازیکنان دیگر، همگی غریب هستیم در شهر خودمان. امیدوارم امثال شماها بیشتر شوند و این تیم را حمایت کنند تا نام ارژن باقی بماند. من هم شاید الان دیگر در تیم ارژن نباشم؛ ولی همیشه از جان و دل دوستش دارم. جمعه هم می آیم می نشینم وسط تماشاگران و تشویقش می کنم.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی